اخبار آرشیوی
علیرضا نادعلی، کارشناس مسائل سیاسی در گفتگو با «نسیم»: اختلافات ایران و آمریکا عمیقتر از آن است که با یک اتفاق ساده مانند مذاکره قابل حل باشد/ تا زمانی که امریکا از مقام خود قطببینی پایین نیاید و نتواند پیشرفت کشورهایی مثل ایران را ببیند، مذاکره نتیجه نمیدهد
محورهای گفتگوی خبرنگار « نسیم» با علیرضا نادعلی، کارشناس مسائل سیاسی به شرح زیر است: _ دشمنی دیرینه ما بین حق و باطل است و به واسطه اینکه میراث استعمار بعد از جنگ جهانی دوم توانست از لحاظ صنعتی گسترش پیدا کند، اکنون خود را یگانه قدرت غرب می داند. _ انگلیس الگوی استعماری امریکا بوده است. امریکا این الگو را از استعمار کهنه(انگلیس) به ارث برده است که شعار آن تأمین منابع از شرق و مصرف در غرب باشد، از این رو امریکا با همین تفکر وارد خاورمیانه و ایران شد و تلاش کرد برای استفاده از منابع این منطقه سرمایه گذاری کند. - کشوری از سمت دیگر دنیا به سمت دیگر آن می رود و تنها برای استفاده از منابع آن در سیاست های داخلی کشورها دخالت می کند و این یکی از خصیصه های سیاست های شیطانی امریکا در قبال کشورهای خاورمیانه است. - امریکا با ایجاد کودتای 28 مرداد پرچم دشمنی با ایران را بلند کرد، از طرفی انقلاب ما در برابر ظلم های شاه بود و او نیز دست نشانده امریکا به حساب می آمد که حتی در نهایت نیز امریکا بود که پس از وقوع انقلاب اسلامی به او پناه داد و حمایتش کرد. - در همین راستا دشمنی های امریکا با فعالیت های جاسوسی ضد ایرانی ادامه
پیدا کرد و در همین راه از هیچ دسیسه ای مضایقه نکرد که از جمله آن می توان به ایجاد درگیری های قومی قبیله ای در نقاط مختلف ایران و ایجاد و تحریک گروهک های منافقین برای انجام فعالیت های ضد ایرانی اشاره کرد، بنابراین امریکا همچنان به طور مستقیم و یا غیرمستقیم درصدد ایجاد کارشکنی هایی در ایران است که البته باید گفت این کنش های امریکا مسلما بدون واکنش نخواهد ماند. - هم اکنون نیز امریکا در مقابل پیشرفت های مادی و معنوی ایران ایستاده است. از طرفی امریکا با تهاجم فرهنگی که در قبال ایران روا داشته، همواره سعی در پسرفت ایران از لحاظ فرهنگی و مذهبی داشته و از سوی دیگر با مشاهده پیشرفت های علمی و تکنولوژی ایران همواره خواسته است به نحوی مانع ادامه این فعالیت ها شود تا آنجا که حتی دست به تحریک متحدان خود علیه ایران می زند. - اختلافات امریکا و ایران عمیق تر از آن است که با یک اتفاق ساده مثل مذاکره قابل حل باشد. تا زمانی که امریکا از مقام خودقطب بینی پایین نیاید و نتواند پیشرفت کشورهایی مثل ایران را ببیند، مذاکره و راه حل های این چنینی نتیجه نخواهد داد. از طرفی از آنجایی که همواره سیاست های خارجی ایران در قبال کشورهای
ستمدیده ای مثل فلسطین با امریکا متفاوت بوده است، چشم مظلومین جهان به ایران است که همواره مدافع حقوق ستمدیدگان بوده است و اگر ایران پای میز مذاکره با امریکا بنشیند به نوعی ناامیدی را در میان بعضی از کشورها رقم خواهد زد. - مذاکره بر روی کاغذ نشدنی نیست اما در عمل انجام آن منتفی است. زمانی که دو طرف پای میز مذاکره می نشینند به تبع باید امتیازاتی بدهند و امتیازاتی بگیرند که مطمئنا امریکا امتیاز کمی در قبال آن از ایران نمی خواهد همچنان که در گذشته نیز مشاهده کردیم قذافی پای میز مذاکره با امریکا نشست و حاضر شد تمام فناوری های هسته ای خود را جمع آوری کند و در قبال آن امتیازاتی از امریکا بگیرد اما امریکا هیچگاه به وعده های خود در قبال لیبی عمل نکرد، از طرف دیگر حسنی مبارک را می بینیم که زمانی نماینده امریکا در منطقه به شمار می رفت اما امریکا درست زمانی که مبارک در مظان سقوط قرار داشت او را رها کرد. - اختلافات ایران و امریکا یک نزاع ایدئولوژیکی است و نه صرفا یک اختلاف دیپلماتیک؛ امریکا ایران را با انقلاب اسلامی نمی خواهد، ایران را یا صرفا انقلابی و یا صرفا اسلامی می پذیرد که این از اساس با آرمان های انقلاب اسلامی ما
متفاوت است. - برخی کارشناسان معتقد بودند که اگر جمهوریخواهان امریکا روی کار بیایند مسائل و اختلافات با ایران حل خواهد شد و برخی بالعکس معتقد بودند اگر دموکراتها روی کار بیایند این مسائل حل خواهد شد اما تجربه حضور هر دو جناح را بر مسند ریاست جمهوری امریکا داشته ایم و هیچ تفاوتی در سیاست های آنان در قبال ایران ندیدیم چرا که سیاست کلی امریکا این چنین است و تفاوت آنها صرفا یک اختلاف سلیقه بین حزبی است.