اخبار آرشیوی
مهدی محمدی: موسوی خوئینیها بهتر از هرکسی میداند که مستمعانش در میان اصلاحطلبان استخواندار روز به روز در حال کمتر شدن است/ هراس او از این است که بحثهای گستردهای که درون جریان اصلاحات درباره نقد حماقت ۸۸ آغاز شده و اکنون به اوج رسیده، از جایی به بیرون درز کند
مهدی محمدی، کارشناس مسائل سیاسی طی یادداشتی در شماره امروز روزنامه "وطن امروز" نوشت: سخنانی که انتهای هفته گذشته از قول محمد موسویخوئینیها در پایگاه اینترنتی شاخه دانشجویی حزب اسلامی کار منتشر شد، این پرسش را بهوجود آورده که پیرمرد پستونشین اصلاحطلبان در حال واکنش نشان دادن به چه چیزی است؟ از فحوای کلام او پیداست که میخواهد به چیزی واکنش نشان دهد. گویی اتفاقی افتاده که خوئینیها تصمیم گرفته مجموعهای اظهارات بشدت رادیکال را علنی کند و الا اهل فن میدانند موسویخوئینیها از این دست حرفها فراوان میزند اما هرگز رضایت به علنی شدن آنها نداده است. اینکه ببینیم چه چیزی خوئینیها را واداشته جوانکهایی را دور هم جمع کند، در محضرشان فرمایشات بفرماید و بعد هم پس پرده خط بدهد که بروید اینها را بگذارید روی سایت، خیلی مهمتر از این است که محتوای حرفهای او را نقد کنیم. انتهای سخن پیرمرد یک جمله بیش نیست و آن هم این است که با نظام چنان مشکل عمیق و کینه شتری دارد که تا جایی که زورش برسد به کسی درون جبهه اصلاحات اجازه نخواهد داد کاری منطبق با عقل سیاسی بکند. خوئینیها میگوید هنوز باور دارد کاری که در سال 88 شد باید
میشد. عقیده دارد اشتباهی نشده که بنا باشد از آن عذرخواسته شود و آخر کار هم نتیجه میگیرد که اصلاحطلبان، فتنهگر بمانند برایشان بهتر است تا اینکه سر عقل بیایند و مثلا بخواهند مجددا به عنوان بخشی از جامعه سیاسی کشور، با نظام اعتمادسازی کنند. سوال اصلی این است: چه شده خوئینیها تصمیم گرفته یک بار دیگر فتنهگر بودنش را فریاد بزند و به یاد ما بیاورد که خیلی از آدرسهای آتشافروزی را او در سال 88 به خاتمی و موسوی داد؟ چه چیزی خوئینیها را نگران کرده است؟ پاسخ این سوال اهمیت فراوانی بویژه از حیث درک پویایی تحولات سیاسی درون جریان فتنه دارد. اگر دقیق باشیم شاید اینطور بتوان گفت که موضع کسانی مانند محمد موسویخوئینیها که همچنان از رادیکالیسم کور میرحسین موسوی دفاع میکنند و دیوانهبازیهای مهدی کروبی را عین عقلانیت میدانند هر روز بیشتر از روز قبل در جبهه اصلاحات در حال به حاشیه رفتن است. حتی شاید بشود اینطور گفت که اساسا جریان رادیکال جبهه اصلاحات در حال از بین رفتن است و رادیکالیسم دوم خردادی جای خود را به نوعی محافظهکاری، ریا و عافیتطلبی محافظهکارانه داده که لازمه آن اجتناب از پنجه کشیدن به صورت نظام است
چرا که خوب میداند توانی برای آغاز یک رویارویی جدید ندارد، سهل است اگر هر چه سریعتر راهی برای خروج از وضع فعلی پیدا نکند احتمالا باید برای همیشه ننگ پیوستن به اردوگاه ضدانقلاب را بر خود هموار کند. خوئینیها خود بهتر از هر کسی میداند که مستمعانش در میان اصلاحطلبان استخواندار روز به روز در حال کمتر شدن است و هراس او از این است که مجموعه بحثهای گستردهای که درون جریان اصلاحات درباره نقد حماقت 88 آغاز شده و اکنون به اوج رسیده، از جایی به بیرون درز کند و آن وقت دیگر برای امثال او که به داشتن مشکل شخصی با حاکمیت شهرهاند، جایی نماند. سد کشیدن در مقابل هرنوع عقلانیت احتمالی اکنون مهمترین پروژه خوئینیهاست که البته ظاهرا در انجام آن تنها هم هست. جبهه اصلاحات بویژه محمد خاتمی باید بزودی تصمیم بگیرند. خوئینیها در سخنانش میگوید که همه آنچه میگوید دیدگاه محمد خاتمی هم هست. خاتمی تا به حال در این باره ساکت بوده و این مستقیما به معنای تایید اظهارات خوئینیهاست. زمانی کوتاه برای این موضوع وجود دارد که جبهه اصلاحات بویژه محمد خاتمی علاوه بر اینکه تکلیف خود را با فتنه 88 مشخص میکنند، بگویند که آیا اخیرا محمد
موسویخوئینیها را به عنوان سخنگوی خود منصوب کردهاند یا نه؟ تا اینجا خوئینیها تکلیف را یکسره کرده است. پیام اظهارات او برای نظام این است که جریان اصلاحات تبدیل به جریان فتنه شده و قصد دارد همین که هست باقی بماند. در این صورت، در آستانه انتخابات 92 تصمیمگیری در این باره که آرایش سیاسی کشور چگونه است یا چگونه باید باشد دیگر چندان سخت نیست. باید از محمد موسویخوئینیها تشکر کرد که از پستو بیرون آمد، تکلیف را یکسره کرد و به تاریکخانه خود بازگشت