اخبار آرشیوی

کدخبر: 841417

سخنگوی جبهه اصلاح‌طلبان در گفتگو با «نسیم»: باید استقلال ملی را از فضای غبارآلود نفسانی و هژمونیک غربی پرهیز داد و حفظ کرد/ امروز جمهوری اسلامی به قدرتی نامرئی در مقابل قدرت مرئی استکبار به رهبری آمریکا تبدیل شده است

مهمترین محورهای سخنان مجید محتشمی، سخنگوی جبهه اصلاح طلبان و دبیرکل حزب آزادی در گفتگو با «نسیم» بدین شرح است: - اصلی ترین پایه های اساسی رشد، ارزش ها و باورهای یک جامعه را فرهنگ میگویند؛ فرهنگ برخلاف جریان مادی‌گرای غربی پایه و اساس بنیان جامعه بشری است و هرکجا رشدی مشاهده می‌شود باید زمینه های فرهنگی آن مورد توجه گیرد.فرهنگ در اسلام برخلاف نظریه های ماتریالیسمی که اقتصاد را زیربنای رشد جامعه بشری می‌دانند- زیربنای تحولات بشری است. -آنچه که غربی ها را توانست در چیرگی و ایجاد هژمونی خود و تسلط اقتصادی و سیاسی بر کشورها برای غارت اموالشان موفق کند، سلطه و استعمار فرهنگی بود - رخنه های فرهنگی ابعاد متعددی دارد؛ عرصه سیاسی و هژمونی سیاسی؛ عرصه میلیتاریسمی و نظامی، فشارهای اقتصادی و تولید ثروت و فناوری و دیگر موارد توانست تسلط فرهنگی غرب را فراهم کند تا به نوعی رفتار جوامع زیر سلطه را به رفتار جوامع سلطه‌گر شبیه سازد و این کار از طریق ابزارهایی چون رسانه ها، سینما، نشریات و همچنین ماهواره برای ساخت جوامع تابع غرب انجام گرفت. - در ۵۰ سال اخیر بعد از جنگ جهانی دوم با ایجاد سازمان ملل و حقی به نام حق "وتو" ساختاری صورت گرفت برای اعمال سلطه سیاسی و فرهنگی آمریکا به دنیا و تشکیل و سازماندهی منظومه ای بشری برای قرار دادن منظومه جوامع بشری در راستای اهداف و سیاست های آمریکا. - ما به صورت کلی دو نوع حاکمیت هژمونیک داریم؛ یک ، اعمال " زور" و دو، هژمونی رضایت مندانه. این رضایت نیاز به یک ساخت فرهنگی دارد که با بمباران های تسلیحاتی اتفاق نمی افتد بلکه با بمباران فرهنگی میسر خواهد شد و باعث این میشود که به مرور زمان منظومه فکری مردم را طوری بسازند که جامعه زیر سلطه را به جامعه سلطه شبیه کنند تا آن جوامع تسلیم فرهنگ غرب شود؛ رهبر معظم انقلاب هم این موضوع را با عنوان رخنه های فرهنگی نام بردند. - برای مثال، روابط آزاد جنسی یکی از سطوح نازل در بحث رخنه های فرهنگی غرب است و غرب با تغییر ارزشها و باورها، یک جامعه را با جریان استکبار همراه و هماهنگ می‌کند.غرب برای رسیدن به این هدف اعتماد به نفس جامعه هدف را کاهش میدهد، تا آن جامعه تمام آرمانها و اعتقادات خود را در همسویی با سلطه غرب ببیند و آرزوی مبدل شدن به جامعه غربی را داشته باشد.غرب جز از طریق رخنه های فرهنگی نمی تواند یک هژمونی رضایتمندانه و جنبشی اجتماعی را همسو با سیاستهای خود ایجاد کند؛ ساخت فرهنگی غرب تنها از طریق رخنه های فرهنگی اتفاق میافتد. - امروز اسلام با قرائت انقلاب اسلامی یک نبردی را با جریان اومانیسم غربی یا همان لیبرال دموکراسی دارد و جبهه غربی با ساخت جریان های تروریستی تکفیری می‌خواهد در این نبرد ساختار فکری اسلام ناشی از انقلاب اسلامی را تخریب کند. -جریان لیبرال دموکراسی غرب با خدازدایی از زندگی بشر قصد این داشت این خلا را با انواع عرفان های نوظهور پر کند ولی انقلاب اسلامی با قدعلم کردن در مقابل آن این خلا معنوی را با خداپرستی و عقبه سازی فرهنگی جایگزین کرد که این امر باعث این شد تا یک جنگی میان این دو تفکر ایجاد شود. -بنیادی ترین شعار انقلاب اسلامی، " استقلال آزادی جمهوری اسلامی" بوده است. استقلال یعنی آزادی از یوغ بیگانه و آزادی یعنی آزادی از استبداد داخلی. - استقلال یعنی آزادی از چیرگی فکری و فرهنگی و اقتصادی غرب برای اینکه در این زمینه اعتماد به نفس داشته باشیم و خود را از تسلط غرب رها کنیم. ما نه باید متهورانه با فرهنگ غرب برخورد کنیم و نه ذلیلانه و خاضعانه با این فرهنگ برخورد داشته باشیم بلکه باید یک تعامل سازنده با مجموعه غرب داشته باشیم. - ساختارهای جبهه غرب چندین دهه است که شکل گرفته است؛ سازمان ملل سازمان سیاسی آمریکا، ساختار نظامی آنها هم ناتو و ساختار اقتصادی و هژمونی مبادلات اقتصادی و تجاری آن از سال ۱۹۷۵ تشکیل شده است. - زیرساختهای اداری نظامی و سیاسی و هژمونی فناورانه دلار به نوعی رخنه در استقلال کشورها و به یوغ درآوردن آنها و خدشه به استقلال کشورها است، - باید استقلال ملی را از فضای غبارآلود نفسانی و هژمونیک غربی پرهیز داد و حفظ کرد. - باید مانع تصمیمات غربی ها و تحمیلشان باشیم و ملزومات آن این است که اعتماد به نفس ملی را از بین نبریم و ارزشهای خود را عقب تر و ناچیزتر از غرب ندانیم خود را در مقابل غرب کوچک نشماریم. -لازمه استقلال آزادی از استبداد داخلی است که رژیم پهلوی به عنوان یکی از دستگاه های استبدادی با انقلاب اسلامی از بین رفت و امروز یک رگه هایی از استبداد در برخی از افراد داریم. - دولت باید یک سازمان فکری و یک منشور آزادی برای مراقبت و حفاظت از آزادی فراهم کند؛ بعنوان مثال امروز عده ای به دنبال آزادی در روابط جنسی و ترویج آن هستند و برخی در مخالفت با این مسأله با آزادی مخالفت می‌کنند. امروز استقلال کشور احتیاج به یک منشور دارد. -امروز جمهوری اسلامی به قدرتی نامرئی در مقابل قدرت مرئی استکبار به رهبری آمریکا تبدیل شده است که به مرور در این هماورد به قدرتی مرئی تبدیل خواهد شد.
ارسال نظر: