شهیدی که مسئولیت در نظام را جای "نازپروردهها" نمیدانست
نیمه دیماه هر سال یادآور خاطره تلخ عروج شهید ستاری، فرمانده نابغه نیروی هوایی ارتش که به تبعیت از ولی فقیهاش به خودکفایی علمی و اقتصادی کشور در مقابل قدرتهای زورگوی دنیا ایمان داشت
به گزارش خبرنگار «نسیم»، نیمه دی ماه هر سال یادآور خاطره تلخ یک سنحه هوایی برای مردم انقلابی ما است، سانحه ای که در آن ملت ایران شهید ستاری، فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش و تنی چند از نخبگان ارتش جمهوری اسلامی را از دست دادند، به همین بهانه نگاهی کوتاه و گذرا به ابعاد مختلف زندگی شخصی ، نظامی و سیاسی شهید منصور ستاری و همچنین روایت به شهادت رسیدن این شهید و سایر شهدای سانحه هوایی داشته ایم.
روستازادهای که به اصالتش افتخار میکرد
سرلشکر شهید ، منصور ستاری در سال 1327 در روستای ولی آباد ورامین دیده به جهان گشود . پدرش ، مرحوم "حاج حسن" از شعرای فاضل این خطه بود. او دوران ابتدایی را در مدرسه ولی آباد ورامین و دوران متوسطه را در قریه "پوینک" باقر آباد به پایان رسانید . وی در طول دوران تحصیل همواره یکی از شاگردان ممتاز کلاس به شمار میرفت. شهید ستاری پس از دریافت دیپلم متوسطه ، در سال 1346 وارد دانشکده افسری شد و پس از پایان دوره دانشکده به درجه ستوان دومی نایل آمد سپس در سال 1350 برای طی دوره کنترل رادار به کشور آمریکا اعزام شد و پس از گذراندن دوره یکساله، در سال 1351 به میهن بازگشت و به عنوان افسر کنترل شکاری نیروی هوایی مشغول به خدمت شد . وی در سال 1354 در کنکور سراسری شرکت کرده و در رشته "برق و الکترونیک" پذیرفته شد، ورود او به دانشگاه و گذراندن تعدادی از واحدهای دانشگاهی از سوی وی همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی بود و پس از مدتی با شروع جنگ تحمیلی تحصیل را کنار گذاشت و در کنار دیگر هموطنانش به پاسداری از دستاوردهای انقلاب پرداخت. وی افسری مؤمن ، متعهد ، شجاع ، آگاه ، تیزهوش و کاردان بود . طرحها و ابتکارهای زیادی در تجهیز سیستمهای راداری ، پدافندی به اجرا گذاشت که در طول جنگ تحمیلی توان نیروی هوایی را در سرنگونی هواپیماهای متجاوز دشمن دو چندان کرد. شهید ستاری به علت فعالیتهای بی شماری که در اجرای طرحهای جنگی و عملیاتی از خود نشان داد ، درسال 1362 به سمت "معاون عملیات فرماندهی پدافند نیروی هوایی" منصوب شد . طرحها و برنامههایی که ارائه میداد منطقی، عملی، کاربردی و مؤثر بود به عمین دلیل در سال 1364 به عنوان "معاونت طرح و برنامه نیروی هوایی" برگزیده شد. در بهمن ماه سال 1365 با درجه سرهنگی به دلیل لیاقت، کاردانی و شایستگی بالایی که از خود نشان داده بود، به سمت "فرماندهی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران" منصوب شد و تا هنگام شهادت(15/10/1373) عهده دار این مسئولیت بود. شهید سرلشکر منصور ستاری در مدتی که زمام امور نیوری هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را عهده دار بود، با اجرای ده ها طرح و برنامه کوتاه مدت و بلند مدت ، منشا خدمات بسیار رزشمندی علی الخصوص در سامانه دفاعی نیرو بود.
مسئولیت در نظام جای "نازپروردهها نیست
از شهید ستاری، نوشته های بسیاری به جا مانده است که شاید یکی از مهم ترین و ماندگارترین آن نوشته ها، یادداشتی است که شهید ستاری در خصوص نحوه زیستن مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی از خود به جای گذاشته است؛ در این یاداشت آمده است: "اگر کسی در جمهوری اسلامى ایران بخواهد مسوولیت داشته باشد، نباید نازپرورده باشد. ... در برابر دنیایی که روبهروی ما قد علم کرده، باید قوی بود؛ اراده باید قوی باشد و جوانها باید از پیرها بیاموزند و کار بفهمند. این جمهوری اسلامی ... که آدم معمولی نمیتواند از پس آن بربیاید، وای به اینکه آدمی در لای زرورق هم بزرگ شده باشد! در سختی و رنج بزرگ شدن، برای سیستم مدیریتی کشور بسیار مفید است." "خودکفایى چیزی است که امام خمینى(ره) می فهمیدند و میدانستند که این موضوع چگونه آدم را از زیر یوغ دیگران بیرون میآورد. شما به وصیت نامه حضرت امام خمینی(ره) که توجه میکنید، متوجه میشوید چقدر روی این بخش حساس هستند. میفرمایند: باید روی پاهای خودتان بایستید؛ چون در رنج بزرگ شده و می فهمد که میشود خودکفا بود."
چهار رکن اصلی اقدامات شهید ستاری:
اقدامات شهید ستاری بر چهار رکن اصلی استوار بود که این چهار رکن به شرح زیر آمده است: ـ طرح و برنامه صحیح از ابتدای فرماندهی همراه با آینده نگری هرچه ژرف تر. ـ سازماندهی نیروی انسانی متعهد و کارا مستعد و مبتکر و بیش از همه خوداتکا و خودباور در پروژه های توسعه پیشرفت. ـ تأمین وسایل و تجهیزات با بهره گیری حداکثر از منافع موجود داخلی و با تکیه بر اهداف خودکفایی کشور. ـ اعمال مدیریت پویا و متکی بر روابط انسانی و ایجاد محیطی هرچه مناسب تر برای تشریک مساعی همگانی. تحقق آرزوی 33 ساله شهید ستاری
یکی از مهمترین اقدامات ستاری، تأسیس دانشکده پرواز (خلبانی) نیروی هوایی بود که پذیرای اولین سری دانشجویان خلبانی در مهرماه سال ۱۳۶۷ شد. امیر سرتیپ «حبیبالله صادقپور» در این باره می گوید: دانشکده خلبانی که از 31 سال پیش تأسیس شده بود، دانشجویان را با مدرک دیپلم پذیرش میکرد و بعد از یک دوره آموزش کوتاه مدت، آنها را برای آموزش با هواپیمای جت به خارج از کشور اعزام میکرد. شهید ستاری یک روز مرا احضار کرد و گفت: «نمیخواهم اینگونه باشد. ما باید تمام مراحل آموزش را در ایران داشته باشیم، یعنی از زمانی که دانشجو پذیرش میشود تا زمانی که وینگ (نشان) خلبانی میگیرد، باید در داخل کشور آموزش ببیند». گفتم: تیمسار هر کاری از دست من بربیاید، انجام میدهم. در آن جلسه تیمسار ستاری مأموریت تأسیس دانشکده پرواز را به من محول کرد و گفت: «هر چه احتیاج داشته باشید، تهیه میکنم. اگر حالا نتوانم، در آینده نزدیک تهیه خواهم کرد. من مطمئنم تأسیس دانشکده به خوبی انجام خواهد شد». به این ترتیب ما برای ایجاد دانشکده پرواز دست به کار شدیم و آن را به شکل نظام دانشگاهی درآوردیم. شهید ستاری اکثر طرحها و ایدهها را ارائه میداد و با همت بلندی که داشت، بیشتر کارها را خودش به پیش میبرد به طوری که پس از برگزاری یکصد و شش جلسه مشترک با وزارت فرهنگ و آموزش عالی، سرانجام طرح تأسیس دانشکده تصویب شد و ما پذیرش اولین دوره دانشجویان را آغاز کردیم. ابتدا هواپیماهای آموزشی ملخدار را آماده کردیم و سپس هواپیمای جت را نیز وارد سیستم آموزش کردیم. شهید ستاری دو روز قبل از شهادتش به من گفت: صادقپور ما با ساختن این دانشکده و آوردن هواپیمای جت به سیستم، به آرزوی 33 خودمان رسیدهایم. حالا این دانشکده راه خود را پیدا کرده و من خیالم راحت است از اینکه بدون نیاز به خارج میتوانیم خودمان خلبان تربیت کنیم.
تعریف نیروی هوایی ارتش از زبان شهید ستاری
نیروی هوایی دو خصلت بسیار بزرگ دارد که نمایش این خصلتها کافی است تا امتی را همیشه آماده و در حال حرکت به جلو نگاه دارد . اولین مورد ، آسمان است . آسمان جایگاه و جولانگاه نیروی هوایی است . از آسمان به زمین نگاه کردن با شرایط عادی زندگی فرق دارد و تفاوتها بسیار است . اشخاص را طور دیگری بار میآورد و به نوع دیگری میتوان با خدا خلوت کرد. در آسمان چیزهایی وجود دارد که هر کس که سالها این راه را پیموده ، به خوبی حرفهای مرا میفهمد که چقدر تفاوت بین یک زندگی معمولی و یک زندگی آسمانی است . مسئله دوم ، شجاعت است که از خصلتهای لاینفک نیروست . شجاعت ابعاد مختلف دارد که یکی از آنها خلاقیت است .
نظر شهید در خصوص آمریکا و انگلیس
ما باید این واقعیت را بپذیریم که در یک مرحله ای قرار گرفته ایم که دیگر امریکایی و انگلیسی نمی آید برای ما کار کند، پس به امید چه کسی نشسته ایم؟ ما خود باید با تلاش پیگیر، کارهای خود را انجام دهیم و نتیجه کارهایمان را هم به آیندگانی که بعد از ما می آیند منعکس کنیم تا راه را اشتباه نروند.
روایت آخرین روزهای قبل از شهادت شهید ستاری از زبان فرزندش
حدود 5 تا 6ماه قبل از شهادتشان این احساس که قرار است از جمع ما بروند را داشتند و گاهی این مطالب را بیان میکردند. آخرین جمع خانوادگی که داشتیم در شب یلدا سال 73 بود. برای من عجیب بود. چون یادم نیست که شب یلدا ما هیچ وقت دور هم جمع شده باشیم. ولی آن سال دور هم بودیم و آخرین عکسهای خانوادگی که داریم از همان شب یلدا سال 73 بود. اتفاقاً چند نفر از بستگان ما هم حضور داشتند. در حالی که از خاطرات دوران جوانی صحبت میکردند و میگفتند که من اوج را رد کردم و گویا این را درک کرده بودند که آخرین شب یلدایی است که با هم هستیم، پدر هیچ وقت در خانه نبودند. ولی در همان مدت کوتاهی که در منزل حضور داشتند چنان مدیریتی داشتند که بهرغم حالت نظامی که داشتند، نظارت کامل هم داشتند. یادم هست که در کنکور سال 69 وقتی در کنکور قبول شدم، ایشان اولین کسی بودند که با من تماس گرفتند و به من تبریک گفتند. حتی گفتند که رتبه 33 کنکور را کسب کردم. جالب اینجاست که بعد از تماس تلفنی وقتی شب بعد از کار به منزل آمدند طوری برخورد کردند که انگار هیچ اتفاق خاصی نیفتاده است که بعدها متوجه شدم به مادرم گفته بود که این طور برخورد کردم تا سورنا بداند که این رتبه خیلی هم کم است و حالا حالاها باید کار کند. بعد از گذراندن دوره کارشناسیم چون در دانشگاه شریف شاگرد اول دوره لیسانس شده بودم، بورس دانشگاه برکلی را گرفته بودم و تقریبا تمام کارهایم را انجام داده بودم و در آخر شاید صحبت من با پدر 5 دقیقه هم طول نکشید که ایشان گفتند: نرو، چون اگر بروی ممکن است برنگردی و این نه به نفع تو و نه به نفع من است. با یک کلمه "نه" پدرم، من هم برنامه رفتن به دانشگاه برکلی را کنار گذاشتم و کارشناسی ارشدم را در دانشگاه صنعتی شریف گذراندم. چون ایشان را قبول داشتیم و نظر ایشان برایمان مهم بود و این راهنماییهای پدرم در زندگی ما کاملاً موثر بود.
شاخص ترین اقدامات شهید ستاری در حوزه دفاعی
در مجموع مهم ترین اقدامات بنیادین شهید ستاری در حوزه دفاعی کشور از منظر "ستاد نیروی هوایی ارتش به موارد زیر خلاصه شده است: ـ تأسیس دانشکده پرواز (خلبانی) این آرزوی دیرینه هر ایرانی وطن پرست و پرسنل نیروی هوایی بود. اولین سری دانشجویان خلبانی در مهرماه سال ۱۳۶۷ وارد دانشکده پرواز شدند. -تأسیس دانشگاه هوافضا با ۸ گرایش تحصیلی و مبتنی بر برنامه های آموزشی ـ مجموعه های کارشناسی و مصوبات وزارت فرهنگ و آموزش عالی. ـ تأسیس دانشکده پرستاری و راه اندازی مرکز تحقیقات و آموزش پزشکی (پاتولوژی) نیروی هوایی. ـ توجه به آموزش کارا (حین خدمت) و آموزش پرسنل رده میانی. ـ ایجاد هنرستان کارودانش ـ فنی و حرفه ای درمرکز آموزشهای هوایی و اجرای برنامه های آموزش و پرورش برای افرادی که حداکثر با سن شانزده سال به استخدام نهاجا درآمده بودند تا بتوانند همانند دانش آموزان دبیرستان به تحصیل بپردازند و دیپلم رسمی کشور به آنها اعطاشود. ـ ایجاد شبکه دیده بانی به منظور تقویت سیستم پدافندی کشور ـ ایجاد شبکه دیده بانی بصری ـ ایجاد موانع هوایی بر فراز دره ها، گذرگاهها و ارتفاعات و... - شهیدستاری که به واقع معماری آینده نگر برای سیستم پدافند هوایی کشور بود با راه اندازی تأسیسات و امکانات جدید تعمیر و نگهداری و نیز اجرای پروژه هایی نظیر پروژه اوج و نیز راه اندازی مرکز پژوهش، تحقیقات و آموزش (پتا) توان نگهداری نیرو را تقویت و به چندین برابر قدرت قبلی ارتقاداد. این مهم برای کشوری که پایه های صنعتی اش تقریباً ضعیف بود کاری شگرف می باشد. ایجاد مؤسسات فنی و صنعتی پیشرفته برای آموزش پروازی مرحله مقدماتی دانشجویان خلبانی با کمک مهندسین و متخصصین نهاجا با ساخت هواپیمای پرستو. این هواپیما از نظر امکانات عملیاتی تقریباً شبیه هواپیمای بونانزای ساخت آمریکا می باشد. - یکی از مهمترین فعالیتهای سرلشگر شهید منصور ستاری طی سالهای ۶۶ الی پایان جنگ تحمیلی اسکورت ناوگان تجاری کشتی های نفتکش ایران در خلیج فارس و دریای عمان تا خروج آنها بود. انجام عملیات اسکورت باتوجه به حجم عملیات جنگی و مضافاً حجم عملیات عادی و روزانه نهاجا کاری بس عظیم بود. - نگهداری مجتمع پتروشیمی بندرامام، حفاظت از میدان گازی کنگان و مواردی نظیر اینها یادآور اقدامات و جانفشانی های عقابان تیزپرواز و پرسنل پدافندی نیروی هوایی تحت فرماندهی و مدیریت این بزرگوار همیشه به یادماندنی است. - طراحی و ساخت خودروشمس ایجاد خطوط هوایی سها (سازمان هواپیمایی ارتش جمهوری اسلامی ایران) شرکت در پروژه های دولتی در راستای امور مهندسی و تأسیساتی، افزایش کارایی و استخراج از معادن تحت پوشش از قبیل نمک سمنان که نیازمندیهای صنایع نفتی و پتروشیمی کشور را مرتفع و پشتیبانی می نماید، ازدیاد بازده صنایع فلزی (ریخته گری ـ تراش و...) و دریافت سفارش به منظور رفع نیازمندیهای دولتی، نظامی و خصوصی. - شهیدستاری منطقی ترین راه را برای کاهش اثرات محدودیت اعتباری و روبرویی با شرایط پس از جنگ انتخاب نمود و آن خودکفایی هرچه بیشتر نیروی هوایی بود. بدینوسیله علاوه بر آنکه از خروج اعتبارات نیروی هوایی جلوگیری می کرد توان تولیدی و خدماتی را افزایش داده و درآمدهای حاصل از این قبیل فعالیت ها را همواره تحت کنترل و نظارت دقیق قرارداد که به عنوان پشتوانه ای برای اجرای برنامه های سازندگی موردبهره برداری قرارگرفت. - شهیدستاری با کمک فرماندهان و پرسنل عزیز نیروی هوایی پروژه های بلندمدت را طراحی نمود که یکی پس از دیگری جامه عمل می پوشد. یکی از این پروژه ها بعد از شهادت ایشان هواپیمای جنگی آذرخش بود که با حضور رهبر انقلاب در سال ۱۳۷۶ به پرواز درآمد.
شهادت
پنجشنبه 15 دیماه جلسه شورای فرماندهان پدافند هوایی به مدت سه روز در کیش برگزار شده بود ، تیمسار ستاری قرار بود برای مراسم اختتامیه سخنرانی کند . ساعت 9 صبح به تیمسار یمینی ، اطلاع داده شد که هواپیمای تیمسار ستاری تا ده دقیقه دیگر در باند فرود میآید . او به اتفاق سایر فرماندهان جلسه را تعطیل کردند و به استقبال تیمسار رفتند . هواپیمای تیمسار در باند نشست و او به همراه معاونتهای خود از آن پایین آمد و به سمت سالن برگزاری جلسه به راه افتاد . تیمسار در جلسه دو ساعت سخنرانی کرد و چنان حرف میزد که همه از حالت حرف زدنش متعجب شده بودند . نکاتی را در بارة آینده نیرو به فرماندهان متذکر شد ، که انگار وصیت نامه میخواند . تیمسار و همراهان او پس از صرف ناهار به مقصد اصفهان پرواز کردند . هواپیمای « جت استار » غرش کنان در آسمان پایگاه اصفهان ظاهر شد و اندکی بعد روی باند ایستاد و تیمسار و همراهانش از پلکان هواپیما پایین آمدند . فرمانده پایگاه به استقبال آمده بود . احترام نظامی گذاشت و با عرض خیر مقدم ، اعلام کرد که پایگاه برای بازدید تیمسار فرماندهی آماده است . تیمسار از همان جا بازدید را آغاز کرد . ابتدا به گردان نگهداری رفت و مرحله کار «اورهال» کردن یکی از هواپیماها را مشاهده کرد و گفت : تلاشهایتان دارد به نتیجه میرسد . سپس به انبارهای تدارکاتی رفت . سرهنگ شاه حیدری یک روز قبل از تهران به دستور تیمسار آمده و انبارها را برای بازدید آماده کرده بود . تیمسار یک به یک قطعات موجود در انبارها را بازدید کرد . این کار سه ساعت به طول انجامید . بعد از بازدید ، در گوشه یکی از انبارها که برای پذیرایی در نظر گرفته شده بود ، تیمسار و همراهان جمع شدند . بعد از پذیرایی مختصر دسته جمعی برای ادامه بازدید به انبار قطعات هواپیما رفتند . تیمسار وقتی قطعات را دید با خوشحالی غیر قابل وصفی گفت : بحمدالله برای اورهال کردن هواپیماهای موجود کمبود قطعه نداریم . برق انبار بعدی اشکال پیدا کرده بود و تیمسار برای اینکه آنجا را نیز بازدید کند با چراغ قوه این کار را انجام داد . قطعات موجود را به دقت بررسی کرد . در چهره تیمسار خوشحالی زایدالوصفی دیده میشد که برای سایرین جای تعجب بود . تیمسار رزاقی از میر عشقالله پرسید : شما چه کار کردهاید که تیمسار این قدر خوشحال هستند ؟ میر عشقالله گفت : نمیدانم ، ولی فکر کنم ایشان خوشحالیاش از بازدید خوبی است که داشتهاند . ولی کسی نمیدانست که خوشحالی او از الهامی است که از شوق وصل به او دادهاند . کمکم خورشید بساط خودش را از دیوار انبارها برمیچید و با رفتنش سوز گزندهای را به جا میگذاشت . تیمسار لحظهای احساس سردی کرد ، زیپ کاپشنش را بالا کشید و نگاهی به خورشید در غروب نشسته انداخت . خورشید همانند طشت خونی از پس شاخههای استخوانی درختان نمایان بود و کران تا کران آسمان را به رنگ خون در آورده بود . این آخرین نگاه تیمسار به خورشید روز پانزدهم دیماه بود . وقت اذان شده بود . گلبانک الله اکبر از گلدستههای مساجد به گوش میرسید . در گوشه یکی از انبارها تیمسار و همراهانش به نماز ایستادند و بعد از نماز دوباره بازدید را تا آخرین انبار ادامه دادند . در پایان تیمسار به میر عشقالله گفت : همه چیز مرتب و به اندازه کافی وجود داشت . انشاء الله در بازدیدهای بعدی برای شام میمانیم . میر عشقالله گفت : چرا امشب نمیمانید ؟ تیمسار گفت : در تهران کار زیادی دارم . به بچههای سازندة اتومبیل قول دادهام ، امشب به آنها سر بزنم . لحن تیمسار طوری بود که دیگر میر عشقالله بیشتر از این نتوانست تعارف کند لذا به همراه معاونین خود ، مهمانان را تا باند فرودگاه بدرقه کرد . سایر مهمانان که همراه تیمسار بودند ، یک به یک بدرقه کنندگان را در آغوش گرفتند و به گرمی از آنها خداحافظی کردند و در هواپیما نشستند .
ساعت حدوداً 8 شب بود. خلبان سرهنگ جمشیدی به همراه کمک خود سرهنگ دوم خلبان جم منش هواپیمای جت استار را برای پرواز به سمت تهران آماده می کردند. تیمسار ستاری به همراه تیمسار اردستانی ، شجاعی ، یاسینی و دیگر همراهان به پای هواپیما آمده و پس از خداحافظی سوار بر هواپیما شدند. مهندس پرواز سروان سنایی مشغول چک های قبل از پرواز است. بعد از سوار شدن درب هواپیما بسته می شود. ساعت تقریباً 20:10 کمک خلبان از برج اصفهان اجازه استارت و درخواست کلیرنس برای فرودگاه مهرآباد را می خواهد. اجازه استارت داده می شود. مسیر پروازی نیز برای پرواز به سمت تهران توسط برج به هواپیمای حامل فرماندهان ارتش داده می شود. بعد از روشن شدن 4 موتور جت هواپیما ، درخواست تاکسی برای باند 26 فرودگاه شهید بهشتی اصفهان داده می شود و مسیر تاکسی کردن توسط برج به خلبان اعلام می شود. هواپیما آرام آرام و بدون هیچ گونه مشکلی مشغول تاکسی کردن هست. تیمسار و همراهان مشغول صحبت و گفتگو با یکدیگر هستند . بعد از رسیدن به اول باند ، برج هواپیما را برای تیک آف مجاز می نماید و پرواز خوبی برای آنها آرزو می کند. خلبان جمشیدی با جلو دادن تراتل های هواپیما 4 موتور را به غرش در می آورد و هواپیما بعد از رسیدن به سرعت مناسب تیک آف می کند و با گردش به راست شروع به گرفتن ارتفاع و قرار گرفتن در مسیر پروازی می کند. حدوداً ساعت 20 و 30 دقیقه مهندس سنایی و خلبان مشغول انجام چک لیست های بعد از تیک آف و ارتفاع گرفتن هستند . ناگهان متوجه می شوند که چراغ هشدار درب هواپیما روشن شده و نشان می دهد که اشکالی در درست بسته شدن آن می باشد. (قبلاً نیز گویا این در مشکل داشته و کامل سیف نمی شده است) با مشاهده این وضعیت خلبان با اعلام وضعیت اضطراری به واحد مراقبت اصفهان درخواست بازگشت به اصفهان و رفع مشکل را می نماید. واحد مراقبت با انجام اقدامات لازم هواپیما را راهنمایی میکند تا مجدداً به فرودگاه اصفهان برگردد. داخل هواپیما نیز به اطلاع تیمسار و سایرین می رسانند که هواپیما دچار مشکل در درب شده و قصد بازگشت به اصفهان را دارند. کمک خلبان جم منش و مهندس پرواز سنایی مشغول چک لیست های حالت اضطراری هستند. خلبان شریفی نیز هواپیما را در کنترل دارد. خلبان کم کم شروع به کاستن ارتفاع می کند. لازم به ذکر است ارتفاع فرودگاه اصفهان از سطح دریا 5059 پا می باشد. (خلبان به گمان اینکه در مهرآباد خواهد نشست ارتفاع را تا حدود 5000 پا کاهش می دهد (ارتفاع تهران از سطح دریا 3794 پا است)) ساعت 20:42 در آخرین تماس؛ موقعیت هواپیما خواسته می شود. اینگونه جواب می آید: در حال گردش برای فاینال هستیم و ناگهان ارتباط با برج مراقبت قطع می شود. هواپیمای جت استار نیروی هوایی به شماره ثبت 9001-5 در فاصله 64 کیلومتری فرودگاه در جاده نایین - یزد سقوط کرده بود و فرمانده نیروی هوایی و جمعی از فرماندهان نیرو و همراهانشان به شهادت رسیده بودند. در این هواپیما افراد زیر به همراه شهید ستاری به شهادت رسیدند : شهید خلبان مصطفی اردستانی (معاونت عملیات نیروی هوایی) - شهید خلبان سید علیرضا یاسینی (معاون هماهنگ کننده و رئیس ستاد نیروی هوایی) - شهید احمد شجاعی - شهید حسن رزاقی - شهید شریفی (مسئول دفتر شهید ستاری) - شهید خلبان جمشیدی (خلبان پرواز) - شهید خلبان جم منش (کمک خلبان) - شهید سنایی (مهندس پرواز) - شهید پورزاری (افسر و گارد همراه) - شهید محتشمی (افسر و گارد همراه) و شهید محسنی (افسر و گارد همراه).
گزارش : فرزانه غلامی تبار