اخبار آرشیوی
کامران باقری لنکرانی: جبهه پایداری در قید و بند اینکه یک نفر بیاید و یک نفر برود نیست/ تأکید جبهه بر معیارها و و موازینی است که اصولگرایی را از سایر جریانها متمایز میکند
به گزارش «نسیم»، هفتهنامه شما نوشت: کامران باقری لنکرانی عضو هیات موسس جبهه پایداری و نماینده این جبهه در کمیته 8+7 در گفتوگویی مواضع این جبهه و نسبت آن با 7+8 را تشریح کرده است که متن کامل این گفتو گو به شرح ذیل است: *با توجه به اخبار و مطالبی که در خصوص حضور جبهه پایداری در مجموعه 7+8 مطرح شده بود، در شرایط فعلی وضعیت ارتباطی این دو مجموعه به کجا رسید. بالاخره آیا جبهه پایداری در ساز و کار 7+8 قرار میگیرند یا به جمعبندی دیگری رسیدهاند؟ باقری لنکرانی:آنچه که وظیفه همه هست این است که انشاءالله در انتخابات آتی مجلس، اصولگرایان با یک پرچم واحد حضور پیدا کنند. البته معنیاش این نیست که حتماً این پرچم واحد عیناً مثل ساختار فعلی 7+8 باشد. ممکن است این ساختار با نظرات مشترکی که داده میشود ارتقا پیدا کند و به وضعیت مطلوبتری در بیاید. به همین دلیل جبهه پایداری هم ضمن تأکید بر اینکه در انتخابات آتی، اصولگرایان پرچم واحدی داشته باشند، نظراتی برای ارتقاء ترکیب فعلی داشته که آنها را اعلام کرده است و خوشبختانه نمایندگانی که جبهه معین کرده بود جلسات سازندهای با کمیته داوری داشته و بعضی از مسائل حل شده است و در
باره برخی دیگر از مسائل در حال مذاکره هستند که امیدوار هستیم انشاءالله در تعامل، کار بهتر و با کارآمدی بیشتری در بیاید. *با توجه به مباحثی که انجام شده و نکتهای که اشاره کردید، پیشبینی جنابعالی این است که ساز و کار 7+8 تغییر میکند؟ باقری لنکرانی: در حال تعامل هستند و نظرات مختلفی داده میشود. از روز اول که این جریان شکل گرفت ساز و کار ابتدایی 7+8 نبود. ساز و کار ابتدایی سه نفر از بزرگانی بودند که مأموریتی برای خودشان تعریف کردند و مورد تفاهم همه هم بودند و زحمات طولانیای کشیدند، سپس به این ساختار نمایندگان جامعتین اضافه شد که شدند هفت نفر، بعد هم تغییرات دیگری پیدا کرد. فکر میکنیم با تعاملات موجود کار با بالندگی بیشتری بر اساس تفاهم و تعامل شکل خواهد گرفت. *آیا بالاخره جبهه پایداری به لیست 7+8 اضافه میشوند و در آن 8 نفر قرار میگیرند؟ باقری لنکرانی:جبهه پایداری نظراتی برای ارتقاء ساز و کار فعلی داشته است که نظراتش را به دوستانی که در آنجا حضور دارند اعلام کرده، بخشی از آن در تعامل به نتیجه رسیده است و بخشی هم در حال مذاکره هستند، انشاءالله امیدواریم به نتیجه برسد. *آیا میتوانید بحث هایی را که به
نتیجه رسیدهاند بفرمایید؟ باقری لنکرانی: بنا بر این بوده که آنچه که به نتیجه میرسد از طریق خودِ دوستان در جبهه متحد اعلام شود و هر موقع که صلاح دانستند خودشان اعلام میکنند. *اخیرا از آیت الله مهدویکنی مصاحبهای منتشر شد که در آن مصاحبه این که آقای حسینیان به ترکیب 7 نفر اضافه شدند را بهنوعی تکذیب کردند و گفتند که هنوز چیزی معلوم نیست، ضمن اینکه گفتند ما هیچ شرط و شروطی را نمیپذیریم. آیا منظورشان از شرط و شروط همین مطالب جبهه پایداری بوده یا نکته دیگری بوده است؟ باقری لنکرانی: من که سخنگوی حضرت آیتالله مهدویکنی نیستم و خودشان هر موضوعی را که صلاح میدانند بیان میکنند. نکته مهم این است که نگاه جبهه پایداری به شخصیت حضرت آیتالله مهدویکنی یک نگاه مبنایی است و ما ایشان را یکی از ارکان انقلاب میدانیم، بهویژه تلاش ایشان در سالهای متمادی برای گسترش فرهنگ اصیل اسلامی چه در دانشگاه امام صادق(ع) و چه در جامعه روحانیت مبارز و نقش محوری ایشان در مبارزات قبل از انقلاب اسلامی و جاهایی که ایشان بعد از انقلاب اسلامی به صحنه آمدند، چه مقطعی که به عنوان وزیر کشور بودند، چه مقطعی که بعد از فاجعه هشتم شهریور به
عنوان نخستوزیر قبول زحمت کردند و الان هم که به عنوان رئیس مجلس خبرگان حضور پیدا کردند، حائز اهمیت است. هر جا که انقلاب با بحرانی روبهرو بوده ایشان یک نقش کلیدی را ایفا کردند و جزو ارکان انقلاب هستند، منتهی نکتهای هست که بعضی از آقایان و جریانات میخواهند خیلی راحت شخصیتهای مبنایی و اصولی انقلاب مثل ایشان را در سطح منازعات فردی و سلیقهای هزینه کنند و قطعاً این نوع هزینه کردن از شخصیتهای بزرگی مثل ایشان به صلاح نیست. اگر دوستان حرف یا صحبتی دارند خودشان بزنند و حضرت آیتالله مهدویکنی هم مکرراً فرمودهاند که در امور جزئی، در همین حوزه انتخابات دخالتی ندارند و هدایت کلی را دنبال میکنند. *با توجه به نکاتی که اشاره کردید چقدر احتمال میدهید که مجموعه جبهه پایداری و ساز و کار 7+8 به جمعبندی و تفاهم با هم برسند؟ باقری لنکرانی: بنای جبهه پایداری این است که انشاءالله در انتخابات آتی همانطوری که عرض کردم اصولگرایان با پرچم واحد حضور پیدا کنند. تلاش جدیمان این است که انشاءالله این اتفاق بیفتد. *بعد از اینکه موضوع آقای حسینیان مطرح شد، هفته گذشته خبری منتشر شد که از جبهه پایداری پیغام داده شده بود که اینقدر
که دنبال پیشنهادهای سلبیمان هستیم، دنبال ایجابیها نیستیم. یعنی آن افرادی که مد نظرمان بود که در 7+8 نباشند، برایمان مهمتر است تا مثلاً آقای حسینیان باشند. آیا این حرف درست است؟ باقری لنکرانی:اصولاً جبهه پایداری، جبههای نیست که به منظور انتخابات تشکیل شده باشد. ما انتخابات مجلس را علیرغم همه اهمیتی که دارد وظیفه اصلی خودمان تلقی نمیکنیم. وظیفه اصلی این جبهه ترویج گفتمانی است که در دهه 80 و مقاطع مختلف تأثیر برجستهای را در روند انقلاب اسلامی از خود بهجای میگذارد، مثل اتفاقی که در سوم تیر 84 رخ داد یا آنچه در 22 خرداد 88 افتاد و اتفاقاتی که منجر به 9 دی 88 شد، جبهه پایداری تشکیل شد تا رویشهای انقلاب که در صحنهها افتخارآفرینی کردند بتوانند با همدیگر و به صورت منسجمتر حرفهای مبناییتر و محکمتری را بزنند و انشاءالله به پیشرفت و تعالی کشور و گسترش گفتمان انقلاب اسلامی کمک کنند. به نظر من اینکه ما هر کاری را که در جبهه صورت میگیرد از منظر انتخاباتی نگاه کنیم، ساده کردن موضوع است. جبهه پایداری برای این تشکیل نشد که در مجموعه 7+8 یک نفر کمتر یا یک نفر بیشتر حضور داشته باشد. این جبهه تشکیل شد که روی آن
معیارها و اصولی که لازم است بر آنها تأکید شود تأکید کند و این معیارها و اصول بودند که در دهه 80 و مقاطع مختلف توانستند تأثیر برجستهای داشته باشند. این تأکید روی معیارها در صحنههای مختلف ترجمان مختلفی پیدا میکند. وقتی این معیارها به ترکیب 7+8 عرضه میشود، یک ترجمه پیدا میکند، وقتی به صحنههای اجتماعی یا صحنههای اقتصادی عرضه میشود مفهوم دیگری پیدا میکند، ولی اصل همان معیارهاست و تأکید جبهه هم بر آن معیارها و شاخصهاست. *مشخصاً پاسخ سئوالی را که عرض کردم نگرفتم. آیا امکانش هست این موضوع را صریح بفرمایید؟ باقری لنکرانی:عرض کردم جبهه در قید و بند فرد و افراد نیست، در قید و بند اینکه یک نفر بیاید و یک نفر برود نیست. تأکید جبهه بیشتر بر معیارها و و موازینی است که اصولگرایی را از سایر جریانها متمایز میکند، همان معیارهایی که در دهه 80 در مقاطع مختلف توانست ارتقائی را در مسیر انقلاب اسلامی رقم بزند و به نوعی در مسیر انقلاب نقاط عطفی را شکل بدهد. *یعنی جنابعالی این اخباری را که منتشر شده است رد میکنید که از جبهه پایداری دنبال این بودند که فلانی باشد و فلانی نباشد... باقری لنکرانی: گفتمان جبهه پایداری گفتمان
فردی نیست، بلکه گفتمان مبنایی و اصولی است. ممکن است در صحنهای ترجمهاش این باشد که بودن فلان نفر چه ارتباطی با این معیارها دارد. آیا بودن یا نبودن یک نفر در چارچوب معیارها میگنجد یا نمیگنجد؟ اینها بحثهایی است که در درجه دوم اهمیت قرار میگیرند. آنچه که در درجه اول اهمیت است این است که آن معیارها و اصول را گم نکنیم. در روزمرِگیها و تلاش برای حضور در صحنهها یادمان نرود که اگر اینها بر اساس آن معیارها و اصول شکل نگیرد و تعریف نشود، آمد و شد یکی دو نفر موضوعات را تغییر نمیدهد. مهم این است که ما هر تصمیمی را که میگیریم بر اساس شاقولهای اصلیمان که همان معیارها و اصولمان هست گرفته باشیم. *اگر بخواهید در باره نسبت جبهه پایداری و جریان انحرافی توضیح بفرمایید و اینکه آیا جبهه هنوز حامی دکتر احمدینژاد هستند، چه توضیحی میفرمایید؟ باقری لنکرانی: خیلی از سال 88 نگذشته، در آن سال موضعگیریهایی انجام شد. بعضیها هم موضعگیری نکردند. یکی از اتفاقاتی که در سال 88 رخ داد، وقایعی بود که منجر به این شد که آقای رئیسجمهور آن تصمیم اولیه خودشان مبنی بر انتصاب آقای رحیم مشایی را لغو کنند. در این میان بحثهایی داریم که
آیا نحوه لغو آن بهتر از این میتوانست باشد و یا به هنگام شد یا نه. تا زمانی که این تصمیم لغو نشده بود، موضعگیریهایی انجام شد و عدهای عملاً مخالفت جدی خود را نسبت به این موضوع نشان دادند. شما به وقایع آن ایام برگردید و ببینید آن افرادی که امروز ادعای مخالفت با جریان انحرافی میکنند، آن موقع موضعشان نسبت به این قضیه چه بود. سکوت بود؟ همراهی بود؟ برگزار کردن جلسه حتی با این فرد بود؟ یا موضع امروز را دارند؟ از دوستانی که الان در جبهه هستند، آنهایی که آن موقع در دولت بودند، موضع روشنی گرفتند، موضعی که امروز هم بدان افتخار میکنیم و برای خودمان یک نقطه ارزشمند حساب میکنیم که ما در جایی که تشخیصمان این بود که حرکتی برخلاف مصلحت کشور در حال انجام است، در حد توانمان با آن حرکت مخالفت عملی انجام دادیم. یکی از اتفاقات تلخی که در این دو سال شاهد آن هستیم، این است که بعضیها در مقاطعی که اثرگذار است به هنگام و به موقع موضعگیری نمیکنند. بعد که آن موقع و زمان میگذرد نظراتی را اعلام میکنند. عین همین قضیه در جریان فتنه هم رخ داد. در اوج فتنه شاهد بودیم صحبت عدهای این بود که با هم بنشینیم و آنها یککمی کوتاه بیایند
و شما یککمی کوتاه بیایید تا قضیه حل شود. درحالی که داستان کوتاه آمدن افراد نبود، موضوع این بود که عدهای جمع شده بودند تا کیان و اساس نظام را زیر سئوال ببرند و مخدوش کنند که در ماههای بعد بهخوبی نشان دادند. عدهای هم مدافع نظام بودند و میگفتند ما از هرچه کوتاه بیاییم از اصل نظام کوتاه نمیآییم. اینطور نیست که بخواهیم وقایع سال 88 را حول محور یک نفر ترجمه کنیم، یعنی بگوییم یک عده طرفدار رئیسجمهور و یک عده مخالف او بودند، بلکه اگر بخواهیم به عمق موضوع نگاه کنیم، ادبیات سال 88 موافقین و مخالفین نظام بود، اما نسبت به آقای رئیسجمهور، در باره این موضوع در جبهه بحث شده و در بیانیههای جبهه هم بوده است. نظر جبهه این است که گفتمان خدمت و توجه به ارزشها که در دولت نهم شکل گرفت، گفتمان مقابله با فساد، گسترش خدمترسانی به مناطق محروم، خدمت شبانهروزی و پرهیز از ویژهخواریها گفتمانهای اصیل و ارزشمندی است. بنده فراموش نمیکنم در اولین جلسهای که دولت نهم خدمت مقام معظم رهبری (روحی فداه) رسیدند، آقا فرمودند: «من قبل از انتخابات به نزدیکانم گفتم که اگر آقای احمدینژاد یک کار کرده باشد، ـولو اینکه رأی هم نیاوردـ
این که گفتمان انتخاباتی را به این تبدیل کند که به ارزشها و آرمانهای امام برگردیم، اجر بزرگی را برده است». بالاخره نمیتوانیم این واقعیات را انکار کنیم. بعضی از افرادی که در انتخابات سال 84 در صحنه انتخابات حضور داشتند، شعارهای عجیب و غریبی را انتخاب کردند. اگر در اینترنت جستجو کنید بهراحتی میتوانید عکسهای هاشمیِ 2005 را ببینید. ستادهایی که تحت عنوان هاشمیِ 2005 تشکیل شد و خانمهایی که با چه سر و وضعی در این ستادها حضور پیدا کردند و چه شعارهایی دادند و چه رفتارهایی را انجام دادند، یادآوری میکنم، چون تلقی بعضی از افرادی که ستادهای ایشان را میگرداندند این بود که اگر کسی قرار بود در این کشور رأی بیاورد باید یک نوع تساهل و تسامحی را در عرصه فرهنگی از خودش نشان بدهد و خیلی با اینجور چیزها مخالفتی نداشته باشد و این بحثها را به این صورت پیش ببرد. باید به بقیه کسانی که در آن ستادها شعارهایی را میدادند، پوسترهایی را چاپ میکردند نگاه کنیم که چه کسی در آن موقع تأکیدش بر ارزشهای اسلامی بود و چه کسی برای رأی آوردن به سایر ابزار و روشها از لباس گرفته تا همین قضایایی که عرض کردم تأکید و توجه داشت. بالاخره اتفاق
مبارک و میمونی بود و بنده به سهم خودم افتخار میکنم که در چنین دولتی توفیق حضور داشتم. در سال 88 هم سلایق مختلفی آمدند و آنچه که باعث شد بنده در سال 88 هم به آقای احمدینژاد رأی بدهم، این بود که فکر کردم در بین کاندیداهایی که بودند پایبندی ایشان به آرمانهای امام و رهبری و ارزشهای انقلاب بیشتر است که بعد هم وقایع بعدی بهنوعی همین را نشان داد، ولی این بدین معنی نیست که ما به ایشان انتقاد جدی نداریم. یکی از شواهد انتقاد جدیمان این بود که امروز در دولت حضور نداریم، منتهی جنس انتقادهای ما با بعضیهای دیگر متفاوت است. بعضیها نقاط قوت دولت را موضع انتقاد خود قرار میدهند، مثلاً میگویند چرا دولت با بعضی از ویژهخواریها مخالفت یا مقابله کرد؟ چرا گردش مدیریت را به وجود آورد؟ چرا اقدامات شجاعانه انجام داد؟ یادم هست آقایی چند وقت پیش گفته بود اگر یک موقعی مسئول شوم، سلیقه من سفر استانی نیست. درحالی که سفر استانی، با کم و زیادش، نه اینکه اشکالی نداشت، بلکه موضوعی بود که رهبری بدان افتخار کردند. در دیداری که ما به عنوان اعضای دولت نهم خدمت ایشان بودیم فرمودند: «این سفرهای امیدبخش استانیتان را ادامه بدهید»، منتهی
تأکید فرمودند مصوبات سفر را تا نهایتش پیش ببرید، ولی وعده غیرواقعی ندهید. باید یک نگاه منصفانه به موضوع داشت؛ هم نقاط قوت را دید و هم نقاط ضعف را. ما آقای احمدینژاد را مثل هر آدم دیگری مجموعهای از نقاط مثبت و منفی میبینیم. برخی از نقاط مثبت در باره مدیریت اجرایی کشور بود که سالها فراموش شده بود، ولی این بدان معنی نیست که نقاط منفی وجود ندارد. چالش 11 روز خانهنشینی ایشان را یک نقطه خیلی منفی در این مجموعه میبینیم، عملکرد بودجه فرهنگی سال گذشته را یک نقطه منفی و مسئلهدار میبینیم، حاشیهسازی را که در اطراف ایشان وجود دارد یک نقطه منفی و جدی میبینیم، اما معنیاش این نیست که ما نقاط مثبت را فراموش کنیم و به آنها توجه نکنیم. به نظر من این نگاه منصفانه و متعادل دیدن نقاط مثبت و تقویت آنها و نهی از منکر نسبت به نقاط منفی همان سیره اسلامی و سیرهای است که رهبر معظم انقلاب اسلامی به ما یاد میدهند و امروز وظیفه ما همین است که نقاط مثبت را تقویت کنیم و نسبت به نقاط منفی بدون اینکه برخورد تخریبی داشته باشیم، نهی از منکر کنیم و تلاش کنیم که انشاءالله آنها به حداقل برسند. *سئوال دیگری را در این باره مطرح میکنم
که نگاه ما نیست، بلکه چیزی است که مطرح هست و آن این است که جبهه پایداری دو نکته را مطرح کرده، یکی اینکه در داوری نماینده داشته باشد و همچنین بعضی از افراد در مجموعه 8 نفر حضور نداشته باشند؛ این را سهمخواهی جبهه پایداری میدانند. شما چه توضیحی در این باره دارید؟ باقری لنکرانی: ادبیاتی که در جبهه دنبال میکنیم که در سئوالات قبلی هم اشاره کردم این است که در هر مجموعهای که شکل میدهیم، هر حضور یا عدم حضوری که داریم و هر حرفی را که میزنیم، نسبتش را با اصول و ارزشهایمان بسنجیم. بحثی که هست این است که در این ترکیب ما چه کار میتوانیم بکنیم که این ترکیب اصولگرایانهتر باشد، ترکیبی باشد که با آن آرمانهایی که مردم در دهه 80، در مقاطع مختلف مکرراً تأکید کردند که این آرمانها را میپسندند و همان آرمان اصولگرایی واقعی و خالص است، هماهنگی بیشتری داشته باشد. ممکن است بعضی انتقاد کنند که تشخیص شما غلط است. اشکالی ندارد، چون افراد سلایق و نظرات مختلفی دارند، ولی حرف این است که استدلال کنیم و نظراتمان را بگوییم و در یک فضای منطقی صحبت کنیم و بتوانیم از تصمیمی که میگیریم بر اساس این معیارها و ارزشها و اصول دفاع کنیم. در
مورد آمدن یا نیامدن افراد و پیشنهادهایی که جبهه برای تکمیل و ارتقاء ترکیب فعلی دارد باز قضیه همین است. به هر حال، دوستان در حال مذاکره هستند و نظر بعضی این است که پیشنهاد جبهه خوب است و نظر بعضی این است که پیشنهاد جبهه بد است و مثلاً باید جور دیگری عمل شود. فکر میکنم بگذاریم فضای تعاملی و مثبتی که الان هست ادامه یابد و انشاءالله با یک تفاهم بهترین تصمیم گرفته شود تا ترکیب فعلی بتواند کارآمدی بیشتری داشته باشد و اعتماد بیشتری هم در بین مردمی که در ده سال گذشته مکرراً اعتمادشان را به جریان اصولگرایی واقعی نشان دادند حفظ کند. دغدغههای جبهه از این جنس است، وگرنه افراد موضوع خاصی ندارند. اگر اسم افراد آورده میشود از باب این بوده است که به زعم جبهه پایداری حضور این افراد میتواند این گفتمان را بیشتر حفاظت کند یا جلب اعتماد بیشتری در بین مخاطبین این گفتمان داشته باشد. در واقع به خاطر یکی از دو دلیلی که گفتم اسم افراد را مطرح کرده است. *مجموعه جبهه پایداری چقدر خودشان را مقید به جامعتین میدانند؟ باقری لنکرانی: طی سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آنجایی که محور تفکر اصیل اسلامی بوده و در گفتمانسازی که منجر
به وقایع دهه 80 شد، جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران نقش کلیدی و مبنایی داشتهاند. البته نسبت جبهه پایداری با این دو جامعه این است که این جبهه در مبانی و اصول خود را شاگرد هر دو جامعه میداند. جبهه پایداری آنچه را که جامعتین اواخر سال گذشته به عنوان منشور اصولگرایی اعلام فرمودند، به عنوان یک سند مهم در برنامههایش تلقی میکند و اصولی را که در آنجا ذکر شده است اصول ارزشمندی میداند که باید همه کسانی که داعیه اصولگرایی دارند بدان معتقد باشند؛ جبهه هم از این موضوع خارج نیست و وظیفه خودش میداند که به این منشور اصولگرایی تعهد داشته باشد. *خبری در مورد جبهه پایداری مطرح شده بود که در شهرستانها بعضی از شخصیتهای جبهه به صورت مستقل وارد صحنه انتخابات شوند، از جمله مطرح کردند قرار است جنابعالی از شیراز نامزد باشید. باقری لنکرانی: دوستان قبل از تشکیل جبهه پایداری و بعد از آن و تقریباً تمام تشکلهایی که بهنوعی در صحنه حضور دارند، به بنده اظهار محبت دارند و تأکید کردند که شما در صحنه انتخابات حاضر باشید. تلقی بنده این است که چنین تکلیفی ندارم و بنا ندارم در انتخابات مجلس شورای اسلامی به
عنوان کاندیدا از هیچیک از حوزههای انتخاباتی حضور پیدا کنم، علیرغم اینکه تقریباً تشکلی از تشکلهای اصولگرای مطرح در سطح کشور نبوده است که بهنوعی به بنده فرموده باشند که شما حتماً بیا، منتهی تشخیص بنده این بوده است که بهویژه با توجه به تشکیل جبهه بهتر این است که کمک کنیم این پرچم واحدی که عرض کردم با یک گستره و پوشش اجتماعی قویتر شکل بگیرد و امکان حضور در انتخابات را داشته باشد. وقتی یک نفر کاندیدا نباشد، شاید بهتر بتواند در این زمینه مؤثر و فعال باشد. در جبهه صحبت اصلیمان این است که ما تأکیدی بر کاندیدا شدن افراد، حتی هیئت مؤسس جبهه نداریم. کما اینکه به عنوان نمونه خود بنده اصلاً بنا ندارم که کاندیدا شوم. تأکید اصلی بر شاخصهاست. جبهه سه شاخص اصلی را مطرح کرده است؛ یکی تبعیت از رهبری، دیگری مخالفت فعال با جریان فتنه، آن زمانی که رهبری برای مقابله با جریان فتنه «هل من ناصر» فرمودند، کسانی که به این «هل من ناصر» پاسخ شایستهای ندادند، نقطهای منفی در کارنامهشان دارند. سومین شاخص ما مخالفت فعال با جریان انحرافی است. با این سه شاخص همه کاندیداها را خواهیم سنجید، کما اینکه با این سه شاخص در بقیه صحنهها هم
رفتار خواهیم کرد و برای ما شاخصهای مهمی است و ما نمیتوانیم از اینها کوتاه بیاییم. خروجیاش این نیست که الزاماً افرادی از خودِ جبهه این ویژگی را داشته باشند. ممکن است عدهای عضو فعال جبهه نباشند، ولی همین گفتمان را دنبال کنند، چون جبهه حزب نیست و متفاوت از حزب است. ما الان دوستانی را داریم که در بعضی از تشکلها عضو هستند، ولی به ما میگویند ما گفتمان شما را میپسندیم و در همین تشکلی که هستیم به دنبال همین گفتمانیم. به نظرم این ارزشمند است که گفتمان دنبال شود و بهجای اینکه به این توجه کنیم که چه کسی کجا عضو است و اسمش در کدام فهرست ثبت شده است بیشتر توجهمان را به معیارها، اصول و ارزشها معطوف کنیم. یک مصداقی که رهبری فرمودند اینکه خودمان را از برخورد قبیلهای خارج کنیم، میتواند همین باشد. بهجای اینکه بگوییم چه کسی با ما جلسه هفتگی دارد، بگوییم چه کسی این حرفها و شاخصها را دنبال میکند. بهجای اینکه بگوییم چه کسی با ما رفیقتر است و با ما آشنایی طولانیتری دارد و متأسفانه بعضی جاها بگوییم چه کسی با ما قوم و خویش است و در نسبتهای فامیلی سببی و نسبی با هم مرتبطتر هستیم، با این شاقولها به مسائل بپردازیم.
به نظرم این سیرهای است که میتواند آینده انقلاب اسلامی را بهتر تضمین کند و به همه آزاداندیشی و حرّیتی را میدهد که بتوانند از خودشان و نزدیکانشان نقد داشته باشند و بگویند درست است ایشان پسرم یا برادرم است، ولی با شاقول ما نمیخواند و با معیارها، ارزشها و اصول ما مطابقت ندارد و کنارش میگذاریم. درست است مثلاً پنجاه سال است که با او رفیق هستم، و لیکن این کارش خلاف معیار بود، به همین دلیل در این موضوع به او انتقاد دارم. اگر بتوانیم این گفتمان شاخصمحور را معیار قرار بدهیم، انشاءالله میتوانیم خودمان را از آفت حرکتهای قبیلهای که اخیراً رهبری به آن اشاره فرمودند، نجات بدهیم. *در خبرها آمده که آقای مشایی بعد از مدتها در تصاویر دیده شدند و همراه رئیسجمهور در مرقد بودند. جنابعالی نظری در این باره ندارید؟ باقری لنکرانی:ما نسبت به جریانی که با حاشیهسازیهایش باعث میشود خدمترسانی دولت زیر سئوال برود و گفتمان دولت را که یک گفتمان خدمترسانی است تبدیل به یک گفتمان پر حاشیه کند و این حاشیهها باعث شود اصول زیر سئوال بروند، انتقاد جدی داریم. فکر میکنیم هر چه دولت بتواند تأکیدش را روی جنبههای خدمتگزاری بیشتر و
به وظیفه اصلیاش که خدمت به مردم است عمل کند و از این حاشیهها دور شود، بهتر به تکلیفش عمل کرده است. روا نیست که یک نفر که نه تحصیلات حوزوی دارد، نه به عنوان یک اندیشمند دینی تحقیق خاصی در این زمینه داشته است، بخواهد خود را در جایگاه یک تئوریپرداز دینی، آن هم با بیان گسسته و ناقص قرار بدهد و گمان کند که با این طریق دارد خدمتی به نظام میکند. فکر میکنیم اگر این افراد به وظایف قانونیشان بپردازند و کمک کنند دولت دهم بتواند این مسیر خدمتگزاری را با تلاشهای شبانهروزی و زحماتشان و اقدامات بزرگی که انجام دادهاند مثل هدفمند کردن یارانهها که بزرگترین اقدام دولتی، نهتنها بعد از انقلاب بلکه در کل شکلگیری دولتها از نظر عظمت کار و اهمیت تصمیم است طی کند، بهتر است. اینکه بگذارد دولت همین کارهای اصلی خودش را انجام بدهد و گرفتار حاشیه نشود بهترین کار را انجام داده است.