اخبار آرشیوی

کدخبر: 533284

محسن رفیق‌دوست در "برنامه شناسنامه": میرحسین موسوی برای معرفی وزیر وزارتخانه سپاه به مجلس می‌گفت؛ هرکس غیر از رفیق دوست/ من هم موسوی و کروبی را سران فتنه نمی‌دانم/ نامه فرمانده سپاه زمان جنگ را موسوی و هاشمی برای امام بردند و ایشان را راضی به پایان جنگ کردند

به گزارش خبرنگار «نسیم» مهمترین محورهای سخنان محسن رفیق‌دوست، تنها وزیر سپاه در جمهوری اسلامی در برنامه شناسنامه شبکه سه سیما بدین شرح است: -من امروز کارهای اقتصادی انجام می‌دهم به نام "تک نسخه ای" که داروهای کمیاب را وارد می‌کنیم و در کار ساخت و ساز هم فعالیت می‌کنم. - بعد از بنیاد تصمیم نداشتم که در میدان باشم لذا هر وقت مسئولیتی مطرح می‌شد می‌گفتم قصد فعالیت ندارم. در زمان انتخابات‌های مجلس هم به من پیشنهاد نمایندگی کردند و حتی در این زمان که ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری کیلیویی شده بود هم به من پیشنهاد شد. برخی از افراد که امروز کاندیدا شده اند پیش من آمده اند که من به آنها می‌گفتم کاندیدا نشوید چراکه مناسب این کار نیستید. -وقتی در بنیاد مستضعفان وارد شدمسامان درستی برای برخود با جانباز نبود و من در این زمینه سامان درستی دادم و احترام به جانباز را در این سازمان نهادینه کردم. -وقتی امام فرمان دادن که برخی اموال متعلق به دولت نیست و به بنیاد مستضعفان تعلق دارد دولت موقت با یک مصوبه آنها را از بنیاد گرفت و کارخانه های خودروسازی، هواپیمایی آسمان و برخی شرکت ها که متعلق به بنیاد بود راگرفت. -من چه در 10 سالی که در سپاه بودم و پایه خودکفایی کشور را از لحاظ دفاعی گذاشتم و زیر بناها را تشکیل دادم، بچه های تحصیلکرده را جمع کردم و گفتم انقلاب تا زمانی که بر اصول خود است در تحریم قرار خواهد گرفت و باید خودکفا باشیم . کارخانه "مینی کاتیوشا" ساختم که مصرف بالایی داشت. چه در سپاه و چه در بنیاد کارنامه موفقی به جا گداشتم و کارخانه هایی که ساختم بنیه دفاعی امروز کشور است. در بنیاد هم در دورا ن مسئولیتم کارخانه ساختم. -از سال 48 تا 54 به مجاهدین خلق کمک می کردم. این کمک تا سال 53 ادامه داشت تاکه تغییر ایدئولوژیک پیش آمد و ارتباطمان را قطع کردیم. بعد که متوجه شدیم امام از همکاری با آنان مخالف بودند توبه هم کردیم. از سال 41 هم عضو موتلفه شدم. -12 ساله بودم که رفتم فدائیان اسلام بعد جبهه ملی وسپس نهضت آزادی و در سال 40 گم شده ام را در امام پیدا کردم. در زندان فهمیدیم این جبهه ها افتراق داشتند با را ه امام و اسلام و مرجعیت و اسلام برای آنها پوشش بود. فکر می‌کردندپوشش اسلام می‌توانستند مردم را همراه خود کنند. -سپاه تشکیل شد و هنگامی داشتند قانون اساسی را می نوشتند با من تماس گرفتند و من برایشان توضیح دادم که سپاه بنا نیست جایگزین ارتش شود و فلسفه وجود آن فرق می کند و وظیفه آن دفاع از سرزمین نیست. و در قانون اساسی نوشتند سپاه در ادامه نقش خود برای حراست از دستاوردها می ماند و تعیین حدودش را با ارتش قانون معلوم می‌کند. سپس در کمیسیون دفاع گفتند نیروهای مسلح زیر نظر رهبری است و ارتش باید در ارتباط با مجلس دولت داشته باشد و سپاه هم باید از طریق یک وزارتخانه با دولت و مجلس در ارتباط باشد. -وقتی که تصویب شد و قرار شد نخست وزیر برای وزارتخانه سپاه معرفی کندف موسوی گفت؛ هرکس غیر از رفیق دوست و حاضرم حتی آقای فاکر و شیخ حسین ایرانی هم معرفی کنم ولی رفیق دوست را قبول ندارم. -در کابینه در موضوع جنگ عده ای از وزرا مثل بهزاد نبوی مخالف جنگ بودند و میرحسین موسوی نیز تحت تاثیر این افراد بود. من تصمیم گرفتم با استفاده امکانات کشور 12 میلیون گلوله تانک و توپ را تولید کنم که نبوی در نامه ای نوشت که "خدایا در هیأت دولت شعور را جایگزین شعار بفرما". -دسته دوم کسانی بودن که میخواستند کمک کنند ولی نمی‌توانستند. که یکی از همین آقایان الان کاندیدای انتخابات است و هر وقت از او کمک می‌خواستیم خودش تا جبهه می آمد. -یکی از کسانی که طرفدار ادامه جنگ بعد از آزادی خرمشهر بود من بودم. زیرا اتفاق خاصی نیافتاده بود. و معتقد بودم که باید می جنگیدم و اکثر وزرای کابینه می‌گفتند که باید جنگ را تمام می‌کردیم. -فرمانده جنگ به من می‌گفت دولت شعار جنگ می‌دهد ولی وارد عرصه نمی‌شود، تو برو و داخل وزارتخانه ات بشین. نامه ای که فرمانده سپاه می نویسد که این مقدار تجهیزات را میخواهیم را آقای هاشمی و موسوی برای امام بردند و گفتندکه ما نمی‌توانیم این‌ها تجهیزات را فراهم کنیم و امام هم مجبور شدند که به پایان جنگ راضی شوند. -در زمان دولتی که در آن وزیر بودم هر موقع که کاری می‌خواستیم بکنیم به ما می‌گفتند مشاور خارجی‌ات کیست. -اول باید در جمهوری اسلامی احزاب تکلیف خود را باتقلید مشخص کنند. جایی که فرمان حزب با ولی فقیه تعارض پیدا می‌کند تکلیفش چیست و احزاب باید طوری رفتار کنند که در تعارض با ولی فقیه نباشند. -100 نفر از احزاب مشارکت امدن پیش مان که 15 نفر از انان هم در وزارت خانه سپاه با من بودند . در آن جلسه به آنها گفتم که تکلیف ما و شما جیست و گفتیم که اگر در مقابل ولایت فقیه نایستید، با شما همکاری می‌کنیم. -فتنه 88 ماموریت از بین بردن عاشورا را و انحراف هم ماموریت اختلاف میان روحانیون و مردم را داشت. -می‌شود اصلاح طلب بود ولی پیرو ولایت. آنهایی نمی‌توانند با ما کار کنند که ردپای براندازی آنها را دیده بودیم و به عنوان سران فتنه امروز مطرح هستند. من موسوی و کروبی رابه مانند آقای عسگراولادی از سران فتنه نمی‌دانم. -من از آن اختلاس مرتبط با برادرم دفاع نکردم. ولی آن کاری که آن روز انجام می‌شد امروز قانونی شده است. ولی زمانی که محاکمه می‌شد بدهکاری نداشت و گردش حسابش بیشتر از 3 میلیارد نبود. در همان زمان یک آقایی دیگری بود به نام "ابولقاسم" که از بانک ملی 6.5 میلیارد جنس آورده بود و می‌خواست فرار کند و من زنگ زدم این مسأله را به مدیرعامل بانک ملی هشدار دادم که مواظب باش اتفاق بانک صادرات برایت نیفتاد. آن کسی که اعدام شده بود در قضیه بانک صادرت ارتباط هایی با برادر من داشت.
ارسال نظر: