اخبار آرشیوی
حسین فدایی در گفتگو با پایگاه "برهان" به تشریح آخرین فعالیتهای احزاب در ماههای منتهی به انتخابات پرداخت/ "جریان انحرافی بدنبال آن است تا با نوعی تقسیم کار، سبد خود را از رأی همه اقشار جامعه پر کند"
گروه سیاسی برهان نوشت: گروه سیاسی برهان؛ این روزها و با نزدیک شدن به موعد انتخابات مجلس نهم، حجم تحرکات جریانهای سیاسی برای تکیه بر کرسیهای بهارستان افزایشی معنادار یافته است. از سویی جریان انحرافی ستادهای انتخاباتی خود را فعال نموده و از دیگر سو اصلاحطلبان نیز با برگزاری همایشهای انتخاباتی، عزم خود را برای ورود به عرصه انتخابات جزم کردهاند. در این میان اولین نشست خبری جبهه متحد اصولگرایان نیز چندی پیش برگزار شد. در بررسی ابعاد این تحرکات با «حسین فدایی» دبیر کل جمعیت ایثارگران به گفتو گو نشستیم که مشروح آن در ادامه میآید. اصلاحطلبان در سالهای اخیر همواره با یک گفتمان مشخص پا به عرصهی انتخابات گذاشته و همان شعارهایی که در سال 76 مطرح کرده بودند و از قضا با اقبال نیز مواجه شد را بدون تغییر، به روز رسانی کرده و تکرار نمودند و در نتیجه در یک دههی گذشته عموماً شکست خوردهی انتخابات بودند. با این وصف به نظر میرسد این جریان برای توفیق در انتخابات آینده باید با عبور از حرفهای گفته شدهی سابق، دست به خلق یک گفتمان جدید بزند. ارزیابی شما در این باره چیست؟ اساساً آیا ارادهی خلق گفتمانی جدید در این جریان،
میبینید؟ در صورت موافق بودن با این فرضیه به نظر شما گفتمان جدید این جریان دارای چه خصوصیاتی خواهد بود؟ گفتمان انقلاب اسلامی، گفتمانی است مبتنی بر اسلام. رقبا تلاش میکنند مفاهیم اسلام را قلب ماهیت و استحاله کنند تا بتوانند با عوام فریبی خود را توجیه کرده و رأی مردم را کسب کنند. در واقع اگر این جریان در گذشته محبوبیت و موقعیتی در بین مردم داشت خود را ضد انقلاب، مخالف امام و رهبری و یا طرفدار آمریکا و غرب، هوادار لیبرالیسم و ... معرفی نمیکرد بلکه بالعکس، سعی میکرد با جا زدن خود درون انقلاب و با شعارهای انقلاب، به قدرت برسد. با توجه به این که اینها از موقعیتی در درون نظام نیز برخوردار بودند مردم اصلاً تصور نمیکردند که ممکن است امام را قبول نداشته باشند. تصور نمیکردند در خط آمریکا و انگلیس عمل کنند. ملت ما با هر جریانی که با اجانب همراهی کند، دوستی نخواهد داشت. بنابراین اینها تصور میکردند که مردم به نیّاتشان رأی دادهاند. نیّاتی که بوی همراهی با نظام سلطه میداد. در هر صورت وقتی مردم عمل اینها را دیدند به آنها پشت کردند و از این پس نیز هر فرد یا جریانی که نفاق پیشه کرده و نیتّی شوم و غیر همساز با
اسلام داشته، ولی در پس شعارهای انقلابی پنهان شده باشد، دستش باز شده و رسوا خواهد شد و به طور طبیعی مردم نیز به او پشت خواهند کرد. از این رو اگر جریانی، معتقد به گفتمانی باشد که در مقابل گفتمان انقلاب اسلامی است، تکلیف آن روشن است. همچنین اگر ادعای اعتقاد به این گفتمان را دارند باید این ادعا را در عمل به اثبات رسانده و قول یا عمل این عناصر بر هم منطبق باشد. نکته آن که هم اینک این جریان در این ارتباط دچار نوعی تناقض شده است. با این وصف باید گفت راهی جز بازگشت به انقلاب اسلامی و گفتمان امام برای آنها باقی نمانده و تنها در این صورت در فضای سیاسی کشور، جایگاهی پیدا خواهند کرد. در مقابل، بخشهایی از این جریان نیز که با تابلوی دوم خرداد حیات سیاسی داشته و شعار اصلاحات سر میدادند اکنون به اشتباه خود در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری پی برده و ضمن اعتراف به ضدانقلاب بودن جریان فتنه، از آن اعلام برائت کردند و دیگر قابل جمع با این جریان نبوده و درون خانوادهی نظام قابل تعریف هستند. بر این اساس معتقدم با توجه به این که تابلوی اصلاح طلبی در فتنه، ماهیت ضدانقلاب پیدا کرد و در مقابل نظام قرار گرفت، این طیف باید برای
ایجاد تمایز با آن، ضمن باز تعریف خود با تابلو و گفتمانی جدید پا به عرصهی رقابتهای سیاسی و انتخاباتی بگذارند. البته این اعتقاد ما است. حال آن که میتوانند این پیشنهاد را نپذیرفته و همان راه را طی کنند که در این صورت باید گفت سرنوشتی غیر از عاقبت جریان فتنه نصیبشان نخواهد شد. به حسب ظاهر، این جریان بنا دارد تحت عنوان گفتمانی به نام «اعتدال» در مقابل تند روی و افراط، پا به عرصهی انتخابات بگذارد. شنیده میشود حتی هاشمی رفسنجانی نسبت به این رویکرد نظر مثبت داشته و از آن حمایت میکند. ضمن بررسی صحت این مسأله، ارزیابی خود را از میزان توفیق یا عدم توفیق این گفتمان بفرمایید. آیا میتوان متصور بود کسانی که پیش از این دستشان رو شده، میتوانند با چنین تابلویی وارد عرصه شده و به موفقیت دست یابند؟ بعضاً احزاب و گروههای سیاسی برای رسیدن به قدرت، ادعاهایی را مطرح میکنند که هیچ تناسبی با واقعیت ندارد. برخی اعتدال را این گونه تعریف میکنند که همه فرمانبرشان بوده و هیچ ایده و اندیشهای در مقابلشان مطرح نباشد. برخی نیز اعتدال را در این میدانند که انقلاب اسلامی در نظام سلطهی بین المللی هضم شده و فرهنگ غربی از ناخن پا تا
موی سر، بر سرنوشت جامعه حاکم گردد. برخی اعتدال را این گونه تعریف میکنند که همه فرمانبرشان بوده و هیچ ایده و اندیشهای در مقابلشان مطرح نباشد. برخی نیز اعتدال را در این میدانند که انقلاب اسلامی در نظام سلطهی بین المللی هضم شده و فرهنگ غربی از ناخن پا تا موی سر، بر سرنوشت جامعه حاکم گردد. این جماعت از واژههای مقدسی که مورد قبول آحاد جامعه است، استفاده میکنند تا منافع خود را تأمین کنند. بنابراین، هیچگونه باور عمیقی نسبت به این مقوله ندارند. چرا که اعتدال به معنای آن است که: «نه ظلم کن نه زیر ظلم برو، نه حق کسی را بخور و نه اجازه بده که حقت را بخورند.» اعتدال، یعنی حاکم کردن عقلانیت اسلامی، اعتدال یعنی عشق ورزیدن به ولایت، اعتدال یعنی داشتن قوهی عقلانی مستقل که منجر به بندگی خدا شود نه بندگی افراد و نظامهای معارض انقلاب. و در مقابل،تعریف شما از تندروی؟ مصداق عینی تندروی آن است که، کسانی که شعار اعتدال میدهند، جنایتهای صهیونیستها در فلسطین را میبینند ولی در روز قدس، شعار «نه غزه، نه لبنان» سر میدهند و اسراییل را به رسمیت میشناسند. از آنها باید پرسید آیا اعتدال به معنای آن است که ما جنایتهای
آمریکا در افغانستان، عراق، لبنان و سایر کشورهای اسلامی را ببینیم و چشمانمان را بسته و هرگونه مسؤولیتی را در این خصوص نفی کنیم؟ و از آنسو، وقتی که یک صهیونیست در یک گوشهی دنیا آسیبی میبیند با پروپاگاندای رسانهای امپریالیسم، همراهی کنیم؟ ما این رویکرد را افراط وتفریط میدانیم. اگر موافق باشید در ادامه به وضعیت جریان انحرافی بپردازیم. به نظر میرسد عطش این جریان نسبت به رقبایش برای تصاحب کرسیهای بهارستان بیشتر است. چرا برای جریان انحرافی به دست آوردن کرسیهای مجلس نهم از دو جریان دیگر مهمتر و حیاتیتر است؟ همان گونه که انسان در مسیر تکامل و کمال حد ندارد، میتواند در مسیر پستی و رذالت هم بدون وقفه پیش رود. اما انسانی که رو به کمال میرود در مقابل خداوند متعال و ولی او، برای خود اصالتی قائل نیست. بالعکس، انسانهایی که در مسیر باطل گام بر میدارند، برای خود شأنیت قائل شده و مدام در تلاشاند تا صرفاً دنیای خود را آباد ساخته و چنانچه در این راستا به نتیجهی مطلوب نرسند، آن را با نابودی خود مقارن میپندارند. این در حالی است که اهل حق به وظیفه و تکلیف خود عمل کرده و اگر به قدرت نیز نرسد، خود را در معرض نابودی
نمیبیند. به نظر میرسد این جریان با توجه به عملکردی که پیش از این از خود به نمایش گذاشته است به خصوص به جهت تقابل آشکار با رهبری و با توجه به ریزش پایگاه خود در بخش مذهبی جامعه، قید رأی این بخش از جامعه را زده و بیشتر به دنبال جذب رأی بخشهایی از جامعه است که پیش از این در انتخاباتها عموماً به اصلاحطلبان اقبال میکردند. ارزیابی شما از میزان توفیق جریان انحراف برای رسیدن به این هدف چیست؟ به اعتقاد بنده، این جریان حتی قید رأی یک نفر را نیز نخواهد زد بلکه با نوعی تقسیم کار در پی آن است تا به گمان خود، آرای تمامی اقشار جامعه را داشته باشد. در این راستا یک بخش نقش جذب آرای خاکستری را ایفا میکند. بخش دیگر، جذب آرای قشر ارزشی جامعه را در دستور کار دارد و به همین صورت، جلب نظر نخبگان، هنرمندان و ... نیز در دستور کار این جریان است. بنابراین اساساً رفتار نفاق گونه هیچ گونه توفیقی نخواهد داشت. چرا که بصیرت جامعه بسیار بالا است و مردم ما مردمی بصیر و صبور هستند. نکتهی دیگری که لازم میدانم به آن اشاره کنم، ظهور، بروز و گره خوردن سه پدیده در آستانهی انتخابات است: 1- پدیدهای که مبانی آن با خط مشی انقلاب زاویه دارد
و محتوایش در مقاطع مختلف متفاوت است که به آن «جریان انحراف» میگوییم. 2- عناصر فاسد و کسانی که از موقعیتها برای انتفاع فردی، باندی و گروهی خود سو استفاده میکنند. 3- جریان دیگر پدیدهی جاه طلبهاست که برای کسب قدرت با ابزاری که از راه حکومت در اختیار دارند و با پول و امکانات تلفیق میشوند. اینها همواره تلاش میکنند رفتارشان را تئوریزه کنند و نیازمند جریان انحراف هستند و با تزویر و نیرنگ و با استفاده از رسانه و غیره خود را توجیه میکنند. با رفتار خود مشکلاتی را در انتخابات برای اصولگرایان به وجود میآورند. اگر بنا بر ائتلاف این جریان با اصلاحطلبان باشد، آیا این ائتلاف پیش از برگزاری انتخابات محقق خواهد شد یا آن که پس از تصاحب کرسیهای بهارستان و عمل به صورت تشکیلاتی در قالب فراکسیون، به هم خواهند پیوست؟ این سناریو، ابداع انگلیسیها بود که تمام جریانهای ناراضی را دور هم جمع کرده و جبههی واحدی در مقابل انقلاب اسلامی تشکیل دهند. سرویسهای انگلیسی تلاش میکنند با ترفندهای مختلف، اتحادی بین جریانهای مخالف و معارض به وجود آورند بنابراین از یک سو، به جهت آن که مردم، ترفندهای آنها را شناخته و از دیگر سو این
جریانها میان خود با تعارضها و تضادهای جدی مواجه هستند، نمیتوانند به صورت یکپارچه عمل کنند هرچند ممکن است بعضاً به صورت مقطعی با یکدیگر همکاری کنند. در تاریخ نیز مواردی از این دست زیاد وجود داشته که برای مقابله با جبههی حق، جریانهایی ناهمگون، کنار هم آمدند. در هر صورت در این مقطع، علی رغم آن که دو جریان فتنه و انحراف در سطوح پایین و میانی تا حدی به هم نزدیک شدهاند، باید گفت شکاف میان این دو جریان در سطوح بالا به دلیل حرارت در قدرت طلبی، عمیقتر از آن است که فعلاً بتوانند اقدامی جدی ترتیب دهند. یعنی بعد از انتخابات هم اینها به هم نمیپیوندند؟ حداقل با وضعیت کنونی، این اتفاق بعید به نظر میرسد. در آینده، امکان حضور جریان فتنه و جریان انحرافی را در مجلس، چگونه پیش بینی و ارزیابی میکنید؟ اگر به نتیجه برسیم که جریان انحراف مجدد سرمایهگذاری گستردهای کرده و برای حوزههای انتخابیهی تک نماینده برنامهریزی نموده تا به زعم خود بتواند، دو سوم کرسیهای مجلس را در دست گیرد و در مواضع کلی کشور دخالت و تأثیر داشته باشد، تحلیل شما نسبت به موضوع تغییر خواهد کرد. به نظر میرسد رویکرد مردم نسبت به فتنه به دلیل آن که
روشنگری فراوانی در خصوص آن صورت گرفته رویکردی شفاف است. ولی نسبت به انحراف یکی از وظایف ما تبیین موضوع است یعنی جریان انحراف، منشأ و شیوهاش، روشش، مسایل حمایتیاش و... چیست؟ به طور بالفعل، وزن فتنه با وزن انحراف متفاوت است ولی در آینده با جریان انحراف به طور جدی مواجه هستیم و باید تبیین کنیم و این در راستای دیدگاه مقام معظم رهبری است. خود ایشان در جلسهی مسؤولین فرمودند، تبیین کنید. کار ما خیلی سخت میشود، زیرا هم باید جریان فتنه را نقد کنیم و هم جریان انحراف را به چالش بکشانیم. سپس باید بتوانیم در افکار عمومی جریان صالح، انقلابی و اصیل را تبیین نموده که نه فتنه موفق شود و نه انحراف؟! که این کار دشوار است و پیچیدگیاش نیز همین است. این دورهی انتخابات نسبت به دورههای قبل، سختیهای خاص خود را دارد و سختی آن عبارت است از این که نیروهای اصیل انقلاب از میان این جریانهایی که مدام توطئه و برنامهریزی میکنند و سناریو میچینند و در نظر دارند کرسیهای مجلس را تصاحب کنند، بتوانند با قدرت، قوت و انسجام جلو بروند. بخش عمدهای از رأی جریان انحرافی در شهرستانها و مناطق محروم ارزیابی میشود، چرا که این جریان از بخش
قابل توجهی از رأی احمدینژاد در انتخابات گذشته (به دلیل توجه ویژه به این قشر از جامعه) ارتزاق میکند. با توجه به این که اقبال مردم در انتخابات یک دههی اخیر به جریان اصولگرایی بوده است، در این شرایط به نظر شما مردم هم اینک به چه نحو با این مسأله مواجه خواهند شد؟ آیا این بار هم مانند انتخاباتهای اخیر گفتمان اصولگرایی را بر میگزینند یا به افرادی که خود را نمایندهی دولت و ارایه دهندهی این خدمات معرفی میکنند و با سو استفاده از این خدمات، تلاش در رسیدن به قدرت دارند، اقبال نشان میدهند؟ اصولگرایی شاخصهای متفاوتی دارد که باید همهی آنها را در کنار هم دید. از موارد ایجابی این شاخصهها میتوان عدالتخواهی، شایسته گزینی، عقلانیت، خدمت صادقانه، ساده زیستی کار و تلاش و مجاهدت را برشمرد و مصادیق سلبی آن را نیز میتوان مواردی چون ظلم ستیزی، استکبار ستیزی، فساد ستیزی، انحراف ستیزی و فتنه ستیزی قلمداد کرد. هر شاخص نیز مراتبی دارد. نکتهی دیگر آن که اصولگرایی، ترجمهی گفتمان انقلاب اسلامی بوده و مکتبی جدید و من درآوردی نیست. بر همین اساس، این جریان به سمت کمال انقلاب اسلامی حرکت میکند. بنابراین اگر فردی با این
عنوان، مسؤولیتی را به دست گرفته، معنایش آن نیست که تمام شاخصها را به بهترین شکل و در بالاترین سطح داراست. به عنوان نمونه اگر در دولت سازندگی 10درصد از مسیر اصولگرایی طی شده، اگر در دولت توسعهی سیاسی به میزان 10 تا 20 درصد به گفتمان انقلاب اسلامی توجه کردیم، در دولت آقای احمدی نژاد در نهایت 50 درصد از این اصول لحاظ شد. در حقیقت در کل مجموعه، معیارهای اصولگرایی به صورت کامل لحاظ نشده و این در واقع یک آرمان است. اصولگرایی، قانع به وضع موجود نبوده و در مسیر رو به کمال خود دستآوردهای بسیار زیادی نیز داشته است. تا به امروز نیز هر آن چه کار مثبت صورت گرفته ناشی از حمایت عمومی نظام و مردم بوده است و این مسأله، انحصار به فرد خاصی ندارد. در این فضا، دولتی هنرمندی کرده و توانسته بعضی از شاخصها را رشد دهد. اگر فردی تحت عنوان اصولگرا، مسؤولیتی را به دست گرفته، معنایش آن نیست که تمام شاخصها را به بهترین شکل و در بالاترین سطح داراست. به عنوان نمونه اگر در دولت سازندگی 10درصد از مسیر اصولگرایی طی شده، اگر در دولت توسعهی سیاسی به میزان 10 تا 20 درصد به گفتمان انقلاب اسلامی توجه کردیم، در دولت آقای احمدی نژاد در
نهایت 50 درصد از این اصول لحاظ شد. با این مقدمه باید اذعان داشت ما دستآوردهای خوبی در دورهی آقای احمدی نژاد داشتیم و کارهای بسیار خوب و مثبتی صورت گرفت. اما جریان انحرافی درصدد است این دستآوردها را مصادره به مطلوب کرده و از آنها بهرهبرداری سیاسی و انتخاباتی نماید. با این وصف باید گفت مردم با اتکا به بصیرت خود به طور قطع فریب این سناریو را نخواهند خورد و به طور حتم خط دولتمردان خدوم و ولایت مدار را از منحرفین فاسد، جدا خواهند کرد. البته این بدین معنا نیست که هیچ وزنی برای فتنه و انحراف قائل نباشیم و تصور کنیم آنها خانه نشین شدهاند. فرق است بین فعل جریانی که اتفاق افتاده است و ما با آن مواجه هستیم و آن چه که بالقوه وجود دارد و فعلیت آن در آینده است. جریان فتنه خسارت و ظلم بزرگی را به نظام کرد و به طور طبیعی ما و ملت ما باید جلوی او میایستادیم. البته ما این دو را هم وزن نمیدانیم. به عنوان آخرین سؤال در این ارتباط، راهکار تشخیص سره از ناسره و ملاک تشخیص برای مردم در فضای غبارآلود احتمالی و تمایز آنها با نامزدهای اصولگرا چه میتواند، باشد؟ مهمترین مشخصه در تمامی این مسایل، ظهور، بروز و التزام عملی به
شاخص اصلی که ولایت مداری نام دارد، است. به هر ترتیب ممکن است در پارهای موارد جریانهای انحرافی بتوانند از عملیات فریب استفاده کنند، اما زمانی که به این شاخص اصلی میرسند مردم به خوبی ارزیابی میکنند که این جریانها تا چه حد در مسیر ولایت گام برداشتهاند. با تشکر از این که وقت خود را در اختیار ما قرار دادید/انتهای متن