اخبار آرشیوی
پایگاه برهان در یادداشتی تحت عنوان "سپاه، سیاست و مغالطههای اصلاحطلبانه " به تشریح نظرات امام خمینی(ره) در خصوص سپاه و رویکرد اصلاحطلبان نسبت به این مسأله پرداخت
در بخشی از این یادداشت آمده است: مصادرهی امام خمینی(ره) هماره ترفند برخی عناصر اردوگاه اصلاحات بوده است تا بتوانند از راه این حربه برای مقابله با اندیشههای ناب امام(ره) با خود امام به جنگ امام بروند.
الهه خانی در سایت برهان نوشت: از یکسو ممنوعیت مطلق دخالت سپاه در سیاست، در قانون اساسی و اساسنامهی سپاه پاسداران به صراحت ذکر نشده است.از سوی دیگر مروری بر بیانات بنیانگذار جمهوری اسلامی نشان میدهد که ایشان با هرگونه فعالیت سیاسی از سوی سپاه مخالف بوده و این نهاد را به طور کلی از هر سنخ از مسایل سیاسی بر حذر داشته است! مصادرهی امام خمینی(ره) هماره ترفند برخی عناصر اردوگاه اصلاحات بوده است تا بتوانند از راه این حربه برای مقابله با اندیشههای ناب امام(ره) با خود امام به جنگ امام بروند. آنها در مواقع نیاز با معرفی خود به عنوان جناح مورد تأیید امام در دههی اول انقلاب و با استناد به قول یا فعلی از ایشان به توجیه اقدامهای خود و یا محکومیت اقدامهای طرف دیگر پرداخته و بدین ترتیب تلاش کردهاند نظام فکری منسجم امام(ره) را به مسلخ منافع خود ببرند و کمبود ناسازگاری نظری و عملی با قول و فعل امام(ره) را این چنین برطرف سازند. همهی ما به یاد داریم که در انتخابات گذشته، «میرحسین موسوی» با مطرح کردن خود به عنوان «نخست وزیر امام» و نه نخست وزیر در ریاست جمهوری آیتالله خامنهای تلاش کرد تا پشت امام(ره) سنگر
بگیرد و میان رهبری امام خمینی(ره) و دوران پس از آن جدایی بیفکند و خواستههای سکولار خود را در مقابله با مصداق فعلی ولایت فقیه و اساس نظام جمهوری اسلامی و حتی اصل مترقی ولایت فقیه، عینیت ببخشد. بر این اساس، تضعیف ولایت فقیه و رهبر معظم انقلاب در مرحلهی اول و تخریب وفاداران به خط، راه امام و انقلاب اسلامی نوک حمله و سیبل اصلی پروژهی مصادره و دستآویز قرار دادن حضرت امام(ره) محسوب میشود. از سویی، در میان نهادهای انقلابی سپاه پاسداران به عنوان ابزار کارآمد ارتقای عزت، سربلندی واقتدار نظام پرافتخار جمهوری اسلامی ایران و بازوی توانمند ولایت و رهبری از بدو تشکیل مورد هجوم دشمنان خارجی و داخلیبوده است. هوشمندی سپاه در کنترل و خنثی سازی توطئههای بیشمار برضد انقلاب اسلامی، عامل ناکامی و مانع به ثمر نشستن اغراض و اهداف پلید دشمنان نظام بوده است؛ اغراضی که طرح براندازی نظام در فتنهی 88 یکی از مصادیق آشکار آن است. به همین دلیل همزمان با حملات دشمنان بیرونی از جمله در تحریم اقتصادی بینالمللی و آمریکایی سپاه، دنبالههای داخلی نیز که سپاه را عامل شکست برنامههای براندازانهی خود برضد جمهوری اسلامی میدانند، به شدت
به تخریب و ایجاد فضای روانی و تبلیغاتی برضد این نهاد انقلابی گماشته شدهاند. جنگ روانی و تبلیغاتی که به صورت متناوب با کوچکترین اظهارنظر و فعالیتی از سوی سپاه پاسداران، موجی از انواع اتهامهای هزار بار پاسخ داده شده را به سوی این نهاد گسیل میدارد. اتهامهایی که سابقهی آن تا بدو تشکیل این مولود انقلاب ریشه دارد، تا مرز انحلال، حذف و ادغام سپاه (و نیز ارتش) پیش رفته و هر بار با نهی و نهیب شخص حضرت امام(ره) به بنبست رسیده است. پس از مقابلهی مثال زدنی سپاه با جریان فتنه در ماههای اخیر، اظهارنظرهای فرماندهی سپاه در لزوم تبری خاتمی از جریان فتنه برای ورود به انتخابات، انتخاب «سردار قاسمی» برای وزارت نفت و ... گردانندگان جریان فتنه و رسانههای ضدانقلاب را به تکاپوی دوباره در شبهه پراکنی برضد این نهاد مقدس واداشته است. تکاپویی که افزون بر سرمقاله نویسی روزنامههای سابقاً مدافع نظام، حتی «موسوی خوئینیها» مرد خاکستری اصلاحات را برای خروج از انزوا به میدان سفسطه، تأویل و تفسیر سخنان رهبر کبیر انقلاب اسلامی فرستاد، «سید حسن خمینی» را بار دیگر به دخالت در امور سیاسی کشاند و با نامهی پر از تهمت و افترای «محمد رضا
خاتمی» به اوج خود رسید. مغالطه با بیانات امام(ره) در خصوص «منع دخالت سپاه در سیاست» نقطهی مشترک و مرکز ثقل این تکاپوی شبهه ناک در پروژهی نخ نمای مصادرهی امام در این مقطع است که این نوشتار تلاش میکند ابعاد و زوایای آن را بشکافد و در حد بضاعت بدان پاسخ گوید. 1. مغالطه در مفهوم منع دخالت سپاه در سیاست ممنوعیت مطلق دخالت سپاه در سیاست، موضوعی است که در قانون اساسی و اساسنامهی سپاه پاسداران به صراحت ذکر نشده است. منع دخالت در امور اجرایی و نظارتی انتخابات، نمایندگی از سوی نامزدها، شرکت در درگیریهای سیاسی و تبلیغات انتخاباتی و عضویت یا وابستگی به گروههای حزبی و سیاسی و نیز تبعیت از ولی فقیه از نظر سیاسی و عقیدتی، تمامی مواردی است که قانونگذار آشکارا در خصوص محدودهی فعالیتهای سیاسی نظامیان تعیین نموده است. (مادهی 24 قانون انتخابات ریاست جمهوری و مادهی 16 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی، تبصرهی 4 ماده واحدهی قانون حضور نمایندگان نامزدهای ریاست جمهوری، مادهی 47 اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) همچنین اصل 150 قانون اساسی، فـلسـفهی وجودی و رسالت سپاه را به صورت عام و کلی، نگهبانی از انـقـلاب و
دستآوردهای آن بیان و چگونگی انجام این مأموریت را به وضع قوانین موکول مینماید. از مأموریتهای مطرح در اساسنامهی سپاه نیز مقابله با تمامی احزاب، گروهها و جریانهایی است که در صدد خرابکاری، براندازی و نفی حاکمیت دینی هستند. اما بنیانگذار انقلاب اسلامی، در بیانات و سخنرانیهای خود و همچنین وصیت نامهی سیاسی- الهی خویش چندین مرتبه ارتش، سپاه پاسداران و نیروهای مسلح را از ورود به «بازیهای سیاسی» منع فرمودهاند: «بر فرماندهان لازم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند و چون انقلاب از همهی ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظیفهی شرعی و میهنی آنان است که اگر قوای مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، بر خلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب وارد شوند و یا در بازیهای سیاسی وارد شوند، از قدم اول با آنها مخالفت کنند.»[1] به همین دلیل، تجدیدنظر طلبها و گردانندگان جریان فتنه با عبور از قانون اساسی، تقطیع بیانات امام(ره) و نادیده گرفتن سیرهی عملی ایشان در نحوهی ورود سپاه به قلمرو سیاسی و مفهوم «بازیهای سیاسی» تمام هم
و غم خود را به کار بستهاند تا با تفسیری اعوجاج گونه، این طور القا نمایند که بنیانگذار جمهوری اسلامی، با هرگونه و شکلی از فعالیت سیاسی از سوی سپاه مخالف بوده و این نهاد را به طور کلی از هر سنخ از مسایل سیاسی بر حذر داشته است. به عنوان نمونه خویینیها به ظاهر در پاسخ به سؤال یکی از کاربران سایتش به تفسیر و تأویل آرای امام(ره) نشسته و ابتدا درصدد برآمده تا به این پرسش که «منظور امام از منع ورود سپاه به بازیهای سیاسی تنها بازیهای با بار منفی است یا همهی فعالیتهای سیاسی را شامل میشود» پاسخ دهد. وی با تمرکز بر برخی جملات حضرت امام(ره) مبنی بر کنار گذاشتن سپاه و سایر قوای مسلح از «جهات سیاسی» و «مناقشات سیاسی» و عدم ارتباط مسألهی انتخابات با نظامیان، این گونه نتیجهگیری میکند که منظور از کلمهی «بازیهای سیاسی» تنها فعالیتهای سیاسی منفی نیست بلکه «تمامی امور سیاسی و انتخاباتی» را در بر میگیرد و کلمهی بازیهای سیاسی از باب مسامحه در تعبیر در کلام امام آمده و مقصود امام چیز دیگری بوده است. از نظر مرد خاکستری، سپاه صرفاً یک نهاد نظامی است که هیچگونه حق و وظیفهی مرتبط با حوزهی سیاست را ندارد و نباید
داشته باشد. حال آنکه این برداشت به کل مغایر با توصیههای امام(ره) است و توجه به بیانات و سیرهی عملی حضرت امام(ره) مطلقاً چنین برداشتی از آرای ایشان را بر نمیتابد. مفهوم صحیح منع دخالت سپاه در بازیهای سیاسی امام خمینی(ره) مطابق قانون اساسی، مخالف «عضویت نظامیان در احزاب و گروههای سیاسی» بودند و همچنین فراتر از آن مخالف «حضور باندی و جناحی» (واژهای که اغلب با واژهی «سیاسی» به یک معنا به کار میرود، در حالی که بار معنایی متفاوتی دارد) آنها به منظور حفظ انسجام و امنیت فضای سیاسی کشور بودهاند. نکتهای که متأسفانه اغلب توسط دوستداران نظام اسلامی و حامیان سپاه مورد غفلت قرار میگیرد و گمان میکنند که نظر حضرت امام(ره) تنها معطوف به عدم عضویت رسمی در احزاب بوده است. اما رهبر معظم انقلاب، به عنوان بهترین مفسر و نیز عامل به فرمایشات بنیانگذار انقلاب اسلامی به تشریح و تبیین صحیح دیدگاه ایشان در این مورد پرداختهاند: «امام نمیخواست بگوید فقط شماباید جزو فلان حزب نباشید. نه،این چیز کوچکی بود. الان در جامعهی ما، جناحبندی و گروهگرایی و باند بازی،نه در سطوح مردم ـ که خوشبختانه در سطوح مردم
یا نیست و یا خیلی ضعیفاستـ بلکه در سطوح مسؤولان و متشخصان وجود دارد. خلاصهی فرمایش امام اینبود که شما در این باندها هم نباید باشید.»[2] تجدیدنظر طلبها و گردانندگان جریان فتنه با عبور از قانون اساسی، تقطیع بیانات امام(ره) و نادیده گرفتن سیرهی عملی ایشان در نحوهی ورود سپاه به قلمرو سیاسی و مفهوم «بازیهای سیاسی» تمام هم و غم خود را به کار بستهاند تا با تفسیری اعوجاج گونه، این طور القا نمایند که بنیانگذار جمهوری اسلامی، با هرگونه و شکلی از فعالیت سیاسی از سوی سپاه مخالف بوده است. مقام معظم رهبری در تبیین موضع امام در پرهیز از باند بازی و در عین حال، لزوم تشخیص و درک سیاسی، چنین میفرمایند: «امام فرمودند: نیروهای مسلح، نباید در گروههای سیاسیباشند. واقعاًنباید هم در باندها و حزبها و تشکیلات و خط و خط بازی باشند. اینها برایکمیته و سپاه، فعل حرام است. امام(ره) نیروهای مسلح را از گروهگرایی و ورود بهخط بازیهای معمولی، نهی فرمودند. این کارها، منهی و ممنوع است؛ اما بایدقدرت درک و تشخیص و قضاوت سیاسی داشته باشند. باید زمینهی این مسایل رابرای این برادران
فراهم کنند.»[3] ایشان مکرر اشاره میکنند که مفهوم عدم دخالت سپاه در سیاست، از دیدگاه امام(ره) هم شامل عدم حضور و عضویت رسمی در احزاب و گروههاست و هم شامل حضور باندی و جناحی در فضای سیاسی کشور؛ منعی که به خصوص با توجه به دسته بندیهای گروهی متعدد نظیر هواداران بنی صدر، حامیان منتظری و... در بدنهی نظامی کشور در آن زمان حساسیت و تمرکز خاص امام(ره) را پرمعناتر میسازد. اما این منع، همهی قلمرو سیاست را از جمله لزوم آگاهی و بینش سیاسی سپاه، مقابله با جریانهای برانداز سیاسی و توطئههای سیاسی، امنیتی و... را در بر نمیگیرد. در گام نخست، برای انجام درست مأموریت سپاه در حفاظت از انقلاب اسلامی، ارتقای بینش و تشخیص سیاسی و حضور سیاسی سپاه امری ضروری است. بیتردید حفاظت از انقلاب اسلامی بدون شناخت کامل و مقابله با دشمنان داخلی و خارجی آن قابل تصور نیست. تمهیدات سازمانی در هدایت و آگاهی بخشی سیاسی سپاه از سوی حضرت امام(ره) مؤید همین تأیید ایشان بر ارتقای توان سیاسی این نهاد میباشد. به عنوان مثال، آیا میتوان فعال شدن سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران به عنوان نهاد پر قدرت اطلاعاتی در امور مختلف از جمله در مورد
گروهها و احزاب سیاسی، منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی را از سیرهی حضرت امام(ره) جدا کرد؟ هم چنان که به عنوان نمونههای جزییتر در سیرهی عملی امام (ره)، تشکیل دوایر سیاسی ایدئولوژیک (عقیدتی سیاسی) در نیروهای مسلح، شاهد دیگری است بر توجه ایشان به تقویت آگاهیهای سیاسی سپاه و ابطال ادعای ممنوعیت مطلق دخالت سپاه در سیاست، چرا که اگر ادعای حامیان فتنه مبنی بر آنکه حضرت امام(ره) مخالف هرگونه تفکر و حضور سیاسی سپاه بودند صحیح بود، فلسفهی شکلگیری و فعالیت سازمان عقیدتی سیاسی در نیروهای مسلح و نمایندگی ولی فقیه در آن در ارتقای سطح بینش و آگاهی سیاسی و دینی نظامیان بیمعنا مینمود. بنابراین، نه حضرت امام(ره) و نه مقام معظم رهبری، هیچ یک، نظامیان و به طور خاص سپاه را از «تمامی امور سیاسی» منع و برحذر نداشتهاند و بلکه برای این حضور، حدود، ثغور و محدودهی روشنی را در نظر داشتهاند و با تمهیداتی قانونی و رسمی چون نمایندگی ولی فقیه در سپاه و سازمانهای عقیدتی سیاسی، سعی در حفظ و تقویت آگاهیهای سیاسی پاسداران برای حفاظت از انقلاب اسلامی و دستآوردهای آن داشتهاند. درست آن گونه که شرکت نیروهای مسلح در انتخابات و دادن
رأی به نامزد مورد علاقهشان نیز نوعی فعالیت سیاسی به شمار میرود که برآمده از روح قانون اساسی است و به منزلهی دخالت در سیاست محسوب نمیشود، چه در غیر این صورت نظامیان باید به دلیل حساسیت و اهمیت موقعیت، مسؤولیتها و وظایفشان از شرکت در انتخابات و دادن رأی به نفع افراد مورد علاقهی خویش منع میشدند. اما وظیفهی اصلی و مهمترین حضور سیاسی مورد تأیید سپاه، «مقابله با جریانهای برانداز سیاسی» (جریانهای «بر نظام») از اول انقلاب تاکنون بوده و این وظیفهای است که حضرت امام(ره) و قانون اساسی، آن را بر عهدهی این نهاد گذاشتهاند و بلکه تخطی و قصور در انجام این وظیفه - که بحمد الله مصداق خارجی نداشته است - مستوجب تذکر و تنبه است. طبق مادهی 2 از قانون اساسنامهی سپاه پاسداران «مبارزهی قانونی با عوامل و جریانهایی که در صدد خراب کاری، بر اندازی نظام جمهوری اسلامی و یا اقدام برضد انقلاب اسلامی ایران میباشند» بر عهدهی سپاه پاسداران است. وظیفهای که مقابله با جریان فتنهی پس از انتخابات دهم، مصداق بارز و واضح آن بود. مروری بر وقایع آغاز انقلاب خود گویای تأییدهای حضرت امام(ره) بر نقش منحصر به فرد سپاه پاسداران در
انجام این وظیفهی خطیر و دفع فتنههای سیاسی و امنیتی جریانهای مختلفی است که بعضاً در قالب حزبی رسمی در فضای پرحادثهی آن ایام جولان میدادهاند. حضور و وظیفهای سیاسی که نه تنها نهی و منع حضرت امام(ره) را در پی نداشته است، بلکه حضرت امام(ره) خود حامی، پشتیبان و قدردان سپاه در انجام این وظیفه بودهاند. سپاه افزون بر حضور نظامی در جبهههای جنگ تحمیلی در داخل کشور با پشتیبانی حضرت امام(ره) توانست کارنامهی درخشانی در ریشه کن سازی فتنههایی همچون غائلهی «شریعتمداری» و «خلق مسلمان» در آذربایجان، براندازی حزب توده، شناسایی و مقابله با گروهک مجاهدین خلق و دهها توطئهی دیگر از جمله کودتاها (کودتای نوژه، کودتای قطب زاده و...) همچنین نقش پر رنگ در تسخیر لانهی جاسوسی آمریکا در تهران و ... از خود نشان دهد و با تقدیم شهدا و جانبازان بسیاری از اسلام و انقلاب پاسداری نماید. مبارزه با فتنهها و شرارتهایی که بعضاً با صبغهی سیاسی - که هنوز از فازهای سیاسی و اطلاعاتی خروج نکرده بودند - نه تنها مورد مخالفت حضرت امام(ره) نبوده، بلکه جزو وظایف و ماهیت ذاتی سپاه پاسداران در دفاع از تمامیت انقلاب اسلامی به شمار آمده و
تحسین، تقدیر و خرسندی رهبر کبیر انقلاب را در پی داشته است تا جایی که ایشان میفرمایند: «من از سپاه راضی هستم و به هیچ وجه نظرم از شما بر نمیگردد. اگر سپاه نبود، کشور هم نبود. من سپاه پاسداران را بسیار عزیز و گرامی میدارم. چشم من به شماست. شما هیچ سابقهای جز سابقهی اسلامی ندارید.»، «من به طور جد و اکید میگویم که انقلاب و جمهوری اسلامی و نهاد مقدس سپاه پاسداران اسلامی به حق از بزرگترین سنگرهای دفاع از ارزشهای الهی نظام ما بوده و خواهد بود.»[4] امام(ره) مکرر مقابله با توطئههای رسانهای و اطلاعاتی گروههای سیاسی معارض را حاصل فداکاری سپاه میداند و خطاب به اعضاى اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، باز گذاشتن دست کسانى که قصد توطئه نسبت به اسلام و ملت را دارند، خیانت میخواند: «جمهورى اسلامى از اول که پیروز شد آزادى را به طور مطلق به همهی طوایف داد، نه تنها هیچ روزنامهاى تعطیل نشد بلکه هر گروهى و حزبى به کارهاى خود مشغول بودند و بعضى از گروهها که ناشناخته بودند، از طرف دولت به کار گمارده شدند. لیکن به تدریج فهمیده شد که اینها یا توطئه گرند یا جاسوسى مىکنند. از طرف دیگر نمىشد که انقلاب را رها کنیم،
نه اسلام اجازه مىداد و نه عقل که یک دسته از عنوان دولت یا غیردولت براى سرنگونى جمهورى اسلامى سوء استفاده نموده و یا جاسوسى کنند و ما ساکت باشیم. با این مقدار فداکارى که شما و دوستان انجام دادهاید، باز گذاشتن دست کسانى که قصد توطئه نسبت به اسلام و ملت را دارنـد خـیانت است ... بحمدالله شما با کمال دقت مراقبت نمودید تا آنها را خوب شناختید و اقدام لازم را نمودید. اینان مثل منافقین و همهی گنهکاران باید محاکمه شوند و به جزاى اعمالشان برسند.» (1/6/62) مشخصات منبع، کامل ذکر گردد. و یا آنجا که خطاب به تودهایها بر نقش قوای نظامی و انتظامی در عقیم ماندن آمال روشنفکران وابسته به بیگانه مهر تأیید میزنند: «شما چند نفر چه مىگویید، شما چند نفر روشنفکر به اصطلاح خودتان که مىخواهید کمونیسم را در ایران تقویت بکنید یـا چند نفر دیگرى که مىخواهید به خیال خودتان آمریکا باز گردد، من به شما عرض مىکنم تا شما زندهاید آمریکا بر نمىگردد، شوروى هم بر نمىگردد. در نسلهاى آینده، اگر ملتها در نسلهاى آینده به همین روش حرکت کنند و روحانیون در همه جا حاضر باشند و مردم در صحنه باشند و قواى نظامى و انتظامى، قواى نظامى و انتظامى
اسلام باشد، این در طول تاریخ هم انشاءالله نخواهد شد.»[5] بنابراین، کلام امام خمینی(ره) دربارهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نشان از نگاه عمیق و چند بعدی بنیانگذار فقید انقلاب اسلامی به این نهاد دارد. بر این اساس تفاوت ماهوی بین سپاه و دیگر نیروهای مسلح، رسالت و مأموریت سنگینتر سپاه از دیگران است و آن اینکه افزون بر مسؤولیت نظامی مشترک سپاه با ارتش، به عنوان بازوان توانمند ولایت و رهبری، سپاه بایستی آمادهی پاسداری از حاکمیت جمهوری اسلامی در «تمامی عرصههای مورد نیاز» و نه صرفاً نظامی باشد. مبارزه با فتنهها و شرارتهایی که بعضاً با صبغهی سیاسی - که هنوز از فازهای سیاسی و اطلاعاتی خروج نکرده بودند - نه تنها مورد مخالفت حضرت امام(ره) نبوده، بلکه جزو وظایف و ماهیت ذاتی سپاه پاسداران در دفاع از تمامیت انقلاب اسلامی به شمار آمده و تحسین، تقدیر و خرسندی رهبر کبیر انقلاب را در پی داشته است. بر این اساس، هر گروهی در هر دولتی یا در هر کدام از طیفهای سیاسی بخواهد اقدامی برضد انقلاب اسلامی انجام دهد، سپاه باید به مقابله با آن بپردازد و زمانی که یک جریان برانداز در میان گروههای داخل نظام شکل میگیرد، برخورد با آن
دیگر در چارچوب دخالت منع شده توسط امام(ره) نمیگنجد و سپاه موظف است با آن گروه برانداز همچون نیروی خارجی متجاوز برخورد کند. چه آنکه این گروه به ظاهر داخلی، از راه مبارزات سیاسی و آن نیروی خارجی از راه تجاوز نظامی، هر دو هدف یکسان براندازی نظام جمهوری اسلامی را دنبال میکنند. در چنین شرایطی سپاه نمیتواند به بهانهی دخالت نکردن در سیاست نظارهگر بیطرف حمله به مواضع و دستآوردهای سیاسی نظام باشد بلکه مطابق قانون اساسی وظیفه دارد از دستآوردهای نظام دفاع کند. در یک کلام، امام بارها در بیانات خویش به صراحت از نقش ویژهی سپاه در رها نکردن انقلاب و اسلام و دفع توطئههای سیاسی و مراقبت و شناسایی این گروهها تجلیل کردهاند. تجدیدنظرطلبان، آگاهانه بیانات امام را پاره پاره میکنند و در حافظهی تاریخی خود سیرهی عملی ایشان را نادیده میانگارند و تنها با استفادهی ابزاری به آن بخش از کلام ایشان که با منافع آنها تقابلی ندارد، بسنده میکنند. لابد بنابر منطق مضحک دگراندیشان، سپاه نباید در خنثی کردن این «امور سیاسی» دخالت میکرده و اجازه میداده است تا جریانهای معارض بدون هیچ مانعی به توطئههای خود برضد انقلاب اسلامی
بپردازند و لابد حضرت امام(ره) نیز از باب تسامح به تحسین و تمجید پاسداران پرداختهاند و منظور دیگری داشتهاند! بنا بر آنچه گفته شد، سیرهی امام(ره) عاری از فعالیتهای با رنگ و بوی سیاسی پاسداران نبوده و آنجا که انقلاب اسلامی به هر شکل و سیاقی اعم از نظامی، امنیتی، سیاسی، اطلاعاتی و... در مخاطره افتاده، وظیفهی سپاه مقابله و پاسداری با تمام توان بوده است. وظایفی که به روشنی در محدودهی تنگ «ضابط قضایی بودن» آن منحصر نشده و هرگونه توطئه برضد انقلاب را با دست باز خنثی نموده است. وظیفهای که اگر سپاه یک لحظه در انجام آن کوتاهی کرده بود، بدون تردید در حفاظت و پاسداری از انقلاب اسلامی قصوری نابخشودنی را مرتکب میشد. نقش سپاه و روحیهی شهادت طلبی و شجاعت بینظیر پاسداران در مقابله با توطئههای یاد شده و مواجهه با دشمنان قسم خوردهی داخلی به گونهای بود که امام(ره) آن را مایهی اعجاب و تحیر دشمنان توصیف میفرمودند: «جوانان ارجمند و عزیز ما درجبهههای داخلی از عمق جنگهای وسیع تا بیغوله و پناهگاههای بزرگ منحرفان غافل از خدا، دموکرات و کومله تا منافقین و فدایی خلق و حزب خلق به اصطلاح مسلمان تا حزب توده و سایر
گروهکهای کوچک و بزرگ را با فداکاریها و خداطلبیها آن چنان قلع و قمع کردند که دنیا را با همهی دشمنیها که با جمهوری اسلامی دارند، به اعجاب و تحیر درآوردند.» 2. مغالطه در مصداق عدم دخالت سپاه در سیاست روشن است طبق قانون اساسی و فرمایشات روشن و آشکار حضرت امام(ره)، مشارکت احزاب و جریانهای برانداز در امور سیاسی از جمله انتخابات مصداق مشارکت «بر نظام» و نه «در نظام» محسوب میشود و بنابراین ممنوع است. به همین جهت گردانندگان فرقهی سبز در آستانهی انتخابات مجلس نهم، تمامی تلاش خود را به کار گرفتهاند تا ذهن جامعه را از فتنهی «بر نظام» دو سالهی سبز به اصلاحات «در نظام» هشت ساله ببرند و بر هنجارشکنیها و اقدامهای براندازانهی خود در این مدت، سرپوش بگذارند. مغلطهی «درون نظام» نگریستن به عاملان و حامیان فتنهی سبز، مهمترین دستآویزی است که امثال موسوی خویینیها، رضا خاتمیها و... تلاش کردهاند با تمسک به آن از خود رفع اتهام نموده و بی پروا نهادهای پاسدار نظام اسلامی را که به مقابله و موضعگیری آشکار برضد آن پرداختهاند، به مسلخ اتهام و موضع انفعال بکشانند. فتنهای که در آشوبهای خیابانی پس از انتخابات افزون بر
ملتهب نگه داشتن فضای سیاسی کشور، چندین شهید و زخمی بر نظام تحمیل نموده و تا تیغ کشیدن بر روز قدس و حرمت شکنی از حضرت امام(ره) و عاشورای حسینی تاخته و تاخته و هر بار به فرمان اربابان غربی در مبارزه با ارکان نظام جمهوری اسلامی، روی تودهایها، منافقین و گروهکهای این چنینی را سفید کرده است. به همین جهت است که هر فرد و جریانی که به صراحت از جریان فتنه تبری نکرده، حضور و فعالیتش «بر نظام» تلقی میشود، همچنان که اگر روزی یکی از حامیان و همراهان به تودهایها، فرقانیها، مجاهدین خلق (منافقین) و ... برای ورود به نظام دستش را دراز کند، باید لفظاً و عملاً اظهار توبه و پشیمانی نموده و از وابستگی بدانها تبری بجوید و به همین دلیل، تبری از جریان فتنه همچون سایر جریانهای برانداز اختصاص به جناح خاصی نظیر اصولگرایان ندارد و مطالبهی آن، جناحی و حزبی تلقی نمیگردد و تمامی گروههای سیاسی در چارچوب نظام بایستی نسبت به آن موضع خود را مشخص نمایند. چنانکه حضور نهادی همچون سپاه پاسداران در جلوگیری از تداوم شرارتهای این جریان نه وابستگی به حزب و گروه خاصی اطلاق میشود و نه مشمول باندبازی و فعالیت سیاسی غیرقانونی؛ بلکه وظیفه
و مأموریت این نهاد محسوب میگردد. امری که هر عقل سلیم و البته به دور از غرض ورزی و منفعت طلبی آن را در مییابد. مغلطهی دیگری که سردمداران فتنهی سبز در انحراف افکار از «بر نظام» بودن جریان فتنه به ویژه برای انتخابات پیش رو در دستور کار دارند، آن است که تلاش میکنند هر نوع اظهارنظری دربارهی انتخابات را فارغ از آنکه محتوای آن چه باشد، مساوی با «دخالت در انتخابات و سیاسی بودن» آن تداعی کنند تا از این راه وجوه امنیتی و فراسیاسی موضوع انتخابات از چشمها پنهان بماند و با جنگ روانی، گاردگیری سپاه در مقابل خود را غیرقانونی جلوه دهند. حتی رضا خاتمی در اتهام پراکنی خود مدعی میشود که موضعگیری سپاه در برابر ورود حامیان فتنه به انتخابات، در عرف سیاسی دنیا یک تعریف بیشتر ندارد و آن هم حکومت کودتا است! مغالطهای که پذیرش آن مستوجب اثبات این گزارهی سست و خنده دار است که اگر گروه براندازی همچون منافقین هم بخواهد در انتخابات شرکت کند، چون قلمرو انتخابات قلمروی سیاسی است، نهادی چون سپاه پاسداران نمیتواند مانع حضور و جولان آن شود و ممانعتش کودتا! تلقی میگردد. گزارهای که به صراحت و روشنی با گفتار، کردار و سیرهی امام
خمینی(ره) در تناقض است. انگ سیاسی بودن صرف موضوع انتخابات و عدم ارتباط آن با سپاه سبب میشود تا آنها با فرافکنی، مأموریت حفاظت از نظام را که به سپاه پاسداران واگذار شده است، به معنای دخالت سپاه در انتخابات و سیاست تعبیر کنند، تمامی اذهان به پرسش و پاسخهای انحرافی معطوف شود و در سایهی این شبهه پراکنیها از این موضوع غفلت شود که این جناح اصلاحات سابق نیست که میخواهد در انتخابات حضور یابد، این جریان فتنهی رو سیاه سبز است که اساساً به دلیل ماهیت «بر نظام» خود، حق دخالت و مشارکت در انتخابات - به مثابه سازوکار قانونی و در چارچوب نظام مشارکت سیاسی - را ندارد و با اقدامهای ساختارشکنانهی خود این حق را از خویشتن سلب کرده است. اگرچه «در نظام» بودن بسیاری از افراد و اقدامهای جناح اصلاحات پیش از وقایع انتخابات دهم نیز محل تأمل است. بنابراین، بر اساس بند 1 و 2، آنچه حضرت امام(ره)، سپاه را از ورود و دخالت در آن منع نمود، مربوط به مسایل صرفاً سیاسی یا وارد شدن در باندبازیها و درگیریهای جناحی داخل نظام است که وجود آن تهدیدی برای نظام به شمار نمیرود. به علاوه آنچه در جریان این فتنه روی داد، آشکارا کلیت نظام و
ارزشهای الهی به دست آمده در سایهی انقلاب را مورد هدف قرار داد. با این شرایط، سکوت سپاه در واقع عمل برخلاف قانون اساسی و منویات حضرت امام(ره) است.(*) پینوشتها [1] ـ وصیت نامهی سیاسی - الهی امام خمینی، ص 25 [2] ـ سخنرانی در دیدار فرماندهان سپاهپاسداران و رؤسای دفاتر نمایندگی ولیفقیه در سپاه، تاریخ 26/06/1369 [3] ـ دیدار پاسداران سپاه و کمیته در سالروزمیلاد امام حسین(ع)، تاریخ 29/11/1369 [4] ـ صحیفهی نور، ج 21، صص 18و 19 [5] ـ بیانات امام خمینى(ره) در جمع مسؤولان و اعضاى جهاد سازندگى سراسر کشور، فرماندهی کل و فرماندهان نواحى و مسؤولان دوایر سیاسى ایدئولوژیک ژاندارمرى جمهورى اسلامى، تاریخ 4/3/62