پایگاه تحلیلی "اشراف" نوشت: اندیشکده "کالج دفاعی سلطنتی دانمارک" به قلم «دکتر فرانسوا ویرِی» به بررسی نبرد نامتقارن در آب های بین المللی پرداخت. قدرت نامتقارن نیروی دریایی سپاه ایران در خلیجفارس-۱ - ببرهای دریایی جنبش تامیل در سریلانکا جنبش LTTE در دورانی که میتوان بین سالهای 1983 تا 2009 دانست با دولت سریلانکا در نبرد بوده است. این جنبش از آن جهت حائز اهمیت است که بر خلاف شورشیان دیگر که تمایل دارند در قلمرو خشکی مبارزه کنند، قلمرو دریایی را نیز در مبارزات خود وارد نموده است. تصمیم LTTE برای بسط عملیات خود به دریا از طریق ایجاد ببرهای دریایی از دو جهت حائز اهمیت است. نخست، موفقیتی بود که آنها در برابر نیروی دریایی سریلانکا کسب نمودند زیرا که نیروی دریایی آمادگی بسط عملیات ببرها به قلمرو دریا را نداشت. مورد دوم شیوه انطباق نیروی دریایی در مواجهه با عدم تقارنی بود که شاخه دریایی جنبش تامیل عمدا به کار گرفته بود. ■ببرهای دریایی ابتدا توانستند ضربات مهلکی به نیروی دریایی سریلانکا وارد کنند■ در زمان شکلگیری ببرهای دریایی، نیروی دریایی سریلانکا یک سرویس حاشیهای در نیروهای مسلح سریلانکا به شمار میرفت که حتی
نمیتوانست با سادهترین تهدیدات مقابله کند. ببرهای دریایی توانستند ضربات سهمگینی به نیروی دریایی سریلانکا وارد کنند؛ به خصوص در جریان مخاصمات دریایی که توانستند هشت فروند از قایقهای تندروی ساخت اسراییل را غرق کنند. نیروی دریایی ناکارآمد و ضعیف سریلانکا مجبور بود ضربات ببرها را تحمل کند. تاکتیکهای نامتقارن ببرهای دریایی سبب شد تا آبهای اطراف سریلانکا (به خصوص در شمال) برای عبور و مرور عادی دریایی و بهرهبرداری ایمن از منابع دریایی ناامن شود. شورشیان تامیل عملا توانستند دولت سریلانکا را مدتها در آبهای سرزمینی این کشور به چالش بکشند و نظم و امنیت را دچار اختلال نمایند. در ادامه به بررسی دامنه تحرکات ببرهای دریایی تامیل میپردازیم. ■کشتیهای مادر و قایقهای تندرو، دو حربه عدم تقارن ببرها■ نخستین تکنیک آنها استفاده از تعداد زیادی قایق تندرو بود که دست به عملیات انتحاری میزدند و نیروی دریایی سریلانکا در ابتدا قادر به مقابله با آنها نبود. در وهله بعد ببرها توانستند کشتیهای مادر (کشتیهای غیرجنگی تجاری) به دست بیاورند تا در مواقع لزوم و تحت اسکورت ببرهای دریایی مایحتاج ضروری را در آبهای سرزمینی سریلانکا به
جنبش برسانند. آموزش و شستشوی مغزی آنها برای انجام عملیات انتحاری دریایی توسط ببرهای دریایی سیاه (یکی از واحدهای ویژه ببرهای دریایی) انجام میشد، که میتوانستند با تهاجمات خود حتی گشتهای فراساحلی نیروی دریایی سریلانکا را نیز غرق کنند. به این ترتیب شورشیان توانستند کنترل خود را بر بخشهایی از دریای سرزمینی شمال سریلانکا تثبیت نمایند تا از آن طریق ملزومات مورد نیاز جنبش را از طریق دریا و به خصوص هند تأمین کنند. بیشتر موفقیت ببرهای دریایی به دلیل عدم آمادگی نیروی دریایی سریلانکا به لحاظ تجهیزات، آموزش، دکترین و عدم توازن میان نیروی دریایی سنتی و تهدید نامتقارن شورشیان بود. ■ساخت قایقهای کوچک، راه مقابله با ببرهای دریایی■ نیروی دریایی سریلانکا باید برای مقابله با ببرهای دریایی خود را تطابق میداد و یکی از روشهایی که برای این کار برگزیدند استفاده از قایقها کوچک بود. این روش به آنها امکان داد تا به طور دقیقتری با عدم تقارن ببرها مقابله کنند. به این ترتیب نیروی دریایی حضور خود را به طور گستردهای در سواحل شمالی سریلانکا گسترش داد تا با آزادی عمل ببرهای دریایی بیشتر مقابله نماید. نهایتا نیروی دریایی تهاجم خود
علیه ببرها را با شروع برنامه سریع قایقسازی عملی نمود. بعلاوه نیروی دریایی برنامه راهاندازی شناورهای دریایی بزرگتر را در پیش گرفت، تا توان واکنش خود را افزایش داده و با ترکیب مطلوبتری از کشتیها و خدمه آموزشدیده حضور دائمی در دریا داشته باشد. بسیج کشتیهای نیروی دریایی سریلانکا و کشتیهای اقیانوسپیمای تجاری نهایتا توانست کشتیهای مادر ببرها در دریای آزاد را نابود کند. ■تغییر ماهیت نیروی دریایی سریلانکا■ این برنامهها به همراه استفاده از تجهیزات بهتر و خدمه آموزشدیدهتر و واحدهای واکنش، به نیروی دریایی امکان داد تا به شکل سیستماتیک بتواند تهدید نامتقارن را خنثی نموده و آزادی عمل را از ببرهای دریایی سلب کند، تا نهایتا در سال 2009 سازمان مرکزی جنبش تامیل در خشکی شکست بخورد. با شکست شورشیان تامیل، نیروی دریایی سریلانکا توانست یک بار دیگر از نیرویی مأموریت محور که برای مبارزه با تهدید نامتقارن آماده شده بود به نیرویی تغییر ماهیت دهد که نقش گستردهتری در منطقه ایفا مینماید، اما این بار با تجربه نبرد دریایی با دشمنی نامتقارن. اکنون نیروی دریایی سریلانکا قصد دارد به یک نیروی دریایی سنتی تبدیل شود که میتواند
از امنیت و تمامیت سریلانکا در دریا دفاع نماید. این مورد نشان میدهد یک نیروی دریایی چگونه میتواند برای مقابله با تهدید نامتقارن دریایی خود را تطبیق دهد (اما با این پیامد منفی که بعدا مجبور است مجددا آموزش، تجهیزات و اهداف خود را به یک نیروی دریایی منظم تغییر دهد) - دزدان دریایی شاخ آفریقا در حالی که نیروی دریایی سپاه پاسداران ایران و ببرهای دریایی تامیل در تعقیب اهداف سیاسی دست به تهدید نامتقارن زدهاند، تهدید دزدان دریایی شاخ آفریقا در حیطه جنایات فراملی و با انگیزههای مالی صورت میگیرد. البته دزدی دریایی در شاخ آفریقا عملی است میان صرف جنایتی که دولت سومالی را تضعیف مینماید و اقدامات گروه شورشی الشباب که با دولت سومالی و نیروهای اتحادیه آفریقایی (AMISOM) در نبرد است. اهمیت دزدی دریایی اساسا ناشی از ایجاد اختلال در مسیرهای کشتیرانی بینالمللی است که برای عبور حجم عظیمی از نفت مورد نیاز کشورها مورد استفاده قرار میگیرد. در مقابل، تعداد قابل توجهی از کشتیهای نیروهای دریایی در قالب نیروهای ضربت بینالمللی و ملی برای گشتزنی به منطقه اعزام شدهاند. نیروهای دریایی، در کمال تعجب، دریافتهاند که ریشهکن نمودن
دزدی دریایی مسئلهای پیچیده است و مستلزم تلاش فراوان در دریا و خشکی توسط بازیگران مختلف است تا امنیت لازم برای عبور و مرور دریایی به این منطقه بازگردد. ■دلیل اصلی دزدی دریایی: عدم وجود حاکمیت مطلوب■ عدم وجود حاکمیت مطلوب در منطقه شاخ آفریقا دلیل اصلی تهدید دزدی دریایی در این منطقه است. در واقع آبهای سومالی فاقد کلیه عناصر لازم برای نظم مطلوب در دریاست. هرگونه راهحل احتمالی باید با لحاظ نمودن قلمرو دریایی باشد؛ با عنایت به این که معضلات موجود در سومالی سه دهه است که گریبانگیر این کشور است و جای خوشبینی چندانی وجود ندارد. تأثیر بینظمی دریایی در شاخ آفریقا به بهترین وجه در تهدیداتی که تیل، مولن و باند اشاره میکنند نمایان است. آنها در این مورد هشدار میدهند و معتقدند در این شرایط همکاریهای دریایی بینالمللی برای پیشگیری و تغییر اوضاع حائز اهمیت است. ■همکاریهای بینالمللی و اعزام نیرو برای سرکوب دزدی دریایی■ به رغم از بین رفتن نظم مطلوب در آبهای شاخ آفریقا، کشورها و سازمانهای بینالمللی همکاری فعالی برای جلوگیری از افزایش پدیده دزدی دریایی و تهدید کشتیرانی داشتهاند. بر اساس تخمینها 43 ناو جنگی از
کشتیهای مختلف جهان در اقیانوس هند غربی مستقر شدهاند. مثلا آمریکا، انگلیس، فرانسه، سنگاپور، کره جنوبی، تایلند و ترکیه، گروه موسوم به نیروی ضربت 151 را تشکیل دادند. نیروی دریایی اتحادیه اروپایی متشکل از کشورهای انگلیس، فرانسه، آلمان، ایتالیا، اسپانیا، یونان، مالت، هلند، سوئد، لوکزامبورگ، بلژیک، ایرلند و فنلاند است. عملیات سپر اقیانوس با همکاری آمریکا، آلمان، یونان، هلند، اسپانیا، ترکیه و انگلیس انجام شد. همچنین هند، چین، روسیه، پاکستان، عربستان و مالزی نیز کمکهای جداگانهای به منطقه ارسال نمودهاند. این واکنشهای نظامی همواره به طور یکنواخت جریان نداشته است. این نیروهای دریایی با ورود به منطقه دشمنی را ملاحظه نمودند که ذاتا نامتقارن است. این عدم تقارن در ذات دشمن دزد دریایی است نه این که عمدا طراحی شده باشد. این مداخله نظامی به دلیل درک نامناسب از قواعد درگیری برای نیروهای دریایی (و نه برای دزدان دریایی) نتوانست به سرعت دزدان دریایی را سرکوب نماید. بنابراین عدم تقارن در قالب محدودیت (به واسطه قوانین برای یک طرف) و آزادی از شر قوانین برای طرف دیگر جلوهگر شد. ■همکاری و هدایت سازمان ملل متحد برای سرکوب دزدی
دریایی در شاخ آفریقا■ در این راستا سازمان ملل متحد با همکاری سازمانهای غیر دولتی و صنایع، تلاشهای بسیاری جهت هماهنگی همکاریها در این منطقه و متعاقبا کاهش تبعات منفی دزدی دریایی در سطح جهانی انجام داده است. سازمان ملل با صدور قطعنامههایی (قطعنامههای 1816، 1838، 1846، 1851 از سال 2008) توانست ضمن کاهش از مانع حاکمیتی در سومالی به نیروهای دریایی مجال بیشتری برای همکاری و اجرای قانون بدهد. گشتهای ضد دزدی دریایی از طریق سرکوب دزدان دریایی و ممانعت از آنها به حفاظت از کشتیرانی تجاری و محمولههای ارسالی کمک غذایی به سومالی میپردازند. بعد از مداخله نیروهای دریایی در منطقه و اتخاذ بهترین رویههای حفاظتی از سوی کشتیهای تجاری، موارد دزدی دریایی به یکسوم کاهش یافت. به این ترتیب نیروهای دریایی توانستهاند با کمک تبیین قواعد از سوی سازمان ملل متحد دزدان دریایی را تا حدود زیادی سرکوب کنند و باعث شوند کمکها به سهولت بیشتری در اختیار نیازمندان قرار بگیرد. با این همه دزدی دریایی هنوز به طور کامل از بین نرفته است. ■معضلات برخورد با دزدان دریایی■ دزدان دریایی باید پس از دستگیر شدن طبق سازوکارهای قانونی مناسب در
کشورهای همسایه به خاطر اعمال جنایتکارانه خود محاکمه شوند. قوانین نامناسب داخلی و ریسک تقاضای پناهندگی دزدان دریایی و نیز تشریفات طاقتفرسای محاکمه دزدان دریایی به پیچیدهتر شدن وضع واکنش مناسب نیروهای دریایی دامن زده است. به این ترتیب نیات مثبت به نهادهای منفی کشورهای سواحل شرق آفریقا مستولی شدند. در این بین تهدید نامتقارن دزدان دریایی کار نیروهای دریایی را پیچیدهتر نموده است. دزدان دریایی میتوانند با گسترش فعالیتهای خود در اقیانوس هند باعث بر هم زدن تمرکز نیروی دریایی و هزینهبر نمودن ارسال نیرو در آن مناطق شوند. به هر تقدیر عملیات ضد دزدی دریایی جامعه بینالمللی نشاندهنده نقاط ضعف و قوت همکاریهای بینالمللی در اعمال کنترل بر قسمتی از اقیانوس بود که با تهدید نامتقارن مواجه است. در این بین همکاری از طریق نهادهای مختلف به تدریج آزادی عمل دزدان دریایی را کاهش داد و عدم تقارن آنها را محدود نمود. از بعد منفی، عدم تقارن دزدان دریایی به آنها امکان داد تا عملیات خود را به خارج از آبهای تحت سیطره قطعنامههای سازمان ملل گسترش داده و از تعقیب مصون بمانند، و سبب شده است تا نیروهای دریایی مجبور شوند تا مناطق
دوردست مستقر شوند و هزینههای زیادی برای آنها داشته باشد. ■پیامدهای گسترش عملیات دزدان دریایی سومالی■ پیشرفت تدریجی به سمت غلبه بر تهدید عدم تقارن دزدان دریایی پیامدهای مختلفی در بر داشته است، از جمله به خطر افتادن کشتیرانی تجاری به واسطه تأخیر، مسیر انحرافی و هزینه اضافی. محمولههای غذایی به مقصد سومالی نیز مورد حمله قرار گرفته و بحران در این کشور تشدید شد. عدم تقارن موجود میان نیروهای دریایی و دزدان دریایی مانع از یک راهحل سریع شده است، که این موضوع پیامدهایی برای کشورهای همجوار مانند کنیا و موریتیوس در قالب محاکمههای هزینهبر و نیز حمله به آبهای خودشان به دلیل فاصله گرفتن سندیکاهای تبهکار از نیروهای دریایی در معمای دزدی دریایی گرفتار شدهاند. با روی آوردن دزدان دریایی به مناطق وسیعی از اقیانوس هند غربی در پایین سواحل شرق آفریقا، جامع توسعه آفریقای جنوبی (SADC) از اوایل سال 2011، به منظور پیشگیری از ناامنی بیشتر شروع به گشتزنی در آبهای شرقی خود در منطقهای بین موزامبیک، تانزانیا و ماداگاسکار نموده است. این تحولات سبب شده است تا جامعه برای جلوگیری از اختلال در کشتیرانی، حفاظت از زیرساختهای انرژی در
جنوب آفریقا، حفاظت از منافع کشورهای عضو جامعه در آبهای منطقه و تأمین امنیت بیشتر دریایی در این آبها گشتزنی نماید. ■ سپاه پاسداران همواره تمایل و توانایی خود را برای مداخله در امر کشتیرانی از طریق تکنیک عدم تقارن نشان داده است ■ امنیت اقیانوسها موضوع بحثبرانگیزی است که با افزایش تهدیدهای دریایی میتواند به درستی در کنار مباحث امنیت خشکی مطرح شود. این بحث مستقل از زمان نیست، و برخی از تحلیلگران بر اهمیت تأمین امنیت اقیانوسها به شیوهای که برقراری نظم مناسب در دریا لازمه آن است تاکید میورزند. این نوشتار به بررسی سه مورد از تهدیدات نامتقارن پرداخت که مستلزم برخورد نیروهای دریایی هستند. در مورد نخست نیروی دریایی سپاه ایران عمدا از عدم تقارن برای رویارویی با دشمنان در خلیج فارس بهره گرفت. سپاه پاسداران همواره تمایل و توانایی خود را برای مداخله در امر کشتیرانی از طریق تکنیک عدم تقارن نشان داده است. مورد سریلانکا نشان داد که چگونه یک جنبش شورشی میتواند عملیات خود را به آن سوی خشکی بسط دهد و مدتها نیروی دریایی این کشور را از طریق تاکتیکهای نامتقارن آزار داده و بیش از دو دهه آبهای سرزمینی سریلانکا را ناامن
سازد. نیروی دریایی برای رها شدن از شر ببرهای دریایی (که دشمن ضعیفتری بودند) دست به تلاش گستردهای زد. در مورد دزدان دریایی سومالی نیز تهدید نامتقارن دزدان در کشمکش با نیروهای دریایی، این خطر را به طور جدی گوشزد نمود. عدم توازن شدید میان «دشمن» و نیروهای دریایی سبب شده است تا عملیاتهای سرکوب دزدی دریایی به سرعت نتیجهبخش نباشند. دزدان دریایی ماهیت غیرنظامی دارند (نه چریک و نه نظامی) و کاملا خارج از چارچوب مقرراتی رفتار میکنند که برای نیروهای دریایی دستوپا گیر است و توانستهاند علیرغم ارسال نیروهای بینالمللی جان سالم به در ببرند. اگرچه در راستای پیشنهاد مولن و تیل جامعه بینالمللی در قبال قطعنامههای سازمان ملل متحد واکنش نشان داده است، تهدید دزدی دریایی توانسته است علیرغم عملیاتهای بینالمللی همچنان پابرجا بماند. سرانجام، سه مورد مطرح شده نشان میدهند که تهدیدات نامتقارن چگونه در قالب سنتی، نامنظم و جنایی در حوزه دریاها راه پیدا نموده و هر یک مستلزم واکنش دولتی مخصوصی هستند.