اخبار آرشیوی
علی مطهری در برنامه "شناسنامه": امام بعد از شهادت شهید مطهری آیتالله خامنهای را جانشین پدرم در دانشگاها میدانستند/ سال ۸۴ به احمدینژاد رأی دادم/ تجربه کافی برای ریاستجمهوری ندارم/ هاشمیرفسنجانی از انتقاد علنی ناراحت میشد/ متاسفانه به شکل مجاهد در جنگ نبودم
به گزارش خبرنگار «نسیم»، مهمترین محورهای سخنان علی مطهری، نماینده مردم تهران در مجلس در برنامه شناسنامه شبکه سه سیما بدین شرح است: -خبر ترور پدر را از تلفن شنیدم و دکتر سحابی این خبر را به من گفتند. بعد از شهادت شهید قرنی گروه فرقان گفته بود دو نفر روحانی را بزودی ترور میکنیم. -ازشش سالگی متوجه فعالیتهای سیاسی پدر شدم و شهید مطهری شب 15 خرداد با 43 روحانی به زندان رفتند. -از زمان دوره جدید نهضت اسلامی که با شهادت آقا مصطفی خمینی همراه بود به همراه پدر در جلسات شرکت میکردم. درآن زمان در دانشکده فنی دانشگاه تبریز درس میخواندم، در زمان نهضت دانشگاهها تعطیل بود و من در تهران به سر میبردم. -شهید مطهری موسس اصلی حسینیه ارشاد بود و محمد همایون سرمایهگذار این حسینیه بود و ناصر میناچی هم در این راستا همکاری میکرد. -گاهی نکته هایی در نطق های مرحوم شریعتی بود که برخی علما اعتراض می کردند چراکه مثلا نقل قول هایی را از اهل سنت می گفت و علما تذکراتی در این باره به پدرم به عنوان متولی برنامههای حسینیه ارشاد میدادند. تذکرات شهید مطهری را شریعتی میپذیرفت ولی عدهای بودند که شریعتی را تحریک میکردند که حرفهایت را
پس نگیر. این افرد همان ملی مذهبیها بودند که با روحانیت نیز مشکل داشتند. -شهید مطهری معتقد بود سخنان شریعتی عامل جذب جوانان به اسلام است. -پدرم با برخی کارهای خودسرانه در مدیریت حسینیه ارشاد مخالف بود و زمانی که فکر کرد که مدیریت از دست وی در حال خارج شدن است شرطهای خاصی را برای ادامه همکاری با هیأت مدیره حسینیه ارشاد مطرح کرد. - ایشان به هیأت مدیره حسینیه ارشاد پیشنهاد حضور یک شورای روحانی دادند که به مقالات و سخنرانیها نظارت داشته باشند. این شورا که متشکل از روحانیون روشنفکر بود شامل آیتالله مکارم شیرازی، شهید بهشتی، علامه جعفری و آیتالله موسوی اردبیلی میشد. - برخی در حسینیه ارشاد طرفدار ایجاد شور و هیجان بودند ولی شهید مطهری معتقد به این امر نبود و میگفتند این کارها باعث تعطیلی این حسینیه توسط ساواک میشود که در نهایت هم این اتفاق افتاد و حسینیه توسط رژیم تعطیل شد. -انتخاب مهندس بازرگان یک تدبیر حکیمانه از طرف شهید مطهری بود. سران انقلاب بگونهای آمریکا را فریب دادند و آمریکا با این قضیه بزودی از رژیم شاه دست برداشت چراکه میدانست این افراد رابطه معقولی با غرب خواهند داشت و این امر باعث سرعت پیروزی
انقلاب شد. -بازرگان را شهبد مطهری یک روشنفکر صادق میدانست و معتقد بود این مطالبی که بازرگان به آن دست یافته از روی حقیقت جویی است با اینکه با مبانی اسلام مغایرت دارد. -با آنهایی که اهل نفاق بودند مثل مجاهدین خلق برخورد تند داشت ولی با بازرگان این طور رفتاری نداشت. -در روز آخر حیات پدر که آقای علی لاریجانی هم بود، به پدر گفتم بازرگان گوشه کنایه به امام میزند و ایشان گفت امام نیز از دست بازرگان راضی نیست و قصد دارد ظرف دو سه روز آینده وی برکنار کند و یک دولت انقلابی روی کار بیاورد. -امام علاوه بر علقه قلبی که ناشی از شاگردی شهید مطهری نزد امام بود جنبه معنوی شهید مطهری نیز یکی از دلایل علاقه امام به ایشان بود. -از نظر ارتباط آیتالله خامنهای با نسل جوان شباهتی با شهید مطهری وجود داشت و ایشان برای دانشجویان مفید بودند، از این جهت امام نیز احساس میکردند که آیتالله خامنهای میتوانند جانشین شهید مطهری در دانشگاها باشند. علی لاریجانی داماد سوم ما است، وی در سال 56 به خواستگاری آمد و سریع هم این قضیه انجام انجام شد. داماد بزرگمان آقای مهندس هانیزاده بیشتر به پدر نزدیک بودند و در تاسیس انتشارات صدرا هم موثر
بودند. -متاسفانه به شکل مجاهد و مبارز در جنگ نبودم چون مشغول آثار پدر بودم؛ کسی که در جبهه نبوده از یک کمالی مرحوم مانده است. -آرامش پدر مبتنی بر تفکر و اندیشه بود. گاهی از فعالیت عملی پدر کاسته و به بعد ایدوئولوژیک وی اضافه میشد. -کسی که در جایگاه نمایندگی هست وظایف ویژهای دارد و در عالم سیاست هم برخورد است و بگو مگوهایی پیش میآید. -درجاهایی که مجری میگوید قانون را اجرا نمیکنم باید یک نطق حماسی در مجلس ایراد کرد. -گاهی یک وزیر را استیضاح میکنیم به دلیل قانونستیزی تا اینکه احترام به قانون در کشور نهادینه بشود. -قبل از مجلس هشتم و در دوران سازندگی اظهارنظر میکردم که این در دوران صلاحات به اوج خود رسید. بعید میدانم کسی به اندازه من به آقای خاتمی و دولت اصلاحات انتقاد کرده باشد ولی دیدم اگر یک جایگاه قانونی داشته باشم سخنانم بیشتر نفوذ خواهد داشت. -در قبل از انتخابات مجلس هشتم آقای حیدرمصلحی رئیس ستاد بزرگداشت شهید مطهری بودند. به وی گفتم تصمیم برای کاندیداتوری در انتخابات مجلس دارم و به آقای صادق محصولی هم گفتم، البته در آن زمان روابط با آقا محصولی الان فرق میکرد. این هم گفتنی است که اگر به گروه جبهه
پیروان هم میگفتم میتواستم درلیست آنها نیز حضور پیدا کنم. در دوره شهرداری احمدینژاد، وی با من مشورتهایی میکرد و نظر وی نیز این بود که نماینده مجلس شوم. -دستهبندی اصلاحطلب و اصولگرا را قبول ندارم ولی به معنای لغوی قبول دارم؛ هم اصولگرا هستم و هم اصلاحطلب. -آقازاده یک معنی منفی دارد و سو استفاده از جایگاه پدر است. من از این قضیه سو استفاده نکردم و همواره سعی کردم که از شخصیت پدر به سود خود سو استفاده نکنم و شخصیت خود را داشته باشم. -خیلی افراد به من پیشنهاد کاندیداتوری برای انتخابات ریاستجمهوری کردند ولی معتقدم تجربه کافی برای ریاستجمهوری ندارم. -به نگاه فرهنگی دولت نهم و دهم انتقاد دارم و آنطور که ما قبل از سال 84 فکر می کردیم نیست و شبیه دولت اصلاحات بود و دوم از نظر کم توجهی به قانون هم به دولت انتقاد دارم زیرا قانون را آنطور که خود می خواهد اجرا می کند. -رسیدگی به محرومان، سرکشی به نقاط دور افتاده، ساده زیستی و نحوه برخورد با دنیای غرب از نقاط قوت دولت احمدینژاد است. -با آقای مشایی و احمدی نژاد گفتگوهایی داشتم ولی این افراد اعتقاد زیادی به افکار خود دارند و بعید است تغییر رفتار بدهند. -در دوران
سازندگی فضای انتقاد باز نبود و کمتر کسی جرأت می کرد به رئیسجمهور انتقاد کند. هاشمی انتقاد پذیر بود ولی هنوز این امر که به مقامات کشور انتقاد شود باب نشده بود. وآقای هاشمی هم از انتقاد علنی ناراحت می شدند و همین قضیه باعث شد تا به دولت اصلاحات اقبال شود. دولت اصلاحات انتقادپذیر بود و میشد به رئیسجمهور انتقاد شود. -سال 84 به احمدی نژاد رأی دادم و دلیل رأی ندادنم به هاشمی این بود که معتقد به کاندیداتوری وی نبودم. -سال 88 در گفتگو با روزنامه اعتماد ملی گفتم که بین احمدینژاد و موسوی به احمدینژاد رای میدهم زیرا افکار موسوی افکار روشنفکرمأبانه بود.