اخبار آرشیوی

کدخبر: 320288

عضو کمیته بانوان جبهه پایداری: دولت خاتمی یک شبکه جنسیتی برای اجرای پرو‍‍ژه‌های سیاسی سازماندهی کرده بود/ دشمن حجاب را به یک تاکتیک سیاسی برای از بین بردن انقلاب تبدیل کرده است

رجانیوز نوشت: چندی پیش خانم دکتر زهره طبیب زاده به همراه دیگر اعضای کمیته بانوان جبهه پایداری انقلاب اسلامی میهمان ما در رجانیوز بود و فرصتی برای خبرنگاران رجانیوز فراهم آمد تا در فرصتی موسع به گفت‌وگو با این شخصیت ها بپردازند. زهره طبیب زاده دانشیار دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران و رئیس دانشکده دندان پزشکی این دانشگاه است. او که از دانشجویان انقلابی در سال‌های ابتدای پیروزی انقلاب و عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در سال‌های دهه 60 است، در دولت نهم روز های پر ماجرای در ریاست مرکز امور بانوان و خانواده ریاست جمهوری داشت. دکتر طبیب زاده روایت جذابی از رویارویی با تفکر فمنیسیتی حاکم بر این مرکز در دوران اصلاحات دارد. او همچنین از معدود افرادی است که می تواند به دقت روند تحول احمدی نژاد در برخورد با مسائل اجتماعی مانند حجاب و عفاف را توضیح دهد. طبیب زاده در پاسخ به سوالات ما با دقت دانشگاهی‎اش به تفصیل پاسخ گفت. در ادامه بخش اجمالی این گفت‌وگو آمده است: دکتر زهره طبیب زاده درباره رویکردهای فرهنگی و اجتماعی دولت اصلاحات گفت: دولت اصلاحات رویکرد کاملاً غرب‌زده و لیبرالیستی داشت، با ارتباطی که با آژانس‌های بین‌المللی داشت و با اتحاد استراتژیک فکری با غرب و خودباختگی فکری‌ای که سران جبهه اصلاحات در مقابل فرهنگ غرب داشتند که تجلی مشخص آن در افرادی مثل آقای عطاالله مهاجرانی و به نظر من شخص خود آقای خاتمی و سایر عناصری که با ایشان همکاری می‌کردند، طبعاً اینها تلاش می‌کردند سیاست دین‌زدایی ـ‌دین به مفهوم دقیقاً واقعی دیدگاه‌های حضرت امام و با برداشتی که حضرت امام از مقوله دین دارند و فقه جواهری که ایشان می‌فرمایند‌ـ‌ پیش ببرند. رویکرد این آقایان از لحاظ تئوریک کاملاً با دیدگاه روحانیت و به‌خصوص شخص حضرت امام مغایرت داشت، بنابراین با آن عقبه فکری ضعیف و التقاط فکری با فرهنگ غرب تلاش کردند به هر نحو ممکن اسلامی را که حضرت امام مطرح کرده بودند، در دانشگاه‌ها کمرنگ کنند و اگر هم ظاهری از اسلام وجود دارد، باطن اسلام از بین برود. وی درباره نحوه انتصابش به مشاورت رئیس جمهور و رئیس مرکز امور بانوان و خانواده در دولت نهم گفت: من با آقای دکتر احمدی‌نژاد ارتباط و آشنایی نداشتم، ولی همسرم (آقای دکتر صالح آبادی، عضو هیات علمی و رئیس دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت) با ایشان دوست نزدیک بودند و ایشان را می‌شناختند. فکر می‌کنم از طریق دوستان به شکلی غیرمستقیم این آشنایی ایجاد و این اطلاع به ایشان داده شد. با من تماس گرفته و مسئله مشاورت ایشان در امور بانوان مطرح شد. بنده در ابتدا نپذیرفتم و افراد اصلح نسبت به بنده را که در این حوزه کار کرده بودند، پیشنهاد کردم، ولی اظهار لطفی که بزرگواران داشتند، شاید صلاح می‌دانستند حضور پیدا کنم. طبیب زاده درباره محتوای جلسه اش با دکتر احمدی نژاد قبل از انتصاب گفت: از من خواستند نظراتم را در باره زنان در عرصه‌های مختلف بیان کنم. بنده هم نوشته‌ای را تنظیم و دیدگاه‌هایم را در مورد زنان و مشکلات آنها مطرح کردم، به‌خصوص جوانان، چون من بعد از انقلاب همه عمرم را در دانشگاه بوده‌ام و با زیر و بم مسائل دانشگاه آشنا و با گرایش‌های روشنفکر‌ی و مسائل علمی و فرهنگی آنجا بسیار آشنا بودم. دیدگاه‌ها و مسائل خودم و اولویت‌هایی را که در حوزه زنان از نظر خودم مطرح بود مطرح و راهکارهایی را پیشنهاد کردم و خدمت ایشان دادم تا مطالعه کنند و بعد هم ایشان برای همکاری ابراز تمایل کردند. رئیس مرکز امور بانوان و خانواده در دولت نهم درباره وضعیت این مرکز در دولت اصلاحات اصلاحات نیز گفت: خانم شجاعی دست بسیار بازی در این حوزه داشتند و آقای خاتمی امکانات بسیار خوبی در اختیار ایشان گذاشته بودند و من کم و بیش و جسته گریخته شنیده بودم که ایشان دست بازی داشتند، تقریباً اهداف بسیار عمیق و سیاسی خاصی را در حوزه زنان طراحی و برنامه‌ریزی کرده بودند. شبکه جنسیتی وسیعی را تشکیل داده بودند که در تمام استان‌ها و شهرستان‌ها سرشاخه‌هایی داشت که با هم مرتبط بودند که اگر قرار باشد حرکت‌های سیاسی و جنبشی از طریق زنان صورت بگیرد، یک تشکیلات اجرایی پشتوانه این قضیه باشد. عرض می‌کردم که تقریباً در تمام وزارتخانه‌ها، این دو رویکرد فمینیستی در قالب فعالیت‌های مشاوره امور بانوان آن مرکز و سازمان سیاسی یا ارگان دولتی حضور داشت، از بهزیستی گرفته که رویکردهای خود را مستقیماً اعمال می‌کردند تا هلال‌احمر، آموزش و پرورش، وزارت کشور به‌شدت در این زمینه فعال بود، وزارت امور خارجه، دانشگاه‌ها و جاهایی که خانم‌ها یا به عنوان کارمند یا بهره‌برداران از آن واحد اجتماعی بودند، حتی وزارت جهاد کشاورزی و جاهای دیگری که در مورد زنان روستایی فعالیت می‌کردند. وی افزود: در واقع تلاش‌شان این بود که بحث تقابل زنان با مردان را در قالب یک گفتمان حقوقی در عرصه‌های مختلفی که امکان حضور و ظهور و فعالیت داشتند، مطرح کنند. روی بحث حقوق زنان خیلی تأکید می‌کردند و چیزی که اصلاً برایشان حائز اهمیت نبود، بحث خانواده بود. از آن طرف مشارکت اجتماعی زنان را به صورت افراطی تبلیغ می‌کردند، روی اشتغال زنان به صورت افراطی کار و تبلیغ می‌کردند. در رویکردهایی که نظام سرمایه‌داری در باره توسعه در حوزه زنان قائل است، اینها دقیقاً با حمایت‌های آژانس‌های بین‌المللی تلاش می‌کردند بومی‌سازی و در قالب تشکیلات‌های مختلف اجرایی و اداری ساماندهی کنند. رد پای این قضیه را می‌شود در گسترش بی‌ضابطه و غیرمتعارف (N.G.O)ها و سازمان‌های مردم‌نهاد زنان با رویکردهای کاملاً فمینیستی ‌دیدید که از زمان آنها تشکیل شده بود. ما چیزهایی تحت عنوان مراکز خیریه با رویکرد دینی داشتیم که مساجد، منشأ تشکل این خانم‌‌ها بود، بسیج را به عنوان حرکت‌های مردمی انقلابی‌ای که زنان متعهد و متدین ما در قالب پایگاه‌های بسیج متمرکز می‌شدند،‌ داشتیم. اینها بحث فرهنگسراها و (N.G.O)ها را مطرح کردند که در واقع می‌خواستند پایگاهی برای زنان در مقابل پایگاه‌ سنتی‌‌ـ‌مذهبی‌ای‌ که در قالب بسیج و مساجد و مراکز خیریه زنان داشتیم، با رویکرد غربی ایجاد کنند. حضورشان در اجلاس‌های بین‌المللی در مورد زنان کاملاً همسو با رویکردهای غربی بود و تیم‌های سازمان‌یافته‌ای داشتند که در آژانس‌های بین‌المللی و کنوانسیون‌ رفع تبعیض از زنان تلاش کردند با اعمال فشار روی دولت و اعمال فشار بسیار زیاد روی شخص رئیس‌جمهور وقت ـ‌آقای خاتمی‌‌ـ این را در دولت و پیوستن به این کنوانسیون را تصویب کند. خانم دکتر طبیب زاده در پاسخ به این سوال که آیا دیدگاه های دکتر احمدی نژاد از ابتدای دولت نهم تاکنون عوض شده است، گفت: من گمان نمی‌کنم دیدگاه آقای دکتر احمدی‌نژاد نسبت به عقاید دینی در باره اصل بحث پوشش و حجاب و عفاف تناقضی با دیدگاه سایر بزرگواران در کل نظام یا با روحانیت داشته باشد. این تعارض وجود ندارد. تفاوتی که به نظر من رویکرد ایشان با دیگران دارد و اقتضا ایجاد می‌کند ـ‌‌از جمله در طرح امنیت اجتماعی‌ـ‌ حمایت‌ها یا عدم حمایت‌های دولت از این طرح، برخوردهای تاکتیکی و سلیقه‌‌ای‌‌ نسبت به نحوه برخورد با این پدیده اجتماعی است. بعضی از افراد در جمهوری اسلامی بسیار آرمان‌گرا هستند و راجع به هر مسئله‌ای خیلی آرمانی برخورد می‌کنند. اتفاقاً آقای دکتر احمدی‌نژاد بسیار آدم تشکیلاتی‌ای است و ستادی عمل می‌کنند و جزئی‌نگر هستند و در عین حال که یک‌سری از آرمان‌ها را قبول دارند، ولی برای رسیدن به آن آرمان‌ها تاکتیک‌های مشخصی هم دارند. مشاور سابق رئیس جمهور درباره مسئله برخورد انتظامی با بانوان بدحجاب در سالهای گذشته گفت: من نمی‌خواهم در نفی و اثبات نیروهای انتظامی صحبت کنم، اما بحث من این است که اگر ما این مدل برخورد را نفی می‌کنیم، چه مدل برخوردی را در این 6 سال جایگزین کرده‌ایم؟ من نمی‌خواهم وارد بحث حجاب و عفاف شوم، چون بحث مفصلی است، اما چون سئوال کردید به‌طور اجمال اشاره می‌کنم که برخورد صرفاً فرهنگی با مسئله حجاب و عفاف به نظر من یک‌جور عبور کردن از کنار مسئله است. مثل اینکه بگویید من باید در مورد تمام مسائل دینی یقین مطلق و مسلم پیدا کنم تا آن را انجام بدهم. این کار عملاً برای کلیه آحاد جامعه مقدور نیست که ما همه افراد را به این باور برسانیم که بایستی قوانین اجتماعی مورد قبول اسلام را اجرا کنند، ‌مثلاً در مورد خوردن مشروب به عنوان یک بحث حرام ممکن است نتوانیم با کار فرهنگی همه آحاد جامعه را متقاعد کنیم که این یک کار خلاف شرع است، اما چون یک امر پذیرفته شده اعتقادی و دینی است و کل آحاد جامعه به جمهوری اسلامی رأی داده‌اند، بر اساس آن رأی می‌گوییم ملزم هستیم دستورات اسلامی را بر طبق اعتقادات دینی اجرا کنیم، ولو اینکه بخشی از آحاد جامعه قلباً به حرام بودن مشروبخواری نرسیده باشند. من شخصاً هیچ فرقی بین مشروبخواری و بی‌حجابی قائل نیستم. من معتقدم همان‌طور که بقیه منکرات، منکر هستند، بدحجابی و بی‌حجابی یا وضعی که به لحاظ ظاهری و پوشش الان در سطح جامعه وجود دارد، هم یک منکر اجتماعی است و یک معضل اخلاقی‌‌ـ‌اجتماعی که با بار سیاسی هم همراه هست، چون من معتقد نیستم که بی‌حجابی و بدحجابی فقط یک مسئله فرهنگی است، بلکه به جنگ نرم اعتقاد دارم و معتقدم که بحث حجاب در حال حاضر به منزله یک تاکتیک سیاسی دشمن است برای از بین بردن انقلاب. یعنی الان انقلاب تهدید نظامی نمی‌شود و دشمنان انقلاب جرئت تهدید نظامی را ندارند. سال‌هاست و بعد از جنگ ایران و عراق متوجه شدند که با جمهوری اسلامی نمی‌شود از طریق نظامی برخورد کرد و بیش از 20 سال است که تاکتیک برخورد با جمهوری اسلامی، جنگ نرم است. به نظر من بحث ناتوی فرهنگی که آقا مطرح کردند، بحث بسیار واضح و روشن و اظهر من الشمسی است، اما اگر ما برخورد با افراد ناآگاهی را که بدپوششی می‌کنند یا پوشش مناسبی ندارند، نفی می‌کنیم، دلیل نمی‌شود که با عوامل اصلی فساد هم که ریشه و اصل هستند، برخورد نکنیم. من بارها در دولت نهم خدمت خود آقای رئیس‌جمهور هم عرض کردم که شما یک‌ وقت می‌خواهید در مورد حجاب با گروهی از زنان برخورد کنید که این کار غلطی است، یک وقت می‌خواهید با بوتیک‌ها برخورد کنید که باز مجبورید با حجم وسیعی از افراد برخورد کنید، اما یک وقت با تولیدی‌ها برخورد می‌کنید. تولیدی‌هایی که به صورت کلان کالا تولید می‌کنند، تعدادشان محدود است. گاه می‌شود با 100 عامل تولید برخورد کرد که این کار چندان دشواری نیست، اما اگر بخواهید با 2000 عامل فروش و یا با چند میلیون زنی که می‌روند و این لباس‌های نامناسب را می‌خرند، برخورد می‌کنید؛ عقل اقتضا می‌کند که با سرمنشأ قضیه برخورد کنیم، نه خانمی که در اثر عدم اطلاع، آن پوشش نامناسب را انتخاب کرده. بنابراین من فکر می‌کنم در این زمینه کوتاهی شده است، یعنی اگر آقای دکتر احمدی‌نژاد هم قائلند که نباید با تک‌تک خانم‌ها در بیرون برخورد و اصطکاک فیزیکی داشت، این حرف درستی است، چون این کار امکان‌پذیر نیست. ما قادر نیستیم با تک‌تک این افراد برخورد فیزیکی کنیم و اصلاً اسلام این نوع برخورد را قبول ندارد و نیروی انتظامی هم به این شکل قبول ندارد، اما بحث من این است که ما از ابتدای شروع دولت نهم می‌توانستیم با مراکز تولیدکننده عمده مانتوها و لباس‌های زنان برخورد کنیم. ما این کار را می‌توانستیم بکنیم، اما کوتاهی کردیم. دکتر طبیب زاده که از حاضرین جلسه جنجالی دولت نهم پس از انتصاب رحیم مشایی به معاون اولی بوده، در توصیف این جلسه می گوید: آقای رئیس‌جمهور، آقای مشایی را به عنوان معاون اول خودشان مطرح کرده بودند. من قبلاً هم در جلسات مختلف، در باره صحبت‌های آقای مشایی در باره مردم اسرائیل و غیره و در جلسات هیئت دولت به سهم خودم نسبت به این حاشیه‌سازی‌هایی که پیرامون دولت اتفاق می‌افتاد، اعتراض کرده بودم و فکر می‌کردم دولت نهم به‌قدر کفایت دشمن دارد و دیگر ضرورتی ندارد عناصری که در خود مجموعه دولت هستند، مسئله‌ای به مسائل دولت اضافه کنند و در جلسه‌ای که خود آقای مشایی هم حضور داشتند، اعلام کردم که این کار را نکنید. درست نیست که نزدیک انتخابات بیاییم و به دست خودمان علیه دولت مسئله ایجاد کنیم. من قبل از آن مواضع ایشان را به‌طور صریح نمی‌دانستم و دقیقاً نمی‌دانستم که دیدگاه‌ها و رویکردهای ایشان در زمینه‌های مختلف چیست، اما در آن جلسه وقتی متوجه شدم که مقام معظم رهبری نسبت به انتخاب ایشان نظراتی دارند و به دلیل اظهارنظر‌های آقای مشایی در گذشته، در جامعه فضایی علیه صحبت‌های ایشان وجود دارد، در آنجا بنده هم با این مسئله که ایشان معاون رئیس‌جمهور باشند، همراه با بقیه بزرگوارانی که بودند، مراتب اعتراض خودمان را اعلام کردیم و دلایلی را که داشتیم مطرح کردیم. وی در توضیح دلالیلش در مخالفت با معاون اولی مشایی گفت: ما عرض کردیم که دولت مشروعیتش را از ولایت‌فقیه می‌گیرد و با توجه به مسائلی که آقای مشایی مطرح کرده‌اند و در جامعه، به‌حق هم اعتراضاتی در مورد نظرات ایشان وجود دارد ـ‌به‌طور خاص در باره مردم اسرائیل‌ـ صراحتاً همه در قبال صحبت‌های ایشان موضع گرفتند و با توجه به شخصیت جنجال‌برانگیزی که ایشان از خودشان بروز داده‌اند، به صلاح نیست فردی که حاشیه‌هایی در اطرافش هست، به عنوان معاون اول رئیس‌جمهور انتخاب شود، مضافاً بر اینکه ما متوجه شده بودیم که مقام معظم رهبری از ایشان خواسته بودند که این حکم را فسخ کنند، بنابراین چون ما فکر می‌کردیم علت اینکه دور آن میز جمع شده‌ایم، مسئله اطاعت آقای احمدی‌نژاد از مقام معظم رهبری بود؛ حداقل انگیزه خود بنده این بود، چون من ولایت‌فقیه را در رأس امور می‌بینم و معتقدم همه باید خودشان را با ولایت تنظیم کنند. ولی‌فقیه نباید خود را با خواسته‌های عمر و زید تنظیم کند. همه ارگان‌ها و نهادهای جامعه باید خود را با ولیّ امر تنظیم کند، بنابراین وقتی ما احساس کنیم ایشان در زمینه‌‌ای کوچک‌ترین نظری را اعلام کرده‌اند، شرعاً بر ما واجب است که اطاعت کنیم.
ارسال نظر: