اخبار آرشیوی

کدخبر: 274735

کامران باقری لنکرانی: ۱۱ روز عدم حضور رئیس دولت، رفوزه‌های فتنه سال ۸۸ که مردم به آنها نمره رد داده بودند را طلبکار کرد/ جبهه پایداری به آنچه که به عنوان منشور اصول‌گرایی توسط بزرگان روحانیت اعلام‌ شده، پایبند است

رجانیوز نوشت: دکتر کامران باقری لنکرانی وزیر موفق بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دولت نهم و عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی که اکنون در زادگاه خود شیراز مشغول فعالیت‌های آموزشی، پژوهشی و فرهنگی است، مهمان رجانیوز بود و به سؤال‌های متنوعی در مورد سوابق و فعالیت‌های خود قبل و بعد از انقلاب اسلامی، فضای دانشگاه‌ها در دهه 60، گروه‌های فعال دانشجویی، فعالیت جریان‌های مخالف روحانیت، نامه شکایت از اکبر گنجی به‌دلیل اظهارات موهن در دانشگاه شیراز، علت اقبال جریان موسوم به اصلاح‌طلب به شیراز، نحوه انتخاب به‌عنوان وزیر در دولت نهم، علت جدا شدن از دولت، تفاوت‌های دولت‌های نهم و دهم و حاشیه‌سازی‌ها، خاستگاه تشکیل جبهه پایداری و علت مخالفت برخی گروه‌ها از جمله طیف‌هایی از اصولگرایان با آن، ارتباط جبهه با آیت‌الله مصباح یزدی و برنامه‌های اجرایی این جبهه پاسخ داد. اهم مباحث مطرح شده در این مصاحبه، در ادامه آمده و متن کامل این گفت‌وگوی خواندنی نیز در دو بخش قابل دسترس است: بخش اول گفت‌وگو: در ماجرای اهانت گنجی به مقدسات اعتراض کردیم تا مصداق اصحاب سبت نباشیم/ خاتمی در سفر سال 87 به شیراز متوجه نبود پایگاه مردمی شد/ احمدی‌نژاد گفت می‌خواهم با انتخاب وزیر زن آن را از مطالبه انتخاباتی خارج کنم/ جریان فتنه هنوز هم می‌خواهد از هر روزنه‌ای سربرآورد بخش دوم گفت‌وگو: حاشیه‎های فراوان در دولت دهم موجب تقابل و تعارض شد/ برخورد رئیس‌جمهور با کمترین انحراف‌ها در دولت نهم الگو بود/ 11 روز عدم حضور رئیس دولت، فتنه‌گران رفوزه را طلبکار کرد/ خاستگاه همه جریان‌های انحرافی جدایی از روحانیت است/ جبهه پایداری به ارتباط و مشورت با آیت‌الله مصباح افتخار می‌کند/ برخی که یک زمانی اصولگرا بودند، مروج بی‌بند و باری و بریز و بپاش شده‌اند دکتر لنکرانی در مورد فعالیت‌های خود پیش از پیروزی انقلاب اسلامی توضیح داد: این نعمتی بود که خدا به ما داد که از ابتدا دوستان‌مان به مسائل اجتماعی توجه داشتند که ما هم دنباله‌روی می‌کردیم و از منظر دینی به آن نگاه می‌کردیم. یعنی نگاه به فعالیت اجتماعی‌شان از سر تکلیف بود، نه اینکه بگویند این هم موجی است که ما در عرصه اجتماعی حضور پیدا کنیم، چون بعد از حرکتی که حدوداً در 15 مهر سال 1357 اتفاق افتاد، بعدها در آبان که قرار شد از مدرسه ما تظاهرات شود خیلی‌ها -شاید 90% بچه‌های مدرسه‌ـ آمدند، ولی آن موقع مد شده بود و همه می‌آمدند که ببینند چه خبر است. وی با یادآوری اتکای جریان انقلابی به روحانیت از نقش بی‌بدیل و اساسی شهید دستغیب در شیراز یاد کرد و افزود: ما توفیق داشتیم که با واسطه با ایشان مرتبط بودیم. روحانیون دیگری هم بودند که خیلی اثرگذار بودند، بعد از انقلاب بیشتر با آنها ارتباطاتی برقرار شد. مرحوم آیت‌الله ربانی شیرازی و حضرت آیت‌الله حائری شیرازی که بعداً امام جمعه شیراز شدند. خدا توفیق‌مان داد که از اول ارتباطاتی را با قم پیدا کردیم، مخصوصاً مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین سید منیرالدین حسینی الهاشمی. لنکرانی در تبیین فعالیت گروه‌های مختلف در شیراز پس از پیروزی انقلاب گفت: در شیراز گروه آقای پیمان؛ یعنی جنبش مسلمانان مبارز پایگاه جدی داشتند. از اولین ماه‌های بعد از پیروزی انقلاب نشریه "امّت" را بیرون می‌دادند که در باره موضوعات مختلف تحلیل‌هایی را ارائه می‌دادند. وی در عین حال خاطرنشان کرد که آموختن اسلام و حضور جمع ما در صحنه اجتماعی از راه این مکانیسم‌ها نبود. دلیلش هم این بود که این جمع ما اعتقادش به روحانیت را اعتقاد جدی‌‌ای می‌دانست. ما در انجمن اسلامی مدرسه‌مان پلاکاردی داشتیم که امام در سال 58 جمله‌ای را فرمودند که ما آن را روی پلاکاردمان نوشتیم که: "آخوند یعنی اسلام". بلند کردن چنین پلاکاردی در فضای روشنفکری آن موقع خیلی دشوار بود. این استاد دانشگاه در مورد فضای دانشگاه‌ها تا قبل از انقلاب فرهنگی نیز اظهار داشت: کسانی که می‌خواستند در برابر مثلاً مارکسیست‌ها از اسلام دفاع کنند، در فضاهای روشنفکری چند دسته بودند. یک عده کسانی بودند که صحبت‌های نهضت آزادی و مهندس بازرگان را دنبال می‌کردند. اینها در فضای دانشگاهی خیلی طرفدار نداشتند، گروه دیگر امتی‌ها بودند که حرف‌هایشان استدلالی‌تر بود و در استدلال‌‌هایشان زیاد به قرآن استناد می‌کردند، ولی مشخصه آنها نوعی خودبسندگی و خود اتکایی و جدایی از روحانیت و ایستادن در برابر ولی‌فقیه از همان اول در افکارشان بارز و چشمگیر بود. وی ادامه داد: گروه دیگر هم دنباله رو منافقین بودند و همان مسیر را دنبال می‌کردند. بنی صدری‌ها هم بودند که چندان آرمان مکتوبی نداشتند و بیشتر احساساتی بودند و یکی دو تا کتاب بنی‌صدر مثل اقتصاد توحیدی و کیش شخصیت که آن موقع در آمده بود، خیلی مد بود و عمق خاصی هم نداشت. لنکرانی افزود: بخشی از دوستان جریان مدافع انقلاب هم در حزب جمهوری اسلامی بودند، بخشی زیر پرچم سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بودند، عده‌ای هم رفتند و سپاه فارس را تشکیل دادند. اینها تعدادشان خیلی زیاد نبود، ولی اثرگذار بودند و به‌مرور هم توانستند بیشتر خود را اثبات کنند. این فعال دانشجویی در دهه‌های 60 و 70، توضیح داد که از نظر تشکیلاتی آن موقع در شیراز دو تا گروه تشکیلاتی داشتیم: سازمان دانشجویان مسلمان که بیشتر کارهایش را آقای محسن کدیور انجام می‌داد و ستاد دانشجویان مسلمان که آقای عطاالله مهاجرانی بیشتر کارهایش را انجام می‌داد. این دو تا بین اندیشه‌های حزب جمهوری اسلامی و امتی‌ها در نوسان بودند. وی در مورد ویژگی‌های فضای جامعه و دانشگاه بعد از انقلب فرهنگی گفت: از سال 61 کم‌کم اختلاف سلیقه‌ها و اختلاف نظرها خودش را نشان داد. یکی از اولین اختلاف سلیقه‌ها در بحث قانون کار بود. قرار بود قانون کار اصلاح شود و آقای توکلی وزیر کار بود و سخنگوی دولت و می‌گفت می‌خواهم این تغییر در قانون کار را بر اساس شرع مقدس انجام بدهم. در مقابل می‌گفتند مصالحی وجود دارد که بر اساس نگاه شرعی نمی‌شود به‌طور کامل قانون را اصلاح کرد و این طور شد که عده‌ای از کابینه اول آقای مهندس موسوی کنار کشیدند. لنکرانی با یادآوری تنگ نظری‌های طیف دفتر تحکیم وحدت گفت: گروهی که آن موقع تحت عنوان تحکیم وحدت فعالیت می‌کردند، در مجموعه تشکل‌های مسلمان دانشگاه، تک صدایی خاصی را دنبال می‌کردند، تقریباً به تفکرات مخالف و حتی متفاوت، اجازه بیان نمی‌دادند. وی ادامه داد: از نیمه دوم دهه 60 که حرکت‌های دیگر دانشجویی مثل جامعه اسلامی دانشجویان شکل گرفت، اولین برخوردهای آنها خیلی خشونت‌آمیز بود. از اولین جلسه‌ای که ما گذاشتیم، استقبال زیادی شد و اینها در سالن را بستند و نگذاشتند جلسه برگزار شود و بعد هم با کسانی که جلسه را می گرداندند، برخورد فیزیکی کردند. این استاد دانشگاه در توضیح ماجرای واکنش اساتید انقلابی دانشگاه شیراز به سخنرانی ضد دینی اکبر گنجی در این دانشگاه گفت: جمعی بودیم تحت عنوان انجمن اسلامی پزشکان که جلسات هفتگی با هم داشتیم. دوستان متن پیاده‌شده نوار را آوردند و ما دیدیم به همه مقدساتی که انقلاب و نظام بر اساس آنها شکل گرفته، توهین کرده است و فراتر از آن به باورهای تشیع و آنچه که اساس اعتقادات ما را در عصر غیبت تشکیل می‌دهد و ارتباط ما را با ولایت، هم به معنی عام در زمان غیبت و هم به معنی خاص ولایت اهل بیت(ع) متصل می‌کند، همه را زیر سئوال برده و هیچ‌کس هم هیچ حرفی نزده و بعضی‌ها هم کف و سوت می‌زنند و خوشحالی می‌کنند. ما آنجا تصمیم گرفتیم متنی را بنویسیم و گفتیم درست است که هیچ کاری از دستمان برنمی‌آید، اقلاً مثل قوم اصحاب شنبه‌ای (سبت) که در قرآن فرموده، نشویم. آنها گفتند ما که کاری از دستمان برنمی‌آید، پس هیچ حرفی نمی‌زنیم که از آیات قرآن استفاده می‌شود عذابی که آمد نه فقط بر مجرمین، بلکه بر آنهایی هم که آنها را نهی نکردند، نازل شد. در آنجا گفتیم که ما این حرف‌ها را محکوم می‌کنیم و خواستار رسیدگی از قوه قضائیه به عنوان یک جرم عمومی هستیم. از لنکرانی در مورد علت آغاز برخی از فعالیت‌های جریان موسوم به اصلاح‌طلب از شیراز سؤال شد که وی گفت: شیراز یکی ازجاهایی بوده که در طی سال‌های مختلف، عقبه روشنفکری که برخی از آنها گسسته از روحانیت بودند و در آنجا کار و برای خودشان پایگاه‌هایی را ایجاد کردند و هم آن جریان فاسدی که یک سرش به باند مهدی هاشمی مرتبط بوده و یک سرش به افراد مشکل‌داری مثل آغاجری ارتباط پیدا می‌کرد و آنها هم در آنجا تشکیلاتی داشتند و در واقع اینها در شیراز احساس امنیت کاذبی می‌کردند. وی ادامه داد: البته این موضوع در سال‌های اخیر به‌شدت شکسته شد، مثلاً سفری که آقای خاتمی در انتهای سال 87 آمد و می‌خواست در آن سفر، اعلام رسمی کاندیداتوری کند، عملاً به یک افتضاح سیاسی منجر شد، یعنی تعداد کسانی که حاضر شدند، شاید یک صدم اوراق تبلیغاتی بود که پخش کرده بودند. لنکرانی خاطرنشان کرد: یکی از بزرگانی که در آن سفر با آقای خاتمی ملاقات کرده بود، بعداً برای من تعریف کرد. گفت من به ایشان گفتم: «شما رأی نخواهید آورد. عموم مردم دیگر به شما اعتماد ندارند. عموم مردم این جریان جدید و گفتمانی را که آقای احمدی‌نژاد آورده، می‌پسندند.» و در باره بحث عوام و خواص با او صحبت کردم و ایشان خودش هم قبول کرد و گفت: «بله، واقعیت این است که ما دیگر مثل گذشته پایگاه مردمی نداریم». شاهد دیگرش هم میزان آرایی بود که آقای احمدی‌نژاد در خرداد 88 در فارس آورد که بی‌نظیر بود. یکی از بالاترین درصد آرای کشور از استان فارس بود. از وزیر بهداشت دولت نهم در مورد نحوه انتخابش برای وزارت و سابقه آشنایی‌اش با آقای احمدی‌نژاد سؤال شد که وی با تأکید بر عدم آشنایی قبلی گفت: من خودم هم دقیقاً نمی‌دانم چه شد که از بین این اسامی، مرا انتخاب کردند، چون دو سه مرتبه افراد مختلفی حتی تا حد تعیین محافظ هم پیش رفته بودند. وی به جلسه خود با احمدی‌نژاد اشاره کرد و گفت: در آن جلسه آقای رئیس‌جمهور گفتند که ما تصمیم گرفته‌ایم که تو وزیر بهداشت بشوی و همان میثاق‌نامه مشهور را که همه وزرا امضا کرده بودند، مطرح کردند و ما هم خواندیم و گفتیم این میثاق‌ها را قبول داریم، منتهی تأکید می‌کنیم که دیگران اولی هستند، دلیل این تأکیدم هم این بود که اگر روز قیامت خدای متعال گفت: «تو چرا وزیر شدی؟» می‌گویم: «تشخیص خودم نبود، تشخیص ایشان بوده». ایشان هم خندید. از دکتر لنکرانی در مورد علت برکناری‌اش از وزارت بهداشت پرسیده شد که وی توضیح داد: در جلسه مرداد ماه 88، رئیس‌جمهور گفتند من به این نتیجه رسیده‌ام که حتماً وزیرانی را از خانم‌ها معرفی کنم و انتخاب وزیران زن را از مطالبه و یک شعار انتخاباتی که برخی بر روی آن سوار می‌شوند، خارج کنم. گفتند خیلی‌ها وقتی انتخاب می‌شوند، از آن اول می‌گویند که ما می‌خواهیم یک وزیر زن بگذاریم. ما می‌خواهیم این موضوع را از مطالبه خارج کنیم. یکی از وزارتخانه‌هایی هم که تصمیم گرفته‌ام برایش وزیر زن بگذارم، وزارتخانه شماست. این استاد دانشگاه و فوق تخصص گوارش و کبد در مورد علت بازگشت خود به فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی نیز گفت: در رشته‌ای که هستم، تعداد استادتمام‌ها در کل کشور 10 نفر هم نیستند. در فوق تخصص گوارش و کبد گمان می‌کنم هنوز هم جوان‌ترین هستم. من از سال 84 استاد تمام شدم و با اینکه شش سال از استادتمامی من می‌گذرد، گمان می‌کنم هنوز هم جوان‌تر از من کسی نیست. من قبل از وزارت، استادتمام بودم و به همین دلیل وظیفه داشتم که بروم کار علمی خود را انجام بدهم، بیمارانم را ویزیت کنم و به دانشجویان درس بدهم و نمی‌خواستم از زیر بار این وظیفه شانه خالی کنم. وی تأکید کرد که نگاه من به فعالیت‌های اجتماعی هیچ‌ وقت تفننی نبوده، هر جا که لازم هست حضور پیدا کنیم و کس دیگری هم نیست که آن وظیفه را به عهده بگیرد و در نتیجه تکلیف به ما متعیّن می‌شود، وظیفه ماست که حاضر شویم. دکتر لنکرانی فعالیت‌های کنونی‌اش را در سه بخش "طبابت و تدریس"، "پژوهش"؛ با راه‌اندازی مرکز تحقیقات سیاست‌گذاری سلامت و ، مرکز تحقیقات گوارش و کبد و "فرهنگی- گفتمانی" با راه‌اندازی کانون بصیرت عنوان کرد و در مورد جریان فتنه گفت: با اینکه جریان فتنه، جریان خاموشی است و بسیاری از چهره‌های این جریان، مهره‌های سوخته‌ای هستند که باید فقط در زباله‌دان تاریخ دنبال‌شان بگردیم، اما هنوز هم اصل جریان و فتنه‌آفرینی‌هایش باقی است و از هر روزنه‌ای سر بیرون خواهد آورد تا در صحنه سیاسی کشور اثرگذار باشد، به همین دلیل هم ما سومین بخش فعالیت‌هایمان را روی بخش اجتماعی گذاشتیم و با همکاری بعضی از دوستان در شیراز «کانون بصیرت» را راه‌اندازی کردیم. از وزیر بهداشت دولت نهم در مورد تفاوت‌های شاخصه‌های گفتمانی دولت‌های نهم و دهم پرسیده شد که وی گفت: در دولت دهم حاشیه‌ها خیلی بیشتر از دولت نهم شد. وی با تأکید بر تفاوت محرز جنس انتقادها به دولت‌های نهم و دهم توضیح داد: دولت نهم مورد هجمه بود، منتهی جنس هجمه‌ای که به دولت نهم می‌شد، از جنس هجمه‌ شکست‌خوردگان انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری بود. اینها به دولت انتقاد می‌کردند که مثلاً شما چرا مدیران با تجربه را برمی‌دارید؟ دولت هم توضیح می‌داد که من نمی‌توانم مدیر فاسد را نگه دارم و یا باید در کشور گردش مدیریت داشته باشیم. یا مثلاً می‌گفتند چرا برخلاف عرف دیپلماتیک، صحبت از ارزش‌ها می‌کنید؟ و دولت جواب می‌داد که این آموزه‌ انقلاب اسلامی و میراث امام است و ما باید این گفتمان را پیگیری کنیم. وزیر سابق بهداشت، عمده تفاوت در این دو دولت را وجود حاشیه‌هایی در کنار دولت دهم دانست که این حاشیه‌ها با جریان خدمتگزار و توجه به مسئولیت‌های دولت به عنوان قوه مجریه و مسئول اجرای قانون اساسی و منویات رهبری در کشور، گاهی تقابل و تعارض ایجاد و کار را مشکل می‌کنند. وی با تأکید بر اینکه "هر وقت با خطا یا انحرافی برخورد نشود و در اولین نقاط بروز، جلوی آن گرفته نشود، طبیعت جریان انحرافی و خلاف این است که گسترش و توسعه پیدا می‌کند"، به برخوردهای رئیس‌جمهور در دولت نهم با این نشانه‎های انحراف اشاره کرد و گفت: در دولت نهم برای ما نکته بسیار زیبایی بود که آقای رئیس‌جمهور حتی با تخلفی در حد چند میلیون تومان هم برخورد می‌کردند. لنکرانی اظهار نگرانی‌ کرد که این حساسیت‌ها گاهی به دلیل نقش‌آفرینی حاشیه‌سازان، دیگر مثل سابق، برجسته و بارز نباشند. وی با تأکید بر اینکه تفاوت میان دولت‌های نهم و حتی دهم با قبل از آن زیاد است، گفت: یادمان نمی‌رود که در یکی از دولت‌های قبل، رئیس‌جمهور وقت به استان فارس آمد. در آن سفر نوع تشریفاتی که به کار بردند و بریز و بپاش‌هایی که کردند، مدت‌ها در محافل دانشگاهی مورد انتقاد بود. از وزیر سابق بهداشت پرسیده شد که آیا تا زمانی که در دولت بودید هم انتقاد می‌کردید و مقابل نشانه‌های انحراف می‌ایستادید که وی اظهار داشت: در دولت گذشته دو سه صحنه داشتیم که به نظرم دولت کاملاً موضع‌گیری‌های خوبی انجام داد. یکی از آنها موقعی بود که برخی اصرار داشتند سازمان حج و زیارت را در سازمان گردشگری و میراث فرهنگی و صنایع دستی ادغام و قید چهارمی را هم به این سازمان اضافه کنند. این یکی از اصطکاک‌هایی بود که در دولت قبل پیش آمد و خوشبختانه به این نحو حل شد که این دو سازمان ادغام نشوند و در واقع آن برنامه به نتیجه نرسید. وی ادامه داد: در آن دوره برای انتصاب بعضی از افراد در سمت استانداری، اختلاف‌نظرهای جدی پیش می‌آمد و در دولت، فضای غالب این بود که اگر نیرویی با این گفتمان، همراهی و همسویی ندارد، در آنجا رأی نمی‌آورد. اولین وزیر کشور دولت قبل یک نفر را برای استانداری جایی معرفی کرد و عده‌ای از دوستان گفتند فردی را که معرفی کرده‌اید، در موردش شائبه مشکلات مالی وجود دارد. به‌رغم اصراری که وزیر کشور و بعضی از مسئولین کردند، آن فرد رأی نیاورد و استاندار نشد. وزیر بهداشت دولت نهم افزود: این فضای غالب در دولت بود که اوج آن در تعیین معاون اول رئیس‌جمهور بروز کرد. فضای عمومی دولت این بود که اگر منویات رهبری این است که این را به صلاح نمی‌دانند، ما این تکلیف را مهم‌تر از همه چیز، حتی مهم‌تر از کسوت وزارت و عناوین می‌دانیم، به همین دلیل هم تا زمانی که رئیس‌جمهور این ابلاغ را باطل و کان لم یکن اعلام نکردند، هیچ جلسه‌ای با ریاست معاون اول پیشنهادی تشکیل نشد. لنکرانی در عین حال گفت که اعتقاد دارم دولت دهم در حجم کار و وقت‌گذاری قابل مقایسه با بسیاری از دولت‌های گذشته نیست. دولت نهم بعد از یک تغییر گفتمانی بزرگ آمد و کار را به عهده گرفت. گاهی وقت‌ها مثلاً به یک بخشداری که می‌رفتیم، احساس خود دوستان در آنجا این بود که یک تحول مبنایی اتفاق افتاده است، یعنی حتی اگر بخشدار هم عوض نشده بود، به ما می‌گفت تا دیروز وزیر که می‌آمد اینجا، اگر آن‌ طور رفتار نمی‌کردیم مؤاخذه می‌شدیم، امروز که شما آمده‌اید، اگر آن‌ طور رفتار کنیم مؤاخذه می‌شویم! وزیر سابق بهداشت در پاسخ به سؤالی مبنی بر زمینه‌های تقابل میان اصولگرایان و دولت گفت: مجلس و مجموعه قوه مقننه، به‌رغم اینکه خیلی جاها همراهی کرد، خیلی بهتر می‌توانست با دولت تعامل داشته باشد. مجلس در بعضی از بزنگاه‌ها اگر نگوییم با دولت تعارض، ولی یک اختلاف نظر بارز داشت. وی افزود: دولت هم می‌توانست سعه صدر بیشتری نشان بدهد و روی بعضی از امور که چندان هم مهم نبودند، پافشاری نکند و از آن مهم‌تر اینکه چیزی که یا مستقیماً از کانال مجلس و شورای نگهبان و یا از طریق مجمع تشخیص مصلحت به صورت قانون درآمد، دولت حتی اگر اعتقاد داشت که مشکل ایجاد می‌شود، باید به شکل بهتر و بارزتری از آن تبعیت می‌کرد. تفاوت آقای دکتر احمدی‌نژاد با مسئولین دولت‌های قبلی این است که آنها هم قانون را اجرا نمی‌کردند، ولی به زبان نمی‌آوردند، ولی آقای احمدی‌نژاد به زبان می‌آورد! از عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در مورد علت تشکیل این جبهه پرسیده شد که وی توضیح داد: 11 روز عدم حضور رئیس دولت در حوزه مسئولیتش بود که باعث موجی از نگرانی و ابهام در بین نیروهایی شد که در دهه 80 در بسیاری از صحنه‌ها توانستند افتخارآفرینی کنند. وی افزود: ابهام اصلی این بود که فتنه‌گرها و برخی از افرادی که در آن وقایع، به‌ویژه سال 88، رفوزه‌های امتحان در پیشگاه مردم بودند و مردم به آنها نمره ردّی داده بودند، دوباره به صحنه آمدند و طلبکارانه و حتی با خشونت از این جریان بازخواست کردند که چه شد؟ دیدید ما راست می‌گفتیم، درحالی که اتفاقی که رخ داده بود، دلیلی بر این نبود که تشخیص سال 88 اشتباه بوده است، اتفاقی که رخ داده بود این بود که کسی که این پرچم را بلند کرده بود، خودش اشتباه کرده بود. وی خصوصیت جبهه پایداری را رفتار جبهه‌ای و گفتمانی دانست و گفت: جبهه پایداری چون جبهه است، نگاهش این نیست که چه کسی عضو ما هست، بلکه این نکته را در نظر می‌گیرد که چه کسی طرفدار این گفتمان است، می‌تواند این گفتمان را بهتر پیش ببرد و بهتر، این عرصه را به نتیجه برساند و این به جبهه نوعی آزادمنشی می‌دهد که کمتر در قالب احزاب امکان‌پذیر است. لنکرانی گفت: جبهه پایداری به دلیل انتخابات مجلس تشکیل نشد، بلکه به دلیل تحیّری که اتفاقات اردیبهشت 90 پیش آورد، شکل گرفت. اگر بنای این جبهه موضوع انتخابات بود، خیلی زودتر شروع می‌کرد، چون امروز که معلوم نشده که در سال 90 انتخابات مجلس برگزار می‌شود تشکیل جبهه پایداری به ضرورت دفاع از این گفتمان و آرمان و میثاق بود. عضو جبهه پایداری با انتقاد از رفتارهای قبیله‌ای برخی احزاب، گروه‌ها و افراد گفت: الان وقتی از بسیاری از دستجات و گروه‌های سیاسی در مورد عملکرد فردی یا مدیریت جایی سئوال می‌کنید، نرم‌افزارشان این‌جوری کار می‌کند که این فرد چقدر به ما نزدیک است؟ عضو ما هست یا نه؟ اگر عضوشان بود، آنجا خوب دارد می‌چرخد و هیچ مشکلی وجود ندارد، اگر عضوشان نبود، بالعکس. لنکرانی در مورد ارتباط جبهه پایداری با روحانیت و علما نیز اظهار داشت: آنچه که جریان‌های انحرافی را حداقل در سه قرن گذشته در کشور ما از جریان اصیل متمایز می‌کند، خاستگاه جدای از روحانیت آنهاست. تمام جریان‌های انحرافی یک قرن گذشته کشور ما، محوری‌ترین مشکل و شروع نقطه انحراف‌شان، جدایی از روحانیت بوده است. وی افزود: جبهه پایداری اعلام کرده و بنده هم در همین‌جا اعلام می‌کنم که جبهه پایداری به آنچه که به عنوان منشور اصول‌گرایی توسط بزرگان روحانیت اعلام‌ شده، پایبند است. ‌جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت، این را یک سند قابل اتکا و مورد قبول می‌دانند و این را جزو مبانی کار خود تلقی می‌کنند. عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در مورد نسبت این جبهه با آیت‌الله مصباح نیز گفت: جبهه پایداری افتخار می‌کند که با ایشان ارتباط دارد و از نظرات مشورتی ایشان و نیز شخصیت‌های بزرگ دیگر استفاده می‌کند و ما این را یکی از نقاط قوت جبهه می‌دانیم که ارتباط تنگاتنگی با روحانیت اصیل انقلاب اسلامی، از جمله حضرت آیت‌الله مصباح یزدی داریم. وی در پاسخ به سؤالی در مورد علت مخالفت برخی از جریان‌های مدعی اصولگرایی با جبهه پایداری گفت: جبهه پایداری اصولاً برای مقابله با کسی تأسیس نشده است و برای خود شأن تقابلی قائل نیست. از بدو تأسیس جبهه پایداری، این نکته جزو تذکرات دائمی بزرگان بوده و جبهه هم سعی کرده این نکته را در کارهای خود لحاظ کند، البته این به این معنا نیست که جبهه نظرات و صحبت‌های خودش را نگوید، ولی باید توجه داشته باشد که در بیان موضع‌گیری‌هایش خدا نکرده شائبه تقابل یا تعارض با جریان‌های مدافع انقلاب اسلامی به وجود نیاید. لنکرانی خاطرنشان کرد: نکته مهم‌ این که برخی با اینکه صحبت از اصول‌گرایی می‌کنند، رفتارهای اصول‌گرایانه ندارند. نباید انتقاد از رفتارهای غیراصول‌گرایانه را تقابل ترجمه کرد. از عضو جبهه پایداری در مورد خاستگاه مخالفت‌ها پرسیده شد که وی گفت: برخوردها چندگانه‌ هستند. خیلی از دوستان حداقل در بیان و برخی از آنها با حضور و تشریف‌فرمایی‌شان در همان جلسه اعلام رسمی جبهه، اعلام کردند که جبهه پایداری را ظرفیت جدیدی برای اصول‌گرایی تلقی می‌کنند و این جنس افراد هم کم نیستند. بعضی از آنها خاموشند و یا کمتر صحبت و اظهارنظر می‌کنند، ولی کم نیستند و برداشت ما این است که اغلب نگاه جریان اصول‌گرایی به جبهه پایداری از همین قسم است. وی ادامه داد: بعضی‌ها هم هستند که این‌گونه برخورد نمی‌کنند. همه‌ اینها هم از یک جنس نیستند و انواع و اقسام دارند. بعضی‌ها ابهام دارند. جبهه تازه تأسیس‌ شده و آنها ابهاماتی دارند اما بعضی از مخالفت‌ها از جنس رفع ابهام نیستند و با اصل این گفتگو و نگاه مخالفند و بی‌خود هم خودشان را زیر لوای اصول‌گرایی پنهان می‌کنند. بعضی از این افراد در قضیه دوم خرداد، حضور داشتند و در روزنامه‌های توقیف ‌شده، مقاله می‌نوشتند و در جلسات آنها به عنوان کارشناس یا سخنران حضور داشتند، اما حالا می‌گویند ما اصول‌گرا هستیم! لنکرانی خاطرنشان کرد: خیلی‌ها هم یک زمانی اصول‌گرا بوده‌اند و الان هم باورهایشان اصول‌گرایانه است، اما مخالف اصول‌گرایی عمل می‌کنند. مثلاً اگر کسی آمد و در صحنه مسئولیتش اسراف و بریز و بپاش کرد، ولو ناخواسته ترویج‌کننده فرهنگ بی‌بند و باری شد و با رفتار سوء زیردستانش مقابله و برخورد نکرد، حتی اگر اعتقادش هم اصول‌گرایانه باشد، رفتارش اصول‌گرایانه نیست.
ارسال نظر: