اخبار آرشیوی
کامران باقریلنکرانی: در انتخابات اگر حواسمان را جمع نکنیم، میبینیم ما هم میرویم در لشکر کوفیان/ وظیفه ما در "جبهه پایداری انقلاب اسلامی" این است که خودمان را برای رهبری هزینه کنیم
رجانیوز نوشت: چهارمین همایش جبهه پایداری استان فارس با عنوان "لبیک یا خامنهای" شب گذشته با استقبال پر شور اقشار مختلف مردمی و دانشجویی در مسجد دانشگاه شیراز برگزار شد. به گزارش رجانیوز، در این همایش که حضور علما و روحانیون استان فارس همراه بود، دکتر کامران باقری لنکرانی عضو مؤسس جبهه پایداری انقلاب اسلامی سخنرانی و به پرسشهای حاضران پاسخ داد. این سخنان، بیان دقیق و مبسوطی از مصلحتاندیشی و تحمیلگری و هزینه کردن از رهبری و در مقابل تکلیفمحوری، هزینه شدن برای رهبری و پرهیز از تحمیلگری منافع و خواستههای شخصی به امام جامعه بود. متن کامل سخنان دکتر لنکرانی در ادامه آمده است: یکی از تقابلها و مناظراتی که درطول تاریخ بین مدعیان دین و دین باوری وجود داشت، این بود که عدهای از دین باورها معتقد بودهاند برای اینکه از دین خدا دفاع کنند، لازم است که در پارهای از مواقع، مصالحی را رعایت کنند و بهدلیل رعایت این مصالح فکر میکردند که باید از برخی اصول و باورهایشان کوتاه بیایند. به این گمان که با این کوتاه آمدن و با این تنازل میتوانند در آینده از دین خدا دفاع کنند. در قضیه عاشورا و کربلا یکی از بارزترین گفتوگوها
و مناظرات، مناظراتی است که عدهای به سیدالشهدا علیه السلام فشار میآورند که شما بالاخره دنیا را میبینید و از وضعیت مطلع هستید، کوفیان را می شناسید و میدانید که کوفی وفا ندارد و میدانید که این نامههایی که نوشتهاند، نامههای درستی نیست، تازه حتی اگر درست باشد، در برابر این دستگاه پلید اموی، کاری نمیشود کرد و آنها سپاه ده هزاران نفری دارند، شما قیام نکنید. از این جنس مصلحت اندیشی از همان لحظهای که حضرت تصمیم گرفتند که در ماه رجب سال 60 هجری از مدینه خارج شوند، در تاریخ میبینیم تا صبح عاشورا. حتی لحظات آخر باز عدهای مصلحت اندیشی میکنند و به سید الشهدا علیه السلام میگویند که شما کوتاه بیایید. اصولاً یکی از مواردی که در کربلا و واقعه عاشورا بسیار باید مورد تحقیق قرارگیرد، همین نکته است. اینجا همه شیعه هستیم و همه ادعای شیعه گری و محبت اهل بیت علیهم السلام میکنیم، در کربلا سپاه 30 هزار نفری که اگر بیشتر نبوده، کمتر هم نبودند، این سپاه 30 هزار نفری که از شام نیامده بود، از کوفیها بودند. از کوفیهایی که ادعای محبت اهل بیت علیهم السلام را داشتند. کوفیهایی که حکومت امیر المومنین علیه السلام را دیده بودند،
کوفی هایی که میدانستند آبادانی کوفه به لحاظ موقعیت مرکز شدنش در زمان امیر المومنین علیه السلام بوده و در بحث کشاورزی و رونق اقتصادی ناشی از نوآوریها و اندیشه امام علی علیه السلام بودهاست که در طول تاریخ ثبت شده و چیز پنهانی نیست. همین کوفیان هستند که قاتلان سیدالشهدا علیه السلام میشوند. این، یک بحث مهمی است که آیا کوفیان از اول تصمیم گرفته بودند که حضرت سیدالشهدا علیه السلام را به شهادت برسانند، از همان لحظهای که اتفاق کربلا رخ داد و یا نه این تصمیم بعداً گرفته شد. تاریخ اینطور ثبت کرده است که کوفیان از همان لحظهای که پیمان شکنی کردند، که آن پیمان شکنی هم داستان مفصلی دارد و خلاصهاش این است که ترس و توجه به دنیا باعث شد که آنها بر سرپیمان خودشان نمانند، از ابتدا بنایشان کشتن امام حسین علیه السلام نبود، خیال کوفیان این بود که در یک جنگ فرسایشی، که این جنگ هم نه جنگ با شمشیر، بلکه یک جنگ روانی فرسایشی است، میتوانند سید الشهدا علیه السلام را وادار کنند که از آرمانش کوتاه بیاید و دیگر ادامه ندهد، و دست اهل بیتش را بگیرد و به مدینه برگردد. اما سید الشهدا علیه السلام مکرر حساب را روشن میکردند و میگفتند
که این صحنه، صحنه رفتن نیست، چون رفتن از این صحنه، لطمهای به اسلام میزند که دیگر اسلامی باقی نخواهد ماند. فرمودند که اینجا دیگر صحنهای نیست که مثل برادرم حسن علیه السلام، من جایی برای مذاکره و صحبت داشته باشم، جای این را داشته باشم که بروم و صحنه نیرو را تغییر دهم، صحنه نبرد همین جاست و این صحنه، صحنه قابل تغییر نیست، این صحنه باید شکل بگیرد، چون اگر شکل نگیرد، اسلام باقی نمیماند؛ از اینجا معلوم میشود که یک جاهایی است که نباید مصلحت اندیشیهای اینچنین کرد، ولو اینکه نتیجهاش شهادت، هتک حرمت و آبرو و خون دادن باشد، یک جایی میرسد که باید این اتفاقات رخ دهد و جای مصلحتاندیشی نیست و گرنه حضرت سید الشهدا علیه السلام اهل تدبیر بودند. برای همین سپاه کوچک خود میمنه و میسره، مشخص کردند، همین 72 نفر، که گفته میشود حدود 38 اسب بیشتر نداشتند و بقیه پیاده بودند، همان سپاه کوچک را هم منظم کردند و نگفتند که خوب اینها که ما را میکشند، پس اینجا بایستیم تا کشته شویم، نه، همانجا هم تدبیر و برنامهریزی کردند و طبق بالاترین فنون جنگی زمان، جنگیدند، پشت خیمهها را محصور کردند که از پشت به آنها حمله نکنند و خلاصه
کاملاً با تدبیر عمل کردند. معلوم میشود که تدبیر با مصلحت اندیشی بیجا دو موضوع جداگانه است، ما نمیگوییم دفاع از انقلاب، اسلام و آرمانها باید بیتدبیرانه باشد، اما میگوییم بر اساس مصلحتاندیشی نباید باشد، اگر هم قرار است مصلحتی اندیشیده شود، مبنای آن، منافع و مضار اشخاص نباید باشد. بله، در اسلام داریم که امام جامعه اسلامی میتواند تصمیم گرفته و بر اساس مصلحت، حج را هم تعطیل کند، مسجدی را خراب کند، حکمی از احکام الهی را بگوید فعلاً انجام نشود، اینها وجود دارد و جزو اختیار امام مسلمین است اما در مبنای هیچکدام از این تصمیمگیریها نباید منافع و مضار شخص دخیل باشد، نباید مدعیانی که خودشان مأموم هستند و مدعی هستند که ما مطیع امام هستیم، خواسته خود را تحمیل و به آن امام بخواهند فشار بیاورند و تصمیمی را به او تحمیل کنند. برادر عزیزم حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا پناهیان این موضوع را در سال 88 خیلی خوب تحت عنوان تحمیلگران شکافتند. کسانی که در طول تاریخ تلاش کردند که نظرات خود را به امام معصوم علیه السلام تحمیل کنند. در کربلا هم کوفیان آمده بودند که نظر مصلحت اندیشانه خودشان را به امام مسلمین تحمیل و کاری
کنند که سیدالشهدا علیه السلام راهی جز این نداشته باشد که حرف آنها را بپذیرد و دوباره کاری کنند که ماجرای امام حسن علیه السلام رخ دهد که صلح را به ایشان تحمیل کردند. سال 79 بود که رهبر معظم انقلاب درهمین ایام محرم سخنرانی کردند، سخنرانی مشهوری که خواص را به چالش کشیدند و گفتند که عاشورا زاییده بی بصیرتی خواص بود، خواصی که در صحنه نیامدند تا از سید الشهدا علیه السلام دفاع کنند و کاری کردند که امر بر عدهای مشتبه شد. آقا فرمودندکه عدهای خیال نکنند که زمان ما مثل زمان امام حسن مجتبی علیه السلام است، امروز، وضع ما عاشورایی است. ما هم وضعیتمان اینطور است که اگر اتفاقی پیش بیاید، موضع ما باید حسینی باشد. یعنی الان صحنه، صحنهای است که انقلاب اسلامی درحدی از بالندگی قرار دارد و آنقدر برای جهان الهام بخش است که اگر بخواهد به این نظام خدشهای وارد شود و اسلامیت آن مورد تعرض قرار گیرد، این صحنه، صحنه مذاکره، کوتاه آمدن و مصلحت اندیشی نیست، بلکه باید در آن پایمردی کرد. مقام معظم رهبری در سال 88 هم فرمودند که امام بزرگوار ما به کسی باج نداد، من هم باج نخواهم داد. چرا آقا در سال 88 این جمله را فرمودند، بعد از
انتخابات که میتوانست بزرگترین پیروزی تلقی شود و واقعاً هم همین است، کدام کشور است که در یک انتخابات بالای 85 درصد مردمش در صحنه حاضر شوند و رییس جمهور منتخب هم بالای 60 درصد رأی بیاورد. یک تراز بلندی در دموکراسی و مردم سالاری دینی گذاشته شد و این افتخار برای مردم سالاری دینی شد که توانست این صحنه را رقم بزند. دشمن تلاش کرد که همین نقطه قوت را به نقطه شکست تبدیل کند. با اینکه روشن بود خواسته دشمن، تنها این نیست که انتخابات ابطال شود و یا اینکه چه کسی رئیس جمهور شود؛ بلکه نظرش نابود کردن نظام و محو اسلامیت آن و مردم سالاری دینی است. اما یک عدهای بیتدبیری و یا اگر بهتر بگوبیم، غفلت کرده و سوء تدبیر داشتند، شرایطی را رقم زدند که این فتنه هشت ماه طول کشید. 29 خرداد 88 یک هفته پس از انتخابات و بعد از آن لشکر کشیهای خیابانی، رهبری معظم خطبه خواندند، تکلیف را روشن کردند و پس از آن موجی که فتنهگرها گمان میکردند، میتوانند راه بیندازند، عملاً منتفی شد. مردم آگاه شدند و متوجه شدند که جریان چیست و مسیر را رهبری تبیین کردند و با نفس مسیحایی که داشتند، دلها را روشن و معلوم کردند که بالاخره محل اختلاف و گرفتاری
کجاست. چشمها را بصیر کردند اما یک عدهای چشمانشان ندید! یک عدهای باز تلاش کردند که این جنگ را جنگ فرسایشی کنند و تحمیلهایی را به رهبری داشته باشند و از نظام و رهبری باج بگیرند. خیلی زمان از این رفتارها نگذشته است و عاشورا و کربلا فرصتی است که ما با اصول و مبانی حضرت سیدا لشهدا علیه السلام، وقایع روزمان را هم مرور کنیم؛ هر روز عاشورا است و هر زمین کربلا است و باید این اصول عاشورایی را به همه وقایع عرضه کنیم و راه را گم نکنیم. واقعیت تلخ این است که عدهای در سال 88 دنبال این بودند که نظراتشان را به رهبری تحمیل کنند و از نظام امتیاز بگیرند و عدهای هم با سکوت یا حتی با تردید آفرینیهایشان موجب شدند که فتنه گسترش پیدا کند، امر برای عدهای مشتبه شود و نتوانند راه را پیدا کنند. امروز هم ما درآستانه سالگرد 9 دی هستیم. چرا رهبری فرمودند 9 دی تولد است، فرمودند بعدها تاریخ درباره عظمت 9 دی خواهد نوشت که چه اتفاقی افتاد. بعدها خود این دشمنان به زبان خواهند آورد که چه توطئههایی را داشتند که نقش بر آب شد، این توطئهها چه هدفی داشت؟ تمام این توطئهها برای این بود که با یک فشار بتوانند از نظام امتیاز بگیرند و این
امتیازگیری را آنقدر ادامه دهند که محوریت ولایت فقیه را مورد خدشه قرار دهند، ولایت فقیه یعنی آنچه که اساس اسلامیت نظام ما است و آن اصلی که نظام، به واسطه آن حفظ میشود. همان که امام فرمودند که پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت شما وارد نشود. 9 دی زمانی بود که مردم دیدند سیاسیون کارهای خودشان را درست انجام نمیدهند، بعضیهایشان که گیج هستند و حواسشان پرت است و خیال میکنند که این دعوا بین دو نفر است و چون از یکی دل خوشی ندارند، حداقلش سکوت میکنند؛ یک عدهای هم ترسیدهاند، چون حضور در این صحنه هزینه دارد و باید آبرو بگذارند و انگشتنما میشوند، عدهای به این دلیل کنار کشیدند که آلودگیهایی برای خودشان یا اطرافیانشان پیش آمده بود و مشکلاتی داشتند که نمیتوانستند، آزادانه عمل کنند و خودشان گرفتار بودند. مردم دیدند سیاسیون و خواص به وظیفه خود عمل نمیکنند و فتنه طول کشیده، اینقدر دارد طول میکشد که کار به اینجا رسیده که عاشورا و باورهای اساسی دارد مورد هجمه قرار میگیرد. آن کسی که به آرمان عاشورایی حمله میکند، میداند و میفهمد که کارش نمیگیرد، پس تقدسزدایی کرده و تلاش میکند که دلها را از
ایمان خالی کند، تردید درست میکند. مردم دیدند کار دارد خیلی ادامه پیدا میکند، نمیشود به سیاسیون اعتماد کرد و نشست و منتظر بود که آقایان در مذاکرات فتنهگران را سر عقل بیاورند. دیدند که دیگر خودشان باید بیایند و همانگونه که رهبری فرمودند "موج حضور مردمی بود که فتنه را خاموش کرد" و دیگر مذاکرات سیاسیون و اقدامات امنیتی نقشی نداشت. آن چیزی که فتنه را خاموش کرد این بود که مردم دیدند اینها هیچکدام درست به وظیفهشان عمل نمیکنند و مجبورند خودشان به صحنه بیایند و نه دی را رقم زنند و به مهر پایان بر فتنه تبدیل کنند؛ اینها درسهایی است که خیلی از آن نگذشته و امروز هنوز ابعاد آن را نفهمیدهایم و باید روی آن بررسی و دقت کنیم. ما یک انتخابات بزرگی در پیش رو داریم؛ اهمیت انتخابات در این است که بعد از جریان فتنه و فتنهگریها برگزار میشود. دشمن به آن امید بسته و امید دارد که انتخابات را به یک چالش برای نظام تبدیل کند و بتواند آبروی از دست رفتهاش را در این انتخابات جبران کند. انواع و اقسام جریانهای انحرافی و فتنهگر در تلاش هستند که در این انتخابات حضور پیدا و با حضور خودشان مجدداً برای نظام چالش درست کنند. حالا ما
باید چه کنیم؟ آیا میتوانیم مثل برخی از طریق مذاکره و لابیهای سیاسی و توسل به کانونهای قدرت و ثروت وارد انتخابات شویم؟ آن کسی که ادعای دفاع از انقلاب اسلامی و ارزشها و پایبندی به ولایت فقیه را دارد، باید نگاهش به آن مسیر باشد. خودش را در همه اعمال اجتماعی با این شاخص بسنجد که این کاری که من میکنم، مطابق ارزشها و باورها است یا نه، آیا سیاسی کاری میکنم یا مطابق آرمانها حرکت میکنم. اگر مصلحتی باید اندیشیده شود، آن مصلحت اندیشی که ما باید به آن اعتماد کنیم، خود رهبری است. ما حق نداریم که به بهانهی مصلحت اندیشی که گمان میکنیم مصلحت اندیشی است و برخی از آن هم مصلحت اندیشی کاذب است، بخواهیم برای حفظ آبرو و عزیز شدن خودمان و احیاناً به قدرت رسیدن خودمان از اصول و مبانی کوتاه بیاییم. اگر حواسمان را جمع نکنیم، میبینیم ما هم میرویم در لشکر کوفیان؛ تفاوت در این است که ما مبنای کارمان چیست؟ اگر مبنای مصلحت اندیشی ما این شد که ما مصلحت اندیشی میکنیم تا خودمان در قدرت بمانیم، حجتی نداریم. اگر ما مصلحت اندیشی میکنیم بهخاطر اینکه فکر میکنیم این کار درست است، در حالی که رهبری مسیر دیگری را نشان میدهند، خب
این چه مصلحتی است که ما داریم. بزرگترین لطف خداوند به ما وجود رهبر معظم انقلاب است که با روشنبینی، هوشیاری، مکرراً در عرصههای مختلف راهنماییهای بزرگوارانه میکنند، تا ما راه را گم نکنیم. ببینیم رهبری در ماجرای انتخابات تا حالا چه فرمایشاتی داشتند و چند تذکراتی دادند، آنها را باید جدی بگیریم، از این به بعد نیز هر چه بفرمایند همان برای ما امر را تمام میکند و حجت است. عید فطر امسال فرمودند که حواستان جمع باشد که این انتخابات را امنیتی نکنند. هشدار دادند ما هم باید حواسمان جمع باشد. دشمن در خیلی جاها از جمله همین استان فارس به دنبال این است که به اختلافات دامن بزند و فضا را به این سمت ببرد که زمینه نارضایتی و احیاناً بحرانها را فراهم کند که باید دقت کنیم در جورچین دشمن قرار نگیریم. آن کسانی که به خیال دفاع از یک کاندیدا میآیند و به دیگران توهین میکنند، البته ما وظیفه نداریم پاسخ آنهایی را بدهیم که توهین میکنند، اما آنها بدانند که دارند در پازل دشمن حرکت میکنند. کسانی که فضا را به این سمت بیش میبرند که تقابلها را تقویت کنند، کسانی که مبنای تعیین کاندیداهایشان این باشد که شما از این قومیت باش یا
از آن قومیت باش، بدانند که در جورچین دشمن حرکت میکنند. رهبر انقلاب هم در دیدار با نمایندههای مجلس، هم در کرمانشاه و هم در دیدارشان با دانشجویان و دیدارهای دیگر فرمودند که اگر میخواهید به کسی رأی بدهید، حواستان جمع باشد که وابستگان به کانونهای قدرت و ثرت نباشند. این یک ملاک روشن و معلوم است. اگر کسی آمد و برای ورود به مجلس به کانونهای ثروت و قدرت وصل شد، ما نمیتوانیم بگوییم که در چارچوب خطوط رهبری حرکت میکند. حالا نمیخواهیم با کسی دعوا کنیم، ولی این یک شاقول مشخص و معلوم است. فرمودند دولت و مجلس حرمت انتخابات را نگه دارند. ما البته هر چیزی را که قانون شد، باید قبول کنیم اما این را یک نکته خیلی برازندهای در حرمت داری مجلس در انتخابات نمیبینیم که قانونی گذاشته شود که مثلاً نماینده باید فوق لیسانس باشد، بعد که دیدند عدهای از افراد مورد نظر آنها فوق لیسانس نیستند، از خودشان بیایند یک شرطی بگذارند که نه، اگر اینها اینطوری شود ما اینها را فوق لیسانس حساب میکنیم! دو نفر مشکل دارند، یک استفساریه دیگر قرار دهند. این را ما حرمت شکنی انتخابات تلقی میکنیم. قانون البته لازم الاجراست و کسی نمیتواند قانون
را زیر سوال ببرد. مملکت بدون قانون اداره نمیشود. قانون بد، بهتر از بیقانونی است. همهی ما این را میفهمیم و به ارکان نظام هم پایبندی داریم ولی این را نوعی حرمتشکنی میدانیم که یک قانونی بگذاریم و بعد برای یک عده خاص بیایم روی آن تفسیر بگذاریم. البته مجلس محترم در بعضی موارد خدا توفیق داد و اشتباهاتش را جبران کرد. در قضیه دانشگاه آزاد و موضوع وقف آن، بعداً آمد و مصوبه را ابطال کرد. در قضیه طرحی که مربوط به حقوق مادام العمر نمایندگان مجلس و مدیران سیاسی بود، بعد از یک هفته رأی خودش را ابطال کرد که باید از این اقدامات تشکر کنیم. مجلس محترم نقاط قوت زیادی هم داشت. مثل قانون کاهش سطح روابط با دولت انگلیس، یا همین مجلس قانون هدفمند کردن یارانهها را مصوب کرد که باید تشکر کنیم که اینها را تصویب کردند، اما نقاط منفی را هم باید ببینیم. رهبر معظم انقلاب فرمودند دولت هم باید حرمت انتخابات را رعایت کند و مطالبه هم کردند از دولت که دولتیها مبادا در موضوع انتخابات اعمال نظر کنند، هشدار دادند. بالاخره این هم مطالبه است که کسانی که در قوه مجریه جزو مجریان انتخابات هستند، باید حرمت انتخابات را نگه دارند و جانبداری نکنند
و همانگونه که همیشه بوده،از این به بعد هم باشد. انتخابات در جمهوری اسلامی ایران که همیشه یک افتخاری بوده که حتی ما در زیر موشک باران هم در سالهای 66 و 67، بهار 67 مرحله دوم انتخابات مجلس سوم بود، آن سال موشکها میبارید ولی انتخابات برگزار شد. با فراز و نشیب بالاخره انتخاباتی بود که مورد تائید قرار گرفت و مجلس را شکل داد. بنده گمان میکنم این عنوانی که برای این همایش انتخاب شده که "لبیک یا خامنهای" است، برای همه ما الزاماتی را به بار میآورد؛ مهمترین الزام این است که ما در صحنه عمل اجتماعی اعلام میکنیم که رهبر معظم انقلاب اسلامی، ما برای خودمان، گروهمان و نظرمان استقلالی قائل نیستیم، ما افتخارمان این خواهد بود که بتوانیم منویات شما را دنبال کنیم و بتوانیم ببینیم که شما انگشت اشاراتتان کجاست و ما همان را دنبال کنیم. افتخارمان این است که ما جزو تحمیلگران به شما و جزو آن گروهی نباشیم که بخواهیم منویات خودمان را به شما تحمیل کنیم، بلکه جزو آنهایی باشیم که برای شما معونه (کمککار) هستند نه هزینه. خیلی بد است که وقتی از برخی میپرسیم که شما چرا این اشتباه را کردید، میگویند که رهبری به ما چیزی نگفتند و
اگر مخالف بودند، اعلام میکردند. خیلی بد است که یک عدهای از رهبری برای خودشان هزینه میکنند و برای رهبری و نظام هزینه ایجاد میکنند. خب دارید یک کاری میکنید، بروید کار خودتان را بکنید، چرا هر کاری میکنید، میگویید که ما طبق نظر رهبری عمل میکنیم. بعضی وقتها هم دروغ گفته میشود، متأسفانه بعضی ادعاهای کاذب را ما در این ایام میشنویم، وقتی از آنها میپرسیم که چرا این کار را میکنید، پاسخ میدهند به ما گفتهاند؛ این که دلیل نشد. رهبر معظم انقلاب در دیدار دو سال پیش با دانشجویان صریح فرمودند که کسی از قول من حرف خصوصی نقل نکند. من آنچه که لازم باشد مردم بدانند، خودم بیان میکنم. کسی نباید بگوید رهبری علنی این را گفتند ولی پشت پرده چیز دیگری گفتند. این خیلی کار زشتی است که بعضیها در این ایام دنبال میکنند و فضای کشور را به این سمت میبرند که اشتباهها و خطاهای خودشان را تبدیل به هزینه برای نظام کنند، خیلی کار بدی است. ما داریم بلند اعلام میکنیم که وظیفه ما در جبهه پایداری انقلاب اسلامی این است که خودمان را برای رهبری هزینه کنیم. رهبری اگر فرمودند نظر من این است، ما باید خودمان را با نظر رهبری تطبیق دهیم، نه
اینکه بخواهیم نظر رهبری را یکطوری توجیه کنیم که کارهای خودمان در این وسط به نتیجه برسد. اینها برای ما بار تکلیفی دارد و باید خودمان را با این شاقول تنظیم کنیم. مثلاً در خصوص دولت؛ ایشان ماه رمضان امسال فرمودند که این بیانصافی است که ما اقدامات مثبت دولت را نادیده بگیریم. بار اجرایی کشور به دوش دولت است، اما اشتباههایی هم دارد. باید یک جدول درست کنیم و نقاط قوت را هم بگوییم و نقاط ضعف را هم بگوییم، نه اینکه چون با دولت مشکل داریم و الان هم انتخابات است و فشار اقتصادی هم زیاد شده و یک دفعه قیمت برخی اقلام بالا رفته، ما بگوییم که الآن خوب موقعیتی است و ما که میخواهیم رأی بیاوریم، پس میگوییم تمام مشکلات اقتصادی گردن دولت است، به دولت حمله میکنیم که رأی بیاوریم. روشن است که این رفتار، بیانصافی است. از آنطرف هم بی انصافی است که ما نقاط ضعف را نبینیم و مثلاً به جریان حاشیه ساز دولت بیتوجه باشیم و بگوییم جریان انحراف هیچ چیز نیست. همچنین، جریان اغراقی یک خطر جدی است و آن را هم باید ببینیم. از ما برخورد متعادل خواستهاند. این انتخابات که در پیشرو داریم، به لحاظ فشار فضای انتخاباتی امتحان بسیار بزرگی است.
امام در پیامی که به مناسبت انتخابات مجلس دادند، فرمودند که انتخابات یکی از امتحانهای الهی است. هر دوره که انتخابات بوده، این امتحان خودش را نشان داده است و در این صحنه نشان داده شده که چه کسانی برای رأی آوردن به هر وسیلهای دست میزنند و چه کسانی اصلاً رأی آوردن برایشان مهم نیست و میگویند رأی را برای چه می خواهیم. رأی را میخواهیم که این نظام را تقویت کنیم و از این نظام دفاع کنیم، نه اینکه اصل رأی آوردن و رفتن در مجلس برایمان مهم باشد. امتحان اینجاست که مبنای کار در نزد افراد مختلف چیست. رهبر انقلاب در سفر کرمانشاه یک تعبیر مهمی در خصوص "تشکل ایدهآل اسلامی"کردند. فرمودند که در همه جای دنیا هم تشکل هست و احزاب هستند. احزاب تشکیل میشوند و تمام زورشان را میزنند که مناصب را بگیرند. فرمودند که ما با این کار مخالفت نمیکنیم، در جمهوری اسلامی هم احزاب مختلفی داریم. امام فرمودند که تشکل ایدهآل ما تشکلی است که مبنای کارش را هدایت فکری قرار میدهد. مبنای کار را این قرار میدهد که مردم که میخواهند انتخاب کنند، بر یک مبنای صحیح انتخاب کنند. تشکل ایدهآل اسلامی تشکلی است که هدایت جریان فکری، توحیدی و سیاسی را
دنبال میکند. این یک شاقول است، الان ببینم که کدام تشکل دنبال این است که من به مجلس بروم و کدام تشکل دنبال این است که این گفتمان حفظ شود. این امتحان است. البته معنیاش این نیست که اگر امروز از امتحان فوق بیرون آمدیم، همیشه موفق باشیم. همیشه باید از خودمان بترسیم و این هم یک مقطع است. در این مقطع، آن جریان و تشکلی میتواند ادعا کند که همسوتر است که منطق و بیانش، منطق و بیان تصرف صندلیها نباشد، بلکه ترویج گفتمان باشد. اینها مطالبی است که پیچیده نیست، پنهان هم نیست اما نباید از آنها غفلت کنیم؛ غفلت یعنی همین. غفلت یعنی یک چیزی روشنی را انسان فراموش میکند، آن هم به لحاظ چیزهای دیگری که برایش اتفاق میافتد. ما باید به اینجا برسیم که معیار و شاخص حضورمان در صحنههای اجتماعی و عمل اجتماعی، عمل به تکلیف باشد، ولو اینکه با عمل به تکلیف، ما قدرت سیاسیمان را هم از دست بدهیم؛ خوشحالی ما، باید این باشد که به تکلیفمان عمل کردهایم. هفتههای آینده حوادث پرشتابی را در پیش رو داریم. شما که اینجا آمدهاید، فریادتان این است که در همه این حوادث، به لطف خدا از ولایت جدا نمیشوید. دعایمان این است که خدایا کمک کن در این
صحنههای مختلف و در این فراز ونشیبها، محور حرکتمان اطاعت از رهبری باشد و ما این را آمادگی برای ظهور می دانیم. آمادگی برای ظهور همین است که ما در اطاعت از رهبری، آمادگی خودمان را برای اطاعت از امام معصوم نشان میدهیم و از خداوند میخواهیم که این توفیق را به ما دهد و این بالاترین توفیقی است که میتوانیم در صحنههای اجتماعی داشته باشیم. بالاترین توفیق این نیست که ما کرسیها را تصاحب کنیم، بالاترین توفیق این است که ما به تکلیفمان عمل کنیم. منطق امام، منطقی است که به ما یاد دادهاند، منطقی است که از کربلا گرفتهاند و خودشان این را مفصل توضیح دادهاند. فرموده اند که ما مأمور به عمل به تکلیف هستیم و مأمور به نتیجه نیستیم. تکلیف ما هر چه هست، باید به همان عمل کنیم و انشاءالله از خداوند متعال بخواهیم که اینگونه شود.