اخبار آرشیوی

کدخبر: 286396

سرتیپ دوم خلبان دکتر احمد مهرنیا در جلسه هفتگی انصار حزب‌الله: در جنگ نرم کاملاً در حال کشتی‌گیری هستیم/ توانایی ساخت قطعاتی که به ما نخواهند داد یا تحریم کرده‌اند را داریم

به گزارش «نسیم»، روابط عمومی انصار حزب الله نوشت: مقدمه: سخنران این هفته جلسه انصار حزب‌الله سرتیپ دوم خلبان دکتر احمد مهرنیا بود که ایشان در جریان عملیات الولید «اچ 3» در جریان دفاع مقدس به یکی از دورترین پایگاه‌های عراق به نام الولید در مرز عراق و اردن یورش برد و با مهارتی خیره‌کننده در حالی که رژیم بعث عراق تصور آن را نمی‌کرد همه تجهیزات و هواپیماهای جنگی عراق را در آن پایگاه نابود کرد و به سلامت به ایران بازگشت که متن کامل صحبت‌های ایشان در مورد قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در ذیل آمده است: جمهوری اسلامی از بازدارندگی بالایی برخوردار است سرتیپ دوم خلبان دکتر احمد مهرنیا استاد دانشگاه در جلسه هفتگی انصار حزب‌الله آیه و عدوا لهم استطعتم من قوه یکی از مصداق‌های صحیح برای بازدارندگی می‌باشد. در این جا حضرت حق تعالی می‌فرمایند که خودتان را به هر نیرویی که دارید، تجهیز کنید و آماده باشید. در این آیه اسب‌های ورزیده و تندرو را مثال می‌زنند که در آن روزها ابزار جنگ و نبرد با باطل بوده است. امروز شاید ما بتوانیم به جای آن تانک و هواپیماها و ادوات این چنین را قرار دهیم که البته اسب‌ها هم در جایگاه خودشان نقش دارند. ما امروز وقتی با دوست‌های خودمان صحبت می‌کنیم که صبح زود و یا نیمه شب وقتی هواپیماهای جنگنده ما بلند می‌شوند، آن شراره‌ایی که چهار پنج متر از پشت متور می‌سوزد و یا انفجار توپ‌ها، راکت‌ها، بمب‌ها را جایگزین جرقه‌های سم اسب‌ها می‌کنیم. خداوند متعال می‌فرماید که باید آماده شویم آن هم برای ترساندن دشمنانی که ما می‌شناسیم و آنهایی که حتی ما نمی‌شناسیم ولیکن خدا می‌شناسد اینجاست که دو جنبه جنگ مشخص می‌شود یک جنبه آشکار، جنبه دوم پنهان. بعضی از دشمنان را خیلی خوب می‌بینیم می‌شناسیم. لذا با آنها برخورد می‌کنیم و حتی درگیر می‌شویم، اما بعضی دشمنان به گونه‌ایی دیگر عمل می‌کنند که فقط خداوند به آنها اشراف دارد. مفهوم بازدارندگی با تاکیدی که دین مبین ما بر بازدارندگی نرسانیدن دشمنان دارد، لازم است که با واژه بازدارندگی آشنا شویم و آن را تعریف کرده و بعد تکلیف خود را مشخص کنیم. از دیدگاه علمی تمام اقداماتی را که ما ممکن است انجام بدهیم تا کشور ثالث و یا کشورهای ثالث نتوانند به منافع ملی آنها تعرض کنند مفهوم بازدارندگی است، یعنی اینکه بتوانیم در دشمن این باور را ایجاد کنیم که اگر او بخواهد به منافع ملی ما دست درازی کند باید هزینه‌ایی خیلی بالاتر از آن چیزی که حساب کرده است بپردازد. در دنیای مادی امروز بویژه بلوک غرب بیشتر حرکاتشان را در راستای کسب منافع در اقصی نقاط دنیا با نزول هزینه و فایده انجام می‌دهند و آنجا اگر هزینه‌هایی که می‌کنند کمتر از منافعی که به آنها می‌رسد، بود اقدام می‌کنند و در غیر این صورت خودبه‌خود عقب می‌کشند. ما در حالت بازدارندگی باید کاری کنیم که دشمن به این باور برسد که هزینه‌هایی که متحمل می‌شود چه از نظر مادی و چه از نظر انسانی، بیش از آن چیزی است که به دست می‌آید به همین دلیل باید شناسایی کنیم که از چه راه‌هایی می‌توان ایجاد بازدارندگی کرد معمولاً‌دو روش و ابزار ایجاد بازدارندگی در دسترس است. یکی ابزارهای سخت از قبیل تسلیحات نظامی از تفنگ تا تجهیزات فوق پیشرفته نظامی که زمانی که می‌توان نیرویی ما را مشاهده کند که نمی‌تواند مقابله کند، خود به خود یک حالت از ایستایی و بازدارندگی ایجاد می‌شود. بنابراین اگر قرار باشد اقدامی را علیه یک تجاوزگر انجام دهیم، باید توانایی لازم را داشته باشیم و می‌شود فقط با بلوف زدن و گفتن اینکه من این کار را انجام می‌دهم آن هم در حالی توانایی آن را ندارم، نمی‌شود به آن نتیجه مطلوب رسید. ممکن است در کوتاه‌ مدت یک نتیجه‌ایی بگیرید ولی در بلند مدت افشا می‌شوید و آن بازدارندگی از بین خواهد رفت. بحث دیگر ایجاد ارتباط است. در شرایطی می‌توان بازدارندگی را به سطح کشورهایی که با هم درگیر هستند تسری داد که ما با آنها ارتباط داشته باشیم که این ارتباط البته می‌تواند از تمام رسانه‌های عمومی دنیا باشد از جمله اینترنت، روزنامه‌ها، تریبون‌های نماز جمعه و غیره تا اینکه بتوانیم پیام را منتقل کنیم و آن چیزی که در انتقال پیام مهم است صراحت است یعنی اینکه اگر می‌خواهیم عملی را علیه تجاوزگر انجام دهیم، حتماً باید آن را واضح و روشن و شفاف به او منتقل کنیم و این با اگر و مگر و شاید و اینها نمی‌شود چرا که باید برای او کاملاً تداعی شود که این عمل شدنی است. اصل اعتبار این اصل بدان مفهوماست که اگر ما قرار است به کشوری پیام دهیم که ما مثلاً این کار را علیه تو انجام می‌دهیم، بنابر اصل اعتبار باید یک زمینه قبلی را از خویش به جای گذاشته باشیم که آن پیام گیرنده روی کار قبلی شما برای شما این اعتبار را باز می‌کند. به عنوان مثال ما پیام خویش را به آمریکایی‌ها به عنوان یکی از دشمنان بالقوه در بعد نظامی و بالفعل در سایر جبهه‌های نرم‌فازاری و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فهرنگی داده‌ایم و او الان در خیلی از جبهه‌ها در حال جنگ با ماست و فقط بحث نظامی تا به حال محقق نشده است ولی در جنگ نرم کاملاً در حال کشتی‌گیری هستیم. این جاست که وقتی ما به آنها پیام می‌دهیم که اگر روزی این اشتباه را بکنید و پا در این خاک بگذارید ما علاوه بر اینکه با شدت و حدت پاسخ شما را خواهیم داد، سعی می‌کنیم جنگ را به یک جنگ طولانی که مد نظر آنها نیست تبدیل کنیم چرا که آنها علاقمند هستند خیلی به سرعت و کوتاه جنگ ها را شروع و خاتمه دهند و ما درست برعکس این را برای آنها پیام می‌دهیم و ما یکبار در طول هشت سال دفاع مقدس این کار را انجام داده‌ایم و آنها ایثار و مقاومت و ایستادگی ما را در جبهه‌های نبرد مشاهده کرده‌اند. البته در نیروی هوایی ما بیشتر درگیر بوده‌ایم در سال 1358 اولین بمب‌ها روی مواضع عراقی‌ها ریخته‌ایم و آخرین بمباران را در سال 1375 در خاک عراق و در اردوگاه اشرف خورده است. یعنی از عملیات مرصاد بمباران منافقین ادامه داشت به رغم اینکه در آن منطقه هم آمریکایی‌ها، منطقه پرواز ممنوع اعلام کرده بودند ولی دوستان و همکاران ما در عملیات‌های متعددی آنها را بمباران می‌کردند که آخرین اسیر نیروی هوایی در سال 1371 دو خلبان ما بودند که در آبی اسیر شدند. این ایستادگی مداوم برای ما یک اعتبار ایجاد کرده است به گونه‌ایی که اگر امروز می‌گوییم خواهیم ایستاد برای دشمن ما این اصل تداعی می‌شود که انجام شدنی است. البته در صدر اسلام ترساندن دشمن یعنی ترهبون به عدد ؟؟؟ عدوکم بوده است که نمونه‌هایی از این را در جنگ‌ها و غزوات متعدد داریم. آنجایی که دستور می‌دهند. سالخورده‌ها موهای سر و صورت خویش را خزاب کرده و در واقع جوان‌نمایی کنند تا اینکه دشمن متوجه شود با یک سری جوان طرف است و در پیشروی خود قدری شک کند. باز در فتح مکه در راستای بازدارندگی می‌بینیم که پیامبر اکرم دستور می‌فرمایند آتش‌های زیادی روشن کرده و دیگ‌های زیادی را روی آتش بگذارند تا این برای افراد قابل تداعی یک نیروی خیلی زیاد کند و این زیادنمایی نیرو خود به خود ایجاد ترس و وحشت می‌کند و می‌بینیم که فتح مکه بدون خونریزی و خیلی ساده انجام می‌شود. البته در مساله بازدارندگی باید گفت پا در دو جا این موضوع را داریم. یکی در زمان صلح و دیگری زمانی که جنگ وجود دارد و با دشمن در جنگ هستیم. یعنی در جنگ اگر کاری کنیم که دشمن جنگ را گسترش نداده و حملات را تشدید نکند و به گونه‌ایی حالتی ایستایی را ایجاد کنیم خود این هم باز نوعی از بازدارندگی است. البته باید متذکر شد که در اسلام همواره تاکید بر هم‌زیستی مسالمت‌آمیز و احترام متقابل است. در سوره نسا آمده است «و الصلح خیر» صلح خیر است. بنابراین در آغاز آن چیزی که مد نظر ماست، صلح است. و این موضوع رد قانون اساسی کشورمان هم آمده که حالت تهاجمی برای هیچ کشوری نداریم، حتی فکر تجاوز و تعدی به هیچ کشوری را هم نداریم و به همین دلیل می‌گوییم ما به سلاح اتمی نیاز نداریم چرا که سلاحی ضد اخلاق در جنگ است و به هر حال خداوند دستور بازدارندگی و آمادگی را برای ما داده است و اینکه آماده رزم و هوشیار باشیم. قدرت بازدارندگی هسته‌ایی دو بلوک شرق و غرب برای بازدارندگی دولت‌های امروز راه‌های مختلفی داشته‌اند و پیشنهاد کرده و به آن عمل می‌کنند. اول بازدارندگی هسته‌ایی است که وقتی در زمان ابرقدرت شرق و غرب بود، بلافاصله در بحث بازدارندگی ذهن‌ها به سمت سلاح هسته‌ایی می‌رفت و اینکه این سلاح چه کاربردی دارد و اگر جنگ سوم جهانی شود چه فاجعه‌ایی رخ خواهد داد و جهان چگونه نابود می‌شود و همه این حساب و کتاب‌ها منتج به این می‌شد که دو ابرقدرت اگر چه هزاران کلاهک هسته‌ایی داشتند و آن را آماده به کار نگه داشته بودند ولی همین باعث می‌شد که خیالی راحت داشته باشند وجنگ‌های مهمی را در دوران اخیر ندیده‌ایم. پیمان‌ها و امنیت دسته جمعی راه دیگر بازدارندگی یکی دیگر از راه‌های بازدارندگی معمولاً این است که کشورهایی با همدیگر متحد می‌شدند و قدرت بزرگتری را تشکیل می‌دهند که این قدرت بزرگ باعث می‌شود قدرت‌های کوچکتر دیگر به فکر تعرض به آنها نیستند و موضوع دیگری که در جاهایی غیر از ایران خیلی روی آن در زمان جنگ‌های جهانی حساب می‌شد و سالهاست تست نشده است بحث بی‌طرفی است. کشورهایی که در جنگ بی‌طرف می‌ماندند، اینها همه از تعرض و تجاوز قدری مصون بودند اما مشکل اینجا بود که بی‌طرفی موضوعی نبود که خود کشور اعلام کرده و تجاوزگر آن را بپذیرد ولیکن منوط به این بود که تجاوزگر هم بی‌طرف کشوری را بپذیرد و این موضوع اصلاً به کار کشورها نمی‌آید. تکیه بر سلاح‌های متعارف و تهیه و تولید آنها دو موضوعی که برای کشور ما اصلی است یکی تکیه بر سلاح‌های متعارف است. یعنی تولید و تهیه سلاح‌هیای که بتواند پاسخگوی تهدیدات ما در حد منطقی باشد چون این هم خودش یک گرداب است و اگر ما موقعی در فکر این باشیم که فقط در بعد سلاح بخواهیم با دشمنی مثلاً آمریکا با آن برتری‌های نظامی، مسابقه تسلیحاتی بدهیم و خودمان را به آن سطح برسانیم اگر همه بودجه کشور را بدهیم، نخواهیم رسید. بنابراین یا یک حدی منطقی است. البته شکر خدا، کشور ما در شرایطی از نظر ژئوپلوتیکی قرار دراد و نوع ژئوپولوتیک منطقه یعنی شکل کوه‌ها، رودخانه‌ها، صحراها و بیابان‌های کشور و فاصله بین شهرهای اصلی و مرکزی تا مرزها اجازه اینکه یک دشمنی به سادگی نفوذ کرده و به ما برسد را نمی‌دهد. تکیه بر نیروهای مردمی بسیج از طرفی این جمعیت کشور که جنگ آزموده است و خیلی زیاد به خاک و دین و ایدئولوژی عشق می‌ورزد و علی‌رغم اینکه روی نسل جوان ما دشمنان خیلی کار کرده‌اند تا او را از این فضا خارج کنند ولی می‌بینیم همیشه یک پدیده ناشناخته‌ای برای دشمنان بوده‌ایم و درست آنجایی که آنان انتظار نداشتند ما خودنمایی‌هایی کرده‌ایم که دشمنان انگشت به دهان مانده و شکست خوردند و به حول قوه الهی رفتند. تکیه بر مردم و نیروهای مردمی همان چیزی است که ما امروز اسم آن را بسیج گذاشته‌ایم. اگر چه بسیج فقط اختصاص به جنگ ندارد و در همه وادی‌ها می‌تواند منشأ اثرات بزرگی از جمله در اقتصاد ما باشد. وقتی حضرت آقا امسال را سال جهاد اقتصادی عنوان می‌کنند هدفشان تشکیل یک بسیج اقتصادی برای اینکه نظام اقتصادی کشور متحول بشود و ان رفاه اقتصادی و شرایط ویژه‌ایی که شایسته این مردم ماست، بوجود آید بنابراین بسیج را در همه امور می‌توانیم داشته باشیم و همه افراد ما می‌توانند بسیجی باشند چرا که موضوع قشر خاصی نیست. مثلاً ما در گروه خودمان (خلبان‌ها) این عنوان صرفاً برای شهید بابایی داریم ولی واقعاً‌تمام نفراتی که به این صحنه وارد شده و از خودو زندگی و خانواده و جان خویش مایه می‌گذارند و در راستای حفاظت و صیانت از این نظام حاضرند در هر لحظه داوطلبانه وارد صحنه نبرد شوند، مگر می‌شود اسم دیگری روی آنها گذاشت به جز اینکه بگوییم یک عاشق بسیجی هستند. الان هم باید یک تفکر بسیجی و شرایطی که همه بتوانند خودش را در صحنه حاضر ببینند را ایجاد کنیم همه خودشان را عضوی از این نیروی لایزال الهی ببینند چرا که هیچ نیروی بالاتری از این است و در مقابل هر دشمنی می‌توانیم به آن تکیه کنیم. یعنی وقتی چنین نیروهای مطمئنی باشند دیگر آسوده خاطر هستید چرا که سلاح بخشی از؟؟؟ است به همین دلیل امروزدر جنگ‌های نوین خیلی دیگر بحث سلاح مطرح نیست. هوش برتر و عملیات تاثیرمحور امروز از هوش برتر صحبت می شود و از عملیات تاثیر محور سخن می‌گویند. یعنی باید نقطه قوت دشمن را شناسایی کرد و ضربه را درست به آن نقطه قوت وارد کرد و این در حالی است که قبلا می‌گفتند نباید سراغ آن رفت چرا که شما را از پای درمی‌آورد ولی امروز این چنین نیست ولی عملیات تاثیر محور باید با تدبیر هوشیاری انجام شود لذا طراحی و برنامه‌ریزی می‌خواهد و ما نیازمند طراح خوب هستیم چرا که یک طراح خوب می‌تواند این فرصت را ایجاد کند که شما با کمترین امکانات بتوانید بیشترین تاثیر را بگذارید. نمونه‌های آن را در دنیا دیده‌ایم حال منطقی یا غیر منطقی، قابل قبول و غیر قابل قبول. به هر حال یک مسارینی که در ایستگاه مترو توکیو زده می شود از نظر ما درست نیست و غیر قابل قبول است ولی باعث یک اتفاق بزرگ در آنجا می‌شود. از این نمونه‌ها البته قابل قبول آن در عملیاتهای گوناگون داشته‌ایم . عملیاتهای که به قوبل معروف به خال زده‌ایم من فکر می‌کنم شاه‌بیت غزل ما و نقطه و اصلی برای بازدارندگی هم در کشور ما موضوع هوش برتر و عملیات تاثیرگذار بوده است. ضمن اینکه ما همزمان خوشبختانه هم در صنعت نظامی پیشرفت‌های خوبی داشته‌‌ایم و امروز کشور ما این افتخار را دارد که از سلاح سبک تا آن خمپاره‌انداز و تانک و نفربر و هواپیما ساختن که یک کار سختی است را به صورت بسیجی‌وار می‌سازیم به گونه‌ای که هواپیمای ساخت ما امروز در حال پرواز است. هواپیمای فوق مدرن مثل اف 14 که امروز فقط وفقط ایران دارد و دیگر هیچ کشوری در دنیا ندارد و به دست متخصصان ما که از جان و دل مایه گذاشته و عاشقانه کار کردند همان روزهای اول که مستشاران آمریکایی از کشور ما رفتند حتی هنوز آموزش مرحله اول آن به انجام نرسیده بود و بعضی از اطلاعات این هواپیما از قبیل کتابچه‌های راهنما و برخی ازبردها را برده بودند اما به یک هفته نکشید که بچه‌های ما این هواپیما را راه انداختند و به پرواز درآوردند. کاری مثل سوخت‌گیری شبانه هواپیما که اصلا انجام نشده بود، خودشان انجام دادند. ما باید با خود اتکایی کشور را به آن اندازه برسانیم که بگوییم ما توانایی ساخت قطعاتی که به ما نخواهند داد یا تحریم کرده‌اند را داریم و این را در بخش هسته‌ای کاملا نشان داده‌ایم.خداوند متعال هم می‌فرمانید که به آن قدرت برسید می‌تواند انجام دهید. «یا معشر الجن و الانس ران استطعتم تفنذو.ا من اقطارالسمواات والارض فانفذو اولا تنفذون الا بسلطان» این آیه معجزه است چرا که آن شخصی که آن زمان هیچ ابزاری نداشته از کجا می‌دانسته که کره زمین خودش قطرهایی دارد و بعد تازه به آسمانها می‌رسد و امروز تاره شناخته‌ایم لایه ترینچو و ایزسفور و یونسفر و غیره وجود دارد و بعد وارد جو می‌شویم که آنجا تازه لایه‌های آسمانی سفرشان را انجام می‌دهند و ماهواره‌ها و موشک‌های بین سیارات یا بعضی از موشک‌های بین قاره‌ای به جو می‌روند و برمی‌گردند و در اقطار سماوات پرواز می‌کنند. مراد از سلطان در این آیه دانش و همت و تجهیزات است. پرسش و پاسخ * لطفا نحوه ردگیری و دستگیری عبدالمالک ریگی را منحصرا توضیح دهید. - خوشبختانه اولین کتابی که راجع به یک عملیات هوایی در نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران منتشر شد حمله هوایی به الولید به عنوان عملیات بزرگ جهانی باعث شد، دیواره بحث‌های امنیتی و حفاظتی و اسناد طبقه‌بندی فرو ریزد، بنده با این کتاب ریسکی کردم و گفتم هر چه شد به جان می‌خرم. خوشبختانه فروریختن این دیوارها باعث شد که عملیات رهگیری ریگی و دستگیری او به صورت کتابی با عنوان «در چنگال عقاب» منتشر شده است ماموریت از پیشگیری‌های خاصی برخوردار بوده است. در آن زمانی که به نیروی هوایی ابلاغ شد تا هواپیمای ریگی را شناسایی کنیم تا اشتباهی پیش نیامد و بعد از رهگیری خلبان را طوری مجبور کنیم تا با ما برگردد و بنشیند. چون دستور نظامی است تا آن هواپیما با ما بیاید و بنشیند و اگر این کار را نکند در آخر کار ما باید آن را هدف قرار دهیم . خوشبختانه حرکت خوب بچه‌‌‌ها و اقدام زیبای آنها که حتی تا مرحله تیراندازی هم می‌روند و در کنار هواپیما هم می‌کنند، باعث می‌شود که این خلبان در بندرعباس بنشیند و ریگی که واقعا یک جرثومه فساد بود و عامل دست بیگانه هم شده بود، دستگیر شود امروز باید خیلی مراقب باشیم چرا که استفاده نامطلوب از ماهواره‌ها در منازل زیاد شده است و خیلی از استفاده‌کننده‌ها آن دانش و شناخت را روی ترفندهای دشمن ندارند و نمی‌دانند که او از چه راه‌هایی وارد می‌شود و چگونه ظرف و خزنده عمل می‌کند. امروز واژه‌ای را به نام war in Livning room داریم. یعنی جنگ در اتاق نشمین که تمام هنجارهای دینی، عرفی و اجتماعی را به سادگی از بین می‌برد و جوانان را از آن هویت اصلی‌ خویش دور می‌کند و شاید کمتر از یکی دو سال کسانی که با ما هواره مانوس شدند، دیدگاهشان عوض می‌شود. جوانی که نان ما را می‌خورد و در این کشور دانشگاه می‌رود و کار می‌کند و در عمل سرباز دشمن می‌شود و خودش هم نمی‌داند. * تقویت روحیه شهادت‌طلبی در بازدارندگی تا چه حدی تاثیرگذار است؟ این خودش یک معنای اصلی در بازدارندگی است. او که از جان گذشت دیگری چیزی نمانده که از او بگیرند کسی که پیروزی را در زایش دومش می‌بیند چیزی برای از دست دادن ندارد بنابراین فکر می‌کنم شهادت طلبی یک رکن و اساس برای بازدارندگی است و دشمن هم در چنین شرایطی خیلی مستاصل می‌شود که نمونه کوچک آن را در سرزمین فلسطین می‌بینیم. یک عملیات خیلی محدود با این روحیه دشمن را به زانو در می‌آورد و اتفاقاتی می‌افتد که شگفتی می‌آفریند. معاوضه 1027 نفر از اسرای فلسطینی با یک گروهبان اسرائیلی آن هم در حالی که برای آن گروهبان جنگ 21 روز غزه را راه انداختند که چقدر هزینه سنگینی پرداختند، ماحصل شهادت‌طلبی بوده است. * آیا به نظر شما غرب با ما در انتها درگیری فیزیکی خواهد داشت؟ من به عنوان یک استراتژیست با کنار هم قرار دادن خیلی مسایل مختلف علمی و نظامی فکر نمی‌کنم آمریکا دچار این اشتباه شود و اینقدر کند که قدم در خاک ما بگذارد چرا که الان در افغانستان و عراق هم مانده است و به فضاحت رسیده است کسی که می‌خواست در عراق سالهای سال جاخوش کند و پایگاه بزند به وضعیتی رسیده که باید تا دو ماه آینده آنجا را ترک کند.
ارسال نظر: