نگاهی متفاوت به مناظرههای انتخاباتی
پارادوکس دغدغههای مردم و ادعای کارآمدی دولتیها
مناظرهها و رقابتهای انتخاباتی تغییر اساسی برای حرکت به سمت پختگی در عرصه سیاستورزی است که هرچند به علت ریشهدار بودن نوعی دیگر از رقابتهای انتخاباتی هنوز به شکلی کامل خود را نشان نداده است ولی طلیعهای برای خروج از بازی بیحاصل است.
گروه سیاسی « نسیم آنلاین »-امیر استکی:: ماهیت و جایگاه نامزدهای حاضر در رقابت انتخاب رئیس جمهور دوازدهم به گونه ای است که هر گونه تلاش برای عمق دادن به مسائل مطرح در مناظرات انتخاباتی به یک نقد اساسی بر پارامترهای کارآمدی جمهوری اسلامی تبدیل می شود. خاصه اینکه در این رقابت ها یک قسمت از نیروهای سیاسی پر پتانسیل نیز حضور ندارند و قضاوت ما درباره این عدم حضور و حواشی آن ارتباط موثقی با برداشتمان از آنچه در این رقابت ها مطرح می شود خواهد داشت و این برداشت راهنمایی برای سخن گفتن از این رویداد خواهد بود. در دو سر این زنجیره علمی دو وضعیت را می توان شناسایی کرد. اول کوچک شدن زمین بازی سیاست و محدودتر شدن آن به واسطه پارامترهای ارتجاعی و دست چندم از نوع مصلحت نظام سیاسی است و دوم ایجاد یک فضای جدید برای انجام بازی قدرت و با دیدی مثبت، بنا نهادن چهارچوبی انضمامی و پراتیک برای رقابت بر سر تصدی مقام ریاست بر جمهور است.
بر مبنای نگاه اول در این انتخابات به وضوح قسمت قابل توجهی از نگاههای متفاوت به قدرت سیاسی حضور قابل لمسی ندارند. اصلاح طلبان در معنای موسع آن ( با تکیه بیشتر بر ماهیت اجتماعی آن)، با رویکردی بسیار حداقلی پا به عرصه انتخابات با حمایت کم فروغ از روحانی گذاشته اند و اندک امیدهای آنان به جهانگیری که در مناظره اول شکل گرفته بود، پس از عملکرد بسیار ضعیف جهانگیری در مناظره دوم و فراتر نرفتنش از نقش کاندیدای پوششی و یار کمکی روحانی، به یاس مبدل شد و آنها را به انتظارات حداقلی از انتخابات با همان استراتژی ساده حمایت از روحانی بازگرداند. به عبارت دیگر در این انتخابات رویکردی از اصلاح طلبی حاضر است که نه در گفتمان بلکه صرفا در دسته بندی سیاسی و بر مبنای یک ائتلاف موقت سیاسی با خروجی های از پیش مشخص، اصلاح طلب دانسته می شود و این یعنی اصلاح طلبان در ایران -بدون قضاوت در مورد ادعاها و ایده هایشان و صرفا در مقام توصیف- از برداشتن گامهای بلند ناتوانند و راه و روش خود را به برداشتن گامهای کوتاهتر و در عوض آن بهره مندی از جایگاه فعال آلترناتیو هم اکنون موجود برای نظام سیاسی مستقر، تغییر داده اند. اصلاح طلبان ایرانی در این حالت به درون فقط بر اساس همین مطرح ماندن به عنوان تنها آلترناتیو موجود و برسمیت شناخته شونده از سوی عوامل سیاسی خارجی اکتفا می کنند و در رویکردی آشکارا برونگرا منتظر فراهم شدن شرایط برای بالفعل کردن این ظرفیت بالقوه آلترناتیو بودگی هستند.
جریان سیاسی دیگری که در این انتخابات هیچ نوع حضوری ندارند، جریانی است که با محمود احمدی نژاد شناخته می شود. شاید بشود نام آنرا نوعی جریان تجدید نظر طلب بر علیه کلیتِ بافت نخبگان عرصه قدرت و سیاست در جمهوری اسلامی ایران دانست. جریانی که نگاهی دقیق به نیروهای حاضر در آن مشخص می کند که دال اصلی آنها، چالش بر سر به بازی نگرفته شدن است. چالشی که از دل نیروهای همواره دست چندم مانده در ساختار سیاسی کشور بیرون آمده است و تفاوت معناداری با اصلاح طلبان به عنوان قسمت عمده نیروهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی دارد. تفاوتی که می شود آنرا در فقدان گفتمان ویژه و تمایز بخش، خلاصه کرد. این جریان جدید که هم اکنون در اپوزیسیون جمهوری اسلامی باید جایش داد، مانند اصلاح طلبان یک جریان بر اساس ایده های مدرن و عمدتا لیبرالیستی اقتصادی-سیاسی که توسط قسمت زیادی از نخبگان قدیمی و سابق نظام سیاسی کنونی، نمایندگی می شود، نیست. بلکه یک تمنایِ به بازی گرفته شدن و در اصل شورشی بر علیه انسداد راه رشد سیاسی برای نخبگان دستِ چندمِ موافق چهارچوب های ارزشی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی است. حزب اللهی های یاغی، که منتقد تحرک سیاسی مبتنی بر روابط حامی-پیرو صِرف هستند.
اما آنچه به واقع از منظری خارج از ایستارهای وضعیت نخبگان سیاسی می شود به آن پرداخت، نگاه دوم است. پیش فرض اساسی در این نگاه این است که برای این دسته بندی های سیاسی رادیکال برای بسیاری از مردم موضوعیت ندارند و این عدم موضوعیت با پر رنگ شدن الزامات معیشتی و اقتصادی در فضای انتخاباتی کشور، بیشتر خود نمایی می کند. برای عامه مردم چه علی خواجه و چه خواجه علی، دسته بندیهای رادیکال سیاسی برای انها همان خربزه ای است که همه آب است و این فکر نان بودن است که مساله را به سمت نگاه دوم می کشاند. حرکت از یک تغییر گسترده هشت یا چهار ساله به سمت تغییرات در رویکردهای گاورمنتال ریاست جمهوری. تلاش برای نریختن توانایی ها و پتانسیل ها به هرز آب سیاست انتزاعی و شعاری. آغازی برای دوران حکمرانی خوب و با کیفیت که در هر تحلیلی به روندهای کلان آن آسیبی نرسد.
در جمهوری اسلامی سالها با تدوین برنامه های توسعه به دنبال چنین رویکردی بوده اند و اکنون این راه با حذف لبه های رادیکال بازی سیاست ممکن شده است. بر همین مبناست که می بایست مناظره ها و رقابت های انتخاباتی در حال رویداد را سنجید. این تغییر اساسی که حرکت به سمت پختگی در عرصه سیاست ورزی است گرچه به علت ریشه دار بودن نوعی دیگر از رقابت های انتخاباتی هنوز به شکلی کامل خود را نشان نداده است ولی طلیعه ای است برای خروج از بازی بی حاصلی که به ان اشاره کردیم. حاضران در این رقابت هنوز به ابزار قدیم متوسل می شوند ولی این تغییر رسم آنها را نیز با خود همراه خواهد کرد و کم شدن سوز و گداز و بحث و جدل هایی که تنها برای سیاسیون و اصحاب رسانه موضوعیت داشته، در مناظره دوم نشانه آن است.
مناظره کنندگان هر کدام در مناظره اول و در یک فضای جدلی رسانه ای می توانند مدعی باشند که برنده بوده اند ولی این بی میلی مردم و خستگی آنها از این بساط هر چهار سال تکرار شونده است که آنها را به سمت مطرح کردن چیزهایی می برد که در اصل مسائل اساسی کشورند. گفتیم که وضعیت خاص اقتصاد کشور و اوضاع معیشت مردم راه را بر روی مباحث سطحی سیاسی خواهد بست. از این زاویه مناظرات تا کنون چیزی برای ارائه به مردم نداشته اند و تنها توانسته اند به ملت سطح هوش و نکته سنجی و نوع نگاه نامزدها به ملت را نشان بدهند. همانگونه که دیگران نیز تا حدودی به ان اشاره کرده اند مناظرات هنوز به سمت مباحث محتوایی کشیده نشده است و در سطح قدرت نمایی با هوش و حاضر جوابی مانده است. وضعیتی که همانگونه که گفتیم کارویژه اصلی آن رو کردن درونیات نامزدها برای ملت است. اگر به همین بخواهیم بسنده کنیم، نامزدهای حامی دولت یازدهم و به ویژه اسحاق جهانگیری بازندگان اصلی مناظره دوم بوده اند. جایی که به قول یکی از مجریان بی بی سی فارسی، آقای جهانگیری با دفاع از کار اقتصادی واردات لباس بچه ایتالیایی توسط دختر وزیر آموزش و پرورش و شرافتمندانه خواندن آن، گل به خودی موثری زده است و نوع نگاه این جماعت به مردم و به خود و به نزدیکانشان را رو کرده است. در جایی که سقف آرزوهای معیشتی بسیاری از جوانان ایرانی داشتن کاری با درآمد ماهانه دو سه میلیون تومان است، جهانگیری به گونه ای حرف می زند که گویا این واردات و شرکت داری و صاحب امتیازی یک برند خارجی، نوعی دست گرمی و کار اقتصادی کوچک و شرافتمندانه برای فرزندان خودشان است.
جهانگیری به گونه ای حرف می زند که یک پدر و مادر در دفاع از عروسک بازی فرزندانشان حرف می زنند و این در کنار تکرار مکررات و گفتن مداوم این حرف که آنچه ناراست است و نشده است، تقصیر احمدی نژاد است، ملت را به این اطمینان میرساند که این جماعت سرمایه دارانی تغذیه شده از کیسه آنها هستند و با آن همه ادعا و سر و صدایی که در سال 92 به راه انداختند، نتوانسته اند به حداقلی از وعده های خود نیز لباس عمل بپوشانند و هنوز پشت احمدی نژاد و بد عهدی آمریکائیها پنهان می شوند. ضعف اصلی نامزدهای منتقد دولت در زمینه ایجابی است. همانجا که بر اساس شیفتی که در ماهیت رقابت های انتخاباتی رخ داده است، ضروری به نظر می رسد که در این فضای خالی از کارآمدی ادعایی دولت یازدهم، به بیان دقیقتر راهکارها و برنامه های خود بپردازند. به عینه در این رقابت ها ویژگی های کمتر تهاجمی اقبال بیشتری را بر خواهد انگیخت.