اخبار آرشیوی

کدخبر: 831335

ناصر ایمانی، کارشناس مسائل سیاسی در گفتگوی تفصیلی با «نسیم»: اگر اقتصاد مقاومتی در حد شعار و نامه نباشد، می‌تواند بستری برای تحقق حماسه اقتصادی باشد/ دولت حل مشکلات کشور را متوقف بر حل مسأله هسته‌ای کرده؛ این همان چیزی است که رهبری آن را نهی می‌کنند/ چهره اصلی دولت باید وزیر اقتصاد باشد نه وزیر خارجه

سال 92 که با نامگذاری حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی از سوی رهبر معظم انقلاب آغاز شد؛ همواره با دغدغه حل بسیاری از مسائل بویژه مشکلات اقتصادی و سیاسی در فضای جامعه همراه بود. بعد از تحقق حماسه سیاسی در انتخابات دور یازدهم ریاست جمهوری، نگاه های مردم به سمت حماسه اقتصادی رفت و با ورود دولت جدید و اقدامات اولیه از جمله تهدید نسبت به لغو یارانه ها و یا مسکن مهر، درگیری ذهنی برای مردم تشدید و نهایتا باعث شد که رهبر انقلاب با ابلاغ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی تلاش ویژه ای را برای هماهنگ کردن دستگاه های مختلف اقتصادی در کنار مردم آغاز نمایند. تاکید بر پیشرفت درون‌زا، استقلال ملی برای رسیدن به پیشرفت، عدم اتکا به سیاست خارجی و امید به کشورهای غربی از جمله محورهای مهم سخنان و توصیه های رهبر معظم انقلاب در مورد اداره کشور و سیاست های کلان خارجی و اقتصادی بود. بر همین اساس با دعوت از ناصر ایمانی روزنامه نگار و کارشناس مسائل سیاسی برای حضور در محل خبرگزاری «نسیم»، به بررسی سیاست های کلی و عملکرد دولت در حوزه "اقتصاد مقاومتی"، "عملکرد دولت در عرصه سیاست خارجی" و "مشی سیاسی و فرهنگی دولت" طی 6 ماه گذشته پرداختیم که مشروح آن به شرح زیر است : **نسیم: بعد از فرمایشات رهبری معظم انقلاب در نوروز سال 92 ما شاهد اتفاقات زیادی در کشور بودیم, هم در حوزه سیاست داخلی و هم حوزه سیاست خارجی و هم در حوزه اقتصاد و سایر حوزه ها.از جمله انتخابات خرداد ماه و روی کار آمدن دولت اعتدال،تغییرات در سیاست های خارجی ما،توافق ژنو و یک سری موضع گیری هایی از طرف غربی ها به خصوص دولت آمریکاو در نهایت ابلاغ رهبر معظم انقلاب مبنی بر اقتصاد مقاومتی تحلیل شما از مجموعه تحولات سال 92،تهددیها و فرصت هایی که در این مدت وجود داشت،چیست؟ -ایمانی: سال 92برای کشور یک سال پر اتفاق بود.در ابتدای سال مقام معظم رهبری شعار"حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی"را مطرح فرمودند.تفاوتی که کلا بین تحولات سیاسی و تحولات اقتصادی وجود دارد این است که تحولات اقتصادی بسیار کند است،بر خلاف تحولات سیاسی که می تواند به سرعت در صحنه سیاسی انجام بگیرد،در همه کشورها این گونه است و بازتاب آن هم معلوم می شود,اما تحولات اقتصادی خیلی زمان می برد،مسلما از این فرمایش رهبری در اول سال نمی بایست این طور برداشت کرد که ما انتظار داشته باشیم که در سال 92 یک حماسه اقتصادی به معنای تحولات خیلی جدی اتفاق بیفتد که آثار آن در جامعه هم پیدا شود.کسانی هم که چنین انتظاری را داشتند و بعضا اوایل سال بعد از صحبت های رهبری سریعا صحبت کردند مقداری نسبت به حماسه اقتصادی کم توجهی کردند. هر کشوری هر زمانی که تصمیم می گیرد که تحولاتی اقتصادی در هر جهتی داشته باشد،چند سال طول می شد که اثر آن پیدا شود البته آثار تخریبی اقتصاد بسیار سریع اتفاق می افتد,یعنی آثار مثبت آن خیلی زمان بر است. تحولات سیاسی این طور نیست. ما امسال در زمینه حماسه سیاسی تحولات قابل توجهی داشتیم که در راس آن مساله انتخابات بود که انتخابات واقعا یک حماسه بود، از جهت میزان مشارکت عمومی و شور و شوقی که در مردم برای رای دادن بود و تقریبا تنوعی که در کاندیدها وجود داشت که مردم با سلائق مختلف می‌توانستند کاندیدای مورد نظر خودشان را در میان نامزدهای موجود پیدا کنند. پس از انتخابات هم تحولات سیاسی مهمی در زمینه سیاست خارجی به وجود آمد که این هم به تعبیری می تواند در ادامه همان حماسه سیاسی قلمداد شود. اما در زمینه حماسه اقتصادی و تحولات مربوط به آن که زمان بر است، ما شاید در سال جدید بزرگترین حرفی را که بتوانیم در این زمینه بزنیم، این است که آثار این بسته اقتصاد مقاومتی در آینده نزدیک دیده و تبدیل به حماسه اقتصادی بشود. ولی به حداکثر چیزی که می‌شود در مورد تحولات اقتصادی در سال 92 اشاره کرد، جلوگیری از رشد شاخص های منفی، تورم، رشد نقدینگی و رشد بیکاری است؛ این حداکثر دستاوردی بود که ما در زمینه حماسه اقتصادی از جهت شاخص‌ها داشتیم. البته منظور من حوزه های اقتصادی نیست چون ممکن است ما در یک حوزه پیشرفت خوبی داشته باشیم، بلکه منظورم شاخص‌های کلی اقتصاد کشور است که فکر می‌کنم که اگر این اقتصاد مقاومتی تنها در حد شعار و نامه نگاری های معمولی که این مقام به آن مقام ابلاغ می کند نباشد، می‌تواند طی آینده نزدیک بستری مناسب برای همان حماسه اقتصادی باشد. **نسیم: دولت در شعارهای پیش از انتخابات بر مسأله اقتصاد تاکید داشت و مطرح کرد که ما گزارشی از فعالیت‌های 100 روزه خود می‌دهیم، این کار انجام شد ولی گزارش به صورت گفتگوی تلویزیونی داده شد که انتقاد زیادی به همراه داشت. نظرتان درباره گزارش و انتقادات مطرح شده چیست؟ -ایمانی: آن چیزی که افکار عمومی می تواند از حرکت های بیرونی دولت در طول این 6ماه گذشته متوجه شود، این است که دولت بیشترین تلاش خود را برای حل مشکلات خارجی گذاشته است ولی در زمینه اقتصادی و حوزه های دیگر مانند سیاست داخلی و فرهنگی و هنری شاهد حرکت جدی دولتی نیستیم. دولت بیشترین توجه خود را به مساله حل مشکلات خارجی گذاشته و حتی شاید حل مشکلات عرصه های دیگر را هم به نوعی متوقف بر حل این مسأله می‌بیند؛ این همان چیزی است که رهبری آن را نهی می کنند. امروز افکار عمومی رئیس دولت را آقای دکتر ظریف می بینید تا آقای روحانی در حالی که چهره اصلی دولت باید آقای طیب نیا، وزیر اقتصاد باشد، ولی اینطور نیست. این نشان دهنده این است که دولت هنوز به یک راهکار و سیاست مدون و مشخصی برای حل مشکلات اقتصادی نرسیده، حداقل مواضعی که چهره های شاخص اقتصادی دولت اعلام می کنند چنین چیزی را ما در آن نمی بینیم که یک سیاست مشخص اقتصادی برای حل مسائل داشته باشد. اینکه امروز مقداری شاخص های اقتصادی بهتر شده، مدیون حل شدن مقداری از مشکلات سیاست خارجی است نه از جهت برنامه ریزی های اقتصادی؛ یعنی امروز یک برنامه مدونی که دولت اعلام کرده باشد که تا یک سال آینده در کوتاه مدت و یا چهار سال آینده می خواهد در زمینه سیاست های اقتصادی اش به کجا برسد ،ما ندیدیم. معلوم نیست که امروز تیم اقتصادی دولت،چه تیمی است، چهره های موثر اقتصادی دولت نامعلومند و سیاست‌های این چهره هایی هم که وجود دارند همگون نیست؛ یعنی بین آقای نیلی و آقای طیب نیا و آقای نوبخت -اگر این سه نفر را به عنوان چهره های شاخص اقتصادی بدانیم- فاصله نظری زیادی وجود دارد. همچنین اخباری نداریم که جمعی در دولت به عنوان یک مغز متفکر در زمینه اقتصادی، برنامه ریزی می‌کند. بنابراین می توانم عرض کنم که ما در زمینه اقتصادی دستاورد خاصی را از دولت ندیدم چیزی هم که الان به عنوان دستاورد است بعضا متاثر از مساله سیاست خارجی است. **نسیم: قرار بر این بود که دولت در گزارش 100روزه، عملکردش را از شروع رسمی کارش در 100روز اول بیان کند اما گزارش عملکرد دولت در حد اعداد و ارقام و انتقاد از دولت گذشته بود. تا الان نیز در صحبت‌هایی که از آقای رئیس جمهور با مردم داشته فضا در حالت نقد مانده است. توقف در این فضا می‌تواند برای دولت آسیب پذیر باشد؟ -ایمانی: دولت یک راهبرد تبلیغاتی مشخصی ندارد؛ من در این زمینه مشاورین رئیس جمهور را مقصر می دانم یعنی معلوم نیست که راهبرد آن ها در زمنیه ارتباط با افکار عمومی به طور کلی چیست،گاهی اوقات نقد دولت قبلی است و این به جای خود درست است و هر دولتی حق دارد که دولت قبلی را نقد کند یا حداقل این را عنوان کند که من در چه فضایی دولت جدید را تحویل گرفتم، این حق آنهاست، من این را محل اعتراض نمی دانم؛ نقد دولت قبلی اشکالی ندارد ولی اینکه ما فقط دولت قبلی را نقد کنیم و بعد به برخی از دستاوردهای سیاست خارجی مان اتکا کنیم، این جوابگوی بسیاری از سوال ها برای مردم جامعه نیست. من انتظار گزارش 100روزه از رئیس جمهور ندارم؛ چون زمان کوتاه است و یک سری مطالبی باید رئیس‌جمهور مطرح کند که افکار عمومی عامه مردم فهم درستی از آن داشته باشند، یعنی گزارش 100روزه را اغماض می کنیم و به درست و غلط آن هم کاری نداریم ولی افکار نخبگان ما الان باید در مورد این دولت یک تصویر روشنی بعد از 6-7ماه داشته باشند؛ باید مشخص شود حرف دولت در زمینه اقتصادی چیست و می‌خواهد در عرصه صنعت و تجارت و کاهش تورم چه کار کند. گزارش 100روزه به کنار، ولی الان واقعا باید دولت برنامه‌ای مدون درباره سیاست‌های اقتصادی که برای آینده و برای بهبود شرایط اقتصادی کشور دارد ارائه دهد. فاز 2لایحه هدفمند کردن یارانه ها ،کاری بود که از قبل شروع شده بوده و دولت هم مجبور است که این کار را ادامه دهد، این برنامه ها نمی‌تواند جزو برنامه اقتصادی دولت محسوب شود. بیشتر وجهه عمومی دولت این را نشان می دهد که ما منتظریم تا شرایط سیاست خارجی ما بهتر و از آن طریق وضع اقتصادی کشور بهتر شود. قطعا این تفکر غلطی است. هر اقتصاد دانی این را می داند که ما در 8سال گذشته 700میلیارد دلار درآمد داشتیم، با این 4 میلیارد دلار می‌خواهیم چه کار کنیم که با 700 میلیارد نکردیم؟ 700میلیارد دلار حدودا درآمدهای مملکت در 8سال دولت آقای احمدی‌نژاد بود، آخرش شد یک اقتصاد به شدت در معرض تلاطم. این رقم، رقمی بود که می تواند اقتصاد کشورهای مختلف را در دنیا به شدت شکوفا کند و از فقر مطلق خارج و آن را به کشوری پیشرفته تبدیل کند. 700میلیارد تزریق شد چه اتفاقی افتاد؟ حال با این چند میلیارد دلار که می‌خواهند ظرف 6ماه، ماهی 500هزار دلار کف دستمان بگذارند چه تحمل اقتصادی رخ می‌دهد؟ بنابراین نباید به آن امید داشته باشیم. اعتنایی به تحولات خارجی قابل برنامه ریزی برای مسئولان کشور نیست؛ کسی می تواند برنامه ریزی کند که تمام فاکتورهای لازم برای برنامه‌ریزی در اختیار خودش باشد، اگر ما بخواهیم یک درصد بزرگی از اقتصاد کشور را برای حل شدن مشکلات خارجی بگذاریم درست نیست زیرا دست ما نیست و ممکن است که دنیا و کشورهای غربی به خاطر بعضی تحولات شرایط خود را برای ایران تغییر دهند و ما دوباره به پله اول برگردیم. اگر آثار مثبتی هم در اقتصاد می بیینم خیلی مبنی بر سیاست‌های اقتصادی این دولت نیست؛ تصور می‌کنم دولت هنوز در این مدت گذشته یک عملکرد قابل اعتنای جدی در زمینه اقتصادی نداشته و از آن طرف هم برنامه ای ارائه نداده است. **نسیم: شما معتقدید اگر یک مقدار در اقتصاد ما تحول ایجاد شده به دلیل تحول در سیاست خارجی است؟ -ایمانی: این موضوع تاثیری که داشته در دو زمینه بوده است، یک اینکه بالاخره بعضی از مشکلات اقتصادی و تحریم‌ها کم شد و یکی هم اثر روانی آن است؛ شما ارتباط نرخ ارز را به عنوان یکی از شاخص های مهم در تحولات اقتصادی کشور که عمدتا آثار روانی به آن غالب است و اگر این مسائل روانی ادامه و تحریم ها و شرایط خصمانه وجو داشت، نرخ ارز به ثبات نمی رسید و شاخص‌های اقتصادی هم با این نرخ ارز بالا و پایین می رفت.. **نسیم: الان به نظر می رسد که واقعا تمام برنامه های اقتصادی دولت حول مسائل سیاست خارجی می گردد؛ در نظر سنجی که قبل از انتخابات شده بود مردم اولویت رئیس جمهور جدید را حل مشکلات اقتصادی اعلام کرده بودند، خود دولت هم قول داده بود که اولویت کاری خود را برحل مشکلات اقتصادی قرار دهد ولی الان ما فقط می بینیم که در سیاست خارجی سعی می‌کنند توقف یابند؛ نظر برخی مشاورین دولت هم این است که کلید حل مشکلات سیاست خارجی ما ارتباط مستقیم با غرب دارد. -ایمانی: عرض کردم؛ اگر چنین ذهنیتی در برخی از مسئولین دولتی وجود داشته باشد که امیدواریم نباشد و ما اشتباه کنیم، این تصور کاملا رد شده ای است. به عنوان کسی که می خواهد انقلابی به موضوعات نگاه کند این حرف را نمی‌زنیم بلکه به عنوان یک فکر منطقی داریم به این موضوع نگاه می‌کنیم؛ به هیچ وجه حل مساله با غرب قابل برنامه ریزی نیست؛ یعنی ممکن است به یک شکلی این موضوعات به هم بخورد همچنانکه روزانه این موضوع توسط غرب بویژه آمریکا عوض می‌شود، ولی چهره بیرونی دولت چنین تصویری را به ما نشان می‌دهد که دولت عمدتا خود را در وجهه سیاست خارجی گذاشته است. شما الان اگر بخواهید از مردم سوال کنید که رئیس دولت کیست، بیشر همه آقای ظریف را عملا رئیس دولت می دانند تا آقای وزیر صنایع یا وزیر کشاورزی یا اقتصاد یا رئیس سازمان برنامه و بودجه؛ این ها نشان دهنده این است که جهت‌گیری های دولت چگونه است و مردم چه چهره ای را بیشتر می‌فهمند و دوست دارند حرف‌هایش را گوش دهند یعنی اگر من در تلویزیون ببینم آقای وزیر اقتصاد صحبت کند ممکن است کانال را عوض کنم ولی اگر ببینم که آقای وزیر خارجه صحبت می کند، حتما گوش می کنم. این نشاندهنده چیست...؟! **نسیم: مبانی نظری توسعه انگارانه در سیاست خارجی ما کاملا دخیل بوده، این قابل نقد نیست؟ -ایمانی: چرا این قابل نقد است و نقد هم کردیم؛ دولت به هیچ وجه نباید حداقل چهره عمومی خودش را اینطور جلوه دهد چراکه این از جهت امنیت ملی هم خطرناک است؛ اصلا نباید این تصور در غربی ها ایجاد شود. شما ببینید، بلافاصله بعد از قضیه سبد کالا و هجومی که مردم داشتند و صفی که تشکیل شد معاون وزیر امور خارجه آمریکا عنوان کرد که دولت توانست با این پول‌هایی که ما دادیم این کالا را به مردم بدهد و مردم از گرسنگی نجات پیدا کردند. این نشان می دهد که آنها کاملا اتفاقات در ایران را رصد می‌کنند؛ اگر ما طوری درخصوص استرداد بخشی از اموال بلوکه شده ایران صحبت کردیم، این نشان می‌دهد که حساسیت ما نسبت به این موضوع بالاست در حالی که این کار بسیار غلطی است و اصلا نباید راجع به این موضوع که سرمایه خودمان بوده است حرفی بزنند. **نسیم: از دید شما توافقات ژنو تا الان مثبت بوده یا خیر؟ -ایمانی: توافقات ژنو از جهت اقتصادی و از جهت حل برخی از گره های کور در سیاست خارجی ما موثر بوده، نمی توان گفت که موثر نبوده اما این که توافقی که انجام شد توافقی بود که همه مصالح ملی را داشت بحث دیگری است. ولی واقعیت این است که این توافق تاثیراتی در عرصه اقتصادی و سیاست خارجی ما داشته است. اگر ما بنشینیم راجع به مذاکراتی که داشتیم و داریم تحلیلی جامع کنیم، بحث زیادی است. باید مجموعه شرایط کشور را نگاه کرد و بعد نگاهی جامع به توافقنامه داشت که قطعا قسمت‌های مثبتی برای منافع ملی کشور دارد؛ البته نقاط ضعفی دارد که برخی این نقاط ضعف را جدی و بعضی قابل حل می دانند ولی به هر حال به قول رهبری این قرارداد امضا شده و ما هم اجرا خواهیم کرد و خلاف وعده نمی کنیم. باید همواره شناخت واقع بینانه ای از غربی‌ها داشته باشیم. من به عنوان یک انقلابی وابسته به این نظام حرف نمی‌زنم بلکه می‌گویم حتی اگر انسان بخواهد واقعا دید کاملا منطقی و بی طرفانه سیاسی نسبت به غرب داشته باشد، به هر حال رفتار غرب قابل اعتماد نیست؛ این را همه سیاستمداران دنیا حتی آنهایی که به عنوان عوامل غرب هستند می دانند که غرب قابل اعتماد نیست. تهدیدها تمامی ندارد و حتی اگر در خوشبینانه ترین حالت ما بتوانیم اختلاف نظرهای هسته ای خود را با غرب حل کنیم؛ باز هم مشکلات ما با غرب حل نشده و نخواهد شد چون نظام ما به لحاظ ماهیتی با نظام غرب اختلاف منافع دارد. ما در واقع هیچ وقت با غرب به وضعیتی عادی نمی‌رسیم. مثلا ما بر سر موضوع اسرائیل اختلاف مبانی نظری با آمریکا داریم و این موضوع هیچ وقت جز با نابودی رژیم صهیونیستی حل نخواهد شد؛ بنابراین ما همواره در چالش با غرب هستیم و الزامی هم نیست که همیشه در حالت بحران و کشمکش، در آستانه نظامی قرار بگیریم ولی در حالت کلی مشکلات ما با غرب حل نخواهد شد.یکی از انتقادات اصولی که به این توافق نامه وارد می شود، تعجیلی است که سر این توافقنامه شده است. ببینید بلافاصله بعد از استقرار دولت جدید ما ظرف چند ماه در یک رفت و آمد خیلی فوری با غربی ها و مذاکراتی شبانه روزی که تا پاسی از شب ادامه داشت و بوسیله تعدادی از دیپلمات ها و تقریبا بدون اتکا بر کارهای کارشناسی در داخل کشور انجام می‌شد. در وفاداری دیپلمات‌های ما مانند خود آقای ظریف تردیدی نیست؛ توافقنامه جامعی با تقریبا تمامی دول جهان در فاصله زمانی بسیار کوتاهی بستیم در حالی که این کار نیاز به مطالعات و کار کارشناسی عمیق تری داشت. نقاط ضعفی در این موافقتنامه وجود دارد، زیرا بالاخره ممکن است هر توافقنامه‌ای نقاط ضعفی داشته باشد و مسلما شما در مذاکراتی که دارید نمی توانید طوری رفتار کنید که همه چیز به نفع شما باشد و طرف مقابل توافقنامه دستش خالی بماند زیرا منطقی هم نیست؛ اما در عین حال می توانستیم مذاکرات و توافق نامه ژنو را بهتر از این انجام دهیم منتها آن چیزی که انجام شد ملزم به اجرای آن هستیم و اجرا هم می کنیم ولی به اعتقاد بنده غربی‌ها این را هم عمل نخواهند کرد. **نسیم: برخی یک سری از رفتارهای دولت در همه حوزه‌ها را نزدیک به مشی لیبرالی می‌دانند و این را یک نوع تهدید به حساب می آورند. به عنوان مثال در بحث فرهنگی و رابطه با آمریکا. اینکه آقای جنتی اخیرا گفتند که فیس بوک باید آزاد شود و آقای شجریان دوباره اجرا کند.نظرتان چیست؟ -ایمانی: من دولت را از جهت مبانی اقتصادی و فرهنگی و هنری دچار نوعی آشفتگی می بینم.در مورد دولت آقای خاتمی دولت اصلاحات، شما می توانستید قاطع اظهار نظر کنید مهم نیست اظهار نظر چیست ولی می شد چون مبانی آن در عرصه های مختلف روشن بود، چه اسمی می توان روی این دولت گذاشت که انصاف حکم کند؟ا گر بخواهیم این را به عنوان دولتی بگوییم که به مبانی لیبرالی در عرصه فرهنگی نزدیک تر است، ممکن است که یک مقداری قضاوت صحیحی نکرده باشیم، من بیشتر بی برنامگی و آشفتگی را در دولت می‌بینم، البته به غیر از سیاست خارجی که منسجم تر است. شما از رفتارهای وزیر ارشاد نمی‌توانید تلقی کنید که رفتارهای فرهنگی دولت هم همین است. اینکه مثلا آقای جنتی درباره فیس بوک اظهار نظر می کند، ممکن است که بعضی ها به سادگی قضاوت کنند که این به معنای لیبرلسیم فرهنگی است. باید بین موضوع‌ها در این که این اظهار نظر وزیر ارشاد محل سوال و تامل جدی و بحث است تفکیک قائل شوید اما می‌گویم در مورد اینکه این ها به معنای لیبرالیسم فرهنگی دولت است نمی شود این نتیجه را گرفت. شما انتظار این که دولت، اصولگرا باشد را که ندارید و فکر نمی کنم کسی نام این را دولت اصلاح طلب بگذارد. ولی فکر نمی‌کنم کسی نام اصلاح‌طلب را روی آن بگذارد. اصلا اصولگرا هم نیست. اگر شما دارید در ذهنتان این دولت را با یک دولت اصولگرا مقایسه می کنید غلط است چراکه دولت با این شعارها جلو نیامد. **نسیم: آقای رئیس جمهور کسانی که به مذاکرات انتقاد داشتند را کم سواد خواند و ما دیدیم با کسانی که انتقاد کردند حتی در فضای رسانه و مطبوعات شدیدا برخورد شد. -ایمانی: دولتی که شاهکار کاری خودش را در این 6ماه، سیاست خارجی می داند مثل کسی است که 4 تا بچه دارد و یک بچه او از همه خوشگل‌تر است و هرکس که بخواهد از آن انتقاد کند بیشتر عصبانی می شود. رفتار دولت این طوری است و چون سیاست خارجی بزرگترین دستاوردش است نسبت به آن حساسیت دارد و حساسیتش بالاست. قطعا موضع دولت در مورد مساله بی سواد خواندن منتقدین، موضع درستی نبود یعنی از شان رئیس جمهور بیرون بود که ایشان چنین موضعی را به کار گیرند حتی اگر واقعا کسانی که به توافقنامه نقد داشتند را بی سواد بداند، اعلامش از طرف رئیس جمهور کار بسیار بدی بود و اتفاقا دولت اگر واقعا بخواهد که رفتار درستی داشته باشد باید کاری کند که دیگران از مذاکرات انتقاد کنند و حتی به عده زیادی زیادی که علیه اصل موافقت نامه اعتراض دارند میدان بدهد چرا که این موضوع در مذاکرات غرب به نفع ماست همچنان که شما همین داستان را در غرب هم می بینید. همین الان مجلس سنای آمریکا می‌خواهند طرح تحریم ایران را ببرند و اساسا می گویند که نباید وارد مذاکره با ایران شوند و از آن طرف رئیس جمهورشان ادعا می کند که اگر طرح را بیاورید من وتو می کنم. این بازی باید ادامه پیدا کند و باید هم باشد. من تا این حد انتظار دارم که جمعیت‌ها و گروه‌هایی مثلا حتی درخواست راهپیمایی علیه توافقنامه ژنو کنند و دولت هم اجازه بدهد. باید دولت تا این حد استقبال کند از این که کسانی توافق نامه را نقد جدی کنند نه این که آنها را با چوب بی سواد بودن براند؛ این کار صحیحی نبود اما در عین حال من فکر می کنم این که ما هم حکم دهیم که دولت در مسیر لیبرالیسم فرهنگی پیش می رود قضاوتی عجولانه است؛ ولی اگر بگوییم که به برخی از سیاست هایی که الان در حوزه فرهنگی وجود دارد نقد داریم و فکر می کنیم که اینها به یک نوع لیبرالیسم گرایش دارد، اشکالی ندارد. **نسیم: مقام معظم رهبری در یکی دو سال اخیر تاکید زیادی بر روی توسعه درون زا و مقوله استقلال داشتند. در نظر خیلی از کسانی که معتقدند ما با رابطه با غرب می‌توانیم به توسعه برسیم، در این مورد کمی توضیح بدهید. -ایمانی: تمامی کشورهای جهان آنهایی که توانستند به رشد اقتصادی و علمی برسند از طریق توسعه درون زا موفق به این امر شدند؛ هیچ کشوری نتوانسته به توسعه پایدار برسد مگر این که یک توسعه درون زا داشته است. برای مثال چین، توسعه درون زا داشت و توانست از اولین اقتصادهای جهان شود و همچنین کشورهای دیگر در حال توسعه یا توسعه یافته مانند مالزی و ترکیه. واقعا امروز یکی از مشکلات بزرگ ما نفت است. اقتصاد نفتی به طور طبیعی کشور را یک کشور برون زا می کند نه درون زا؛ خصلت منابع زیر زمینی این است که کشور را به این سمت سوق می دهد چون یک ارز بدون زحمت به دست می آید. این ارز عموما صرف واردات می‌شود که در بهترین حال این واردات تکنولوژی است و بدترین حالت آن واردات گوجه است. یک نمونه بسیار روشن آن صنایع نظامی ماست. صنعت نظامی ما دقیقا از صفر شروع کرد، یعنی شما ببینید که ما قبل از پیروزی انقلاب صنایع نظامی ما چه بود؟ فقط مقداری می توانستیم اسلحه های شخصی دستی تولید کنیم و تقریبا صنعت نظامی نداشتیم. از سی سال پیش ما تحریم شدیم و امروز یکی از قدرت های صنعتی - نظامی هستیم که به غیر از تولیدات تکنولوژی بسیاری دیگر از تولیدات را می توانند انجام دهند؛ پیشرفت‌ها در صنایع نظامی یک اشل خیلی خوبی برای این است که هر چه بیشتر تحریم بودیم بیشتر کار کردیم. ما حتی در این سال ها در طول سی سال بالاخص این 5-6 سال اخیر واقعا حتی یک پیچ هم اگر مصرف دوباره داشته نمی‌توانستیم وارد کنیم که اگر می توانستیم به یک موتور موشک بالستیک ببندیم اجازه وارد کردن آن را نداشتیم؛ نه تنها اجازه ورود نداشتیم بلکه اگر رد آن را در جایی از دنیا به دست می آوردند از آن جلوگیری می کردند، هر چه این فشارها بیشتر شد، صنعت ما بالنده تر شد. صنایع نظامی واقعا یک اشل خوبی است برای این که به این برسیم که ما در این زمینه اقتصاد درون زا داشته ایم. البته اقتصاد درون زا به معنای این که درهای کشور بسته باشد و دائما در حال تحریم باشیم نیست؛ اتفاقا ما احتیاج به تکنولوژی خارجی داریم و برای توسعه ما بسیار کمک کننده است ولی باید توجه اصلی و برنامه ریزی بر رشد درون زا باشد. یکی از مشکلات عمده ما در این زمینه این است که پیوند بین مراکز علمی و مراکز صنعتی ما بسیار ضعیف است، یعنی اساسا پیشرفت های علمی ما منجر به پیشرفت اقتصادی نمی شود، ما الان مثلا در زمینه علمی نانو یک کشور نسبتا پیشرفته‌ایم، این موضوع چقدر این توانسته به اقتصاد کشور کمک کند؟ این که در زمینه علمی در المپیادها رتبه کسب کنیم. برای اینکه بتوانیم پیشرفت های علمی را به پیشرفت های اقتصادی تبدیل کنیم، راه خیلی طولانی در پیش داریم. مشکل ما الان این است که فکر می کنیم که پیشرفت علمی داریم پیشرفت اقتصادی هم داریم. ما تنها پیشرفت علمی در زمینه هایی داریم مثل نانو و سلول های بنیادی ولی این ها چقدر به رشد اقتصادی تبدیل شده است؟ در صنایع نظامی این اتفاق افتاد و دانشگاه ها و مراکز علمی کاملا در اختیار صنایع نظامی قرار گرفتند که یک چنین تحولی اتفاق افتاد؛ ما امروز ین حلقه واسط را نداریم؛ یعنی مانند این است که شما سدی احداث کنید ولی چون کانال های زیر زمینی را احداث نکرده اید، مزرعه سیراب نمی شود تا کشاورزی انجام دهید. خیلی مهم است که ما هم در مراکز علمی تولید علم داشته باشیم که در این زمینه ضعیف هستیم چون تولیدات علمی ما متناسب با نیازهای اقتصادی ما نیست و در آن زمینه‌ای که تولید علم داریم نمی توانیم آن را به پیشرفت اقتصادی تبدیل کنیم.یعنی هم تولید علم ما متانسب با نیاز اقتصادی ما نیست و هم آن مقداری هم که هست به رشد اقتصادی منتقل نمی شود. ----------------------------------------- گفتگو از "آرزو نوروزجم"
ارسال نظر: