اخبار آرشیوی
اندیشکده "کالج دفاعی سلطنتی"دانمارک در گزارشی به بررسی قدرت نامتقارن نیروی دریایی سپاه در خلیجفارس پرداخت و نوشت: نیروی دریایی سپاه، با امتزاج عدم تقارن و تعصب انقلابی، تهدیدی برای یک نیروی دریایی بزرگتر به شمار میآید
پایگاه تحلیلی "اشراف" نوشت: اندیشکده «کالج دفاعی سلطنتی دانمارک» در گزارشی راهبردی به قلم «دکتر فرانسوا ویرِی» نوشت: اعزام نیروی دریایی توسط کشورهای مختلف برای مقابله با دزدی دریایی در شاخ آفریقا نشان داد که تهدید دزدی دریایی چالشی بسیار فراتر از حد انتظار بوده است. عدم توازن میان توان جنگی نیروهای دریایی و ماهیت غیر نظامی دزدان دریایی را میتوان همان عدم تقارن میان این دو گروه دانست. مورد دزدان دریایی سومالی تنها موردی نیست که نشان میدهد عدم تقارن در دریا رقیبی سرسخت و پیچیده ایجاد مینماید. یکی از موارد این نبرد دریایی، استفاده نیروی دریایی سپاه پاسداران ایران از عدم تقارن به منظور مقابله با برتری نیروهای دریایی در منطقه خلیج فارس است. «کالج دفاعی سلطنتی دانمارک» مرکز اصلی آموزشی و تحقیقاتی نیروهای مسلح دانمارک به شمار میرود. پژوهشهای این اندیشکده در طیف گستردهای از موضوعات نظامی صورت گرفته است. ■ نیروی دریایی ایران عمدا بخشی از نیروی دریایی خود را برای عدم تقارن آماده و مجهز نموده ■ یکی دیگر از موارد عدم تقارن در دریا مورد ببرهای دریایی جنبش LTTE در سریلانکا است، که در آن نیروی دریایی در مقابل دشمن
نامنظم قرار میگیرد. گرچه دزدان دریایی سومالی عمدا به عدم تقارن متوسل نمیشوند (اما از نتایج آن بهرهمند میشوند) ، اما نیروی دریایی ایران عمدا بخشی از نیروی دریایی خود را (در کنار نیروی دریایی اصلی) برای عدم تقارن آماده و مجهز نموده است. در مقابل، ببرهای دریایی (که یک نیروی نامنظم را تشکیل میدهند) با تاکتیکها و تجهیزات خاصی از عدم تقارن جهت مخاصمه سبک با نیروی دریایی سریلانکا استفاده نموده است. در هر سه مورد، عدم تقارن خواه راهبرد نظامی، شورشی یا تبهکارانه باشد برای نیروهای دریایی متضمن پیامدهای پیچیده (اگر نگوییم خطرناک) خواهد بود. اصطلاح عدم تقارن برای توصیف چند نوع مخاصمه به کار میرود، و این یک اشتباه رایج است عدم تقارن را صرفا به دشمنان نامنظمی که علیه نیروهای نظامی دولتی به نبرد میپردازند نسبت داد. البته این موضوع به بحث کلاسیک مخاصمات مسلحانه نیروهای دولتی منظم با نیروهای غیردولتی نامنظم منجر میشود، که بسیاری از دولتها با آن دست و پنجه نرم میکنند. یک مسئله گمراهکننده دیگر تاکید نادرست بر عدم تقارن در سیاق جنگهای زمینی است. ■عدم تقارن، تکنیک ژاپنیها در جنگ جهانی■ در این راستا مانکِن، استاد
راهبرد کالج جنگ دریایی آمریکا، به این موضوع میپردازد که چطور ژاپنیها در زمان جنگ جهانی دوم در نبرد دریایی کانال گوادال از عدم تقارن به منظور مقابله با برتری کمی و فنی آمریکاییها بهره گرفتند. ژاپنیها مهارتهای خاصی (مانند عملیات در شب) را به کار گرفتند که باعث خنثی نمودن عناصر برتری آمریکاییها میشد. در نتیجه نیروهای ژاپن توانستند (علیرغم این که پیروز نهایی نبرد نشدند) ضربات سنگینی به نیروهای آمریکایی وارد نمایند. یکی از مخاطرات تکنیک عدم تقارن عبارت است از حدود مبهم عدم تقارن، یعنی درگیری از هر نوع میتواند عنوان عدم تقارن کسب کند. از این رو به سختی میتوان ابعاد عدم تقارن را کاملا مشخص نمود. در این نوشتار منظور از عدم تقارن دو مورد است: عدم تقارن توانمندیها و عدم تقارن بازیگران. مقصود از مورد اول این است که برتریهای فنی نقش مهمی دارند، اما طرف مقابل با توانمندی فنی کمتر و کمی خلاقیت میتواند با آن مقابله نماید. عدم تقارن بازیگران بدین معناست که دشمن ضعیفتر باید در مقابل دشمن قویتر روشی متفاوت اتخاذ نماید. بدین ترتیب میتوان دریافت که عدم تقارن یا شرایط است یا گزینهای که بازیگران برای واکنش یا عدم
واکنش به کار میبندند. پس بازیگران باید تصمیم بگیرند که به عدم تقارن متوسل شوند یا از آن استفاده نکنند یا اصلا ممکن است در موقعیتی قرار گرفته باشند که عدم تقارن ویژگی لاینفک میدان نبرد است. ■چالش نیروهای دریایی در مقابل دشمن نامتقارن■ مورد نیروی دریایی سپاه پاسداران ایران، مثالی از بهکارگیری عمدی تکنیک عدم تقارن است؛ موردی که در آن تاکتیکهای مشخصی برای کسب بهترین نتیجه در مقابل دشمن منظم دریایی قویتر به لحاظ عددی و تکنولوژی توسعه یافت. جنبش ببرهای دریایی LTTE (جداییطلبان تامیل در شمال سریلانکا) مصداق وضعیتی است که در آن حریف ضعیفتر و نامنظم در مقابل دشمن قدرتمند دریایی از عدم تقارن به گونهای بهره میگیرد که دشمن را مجبور میکند موقتا دکترین و نحوه عملیات خود را تغییر دهد. دزدان دریایی شاخ آفریقا تهدیدی نامنظم محسوب میشوند؛ در واقع بارزترین نمونه عدم تقارن که نیازمند همکاری امنیتی نیروهای دریایی جهان برای مقابله با این تهدید بینالمللی به شمار میآیند. در هر سه مورد، نیروهای دریایی سنتی که مجبورند با دشمن نامتقارن به مقابله بپردازند به چالش کشیده میشوند. ■ عدم تقارن در دریا چالش نیروهای دریایی مدرن و
پستمدرن است■ امروزه عدم تقارن در دریا چالش نیروهای دریایی مدرن و پستمدرن است که تمرکز زیادی بر مقوله نبرد خارج از چهارچوب سنتی مبذول داشتهاند. همچنین تمرکز بر تهدیدهای نامنظم دریایی با بحث نبردی که در آن طرفداران جنگهای منظم و نامنظم پیرامون پارادایم کلاوسویتزیان به عنوان پارادایم برتر نظام بینالمللی بحث دارند مرتبط است. «مارتین فنکرولد» ، «ادوارد لوتواک»، و «جان کیگان» این مورد را به چالش کشیده و اهمیت بالاتری برای تهدیدهای رو به رشد نامتقارن در عرصه راهبرد بینالمللی قائل میشوند. کارشناسان معتقدند، همچون نبردهای زمینی، نیروهای دریایی (چه منظم و چه نامنظم) نیز خود را مواجه با رقبایی میبینند که از تاکتیکهای عدم تقارن بهره میگیرند. به این ترتیب توان نیروهای دریایی، در مقابله با دشمنانی سنجیده میشود که در مسیر مخالف اهداف سنتی آنها در دریا گام بر میدارند. در واقع انتظارات از نیروهای دریایی برای مهار هرچه بیشتر تهدیدهای دریایی و برقراری امنیت افزایش یافته است. ■تهدیدات دریایی تأثیرات ملموسی بر جوامع دارند■ تیل ضرورت نقشهای بیشتر را به ما یادآوری مینماید، اما معتقد است اینها نباید انحصاری باشند و
هر یک مستلزم مجموعه توانمندیهای خاص خود است. شاید این بحث نقشهای قدیمی و جدید در حوزه دریایی کمتر مشهود باشد، اما بسیار حائز اهمیت است زیرا که تأثیرات تهدیدهای دریایی بر جوامع مشهود است، برای نمونه دزدان دریایی سومالی محمولههای کمک غذایی را هدف قرار میدهند، شورشیان و جنایتکارانی که به تأسیسات نفتی خلیج گینه حمله میکنند، یا عملیاتهای ضد قاچاقچیان مواد مخدر توسط نیروهای دریایی در دریای کارائیب. هدف اصلی این نوشتار نشان دادن این مطلب (از طریق مثال) است که عدم تقارن در دریا چگونه عملکردی دارد و واکنش نیروهای دریایی را در مقابل این تهدیدهای حاشیهای مورد ارزیابی قرار میدهد. مباحث و مثالهای ارائه شده حاکی از نقش فوقالعاده با اهمیت نیروهای دریایی برای مقابله با تهدیدهای نامتقارن و چگونگی واکنش این نیروها در برابر تهدیدهای نامتقارن در چهارچوب فعلی است. در این راستا، نقش نیروی دریایی سپاه ایران نزدیک به خصوصیات نیروهای دریایی سنتی است، اما دو مورد ببرهای دریایی و دزدان دریایی سومالی نقش نیروی دریایی بسیار فراتر از نقش و کارکرد سنتی آنهاست. نگرشی دیگر به طیف نقش نیروهای دریایی بهتر است ابتدا نظری به طیف نقشی
که نیروهای دریایی در اقیانوسهای جهان ایفا مینمایند بیفکنیم. در حالی که ادبیات موجود در خصوص قدرت دریایی در کل و نیروهای دریایی به طور خاص، بر نقش جنگآوری در دریا تکیه دارند، سیاستمداران همواره از این نیروها خواسته و آنها را مجبور میکنند تا نقشهای دیگری را نیز ایفا نمایند. در این راستا از نیروهای دریایی (به مانند نیروهای زمینی) همواره خواسته میشود تا نقشهای جدیدتری را بر عهده بگیرند. در واقع نیروهای دریایی از دیرباز در چهارچوب سلسله مراتبی از نقشها قرار داشتهاند که امروزه برای اغلب نیروهای دریایی مدرن آشناست. دو دیدگاه جدید وجود دارد که بیانگر نقش مرجح و عملی نیروی دریایی هستند. دیدگاه نخست توسط «اسلوان» ، مؤلف کتاب مقدمهای بر راهبرد نظامی مدرن، بیان شده است. وی به دهه دوم پس از جنگ سرد و بالاخص دیدگاههای مولن (فرمانده سابق ستاد مشترک آمریکا) اشاره میکند که فرضیه مسایل دریایی مستقیما نامرتبط به نبرد دریایی را زیر سؤال میبرد. این فرضیه خودپایی اکنون دیگر محلی از اعراب ندارد زیرا که "مسایل دیگر"، خود به پدیدههای خطرناکی تبدیل شدهاند. ■زمان همکاری برای تأمین امنیت اقیانوسها فرا رسیده است■ قرن
بیستویکم زمانی است که همکاری به منظور تأمین امنیت اقیانوسها ضروری است، و هنگامی که تعیین اولویتهای ترجیحی برای نیروی دریایی و تعیین نقشهای مشخص میتواند این هدف را به مخاطره بیفکند. در این دوران نهتنها نیاز به تأمین امنیت برای گروههای ذینفع مختلفی در اقیانوسها احساس میشود، بلکه به این شیوه میتوان از درگرفتن جنگها جلوگیری نمود. این هشدار با دیدگاه باند (دریاسالار سابق انگلیسی) سازگار است که تاکید دارد جوامع و نهادها باید از نقش کمتر جذاب نیروی دریایی در زمانهای جنگ به منظور تأمین امنیت دریاها آگاه بوده و درک بهتری نسبت به این موضوع داشته باشند. باند به نقش مداوم (اما کمتر مشهود) نیروهای دریایی در تأمین امنیت دریایی ایفا میکنند اشاره مینماید. وی به طور غیرمستقیم به نیروهای دریایی اشاره میکند که به طور گستردهتری برای انجام این نقش به کار گرفته میشوند در حالی که باید در چهارچوب نقش سنتی خود از نیروهای زمینی نیز پشتیبانی به عمل بیاورند. بنابراین نیروهای دریایی نقشی دوگانه در دریا بر عهده دارند. بنابراین امنیت دریایی چیزی نیست که «دیگران» بخواهند مراقب آن باشند. ■تقابل منافع جهانی شدن با تهدیدات
دریایی■ دیدگاههای مطروحه از نظرات افسران ارشد دریایی آمریکا و انگلیس نشئت میگیرد. ایشان بر قاعده ایفای نقشهای مختلف توسط نیروی دریایی صحه میگذارند، به خصوص در زمانهایی که تهدیدات دریایی افزایش یافته و اشکال و خصوصیات آن فراتر از نبردهای سنتی دریایی است. پشتیبانی و حمایت از جهانی شدن با تاکید بر تجارت از راه دریا و تأمین امنیت در برابر تهدیدات منظم یا نامنظم نیز در زمره همین تفکرات قرار دارد. در اینجا نیز تیل (استاد مطالعات دریایی کالج کینگز لندن) تهدیدات دریایی را در مقابل خوشبینی مستتر در نگریستن به جهانی شدن در عرصه آزاد دریاها و بهرهبرداری از آن برای بهبود جوامع قرار میدهد. حملات مستقیم به سیستم اقتصاد دریایی، حضور گروهکهای تبهکار بینالمللی در دریا، و مخاصماتی که در خشکی شروع شده و دامنه آن به دریاها بسط مییابد همگی از عواملی هستند که تهدید علیه ایمنی و امنیت دریانوردی مورد نظر تیل را دامن میزنند. ■نیروهای دریایی در قرن بیست و یکم خود را مواجه با تهدید بزرگی به نام دشمن نامتقارن میبینند■ درحالیکه به اعتقاد بسیاری، نیروهای دریایی نقش فراوانی در پشتیبانی از جنگهای زمینی ایفا میکنند، این
نیروها در قرن بیست و یکم خود را مواجه با تهدید بزرگی به نام دشمن نامتقارن میبینند. نیروهای دریایی طیف گستردهای از عملیاتها را تحت پوشش دارند؛ از پشتیبانی عملیات نیروی زمینی در عراق و افغانستان و نبرد با قاچاقچیان در دریای کارائیب گرفته تا گشتزنی در آبهای مدیترانه برای دستگیری پناهندگان غیرمجاز و تأمین امنیت جریان نفت در خلیج فارس. معذلک این نیروها با تهدیدات نامتقارن نیز دست به گریبان هستند. اشاره تیل به تهدیدات مستقیم و کمتر مستقیم نسبت به امنیت مورد نیاز در اقیانوسها را میتوان به بازیگرانی نسبت داد که این مخاطرات را به وجود میآورند. سه مورد از تهدیدات نامتقارن دریایی که در این نوشتار بررسی شدهاند نهتنها کار نیروهای دریایی را پیچیدهتر جلوه میدهند، بلکه برنامه این نیروها برای استقرار نظم و امنیت در دریاها را پرمشغلهتر از قبل مینماید. در اینجا منظور از نظم دریایی عبارتست از امنیت مستتر در ثبات ساحل، بهرهبرداری ایمن از منابع دریایی، حملونقل کارامد، استفاده از دریا به عنوان بستر اطلاعات و تبادلات، و نیز مظهر اقتدار و حاکمیت. همین نقش برقراری نظم در دریاست که در حیطه وظایف نیروهای دریایی قرار
دارد، و به عقیده تیل امروزه این نقش بسیار مهم تأمین امنیت بر دوش نیروهای دریایی قرار دارد. سه مثال ارائه شده در ذیل نگرش خوبی در خصوص تهدیدهای نامتقارن روبهرشدی به دست میدهند که امروزه نیروهای دریایی را مشغول خود نموده است. مورد نخست به نیروهای دریایی ایران و القاء عمدی عدم تقارن در بدنه این نیروها به منظور فعالیت در خلیج فارس (تنگه حیاتی عبور انرژی) مربوط است. مورد دوم در مورد چالش گروهی از شورشیان در آبهای سریلانکا است، که در آن از ضعف یک نیروی دریایی کوچک برای تسلط بر حوزه استحفاظی آن بهرهبرداری شد و متعاقبا چشماندازی ناامن در آن آبها را رقم زد؛ و بالاخره در مورد سوم به بررسی دزدی دریایی در شاخ آفریقا میپردازیم؛ تبهکارانی دریایی که به دلیل ضعف حاکمیت در خشکی گسترش یافتهاند و موجب شدهاند کشتیهای بیشتری در نقش مبارزه با دزدی دریایی در منطقه حاضر شوند. نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (IRGCN) نیروی دریایی سپاه پاسداران ایران، با امتزاج عدم تقارن و تعصب انقلابی، تهدیدی برای یک نیروی دریایی بزرگتر به شمار میآید. اهمیت تهدید عدم تقارن نیروی دریایی سپاه در خلیج فارس و تنگه هرمز به منصه
ظهور رسیده است؛ مهمترین مسیر کشتیهای نفتی جهان با عبور روزانه 17 میلیون بشکه نفت از این تنگه. اهمیت راهبردی بینالمللی این آبراه سبب شده است تا در چند دهه اخیر تقابل نیروهای دریایی در این منطقه را شاهد باشیم و البته نیروهای ایرانی همواره عملکرد خوبی نداشتهاند. جنگ ایران و عراق که همزمان بود با جنگ نفتکشها بر موضع ضعیفتر نیروی دریایی ایران که ناگزیر بود حضور مقتدرانه نیروهای دریایی بزرگ (آمریکا، انگلیس، فرانسه و روسیه) را تحمل کند مهر تایید زد. نیروهای کشورهای یاد شده برای حفاظت از منافع خود (و بالاخص جریان عبور نفت) در خلیج فارس به گشتزنی میپرداختند و با کنترل کشتیرانی در خلیج فارس به ایران اجازه نمیدادند تا بر متحدان عراق فشار بیاورد. ایرانیها برای متعادل نمودن این وضعیت تصمیم گرفتند تا به عدم تقارن متوسل شوند. به این منظور ایرانیها از این تکنیک در زمان جنگ و جنگ نفتکشها که در بیشتر سالهای دهه 1980 رواج داشت بهره جستند. ایران ابتدا عدم تقارن را به عنوان یک تاکتیک به کار بست و هنگامیکه این روش ابعاد خطرناکی در خلیج فارس پیدا نمود آنها عمدا عدم تقارن را در ساختار سازمانی خود و برای یک نیروی
دریایی کوچکتر در کنار نیروی دریایی اصلی خود تدارک دیدند؛ نیرویی که منحصرا برای جنگ نامتقارن آموزش دیده و تجهیز شده بود. ایرانیها با شور انقلابی که توانسته بودند عراق را در خشکی مهار نمایند، این انرژی انقلابی را به عرصه نیروی دریایی خود نیز تسری دادند تا در مقابل نیروهایی که به آبراه در موضع ضعف قرار نداشته باشند. به نظر میرسد تجمیع شور انقلابی، سرعت و قدرت حمله در صحنهای که مناسب ناوهای کوچکتر است، ترکیب مناسبی برای مقابله با دشمن مجهز به کشتیهای سنتی نامناسب برای آبهای کم عمق منطقه جغرافیایی خلیج فارس باشد. تا سال 2009 نیروی دریایی ایران در آبهای خلیج فارس به عنوان یک نیروی دریایی انقلابی به رسمیت شناخته شد که 25 سال زمان داشت تا خود را برای رویارویی نامتقارن در خلیج فارس آماده نماید و از آنجایی که نیروی دریایی سپاه توانست با تکنیکهای نامتقارن مینگذاری، زیردریاییهای کوچک، توپخانه ساحلی و چندین ناو مجهز به سلاح سنگین خطراتی ایجاد کند، از سوی قدرتهای غربی به رسمیت شناخته شد. نیروی دریایی سپاه تهدیدی نامتقارن در منطقهای فوقالعاده حساس برای منافع بینالمللی به شمار میرود. به این ترتیب هر نیروی
دریایی سنتی که وارد خلیج فارس میشود باید منتظر رویارویی با نیروی دریایی سپاه به عنوان مدافع منافع جمهوری اسلامی و البته جهان اسلام در یک منطقه دریایی حساس باشد. چنین رویارویی، حتی در حالت بالقوه خود، میتواند جریان آزاد انرژی را در دریا با اختلال مواجه نماید؛ چیزی که تیل بر آن تاکید مینماید. نیروی دریایی ایران اساسا در برابر نیروهای دریایی دشمن قرار دارد و بدین نحو نه تنها تکنیک عدم تقارن را در رویارویی نیروی دریایی در برابر نیروی دریایی اعمال میکند، بلکه در صورت لزوم آن را در مقابل کشتیرانی در کل نیز به کار خواهد بست. در اینجا نیروی دریایی سپاه عدم تقارن را به همراه محرکهای مذهبی و ایدئولوژیکی برای دفاع از خلیج فارس به عنوان آرمان و مسئولیت مهم خود به کار میبندد. البته در خصوص چنین دوگانگی بحث وجود دارد که آیا یک ارتش منظم باید ساختار، تجهیزات و آموزشهای خود را برای هر دو نقش آماده کند یا خیر؛ با عنایت به این که ایران نشان داده است میتواند یک نیروی دریایی نامنظم در کنار نیروی دریایی سنتی داشته باشد، به طوری که هر یک دارای فرماندهی، تجهیزات، حوزه عملیاتی و روش نبرد در برابر نیروهای دریایی مختص به خود
هستند.