اخبار آرشیوی

کدخبر: 730824

مرتضی تمدن، استاندار تهران در ایام فتنه ۸۸ در گفتگوی تفصیلی با «نسیم»: فتنه نسخه‌ای بود که دیگران برای ما تجویز کرده بودند/ در فتنه، ۷۹ باب مغازه و ۱۴۳ شعبه بانک تخریب شد و ۳۰ انسان بی‌گناه جانشان را از دست دادند/ بازشماری آرا به ضرر کاندیدای شکست‌خورده شد

مرتضی تمدن نماینده مردم شهرکرد در مجلس هفتم شورای اسلامی، در سال 1387 به سمت استانداری تهران منصوب شد و تا پایان دولت دهم در این سمت باقی ماند. وی از نفرات اصلی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و در نتیجه یکی از مطلعین حوادث آن روزهاست، در آستانه نهم دی ماه با حضور در دفتر کار وی، به بررسی مسائل آن روزهای کشور و البته حاشیه هایی از حضور وی در دولت احمدی نژاد پرداختیم. مشروح گفتگوی تفصیلی مرتضی تمدن با «نسیم» به شرح زیر است: *نسیم: درباره سال 88 و وقایع فتنه، ابعاد این فتنه را بیان کنید از یک انتخابات خوب و بی نقص برای نظام یک تهدید ساختند، یعنی از یک فرصت یک تهدید بوجود آوردند واین یک جفای بزرگی بود به کشور و انقلاب، من مجری انتخابات بودم در فرآیند انتخابات با همه وجود سعی کردیم امانت داری کنیم و رای مردم را مواظبت و مراقبت کنیم، تمام تلاشمان را کردیم که یک انتخابات بی نقص داشته باشیم، شما اطلاع دارید، بیشترین تعداد صندوق رای را در تهران داشتیم بیش از 6000 شعبه اخذ رای، شلوغ ترین حوزه انتخابیه کشور برای تهران بود و وقایع قبل از انتخابات را هم که شما دیده بودید، اردو کشی های خیابانی از 10 شب تا 4 بامداد، 5 بامداد. قصه فتنه 88 از جرقه اعتراضات خیابانی نبود، ما از 2 ماه قبل درگیر فرآیندی شده بودیم که یک سناریو کاملا تعریف شده بود. یعنی اگر کسانی می‌خواهند رد پای وقایعی را که در انتخابات 88 به وقوع پیوست بررسی کنند من خواهشم این است که بروند به چند ماه قبل از برگزاری انتخابات، هر عاقلی می‌دانست این مقدمه برای یک اتفاقی است که بعدا می‌خواهد رخ بدهد. دقیقا اردوکشی‌های خیابانی قبل از انتخابات و زمان تبلیغات سازمان یافته و مدیریت شده بود، انتخاب نمادهای رنگی مدیریت شده بود، قبل از انتخابات اتفاق افتاد! * فتنه گران از چندماه قبل از انتخابات 88 داشتند خودشان را گرم می‌کردند اینگونه نبود که بعد از انتخابات بگویند تقلب شده و وقایعی بوجود آید که ما تصور کنیم که این زاییده برگزاری انتخابات است. بنده آن موقع به واسطه مسئولیتی که داشتم شب‌های متمادی در بین صفوف تظاهرات کنندگان خیابانی و به قول معروف لیدرها و هواداران خودم حضور داشتم، انسان اگر که یک تحلیل درست داشته باشد میتوانست پی ببرد همان زمان که نوع شعارها و نوع رفتارها و نوع واکنشهایی که در فضاهای خیابانی در تهران نشان داده میشد حاکی از یک اتفاق در شُرُف وقوع و مقدمه برای اتفاق بود، به قول معروف قبل از برگزاری انتخابات در سال 88 از چند ماه قبل داشتند خودشان را گرم میکردند و آماده میشدند، این را من فقط به مسائلی که ظاهر خیابانهای شهر تهران بود مستند نمیکنم، اطلاعات بسیار زیادی از جلسات توجیهی، گردهمایی ها، برخی آموزشها، در قبل از انتخابات داشتیم که به ما علامت و نشانه میداد که اتفاقی در راه است * آنچه به وقوع پیوست نسخه ای بود که دیگران برای ما تجویز کرده بودند. در قبل از انتخابات شما میدیدید نوع شعارهارا که اگر فلان کس از صندوق بیرون نیاید معلوم است تقلب شده! فضای عمومی نشان میداد که اتفاقی در راه است و سناریویی تنظیم شده. من البته نهاد پاک جوانان پاک این کشور را مبری از این میدانم که خواسته باشند منشاء این وقایعی باشند که به وقع پیوست. جوان ایرانی با هر تفکری و هر برداشتی مالامال از شعور است و میفهمد؛ حرف من این است که آنچه به وقع پیوست نسخه ای بود که دیگران برای ما تجویز کرده بودند، بر فرض بر موج احساسات پاک جوانان این کشور سوار شده بودند که البته در پایان راه به نتیجه نرسیدند و ناکام ماندند ولی شما میدیدید شعارها این بود که فلانی رئیس‌جمهور نشود ایران قیامت میشود، اینها داشت به ما علامت میداد. دیگرانی که فقط نظارت گر این صحنه بودند یک مسئولیتی داشتند و ما که باید زمینه را برای انتخابات سالم بی عیب فراهم میکردیم هم یک برداشت دیگری داشتیم، هرچقدر التهاب خیابان‌ها قبل از انتخابات بیشتر میشد، بنده به عنوان مجری انتخابات ضریب مراقبت و حراست از رای مردم را بیشتر بالا میبردم، میدانستم ممکن است که اینها فردا بخواهند عیب و ایرادی وارد کنند. به موازات افزایش تنشهای خیابانی، به موازات کسرت جلسات گروهی و جلسات زیرزمینی که اینها قبل از انتخابات داشتند به همین نسبت ما مراقبت و مواظبت از رای مردم را مطمئن تر می کردیم. ما قریب 2 ماه قبل از انتخابات کارمان در ستاد انتخابات عملا شروع شده بود، کار اجرائی ما و کار برنامه ریزی ما که فراهم کردن مقدمات انتخابات بود از چند ماه قبل تر صورت گرفت اما درگیری عملی و اجرایی ما در امر انتخابات یکی دو ماه مانده بود به برگزاری انتخابات؛ در همین میان بود که میتینگ‌ها و راهپیمایی های شبانه شروع شد؛ بعضا تقابل فیزیکی هم اتفاق می‌افتاد که ما آن را بر طرف میکردیم ولی از مجموعه اتفاقات قبل از برگزاری انتخابات به علاوه تهدیدهای خارجی و خط و نشان کشیدنهای بعضی چهره های سیاسی به علاوه اطلاعاتی که ما از بخشهای مختلف اطلاعاتی کشور داشتیم، همه اینها نشان میداد که ما باید منتظر یک اتفاق باشیم. ما تصورمان این بود که با برگزاری یک انتخابات باشکوه و سالم اینها صرف نظر میکنند از آن مسائلی که ممکن بود بعد از انتخابات اتفاق بیفتد، بالاخره این انتخابات شفاف بود اما دیدیم این طور نشد. بنده در اتاقم نشسته بودم، ساعتی بود که داشتیم ساعت رای گیری را تمدید میکردیم در تهران شاید نزدیک به ساعت 10 شب بود، که هنوز اعلام میشد ازدحام پای صندوقهای رای زیاد است و باید ساعت رای‌گیری را افزایش دهید، یادم است که همکاران بنده در حال تهیه اطلاعیه بودند و من هم داخل اتاقم در ستاد انتخابات بودم که ساعت انتخابات را تمدید کنیم، یک دفعه به ما خبر رسید که یکی از کاندیدها در ستادشان رفته و اعلام پیروزی کرده! هنوز صندوق ها در تهران داشت رای‌گیری صورت میگرفت، هنوز شعب باز بود! هنوز از مردم اخذ رای صورت میگرفت! هنوز در هیچ کجا شمارش رای صورت نگرفته بود! به یکباره مواجهه شدیم که یکی از کاندیدها رفته و اعلام پیروزی کرده و بعد از دقایقی از صحبت ایشان به ما باز خبر رسید که جایی که ایشان سخنرانی کرده جشن و پایکوبی شده، این جرقه ای بود که همان لحظه اول زده شده بود. هنوز رای‌گیری در تهران ادامه داشت و شعب اخذ رای باز بودند و شمارش آرا در هیچ کجا صورت نگرفته بود که به یکباره متوجه شدیم آقای موسوی اعلام پیروزی کرده است. همچنین به ما خبر رسید در مقابل ستادی که ایشان سخنرانی کرده، جشن و پایکوبی برقرار است. این یک جرقه‌ای بود که در همان لحظه اول زده شد. با این تفاسیر دیگر هر عاقلی متوجه می شد که پایان مسئله چه خواهد بود؟ بر کسی پوشیده نبود که اتفاقی در حال وقوع است و گرنه هنوز صندوقی باز نشده چه طور متوجه شده بودند پیروز انتخابات هستند؟ *نسیم: آرای تهران می‌توانست رای را بالا و پایین کند؟ بله آرای تهران تعیین کننده است. ضمن اینکه در همین چارچوب اخباری رسید که برای برگزاری جشن در فردای همان روز فراخوان داده‌اند! ما هنوز گرفتار بودیم و بنا بود شمارش آرا از ساعت یک بامداد آغاز شود. با این شرایط باید برنامه ریزی می‌کردیم که از یک مسئله غیرواقع و زودرس تحت عنوان "پیروزی" که منجر به واکنش مردمی می شد جلوگیری کنیم. باید اطلاع رسانی می کردیم تا اثبات کنیم که هنوز رایی شمارش نشده است که یک کاندیدا اعلام پیروزی کرده‌ است. مشکل اینجاست که انتهای شب بود و هنوز رسانه‌ها درگیر انعکاس حضور مردمی در خود شعب اخذ رای بودند و اطلاع رسانی سخت بود. به هرشکلی بود آن شب اطلاعیه‌ای صادر و اعلام کردیم تا نتایج نهایی شمارش آرا از مجاری رسمی و قانونی منتشر نشود هیچ حدس و گمانی مقرون به صحت نیست. پس از مشخص شدن نتایج نهایی شمارش آرا خاطرم هست که اعلامیه‌های مکرری از سوی کاندیداهای معترض صادر می‌شد و راهپیمایی‌های خیابانی کاملا مدیریت شده و برنامه‌ریزی شده اتفاق می‌افتاد. همچنین خاطرم هست که به اتفاق چند تن از دوستان به منزل آقای کروبی رفتیم. به ایشان گفتم که " بنده مجری انتخابات هستم ، هر ترتیبی و هر شکلی را که در شما یقین حاصل کند و باور کنید در این انتخابات هیچ تقلبی صورت نگرفته است را به ما اعلام کنید. حتی می توانید صندوق‌هایی را از این 66 هزار شعبه اخذ رای به طور تصادفی انتخاب کنید تا مجدد بررسی کنیم." حتی خواستیم قلم و کاغذ بردارد و شعبی را که تصور می کند مخدوش است و تقلب شده در هرکجا بنویسد تا با اعضای نظارت شورای نگهبان هماهنگ و صندوق ها را در حضور نمایندگان این کاندیدا بازشماری کنیم. به ایشان گفتم که آمده ام تا هر ابهامی را شرح دهم. وی دو نکته را بازگو کرد. نخست اینکه گفت: "احمدی نژاد قبل از انتخابات برای رای آوردن زمینه سازی کرده و یکی از نشانه‌های ناسالم بودن انتخابات همین است و این خودش تقلب محسوب می شود. چرا حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی به یکباره پرداخت شد؟" که بنده در پاسخ گفتم " جزو دیوان دولت بوده است و باید زودتر از اینها پرداخت می‌شد. دولت به وظیفه ذاتی خودش عمل کرده است آقای کروبی پرسید که "چرا در حقوق کارمندان تجدید نظر شد؟" و بنده پاسخ دادم " این مسائل چه ارتباطی به انتخابات دارد؟ یعنی چون ایشان حقوق کارمندها را بالا برده مردم به او رای داده اند؟ خب دولت های قبلی که دست شما بود. همه سازوکارها در دولت‌های قبلی دستتان بود.اگر شما این کار را می کردید معنایش تقلب در انتخابات بود؟ شما بدبینانه می‌توانید بگویید برای خودش تبلیغ کرده است ولی نمی‌توانید بگویید تقلب کرده است. فرق هست بین تبلیغ و تقلب." این دیدار در غروب جمعه اتفاق افتاد و ایشان عجله داشت که در مراسمی در بهشت زهرا شرکت کند. نکته دوم آقای کروبی هم این بود که "صندوق‌هایتان مشکل داشته و از قبل رای در آن تعبیه شده بوده است. بحث صندوق‌های دوطبقه را آن زمان می‌گفتند که روسیه برای ما طراحی کرده است. من برای ایشان سوگند خوردم و گفتم "اگر تمام نمایندگانی که شما سر صندوق‌ها داشتید در یک مورد شبهه وارد کرده باشند که این صندوق مشکوک بوده و عادی نبوده است همه حرف‌هایی که زده‌ام پس می گیرم! بالاخره باید یک جایی یک نشانه‌ای یک نمونه‌ای از این داشته باشید. همه اینها در حالی است که صندوق ها قبل از لاک و مهر به رویت نمایندگان کاندیداها و نمایندگان شورای نگهبان می‌رسد." ایشان عبور کرد و دیگر پاسخ ما را نداد و ما بدون پاسخ روشنی از منزل آقای کروبی بیرون آمدیم. فردای همان روز به دنبال فراخوانی که داده شده بود ایشان هم به صف راهپیمایی کنندگان در میدان هفت تیر پیوست. قریب 79 مغازه در این مدت به آتش کشیده شد که محل کسب و کار مردم بود.143 شعبه بانک تخریب شد. بیش از 30 نفر انسان بی گناه جانشان را از دست دادند. بسیاری زیرساخت های شهری مثل ایستگاه های اتوبوس و کیوسک های تلفن اتوبوس ها تخریب شدند که آمار بالایی هم داشت و به بسیاری از افراد هجوم فیزیکی آورده شد ، کتک خوردند، مجروح شدند، دچار نقص عضو شدند. من نمی توانم بپذیرم که جوانان ایرانی به چنین اعمالی دست زده باشند. تا همین الان هم نتوانسته ام بپذیرم. از سوی دیگر هم نمی‌توانم بپذیرم عده ای از بیرون آمدند و این کارها را کردند. اما باید دید تحت چه برنامه ای و برای چه منظوری چنین فرایندی در کشور رقم می خورد؟ چنین فضا و جوی به وجود می آید، جوانان ما را متشنج و مردم را عصبی می کند؟ * بازشماری آرا هم به ضرر کاندیدای شکست خورده شد ما قریب به هشت ماه مستقیم بعد از انتخابات درگیر فرایندی بودیم که اینها در کشور تحت عنوان "تقلب در انتخابات" کلید زدند. روزی را برای بازشماری آرا تعیین و از نمایندگان همه کانددیداهای معترض دعوت شد. 10 درصد صندوق ها (نزدیک به600 صندوق) شمارش شد. نتیجه این بازشماری این شد که 235 رای برای موسوی بیشتر خوانده "شده بود" و 80 رای برای احمدی نژاد کمتر خوانده "شده بود". در آن روز بعضی کاندیداها نمایندگانشان را فرستاده بودند و برخی هم خیر. هر پیشنهادی را تصور کنید در طول این مدت به کاندیداهای معترص دادیم. از پیشنهاد بازشماری مجدد آرا بگیرید تا جلسه و نشست های کارشناسی، مناظره و مواجهه رودردرو. از هر مکانیسمی تصور کنید برای برقراری آرامش استفاده کردیم، ولی از هیچ کدام پاسخ مثبت دریافت نکردیم. یعنی حاضر نبودند بیایند و بنشینند و صحبت کنند. حتی ما فرم های شکایت از نحوه برگزاری انتخابات را بردیم و دو دستی تقدیم کردیم، گفتیم هر حرفی و شکایتی دارید در این چارچوب به ما بدهید رسیدگی می کنیم و موظف ایم به شما پاسخ دهیم که نپذیرفتند. اگر بگوییم این فرایند بر پایه یک سوء تفاهم رخ داده بود در نهایت چه طور باید برطرف می‌شد؟ با اردوکشی‌های خیابانی و جنجال‌های رسانه‌ای؟ * اپوزسیونی که همدیگر را قبول نداشتند ، در فتنه با هم وحدت پیدا کردند تمام رسانه های خارجی تمام قد به کمک این حرکت آمدند. اطلاعیه های آنها، از آن ور آب خوانده می شد. فراخوان ها از آن سو برنامه ریزی و اعلام عمومی شد. سرنخ برخی از این اتفاقات در برخی از سایتهایی بود که خود اینها هم اذعان داشتند که این سایتها و شبکه های ماهواره‌ای مربوط به دشمنان انقلاب هستند. علاوه بر این سایر وسایل ارتباطی چون ایمیل و پیامک هم بکار گرفته شده بود و من نمی توانستم فکر کنم اینها همه یک سوتفاهم بوده است یا یک برداشت ناسالم از یک اتفاقی که در کشور افتاده بود؛ نمی شود این را اینگونه باور کرد، شبکه اجتماعی طراحی شده برای این مسئله به قدری مهندسی دقیق داشت که در یک ساعت معین در یک مکان معین یکباره مواجه می شدید با تجمعی که دقیقا از قبل سناریوی آن نوشته شده بود شعارها، مسیرها، نوع واکنش‌ها؛ به عنوان مثال در بسیاری از فراخوان ها می آمد که با کوله پشتی مجهز بیاید؛ حتی در شبکه های اجتماعی و ماهواره ایی نوع ساختن بمب های دستی را نیز آموزش می دانند. گروهک‌های سلطنت طلب، جریان‌های بهاییت و نقاق همه این گروها به صحنه امده بودند شما اگر اسم این را سوتفاهم بذارید ما چه دلیلی دارد که عرصه یک سوتفاهم را به خارج از کشور بکشیم و حتی از پتانسیل‌های اپوزوسیون استفاده کنیم؟ اپوزوسیونی که خودشان باهم درگیر هستند و همدیگر را قبول ندارند و در این مسئله با هم وحدت پیدا کردند و بعد هرکسی که از این انقلاب دق و دلی داشت، هر کسی از این انقلاب سیلی خورده بود و منافعش به خطر افتاده بود اینها همه اضافه شدند؛ نمی‌شود اسم این را سوتفاهم گذاشت، چرا جریان فتنه رفته رفته فروکش کرد؟ برای اینکه سطح آگاهی‌ها افزایش پیدا کرد برای اینکه بسیاری از کسانی که در متن این مسئله بودند بعدا متوجه شدند که آنهایی که در این آتش در حال دمیدن هستند هدف دیگری دارند؛ هدفشان خیر کشور و انقلاب نیست؛ متوجه شدند و تدریجا از اولین فراخوان تا آخرین فراخوان روزهای آخر ضد انقلاب برای فراخوان هایی که در هر مناسبتی منتشر می کرد به درماندگی و عجز افتاده بود؛ برای اینکه عده ای را به صحنه بیاورد و هوادارانشان نمی آمدند؛ تکبیرهای شبانه‌ای که اینها در یک مقطعی راه انداختند و شبکه‌های خارجی از این شعارها گزارش آنلاین پخش می کردند، چه کسی نمی داند این فرایند فرایند براندازی بود؟ *حماسه نهم دی استمرار انقلاب را رقم زد من تصور می کنم شاید عده بسیار قلیلی پی نبرده باشند که کل این فرایند فرایند براندازی بود؛ یک سوال اینجا پیش می آید و آن این است که یک نظامی که مبتنی بر رای و آرای مردم است حق دارد از خود دفاع کند که در واقع خود مردم هستند یا خیر؟ تجلی این فرایند را در نهم دی ماه دیدیم، نه دی هیچ دعوتی برای راهپیمای از مردم نشد اگر خاطرتان باشد شورای هماهنگی از مردم برای تجمع در میدان انقلاب دعوت کرد نه برای راهپیمایی، این تجمع قرار بود جهت دفاع از ارزشهای انقلاب و مقابله با توطئه های دشمن تجمعی در میدان انقلاب باشد. بنده هنوز از درک حادثه نهم دی ماه سال 88 هنوز عاجزم، برای اینکه اگر یک شبکه گسترده اطلاع رسانی را راه انداخته بودیم و یک فراخوان گسترده مثلا طولانی مدت را مطرح کرده بودیم میگفتیم مردم در فرایند این تبلیغات آمدند، شما حساب کنید یک روز قبل از حادثه نهم اطلاع رسانی شد اما سیر عظیم جمعیت طوری بود که همگان را متحیر کرد، معتقدم آن تجمع نهم دی سیر مسیر انقلاب را نوعی دیگر رقم زد، حماسه نهم دی چیزی از حماسه 22بهمن 57 کم نداشت اگر حماسه22 بهمن موجودیت انقلاب را رقم زد حماسه نهم دی استمرار انقلاب را رقم زد. قبل از واقعه نهم دی که قبل از عاشورا باشد بنده حدود ساعت 10 صبح رسیدم نزدیک چهار راه ولیعصر چون شنیده بودیم آنجا فراخوان هست و قصد داشتم به هیئت عزاداران در دانشگاه تهران بپیوندیم در حین رفتن با این که از قبل اینها اطلاعیه فراخوان را داده بودند من باید اینجا اذعان کنم شاید نسبت به بعضی برآوردها خیلی خوش بینانه نگاه می کردیم من با خودم گفتم بعید به نظر می رسد که اینها روز عاشورا فضا را ملتهب کنند اصلا فضا فضای التهاب ایجاد کردن توسط آنها نیست. لذا نزدیک چهارراه ولیعصر که رسیدیم مواجه شدیم با اولین گروه تظاهر کننده‌ای که آمده بودند و آنجا را مسدود کرده بودند ما برگشتیم و یک مسیر دیگری را طی کردیم که به یک باره یک صدای مهیبی به گوشمان خورد که بعضا مشخص شد که اینها از مواد آتش زا که در داخل سطل های زباله ریخته بودند و سپس آتش زده بودن این صدای مهیب از آنجا می‌آمد بعد از آن، اتفاقات پشت سر هم افتاد. یک توصیه در همه این مدت به همه مسئولان برگزاری نظم بطور ثابت توصیه می‌شد که هیچگونه برخورد خشنی صورت نگیرد؛ اگر در میدان آزادی در پایگاه بسیج آن اتفاق بوجود آمد به خاطر این بود که آنها حمله کرده بودند به داخل پایگاه بسیج و آنجا را به آتش کشیدند و پایگاه بسیج باید از خود دفاع می کرد. واقعا یک توصیه ثابت بود که اینها جوانان و مردم کشور هستند و نباید از روشهای پلیسی استفاده شود، پلیس امروز مردمی است یکی از فرماندهان نیروی انتظامی استان در روز عاشورا رفت در جمع آشوب گران در زیر پل کالج و آن پیراهن دوزی که توسط این افراد آتش زده شده بود و گفت مسیر را باز کنید که آتش نشانی بتواند بیاید و آتش را خاموش کند که آنها مامور ناجا را غرق به خون کردند و جای سالم در بدن او نگذاشتنه بودند؛ نمی شود گفت این یک سو تفاهم بوده و باید خیلی عمیق تر نگاه کرد. من چند وقت پیش این موضوع را گفتم، گفته بودند که هیچ فیلم و عکسی وجود ندارد که اینها به هیات حمله کرده بودند ولی ما همین چند روز پیش این تصاویر را از تلویزیون پخش کرده بودیم پس چرا میگویید نیست؟ مگه ما گفتیم شما این کارا را کردید؟ ماهنوز معتقدیم وقایع سال 88 کار ایرانی نبود. *نسیم: آیا دستگاه امنیتی کشور پیش بینی از وقایع روز عاشورا داشتند؟ آنها یک فراخوان داده بودند که هم تاسوعا و هم عاشورا به خیابان ها بریزند و دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی ما آماده بودند. *نسیم: اینهایی که روز عاشورا آمدند این تحلیل را نداشتند اگر روز عاشورا بیایند بیرون 9 دی رقم خواهد خورد؟ بسیاری از اپوزوسیون در روز عاشورا این را اعتراف کردند که وقایع روز عاشورا مقطع مناسبی نبود،البته آنها همه چی را کتمان کردند و گفتند که جایی آتش نگرفته، جایی تخریب نشده، اگر کسی تحلیل درستی از داخل کشور داشت نمی‌آمد و برای روز عاشورا نسخه بپیچد اینرا برای زمانی دیگری تجویز می کرد. بنده معتقدم آنها تحلیل درستی نداشتند. *نسیم: برخی آقایان خواص در سال 88 نقش بسیار پرنگی داشتند، آقایانی که بعضا فرزندانشان هم نقش پرنگی داشتند نقش اینها را برای ما تعریف کنید. معتقدم اینها عقب ماندند از مردم؛ بعضی‌‎ها سهوا و برخی ها عمدا؛ توده‌های مردم تحلیل بسیار عمیقی داشتند که در نهم دی به صحنه آمدند. بعضی از خواص این درایتی را که رهبری داشتند را نداشتند و نگاه بعضی از اینها نگاه سطحی بود. در مسئله فتنه نظام و انقلاب شروع کننده مسئله فتنه نبودند و فقط از خودشان دفاع کرد؛ دیگران به نظام حمله کردند. *نسیم:آیا جاسوس هم گرفتید؟ تعدای از افرادی که در بین دستگیر شدگان گرفته شد به اذعان خوشان اینها در راستای حوادث سال 88 نقش هدایت کننده داشتند و افرادی که مرتبط با سفارتخانه پشتیبانی می کردند.
ارسال نظر: