اخبار آرشیوی
محمدرضا تاجیک در گفتگوی تفصیلی با «نسیم»: روحانی اصولگرایی معتدل است/ زمانی میتوانیم درباره عملکرد روحانی صریحتر سخن بگوییم که وی با اولین قفلها مواجه شود/ در طول تاریخ، چه بسیاران که از اعتدال گفتهاند اما چون به عرصه عمل درآمدهاند، آن کردهاند که اصحاب افراط و تفریط
مهمترین محورهای سخنان محمدرضا تاجیک، مشاور دولت اصلاحات و استاد علوم سیاسی دانشگاه بهشتی در گفتگوی تفصیلی با «نسیم» بدین شرح است: *رنگ بنفش، نماد اعتدال و رنگ قدرت است -برای بیان تعریفی از اعتدال با هجمه انبوهی از پرسشها مواجه میشویم، پرسشهایی نظیر؛ آیا اعتدال سرزمین هیچکس و در عین حال، همهکس است؟ آیا اعتدال رنگی ندارد، نه تیره است و نه روشن؟آیا اعتدال بهمعنای خنثی بودن است؟ آیا اعتدال همچون یک مرز است، مرزی بهمانند دیوار برلین و پرده آهنین که در هر سوی آن یک برداشت و دیدگاه متفاوت وجود دارد؟ آیا اعتدال به معنای غیرمتعهد بودن به هرگونه جناح و حزب و جریان سیاسی است؟ آیا اعتدال از جنس "کاری به کار دیگران نداشتن" است؟ آیا اعتدال از جنس "نه این" و "نه آن"، "هم این" و "هم آن" است؟ و آیا اعتدال به رنگِ رنگ بنفش است؟ -در انتخابات اخیر، رنگ بنفش نماد اعتدال شد، لذا از همین منظر وارد بحث اعتدال میشویم. در روانشناسی رنگها میخوانیم، بنفش ترکیبی است از قرمز و آبی. اگرچه رنگ مستقل و مشخص بهشمار میآید، ولی مایل به حفظ خواص هر دو رنگ یادشده به صورت ترکیب قرمز و آبی است، بگذریم از اینکه روشنی هدف دو رنگ
مزبور را از دست میدهد. بنفش تلاش میکند تا جنبه تسخیری(سلطهگرانه)رنگ قرمز و تسلیم متین رنگ آبی را حفظ کرده و به صورت مظهر "همانندسازی" identification درآید. -همانندسازی ترجمان همان تمایل فرد به هدفها، افکار یا تجربههای مشترک با فرد یا افراد دیگری است که میخواهد با آنها احساس همانندی کند. بنفش میتواند بهمعنای همانندسازی بهعنوان یک ترکیب صمیمانه و عاقلانه باشد، اما همچنین میتواند با خصلتی غیرواقعی و خوشخیالانه ظاهر شده و به نوعی همانندسازی ره ببرد که ناشی از ناتوانی در تفاوت قائل شدن یا تزلزل در تصمیم و تدبیر مستقل و متفاوت است، که در هر دو ممکن است به بیمسئولیتی بینجامد. بنفش نشان دهنده هماهنگی و تعادل بین عقل و احساس ، مادیات و معنویات است، و بالاخره، بنفش رنگ قدرت است. -در وصف بنفشها آمده است؛ آنان پویا، فرهمند، اهل بصیرت و قدرتمند هستند. مأموریت آنها در زندگی الهامبخشی و هدایتگری بشریت است، تا او را به سوی عصر جدید اتحاد، فراوانی نعمت و کلنگری، هدایت نماید. بنفشها دارای خرد و شهودی قدرتمند هستند. آنان همچنین قدرت جسمانی و منابع لازم را برای اعمال تغییرات در زندگی خود و دیگران دارند.
بنفشها آیندهشناس هستند و امیدها و ایدههای متعالی برای آینده دارند. آنها معمولاً میتوانند «کل» تصویر یک موقعیت را بدون درگیری با جزئیات، ببینند و تشخیص دهند. آنها معمولاً میتوانند آینده را ببیند. آنها عمدتاً زندگی را از طریق چشم سوم یا بصیرت درون ادراک میکنند. از آنجا که آنها، گرایشها و وقایع آینده را تجسمسازی میکنند، در زمان خود، سرآمد هستند. بنفشها تئورسین هستند. برای آنها بسیار مهم است که پروژههاشان متجلی شود. از آنجا که شخصیتهای بنفش ویژگیهای آبی و قرمز را توأمان دارند، برای آنها زندگی با جنبههای مختلف بسیار مهم است؛ جنبههای پویایی ذاتی آگاهی، شهود، احتیاط، عشق بلاشرط و شفقت آبی با تحرک جسمانی، قدرت، شور و شوق و توان قرمز، با هم درآمیخته میشوند. آنها دارای عمق عاطفی هستند و دیگران را شیفته خود میسازند. آنها خوب میدانند که چگونه رؤیاها را به واقعیت تبدیل کنند. بنفشها مستقل هستند و نیاز به فضایی بسیار، برای خودشان دارند. بنفشها معمولاً شکی همراه با احساس تزلزل دارند. بزرگترین چالش بنفشها اعتماد به شهود و بصیرت درونیشان است. بنفشها میتوانند در جامعه، الهامبخش شیوههای
جدیدی از خلق فردایی باشند که پر از هماهنگی و مأمنی است برای زندگی بدون جنگ و ستیزش بشر. * باید برای معتدل ماندن و معتدل عمل کردن تدبیری اندیشید -روانشناسی رنگ بنفش، همه زیبا و فریبا نیست و بهویژه آنگاه که متمایل به آبی و یا قرمز میشود، و یا به بیان دیگر، از اعتدال خارج میشود، میتواند نماد و نمود افراط و تفریط شود. بیتردید، ماندن در میانهی قرمز و آبی - خصوصا در عالم سیاست - بسیار سخت و طاقتفرساست، و دقیقا همین امر، بنفش (اعتدال) را رنگی لطیف و ظریف و مستعد آسیبپذیری کرده است. در طول تاریخ، چه بسیاران که بسیار از اعتدال گفتهاند، اما چون به عرصه عمل درآمدهاند آن کردهاند که اصحاب افراط و تفریط. باید بیش و پیش از هر چیزی برای معتدل ماندن و معتدل عمل کردن تدبیری اندیشید. * برخی با شعار "واقعبین باش، همه چیز را بخواه" به مصاف دولت جدید برخاستهاند -میدانیم بسیاری از هم اکنون با شعار و تاکتیک "واقعبین باش، همه چیز را بخواه" به مصاف با دولت جدید برخاستهاند و تلاش دارند در شرایطی که مطالبات بسیارند و امکانات و مقدورات اندک، با -حداکثری کردن مطالبات مردم، به قول هنرپیشه سریال دودکش، دولت را در "آمپاس"
بگذارند و "عقبه" اجتماعی آن را دچار تردید کنند و شرایط را برای چهارساله کردن طول عمر آن فراهم سازند. آنها میدانند که شعار "واقعبین باش، همه چیز را بخواه" در واقع نوعی تمهید و تدبیر برای تغییر است. زیرا، اولا، حکمِ "واقعبینی" در شرایط کنونی جامعه، "همه چیز را خواستن" نیست، و ثانیا، هیچ دولتی از استعداد و امکان مدیریت مطالبات حداکثری برخوردار نیست. نتیجهی بلافصل ایندو، "هر روز یک بحران" و ترسیم و تصویر چهرهای ناکارآمد و غیرپاسخگو از دولت جدید است. * شالودهشکنترین چالش دولت آینده مطالبات مردمی است -در اینکه دولت جدید باید تمامی تلاش خود را مصروف تحقق شعارهای انتخاباتی رئیس خود کند و به مطالبات مشروع جامعه پاسخی درخور و بههنگام بدهد، تردیدی نیست، اما در عین حال، باید به مدیریت مطالبات بیندیشد. در این وضعیت، دولت باید همچون یک ناخدای کشتی، توامان هم تشخیص طوفانها و امواج سهمگین در راه را بدهد و هم تلاش کند که کشتی را به مقصد و مقصود برساند. طوفانها و امواج سهمگین همان مطالبات انباشتهشده مردم، از یکسو، و مطالبات جناحها و گروههای نفوذ و ذینفوذ، از سوی دیگر، هستند، که مهمترین و شالودهشکنترین
چالش دولت در آینده هستند. *چینش تیمی کارآمد و با صداقت و عمل به وعدههای انتخاباتی میتواند مطالبات را مدیریت و هدایت کند -مواجهه و مقابله اصولی با این چالش، دولتی یل، رشید، کارآمد و با ظرفیت و استعداد بالای مدیریت و هدایت مطالبات میطلبد، که امیدواریم این مهم در همین آغاز راه تمهید و تدبیر شود. البته، همانگونه که بارها گفتهام، نباید هدایت و مدیریت مطالبات را مترادف تقلیل و تحدید مطالبات فرض کرد. از هدایت مطالبات بیشتر باید مدیریت مطالبات با هدف ممانعت از تجمیع غیرمنطقی، رادیکالیزه شدن و یا ایجاد انجماد و انفعال پیرامون آنان است. به بیان سادهتر، قرار دادنِ مطالبات در مسیر شایسته و بایسته خود و برنامهریزی دقیق، چینش تیم کارآمد، و صداقت در انجام وعدههای انتخاباتی، همان هدایت مطالبات است. *روحانی تا دولتش مشقی ننویسد و با اولین قفلها مواجه نشود نمیتوان در موردش سخن گفت *روحانی یک اصولگرای معتدل است -روحانی یک اصولگرای معتدل با نوعی همپوشانی گفتمانی با اصلاحطلبان، است. دفتر اجرایی و کرداری آقای روحانی هنوز ناگشوده است. باید منتظر ورق خوردن این دفتر و عملیاتیشدنِ دقایق و گزارههای آن نشست. در سطح فهرست
مطالب این دفتر، میتوان نوع و سطحی از جغرافیای مشترک میان دو گفتمان اصلاحطلبی و اعتدالگرایی مشاهده کرد، اما تنها زمانی میتوانیم دربارهی مشی و منش روحانی صریحتر سخن بگوییم که ایشان و دولتش مشقی بنویسند و تصمیمی بگیرند و تدبیری بکنند، یا به بیان دیگر، کلید دولت اعتدال با اولین قفلها مواجه شود.