از هرمز تا موازنه قدرت؛ جنگی که معادلات جهانی را به نفع ایران تغییر داد
جنگ اخیر با ایران به یکی از مهمترین رخدادهای ژئوپلیتیکی سالهای اخیر تبدیل شده؛ رخدادی که بسیاری معتقدند پیامدهای آن تا دههها مورد توجه تحلیلگران خواهد بود. در این میان، نشانههای روشنی از تغییر توازن قدرت به چشم میخورد؛ تغییری که بیش از همه به زیان ایالات متحده و اسرائیل ارزیابی میشود.
نسیمآنلاین: بر اساس محاسبات جی پی مورگان، توافقات جدید مرتبط با عوارض تردد در تنگه هرمز میتواند سالانه بین ۷۰ تا ۹۰ میلیارد دلار درآمد اضافی برای ایران ایجاد کند؛ رقمی که معادل حدود ۲۰ درصد تولید ناخالص داخلی کشور برآورد میشود.
در همین حال، دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی خود با اشاره به این توافق، از «درآمد هنگفت» و امکان آغاز روند بازسازی برای ایران سخن گفته است.
اهمیت این تحول زمانی روشنتر میشود که آن را با سایر گلوگاههای تجاری جهان مقایسه کنیم؛ جایی که کانال سوئز برای مصر سالانه حدود ۹ تا ۱۰ میلیارد دلار و کانال پاناما حدود ۵ میلیارد دلار درآمد دارد. این مقایسه نشان میدهد تنگه هرمز اکنون به یکی از ارزشمندترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، کشوری که کنترل یکی از حیاتیترین مسیرهای تجارت جهانی را در اختیار دارد، نهتنها از حاشیه اقتصاد جهانی خارج میشود، بلکه به بازیگری تبدیل میشود که دیگران برای عبور از این مسیر ناگزیر به پرداخت هزینه هستند. این وضعیت، جایگاه ایران را بهعنوان یک قدرت مسلط منطقهای بیش از پیش تثبیت میکند.
بسیاری از تحلیلگران، این روند را به «برخاستن ققنوس از خاکستر» تشبیه میکنند؛ کشوری که پس از دههها تحریم، فشار و درگیری، اکنون در موقعیتی قدرتمندتر از گذشته قرار گرفته است.
اما پیامدهای این جنگ تنها به دستاوردهای اقتصادی و منطقهای محدود نمیشود. آنچه بیش از همه توجه ناظران را جلب کرده، تأثیر این تقابل بر جایگاه جهانی ایالات متحده است. برخلاف جنگهای گذشته مانند جنگ ویتنام یا جنگ افغانستان که با عدم توازن شدید قدرت همراه بود، این بار ایران توانست به شکلی متفاوت و در سطحی نزدیکتر به یک تقابل متقارن وارد میدان شود.
این تفاوت، مفهوم «شکست» را نیز دگرگون کرده است. شکست در جنگی که در آن زیرساختهای نظامی پیشرفته به چالش کشیده میشوند، پایگاهها در سطح منطقه تحت فشار قرار میگیرند و کنترل یک گذرگاه راهبردی به دست طرف مقابل میافتد، معنایی فراتر از الگوهای پیشین دارد.
در نهایت، این تحولات پیامی روشن برای جهان به همراه دارد: توازن قدرت در حال تغییر است و بازیگران جدیدی در حال بازتعریف نقش خود در نظام بینالملل هستند.