اخبار آرشیوی
پایگاه اینترنتی برهان در گزارشی تحلیلی از پشتپرده سناریوی "سپاه هراسی"، به شبهات مطرح شده از طرف برخی اصلاحطلبان مبنی بر دخالت این نهاد در سیاست و ورود به دیگر عرصهها پاسخ داد
الهه خانی در پایگاه اینترنتی برهان نوشت: در بخش قبلی گفته شد که مغالطه با بیانات امام(ره) در خصوص «منع دخالت سپاه در سیاست» نقطهی مشترک و مرکز ثقل شبهههاتی است که در این زمینه هر از چندگاهی در خط رسانهای اصلاحطلبان قرار میگیرد. در بخش اول این نوشتار ابعاد و زوایای دو مورد از این مغالطهها شکافته شد . اکنون ادامهی بحث را با مغالطهی سوم پیمیگیریم: 3. مغالطهی خط کشی بین سپاه امام(ره) و سپاه رهبری تطبیق دیدگاهها و مواضع مقام معظم رهبری و امام (ره)، ادعای تفاوت و تنافر دیدگاههای آنها دربارهی نحوهی ورود سپاه به سیاست را به کلی رد میکند. چرا که هر دو مخالف عضویت رسمی سپاه در احزاب و ورود آن به باندبازیها و بازیهای سیاسی هستند و در عین حال، سپاه را ارگانی صرفاً نظامی نپنداشتهاند بلکه آن را یک سازمان امنیتی، فرهنگی، عقیدتی، سیاسی و نظامی میدانند که همهی جنبههای کارکردی از آن مورد انتظار است تا بتواند نقش خود را - که حفاظت از انقلاب و دستآوردهای آن است - به درستی ایفا کند. اما مظلومیت ولی امر مسلمین و حضور هوشمندانه و کارآمد سپاه در مقابله با توطئههای دشمنان داخلی و خارجی به ویژه در ناکام
گذاردن فتنهی 88 و نقش ویژهی سپاه در عرصههای سازندگی کشور سبب شده تا برخی با شبهه پراکنیهای مشابه موارد ذکر شده، مستقیم رهبر معظم انقلاب را هدف تیر شبهات خود قرار دهند. در یک مورد از این شبهه پراکنیها، باز هم با استفاده از حربهی کهنهی مصادرهی امام(ره) و دوستی خاله خرسهی آقایان، ادعا شده است که «خلاء کاریزمای پیامبرگونهی حضرت امام(ره) سبب شده که برخی به دوران جدیدی بیاندیشند.»[1] و آن گاه چنین نتیجهگیری نمایند که در دوران پس از امام(ره)، سپاه به تکیه گاه اصلی ولایت فقیه تبدیل شده و پایگاه مشروعیت سیاسی نظام از «کاریزماتیک» به «اقتدار نظامی» تغییر یافته است. صرف نظر از آنکه انحصار مشروعیت نظام به کاریزمای «وبری» جفا به انقلاب و امام(ره) است، در پاسخ به این شبهه به دو نکته باید اشاره شود. اول، آن که نقش ویژهی سپاه در مبارزه با تهدیدهابی که برضد انقلاب اسلامی به وقوع میپیوندد منحصر به دوران زعامت مقام معظم رهبری نبوده و این نقش آن چنان در دوران رهبری حضرت امام(ره) پررنگ و برجسته بوده است که امام عزیز بارها با قدردانی بینظیر خود، انقلاب را محصول عملکرد سپاه میداند. کلام معروف امام(ره) که «اگر سپاه
نبود، کشور هم نبود» خود به روشنی گویای چنین نقش آفرینی عظیم سپاه در کور کردن توطئههای گروهکهای سیاسی، تجزیه طلبانه و ناآرامیها در گوشه گوشهی کشور در سالهای اول انقلاب است. اما بر اساس منطق آقایان، توجه به نقش منحصر به فرد سپاه در آن زمان و تجلیلهای این چنینی امام(ره) از آن مستلزم قبول این پیش فرض است که نظام اسلامی برخاسته از انقلاب مردمی 1357 پایگاه مردمی نداشته و محبوبیت مردمی امام(ره) به کار حفاظت از انقلاب نیامده و مشروعیت نظام تنها متکی به سپاه و نظامیان بوده است، چرا که به فرمودهی امام(ره) برپایی انقلاب مدیون سپاه است. پیش فرضی که با توجه به پایگاه عمیق اجتماعی انقلاب اسلامی و همچنین ادعاهای دگراندیشان در وجود پایگاه اجتماعی کاریزماتیک امام(ره)، کاملاً باطل است. نکتهی دوم، حضور و مشارکت مردمی کم نظیر ملت ایران پس از گذشت 33 سال از انقلاب اسلامی در عرصههای گوناگون سیاسی از قبیل راهپیماییها و شرکت در انتخابات (که نمونهی آن مشارکت 85 درصدی مردم در انتخابات ریاست جمهوری گذشته بود)، بسیاری از دشمنان قسم خوردهی بیرونی را نیز در مقبولیت و مشروعیت بالای نظام به اعتراف واداشته و آنها را در تحقق
نقشههای سرنگونی نظام با سردرگمی و بنبست روبهرو ساخته است. با این حساب، نگاه چپ بین آقایانی که خود را دوستدار و پیرو امام(ره) میدانند و این چنین در برابر حمایت مردمی از نظام اسلامی چشمان خود را میبندند، بسیار تأسف برانگیز است. نکتهی جالب دیگر، ورود مقامهای غربی از جمله وزیر خارجهی آمریکا به میدان شبهه پراکنیها افزون بر تحریمهای بینالمللی و آمریکایی هدفمند برضد سپاه است که همسو و هماهنگ با شبهه پراکنی عناصر داخلی صورت میگیرد. پس از خاموش شدن آتش فتنهی 88، «هیلاری کلینتون» در اظهارنظری اغراق آمیز و در جایگاه دایهی مهربانتر از مادر، مدعی شد که «سپاه پاسداران دارد جایگزین دولت، رهبر و مجلس ایران میشود و جمهوری اسلامی در حال تبدیل شدن به یک دیکتاتوری نظامی است.» شبههای که به روشنی با بزرگنمایی قدرت داخلی و خارجی سپاه، با هدف «سپاه هراسی» در منطقه صورت میگرفت. در عرصهی داخلی نیز عقبهی داخلی دشمن تلاش مینمود به منظور تفرقه افکنی و تضعیف سپاه، ادعای جدایی و شکاف بین رهبری و نظام با سپاه را القا نماید. هر چند این ادعا آن قدر شاذ و واهی بود که نتوانست بیشتر از چند روز خوراک رسانهای معاندان را
فراهم سازد. امام(ره) بزرگوار ما سالها پیش به این ادعا و ادعاهای مشابه پاسخی جامع و قاطع داده بودند. هنگامی که برخی به ایشان گفتند سپاه به دنبال کودتا است، ایشان با لبخندی جملهی ماندگاری فرمودند: «اگر سپاه کودتا کند که خوب است.» اشارهی امام(ره) به نقش درهم و آمیختهی سپاه با نظام و همگرایی این نهاد با انقلاب اسلامی بود که اصولاً سپاه خود مولود و فرزند جمهوری اسلامی ایران است و در عرصههای مختلف سیاسی، اقتصادی و نظامی همواره در راستای اهداف تعیین شدهی نظام از سوی رهبری حرکت کرده است. حضور نظامیان در مسؤولیتهای سیاسی و مناصب اجرایی نیز مستمسک دیگری بوده است تا برخی افراد ساده لوح آن را موجب پیوند نظامیان با سیاست بدانند و آن را مصداق دخالت در سیاست و مخالفت عرف سیاسی دنیا و امام(ره) با آن برشمرند. شبههای که با توجه به استعفای نظامیان اشاره شده از مشاغل نظامی و حضور بسیاری از نیروهای شایستهی سپاهی در مناصب اجرایی در زمان امام(ره) نیازی به پاسخگویی ندارد و کشورهای آمال و آرزوی دگراندیشان نیز بسیاری از مصادیق آنها را حتی در جایگاه رؤسای جمهور به خود دیده است. به عنوان مثال، تعداد زیادی از رؤسای جمهور
آمریکا تاکنون ازدرجات پایین نظامی تا ژنرالهای برجستهی ارتش بودهاند. ژنرال «جرجواشنگتن»، کاپیتان «آبراهام لینکلن»، ژنرال «آیزن هاور»، سرهنگ «توماس جفرسون»، سرهنگ «تئودور روزولت»، ناخدا سوم«ریچارد نیکسون»، سرگرد «جیمز مونروئه»، سروان «جرالد فورد»، سروان «جان اف کندی»، سروان «جیمی کارتر»، کاپیتان «رونالد ریگان»، سروان «جرج بوش» (پدر)،سروان «جورج بوش» (پسر) و بسیاری از رییس جمهورهای ایالات متحده که از اعضای سرویسهایجاسوسی بودهاند با درجات نظامی در یک سیستم دموکراسی (و نه دیکتاتوری و کودتایی)به صحنهی سیاست ورود کردهاند. در پاسخ به شبههی دیگر «موسوی خویینیها» مبنی بر اقتدای امام(ره) به سیرهی عقلای عالم در ممنوعیت ورود نظامیان به سیاست، افزون بر آن چه در تفسیر التقاطی ایشان از آرای امام(ره) گفته شد، ذکر این نکته لازم و ضروری است که حتی همان عقلای عالم، به اندازهی ایشان و دوستانشان دربارهی ارتباط نظامیان و سیاست، دچار جمود و فروماندگی نیستند. واقعگرایان همین کشورهای به اصطلاح دموکرات در پاسخ به این سؤال که «آیا واقعاً میتوان مانع هرگونه فعالیت سیاسی گروههای نظامی شد» به این نتیجه رسیدهاند که «نه!
واقعاً نمیتوان» به همین دلیل، طراحی الگوهای روابط حوزههای نظامی و مدنی (Civil Military Relation, CMR) هم اکنون یکی از مباحث مهم جامعهشناسی سیاسی در کشورهاست که بر اساس آن «سیاست حفاظتی» کار ویژهی گروههای نظامی بر سیاسی است و مشارکت در سطح راهبردی و ملی بدون حضور نظامیان قابلیت اجرا ندارد، در عین حالی که مدیریت کلان جامعه بایستی مدنی باشد و مدیریت سیاسی، به خوبی مدیریت نظامی را تأمین نماید. برای کسب اطلاعات بیشتر نیز آقای خویینیها میتوانند از دوستان خود بخواهند به جای ترجمهی آثار براندازانهی غربی به ترجمهی این آثار بپردازند و در تمامی زمینهها «دموکرات» بیاندیشند. و اما غرضها: سپاه پاسداران از بدو انقلاب تاکنون به عنوان بازوی ولایت فقیه از گردنههای سخت و شرایط بحرانی مسیر انقلاب با سلامت و سربلندی عبور کرده و حضور مقتدرانهی آن اینک بیش از همیشه به عمدهترین نگرانی دشمنان تبدیل شده و خواب را از چشمان آنان ربوده است. افزون بر مقابله با تهدیدهای سیاسی و امنیتی، سپاه توانسته است با حفظ جوهرهی خود - که همانا عنصر نظامیگری است- خدمات فراوانی در عرصههای سازندگی و بهبود اقتصادی کشور از سد سازی گرفته
تا راه سازی و اتوبان سازی و تأمین پروژههای گازی، نفتی و... با نقش آفرینی برجستهی قرارگاه «خاتم الانبیا» ارایه کند. فعالیتهایی که هم به عمران و آبادانی میهن اسلامی ما انجامیده و هم دست دشمنان نظام را از منابع و منافع ملی ما کوتاه کرده است. سپاه پاسداران امروز در منطقه نقشی استراتژیک را ایفا میکند، در بیداری اسلامی ملل مسلمان با محوریت نیروی قدس جایگاه ویژهای داشته و از لحاظ نظامی به نیرویی راهبردی و استراتژیک مبدل گشته است. در عین حال این نیروی مردمی با انعطافپذیری عملیاتی و ورود به عرصهی فنآوریهای نوین اطلاعاتی و سایبری، به نهادی مستحکم برای مقابله با تهاجم نرم دشمن تبدیل شده است. بنابراین بدیهی است که علت اصلی جنگ روانی و تبلیغات منفی دشمنان داخلی و خارجی، ناشی از کارآمدی سپاه در حفاظت از هستی و کیان انقلاب اسلامی و دستآوردهای آن است. هجمه به سپاه نشان میدهد که این نهاد انقلابی، به درستی همهی آنچه را که به عهدهاش بوده، تاکنون به انجام رسانده است و شبهه پراکنیها ناشی از عصبانیت دشمن از این نهاد مقدس است که یکی از بزرگترین موانع قدرتطلبی مخالفان انقلاب اسلامی به شمار میرود. آری، دشمنان و
فتنه جویان سپاهی را در خواب میبینند که به وقت خطر در توهمات و شبهات اسیر شده و بصیرت و هوشیاری سیاسی را به اهلش! سپرده باشد. بیتردید سپاه به مثابه بازوی قوی انقلاب اسلامی، مانع بزرگی بر سر راه دشمنان انقلاب است که اگر نمیتوان با زور نظامی و رزمی آن را قطع کرد با نبرد سیاسی و روانی باید به جنگ با او رفت. دریغ که این خواب تعبیر شود.(*) پینوشتها: [1] ـ «هشدار نوهی امام(ره) نسبت به حضور نظامیان در عرصهی سیاست»، ttp://www.aftabnews.ir/vdcaain0.49nww15kk4.html)