اخبار آرشیوی
"هاجر تحریری نیکصفت"، استاد دانشگاه طی یادداشتی، تعدد کاندیداهای اصولگرا در انتخابات را موجب تشتت آراء مردم عنوان کرد و نوشت: هرکدام از کاندیداها، واقعبینانه مقبولیت خود را بسنجند/ مردم را به راهی نکشانیم که دودش به چشم آنها برود و چوبش را در دنیا و آخرت ما بخوریم
به گزارش «نسیم»، متن یادداشت سیاسی این استاد دانشگاه که توسط وی در اختیار خبرگزاری «نسیم» قرار این گرفته، به این شرح است؛ «نمیدانم چگونه این معما حل میشود؟! به نظر، صورت مسأله ساده و راه حل آن آسان است، اما احساس تکلیف آقایان باعث شده که در عین ساده بودن صورت مسأله، راه حل آن پیچیده به نظر برسد. شما را به خدا قضاوت کنید که چگونه میشود که در شعارها، سخنرانیها و نوشتهها اعلام کنیم که انتظار آقا از ما "خلق حماسه سیاسی" است، ولی بعد با تصمیم خود مانع خلق حماسه شویم. به راستی با چنین عملکردی، مردم بصیر و چشمهای ناظر بیرونی دربارۀ ما چه قضاوتی خواهند داشت: همراه و پیرو رهبر و یا خدای نکرده ... ؟! سؤال مهم این است که برای امر مهم انتخابات، چه اتفاقی باید بیفتد که بگویند "حماسه سیاسی" خلق شده است؟ آیا غیر از این است که حداقل سه اتفاق باید رخ دهد، تا همگان بر این موضوع (خلق حماسه سیاسی) اتفاق نظر داشته باشند و آنها عبارتند از: 1- حضور گسترده مردم 2- انتخاب اصلح 3- کسب بیشترین آراء توسط منتخب مردم. با کمی تأمل به بررسی وضع موجود میپردازیم؛ همگان مدعیاند که میخواهند زمینهساز حماسه شوند، به خصوص عدهای از
آقایان که خود را اصولگرا و تابع رهبری میدانند و به دلیل احساس تکلیف و ویژگی خاصی که در خود میبینند و در رقبا نمیبینند، به عرصه آمدهاند و خود را با حمایت چهرههای سرشناس و مورد اعتماد مردم، به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری معرفی کردهاند. حال ببینیم که آیا کاندیداتوری و یا عدم کاندیداتوری آنها چه تأثیری در خلق حماسه سیاسی خواهد داشت؟ سؤال اساسی این است که آیا طرفداران این افراد به صرف کاندیداتوری اینها در انتخابات شرکت میکنند؟ یا نه، چه آنها کاندیدا شوند و چه نشوند، مردم به دلایل مختلف در انتخابات شرکت خواهند کرد؟ مسلماً با توجه به اینکه آنان اغلب و تقریباً از یک طیف هستند و بسیاری از آنان از دلسوزان و خدمتگزاران نظاماند و ویژگیهای آنها یا شبیه ویژگیهای رأی دهندگانشان است و به عبارتی کاندیداها نیز مانند طرفدارانشان عقاید و افکار مشترک دارند و یا طرفداران، دوستدار چنین صفاتی هستند، بنابراین چه این آقایان همگی ثبتنام کنند و چه با هم وحدت کنند (انشاءالله) و از بین خود بهترین را انتخاب کنند، فرقی در شرکت طرفداران آنها در انتخابات نخواهد کرد و اکثریت قریب به اتفاق، به دلیل همان اعتقاد و احساس تکلیف و وظیفه
و حق، در انتخابات شرکت خواهند کرد؛ پس به جرأت میتوانیم بگوییم، تعدد کاندیداهای همفکر تأثیر چندانی در مشارکت گسترده مردم نخواهد داشت. اما سؤال مهم تر این است که آیا این کار باعث تشتت و پراکندگی آراء نخواهد شد؟ آیا آن وقت میتوانیم با قاطعیت بگوییم که اصلح انتخاب شده و رئیس جمهوری با بالاترین رأی مردم، بر کرسی خدمت تکیه خواهد زد؟! به نظر شما اگر از میان سه اتفاق مهمی که برای خلق حماسه سیاسی لازم است فقط یکی محقق شود، میتوانیم به حماسهسازی خود افتخار کنیم و باز بگوییم که پیرو ولایت هستیم؟! کاش کمی کلاه خود را قاضی میکردیم و در خلوت با خدای خود طلب خیر میکردیم و با شجاعت اعلام میکردیم که به احترام مردم، نظام و رهبری با هم وحدت کرده و بهترین را معرفی و همه از او حمایت خواهیم کرد. زیاد سخت نیست به خصوص اگر رضای خدا را طالب باشیم. تا روز ثبتنام هنوز فرصت داریم؛ خوب است که کمی تأمل کنیم. یکی از روشهایی که برای وحدت می تواند اتفاق بیفتد پیوستن به ائتلاف سه نفره و انتخاب بهترین و شایستهترین، پس از سبک و سنگین کردن ویژگیها و شرایط و یاری سایرین در کابینه آن فرد است. روش دیگر این است که اگر نمیخواهیم در ترکیب
آن شورای سه نفره باشیم، حداکثر تلاش را برای جمع کردن بین بقیه کاندیداهای شبیه خود به کار گرفته و تا حد امکان از تشتت بیشتر جلوگیری کنیم. هر کدام از کاندیداها باید واقعبینانه مقبولیت خود را بسنجند؛ به عنوان مثال، وقتی افراد زیادی او را نمیشناسند و یا میشناسند ولی او نتوانسته جاذبۀ لازم را حتی در بین نزدیکان و دوستان و همکارانش فراهم کند، چگونه انتظار دارد که بتواند آرای مردم را به سوی خود جلب کند؟! آیا غیر از این است که باید با وعده و وعید، افراد را متوجه خود سازد که معلوم هم نیست این مسأله محقق شود و یا کار را به دست زمان بسپارد که برای آن هم کفایت لازم وجود ندارد؟ بنابراین، نتیجه خیلی ساده است؛ هم خودتان رأی نمیآورید و هم مانع آرای فرد اصلح میشوید. کاش به داد اسلام و به داد مردم میرسیدید و تکلیف خود را با هوای نفس یکسره میکردید؛ حیف است شما مردم را به راهی بکشانید که دودش به چشم مردم برود و چوبش را در دنیا و آخرت شما بخورید. پس چه خوب است که مدبرانه بیندیشیم، دست به ریسک بزرگ نزنیم، اسلام را نه در گفتار بلکه در رفتار و تصمیمگیری به همگان نشان دهیم؛ ثابت کنیم که یک مسلمان کسی است که مردم از او در
امانند و یک مسلمان هرگز خود و دیگران را به مهلکه نمیکشاند. دعا کنیم که خداوند در این امر مهم یاریشان کند که انقلاب به وجود آنها در جایگاههای دیگر نیاز دارد و باز از او خداوند میخواهیم که ما را و ملت عزیز ایران را به راهی هدایت کند که مورد رضای او و به مصلحت است»