پرویز امینی مطرح کرد:
یک پیشنهاد دموکراتیک به مخالفان نظارت استصوابی شورای نگهبان
معترضان به نظر شورای نگهبان میتوانند در انتخابات ۷ اسفند با جلوگیری از انتخاب آیت الله جنتی به عنوان یکی از منتخبان مجلس خبرگان، پایگاه اجتماعی اعتراض خود را به شکل دموکراتیک به این رویه شورای نگهبان نشان دهند.
به گزارش « نسیم آنلاین » پرویز امینی کارشناس و پژوهشگر مسائل سیاسی نوشت:
مخالفتها با شورای نگهبان در مقطع انتخابات به دلیل نقش نظارتی پررنگی که این شورا در مراحل گوناگون از احراز صلاحیتها تا برگزاری انتخابات و نتایج آراء دارد، همواره بخش لاینفک هر انتخاباتی خصوصا از دهه ۷۰ به بعد بوده است.
در دو انتخابات پیش رو نیز با این که کار شورای نگهبان هنوز در مرحله احراز صلاحیتها نهایی نشده است، این مخالفتها و اعتراضها شکل گرفته است. عمده دلایل مخالفتها، یا نقش شورای نگهبان در انتخاباتهاست یا به اصل انجام بررسی صلاحیتهاست و معتقدند که کاملا باید به مردم سپرده شود و یا با نحوه بررسی صلاحیتها، دارای چالشاند که بر این باورند این نحوه بررسی عده قابل توجهی را از امکان انتخاب شدن محروم میکند. همچنین این استدلال را دارند که اکثریت قریب به اتفاق جامعه نیز یا با هر دو دلیل یا با یکی از دلایل آنها همراهند و مخالف کار شورای نگهباناند.
نماد اصلی این مخالفت نیز پرسابقهترین عضو شورای نگهبان یعنی جناب جنتی است که اتفاقا خود در انتخابات مجلس خبرگان نامزد انتخابات است. این یعنی یک فرصت طلایی در اختیار مخالفان نظارت استصوابی و نمادش جناب جنتی هست که اتفاقا مخالفت خود را دارای پایگاه اجتماعی گسترده میدانند. آنها میتوانند در انتخابات ۷ اسفند با جلوگیری از انتخاب وی به عنوان یکی از منتخبان مجلس خبرگان، پایگاه اجتماعی اعتراض خود را به شکل دموکراتیک به این رویه شورای نگهبان نشان دهند.
اهمیت این روش، خصلت دموکراتیک آن از یک سو است که همه چیز به صندوق رأی معطوف میشود و از دیگر سو و به طور مضاعف به این مسئله بر میگردد که یک روش کاملا روشنگر و شفاف برای سنجش مدعاهاست. این یک وضعیت اپتیموم (بهترین) برای مخالفان هست. چرا که از یک طرف باید رای سلبی بگیرند تا ایجابی که کار آسانتری است و از طرف دیگر بر روی نمادی (جنتی) سرمایه گذاری میشود که طی همه این سالهای بعد از انقلاب در این منصب بوده است و به همین کار اهتمام داشته است و بنابراین ایجاد پروژه اعتراض علیه او آسانتر است.
کافی است به وضعیت هاشمی در پایان یک دوره کاری هشت ساله که با بیست میلیون رأی «نه» در دوم خرداد ۷۶ بدرقه شد، یا وضعیت خاتمی و احمدینژاد در پایان ادوار هشت ساله کاری آنها نگاه کنیم. جناب جنتی بیش از همه آنها در این مسئولیت بوده است و بنابراین زمان نیز به ضرر اوست. بنده اگر به جای جناب هاشمی و در موضع کنونی وی بودم (که نیستم)، به جای برافروختگی در مواضع مثل مواضع امروز (البته بعد از اطمینان از احراز صلاحیت) و حتی بیش از آن که دلمشغول رأی آوری خودم باشم، تمام توان خود را بر روی این مسئله متمرکز میکردم.