اخبار آرشیوی
سایت رجانیوز در گزارشی، به بررسی "انگیزههای غرب از کند کردن سرعت پیشرفتهای هستهای ایران" و راهکارهای اجرایی این طرح از سوی غربیها پرداخت
رجانیوز نوشت: «به نظر میرسد تحریمهای اقتصادی نتوانسته تأثیری بر سرعت پیشرفت و گسترش صنعت هستهای ایران داشته باشد و این ناراحت کننده است اما سلاخی دانشمندان در خیابانهای تهران، پاسخ مناسبی به این ماجرا نیست و به هیچ عنوان تأثیرگذار نخواهد بود، چرا که کشتن یک کارشناس، دانش صنعتی و هستهای یک کشور را پاک نخواهد کرد. باید گفت اگر اسرائیل درگیری این ترور است، این یک دیپلماسی احمقانه و شرمآور است.» جملات فوق، اظهارنظر مقامهای دیپلماتیک یا فنی ایران نیست، بلکه نوشتهی ستوننویس روزنامه لسآنجلس تایمز است؛ این یعنی، آش آنفدر شور شده که حتی رسانههای امریکایی نیز نمیتواند از این جنایتها و انتساب آن به سرویسهای موساد و غرب چشمپوشی کنند. با این حال، برنامه سرویسهای غربی برای کاهش سرعت برنامه هستهای ایران از طریق عملیاتهای پنهان ترور و سایبری نیز یک برنامه ثابت است که برخی از اسناد آن نیز حتی در رسانهها منتشر شده است؛ سال گذشته یک ماه قبل از ترور شهید دکتر مجید شهریاری، جان ساورز رئیس سرویس جاسوسی انگلیس (MI6) این پروژه را لو داد و از لزوم بهکارگیری عملیاتهای پنهان اطلاعاتی و عملیاتی برای توقف هستهای
ایران خبر داد. همچنین یک ماه و نیم پیش نیز سه نماینده کنگره امریکا همین پیشنهاد ترور و خرابکاریهای سایبری را به اوباما پیشنهاد دادند و ریک سنتورم نامزد جمهوریخواه نیز سه روز پیش، ترور دانشمندان ایران را تأیید کرد و گفت باید شرایطی را ایجاد کنیم که دانشمندان ایران از ترس جانشان همکاری با برنامه هستهای این کشور را متوقف کنند. اما غرب چه انگیزهای از کُند کردن سرعت پیشرفتهای هستهای ایران دارد؟ غربیها معتقدند که اثرگذاری تحریمها علیه ایران، نیازمند زمان است و در کوتاه مدت نه تنها اثر خاصی ندارد، بلکه حتی ممکن است اثراتی مانند افزایش قیمت نفت، یک دستاورد برای ایران و در نتیجه مجازات برای متحدان امریکا محسوب شود، بنابراین، باید سرعت پیشرفتهای هستهای ایران کمتر از سرعت اثرگذاری تحریمها باشد. در این زمینه، دو عملیات پنهان "سایبری" و "حذف فیزیکی دانشمندان ایران" بهطور ویژهتری ظرف سه سال گذشته مورد توجه سرویسهای غربی قرار گرفت، بهطوری که ابتدا ویروس پیشرفته استاکسنت برای تخریب دستگاههای سانتریفیوژ نطنز طراحی شد. این ویروس اگرچه حدود دو سال قبل به نطنز نفوذ داده شد اما بهدلایلی که غربیها هنوز نیز
نتوانستهاند در مورد آن اطلاعاتی کسب کنند، نتوانست ماشینهای سانتریفیوژ را در نطنز از کار بیاندازد، بهطوری که نه تنها در هیچیک از گزارشهای فصلی آژانس به آثار چنین ویروسی (که تخریب گسترده زنجیرههای سانتریفیوژ است) اشارهای نشد، بلکه روند تولید محصول 3.5 درصد در نطنز نشان میدهد که ایران مطابق برنامهی خود در حال پیشرفت و غنیسازی است. به موازات عملیات پنهان سایبری، حذف دانشمندان هستهای ایران نیز در دستور کار جوخههای ترور قرار گرفت و در اثر یک همکاری "بین سرویسی"؛ ابتدا شهید علیمحمدی و سپس شهید شهریاری، دکتر عباسی و شهید رضایینژاد ترور شدند و آخرین مورد از این سلسله عملیاتها با طراحی "سلولی" نیز چهارشنبه گذشته با ترور شهید احمدی روشن رقم خورد. بر اساس یافتههای اطلاعاتی در ترور شهید احمدی روشن، یک تیم "بین سرویسی" با مدیریت موساد طراحی عملیات را برعهده داشته و برای اجرای آن نیز یک تیم "بین گروهکی" از منافقین و بقایای پژاک بهکار گرفته شدهاند. اما سؤال اساسی اینجاست که چرا سرویسهای غربی با وجود ناموفق بودن پروژههای قبلی ترور با هدف توقف برنامه هستهای ایران؛ بهویژه در ماجرای شهید شهریاری که نفر شماره
یک ایران در تولید صفحات سوخت هستهای برای استفاده از اورانیوم غنیسازی شده 20 درصد در رآکتور تهران بود، همچنان به این رفتار ضد انسانی ادامه میدهند. در این زمینه برخی برآوردها حاکی است که القای پیام "نا امنی" برای دو گروه هدف، مهمترین انگیزه از ادامهی این ترورهاست و سرویسهای غربی علیرغم اینکه فضاحت ماجرا آنقدر بالا گرفته که نزدیکترین طیفهای رسانهایشان مانند لسآنجلس تایمز و فارن پالیسی نیز از نقش آنها در جنایتها سخن میگویند، با وجود این هزینهی بالا، حاضر به متوقف کردن این نوع عملیاتها نیستند. گروه هدف اول، دانشمندان و عناصر کلیدی در برنامه هستهای ایران هستند که همانطور که ریک سنتورم نیز میگوید آنها باید تا مادامی که در این برنامه فعالیت میکنند، نگران جانشان باشند. گروه هدف دوم نیز کل جامعه ایران است که از این ترورها باید برداشت ناتوانی نظام در تأمین امنیت را بکند و در نتیجه مؤلفههای ناامیدی آنهم در شرایط حساس انتخابات مجلس که جامعه نیاز به نشاط و امید دارد، تقویت شود. این در حالی است که واقعیتهای موجود نشان میدهد طراحان ترورها در اثر ضعف دادههای اطلاعاتی در مورد روحیات عوامل فعال در برنامه
هستهای کشورمان و در مرحله بعدی، عموم مردم، در این زمینه نیز گرفتار اشتباههای محاسباتی هستند. دو نمونهی شهید دکتر مجید شهریاری و شهید مصطفی احمدی روشن که در عین نخبگی و کلیدی بودن در برنامه هستهای ایران، دارای روحیات بهشدت مذهبی و علاقهمند به نظام بودند، نشان میدهد افرادی فرمان هستهای کشور را در دست دارند که عمدتاً با آگاهی از این شرایط و تهدیدها، وارد کار شدهاند، اظهارات همسر شهید احمدی نیز در این زمینه تأیید کننده است. همچنین اثر این اقدامات بر روی گروه هدف "مردم" نیز بر عکس، هدفگذاری غرب است و اثر انسجامبخشی و تقویت وحدت ملی را دارد که در آستانه انتخابات، به نفع امنیت ملی است. در عین حال، برخی نیز معتقد هستند که عملیاتهای پنهان سرویسهای غرب بهویژه عملیات ترور یک گروه مخاطب و هدف دیگر نیز در میان جریانها و گروهکهای ضد انقلاب دارد که با این عملیاتها، پیام "نفوذ" و "اعتماد بهنفس" برای این طیف هدف ارسال میشود.