اخبار آرشیوی
سردار جوانی در گفتگوی تفصیلی با «نسیم»: در زمان اصلاحات، سپاه انقلاب را از انحراف جدی مصون داشت/ عدهای امیدوار بودند که فتنه نگذارند عمر نظام به پایان سال ۸۸ برسد/ آموزش ۱۰هزار نیروی مردمی مهمترین خدمت ایران به سوریه بود/ مردم انتظار نداشتند که گزارش صد روزه مناظرهای و تبلیغاتی باشد
مشروح گفتگوی تفصیلی سردار یدالله جوانی، مشاور عالی نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران با «نسیم»، بدین شرح است: * نسیم: جناب عالی از جمله افرادی هستید که سابقه فعالیت بلند مدتی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی داشته و درجریان همه امور هستید در مورد نحوه تعامل سپاه با دولتهای مختلف بگویید که چطور بوده است؟ زمانیکه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و سپاه تشکیل شد، بنده سال آخر دبیرستان بودم و بلافاصله پس از اتمام دوران تحصیلاتم به خصوص با توجه به شرایطی که در دانشگاه ها انقلاب فرهنگی شده بود قبل از اینکه جنگ شروع شود با توجه به واقعه کردستان به شکل بسیجی وارد سپاه شدم و بعد از جنگ هم به پذیرش سپاه در آمدم و پس از آن هم که در این نهاد مقدس انجام وظیفه میکنم. تا آنجائیکه من مطالعه کردم ودر جریان مسائل بودم به طور کلی سپاه پاسداران با توجه به رسالتی که داشته و دارد در تعامل با دولتها اساس فعالیتش همکاری، حمایت و پشتیبانی بوده است تا اینکه دولت مستقر بتواند آرمانهای انقلاب اسلامی را تحقق بخشد و در اهدافی را که برای دولت بعنوان قوه مجریه تعیین شده به پیش ببرد؛ اما با توجه به اینکه سپاه پاسدارانقلاب است، براساس
اساسنامه سپاه که مصوبه مجلس شورای اسلامی می باشد، علاوه بر پاسداری از انقلاب در برابر هر نوع تهدیدی باید بایستد. بنا به فرمایشات رهبری سپاه یک نقش مهم در پیش برندگی انقلاب دا رد. حفظ و دفاع از انقلاب و همچنین تحقق اهداف انقلاب از ویژگی های منحصر به فرد سپاه است. سپاه پاسداران در حوزه دفاع یک نهاد منعطف می باشد بدین معنا که در هر مقطعی متناسب با شرایط تهدید بتواند وارد عرصه شود، حالا اگر تهدید نظامی باشد ماهیت نظامی سپاه پررنگ میشود و اگر تهدید نرم و سیاسی و فرهنگی باشد ماهیت فرهنگی این نهاد پر رنگ و اگر تهدید امنیتی باشد این نهاد باید در بعد امنیتی خودش را در عرصه وارد کند. در کنار این نوع ویژگیهای منحصر به فرد سپاه وظیفه کمک به مجموعههای دیگر برای پیشبرد و تحقق اهداف انقلاب را هم دارد و بسیار از کارهایی که سپاه انجام میدهد با همین نگاه می باشد بعنوان مثال عدالت گستری، محرومیت زدایی، مبارزه با فقر زدایی، مبارزه با محرومیتهای که در دورانی در جامعه به اقشاری تحمیل شده است از اهداف انقلاب ما بوده و سپاه هم باید مردمانی را که سالیان سال ، بر اثر سیاستهای غلط رژیم گذشته به ویژه در مناطق دور دست تحت فشار
بودند از آن وضعیت خارج کنند تا این افراد در زندگی شرافتمندانهای به سر ببرند و یا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حوزه اقتصادی نیز فعالیت هایی دارد و با ورود به عرصه ی اقتصادی و پروژههای بسیار سنگین در راستای پیشبرد یکی دیگراز اهداف انقلاب یعنی استقلال و خود کفایی و خود اتکایی اقتصادی ورود پیدا کرده است. باید نگاه پاسدار بعنوان پیش برنده اهداف انقلاب و کمک کننده به دیگر اعضا داشته باشد، لذا طبیعی است که بر همین اساس اصل را بگذارد بر تعامل، حمایت، کمک و پشتیبانی از دولتها. اما اگر دولتهایی یا بخشهایی از سیاستهایی که ممکن است زیر مجموعهها در پیش بگیرند و بخواهند انحرافی را در مسیرانقلاب به وجود بیاورند طبیعی است که سپاه این جا با همان ویژگیها و با چشمان باز باید به رسالت خود عمل کند. ما این مسئله را در بحث دولت موقت داریم یعنی ما در دولت موقت بحث بازرگان و برخی از سیاستهای که آن دولت در پیش گرفت میبینیم که به هر حال در مواضع سپاه پاسداران، فرماندهان ودر نشریات به نوعی نمود و به طبع واکنشهای را به دنبال دارد. زمانیکه لیبرالها در زمان بنی صدر در قوه مجریه حضور داشتند میبینیم که سپاه هوشمندانه عمل کرد
و چشم و گوش بسته در این عرصه گام برنداشت؛ بلکه در کنار جنگ و بحثهای امنیتی مثل خوزستان، کردستان و بلوچستان که از تمامیت ارضی کشور دفاع میکرد ولی در این حوزهها هم با چشمانی باز از انقلاب حمایت کرد و قطعا اگر ما به آن سال ها برگردیم میبینیم که مجموعهای از اقدامات سپاه روشن گراییها بود که زمینههایی را فراهم کرد به گونهای که بنی صدردورانش کوتاه شد و نتوانست نقشههایی را که در سر داشت پیاده کند. در دوره اصلاحات با وضعیتهایی روبه رو میشویم که گویا یک بازگشتی را لیبرالها به صحنه دارند و مجموعه ای به نام سپاه توانست انقلاب را از خطر انحرافات جدی مصون بدارد؛ سپاه پاسداران در آن زمان بیشترین حمایتها و کمکها را به قوه مجریه داشت. این یک اصل است یعنی آن جاهای که سپاه به قول معروف نقد میکند و با یک مسئله ای به مخالفت می پردازد و اقدام به روشنگری میکند که قطعا خطراتی متوجه انقلاب باشد و این هم برمیگردد به رسالت سپاه که رسالتش حفظ انقلاب بوده است. ما داریم در یک مسیری حرکتی را انجام میدهیم تا به یک قلهای برسیم اگر هر نیرویی و یا مجموعهای به هر دلیلی بخواهد در این مسیر انحرافی ایجاد کند سپاه پاسداران
رسالتش اینست که با آن انحراف مقابله کند نقشه راه هم کاملا مشخص است که حضرت امام با وصیتنامه سیاسی خودشان نقشه راه انقلاب اسلامی را به خوبی ترسیم کردند و پرچم داری این راه را مقام معظم رهبری به عهده دارند لذا برای کسانیکه که دل داده امام و رهبری و انقلاب هستند مسیر مشخص است. حالا سپاه پاسداران که در صحنه همواره باید حضور داشته باشد و از این انقلاب مراقبت کند این مهم نیست که آن عاملی که میخواهد انحراف بوجود آورد چه کسی باشد و در چه جایگاهی و موقعیتی قرار گرفته باشد؟ چون که اگر سپاه بخواهد این ملاحظات را در نظر داشته باشد اصلا نمیتواند با محافظه کاری از انقلاب محافظت کند. رهبری یک زمان فرمودند: محافظت از انقلاب یک محافظت محافظه کارانه نیست اساسا با داشتن روحیه انقلابی باید از انقلاب دفاع کرد این روحیهای بوده که سپاه تا به امروز در دولت های مختلف حتی در دولت احمدی نژاد که دوره اصول گرایان شکل گرفت برای حفاظت از انقلاب در پیش گرفته است. در دولت نهم در سال 84 مشاهده میکنیم که سپاه همانند سایر دولتها کمک و پشتیبانیها را در حوزه های مختلف داشته است و هر جا دولت نهم نیاز به کمک و مساعدت داشته سپاه پشتیبانی
کرده است. اما از زمانی که یک نوع کژیهای مشاهده و نمایان شد و علایمی مبنی بر وجود یک انحراف خود نمایی کرد، سپاه در آن جا به وظایف خود عمل کرد و اینها را دور از چشم نداشت و در راستای جلوگیری از بروز هرگونه انحرافی در جامعه ما گام برداشته است. در دولت کنونی نیز به همین شکل بوده بدین معنا که اصل بر حمایت، پشتیبانی و یاری کردن دولت است که این وظیفه سپاه بوده اما طبیعی است که همانند 3 سال گذشته اگر بخواهد جایی اتفاقی رخ دهد که آن اتفاق زمینه و بسترهایی را فراهم کند برای اینکه روحیه ی انقلابی در جامعه ما ضعیف و کمرنگ شود و انقلاب از مسیر خودش خارج شود، طبیعی است که سپاه پاسداران در آن جا به وظیفه خودش عمل میکند. مقام معظم رهبری در 26شهریور ماه کارنامه سپاه را یک کارنامه درخشان توصیف فرمودند و با چند بارتکرار در خوص اینکه سپاه پاسداران در این سالها با روحیه انقلابی در صحنه عمل کرده است. حال این عمل کرد با روحیه انقلابی ممکن است به لحاظ تاکتیکی در جاهایی اشتباهاتی را هم در پی داشته است ولی راهبرد راهبردی درست و جهت گیریها مناسب بوده است چونکه در این مسیر بصیرت، آگاهی و هوشمندی و برآورد صحیح وضعیت شناسی مهمترین
عامل موفقیت سپاه است و چندین سال قبل که مقام معظم رهبری به استان مازندران سفری داشتند در لشگر 25 کربلا در جمع پاسداران انقلاب فرمودند که از امتیازات سپاه تا به حال این بوده که صحنه، دشمن، توطئه و فتنهها را خوب شناخته و با فتنهها برخورد کرده اند بعنوان نمونه برخورد قاطع سپاه پاسداران را با فتنه گران در فتنه 88 مشاهده کردیم واینکه دشمنان نظام کاملا امیدوار شده بودند که این فتنه نخواهد گذاشت عمر جمهوری به پایان 88برسد و همچنین برآوردهایی که برخی از این افراد در رسانههای خودشان در خارج از کشور داشتند، یکی از مجموعه هایی که به وظایف خود به خوبی با فتنه 88 برخورد کرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. * نسیم: برخی در جامعه میگویند که سپاه نباید کارهای سیاسی کند، نظر شما در مورد این حرف چیست؟ آیا سپاه چارچوب مشخصی برای فعالیتهای خود به خصوص در موضوعات انتخابات اخیر و 88 دارد و همچنین عملکرد سپاه در قبل و بعد از انتخابات به چه شکل بوده است؟ اول اینکه سپاه یک حزب سیاسی نیست که بخواهد در حوزه مسائل سیاسی و در ردیف احزاب سیاسی قرار گیرد و کار حزبی کند. پس یکی از مسائلی که باید مورد توجه قرار گیرد اینست که وقتی بیان
میشود که سپاه نباید وارد مسائل سیاسی شود با این نگاه بوده که سپاه یک حزب سیاسی نیست. دوم اینکه اعضای سپاه هم ممنوع بوده که بخواهند عضو حزب و گروه سیاسی باشند و یکی از خطوط قرمز اینکه نیروهای نظامی نباید وارد احزاب و گروه های سیاسی شوند که البته دلایل این امر نیز کاملا مشخص است؛ چرا که ورود به احزاب سیاسی یک سم مهلک است و سازمان نظامی را متلاشی میکند چراکه خود به خود سلایق و دیدگاههای مختلف در احزاب و گروهها وجود دارد که این موضوع با وحدت سازمانی و فرماندهی مسلح نمیتواند هم خوانی داشته باشد در نتیجه سپاه حزب نیست. در سال های اخیر در جامعه ما مجموعه هایی، افرادی و گروههایی بودند که سپاه را متهم میکردند که برخلاف قانون و برخلاف وصیت نامه سیاسی حضرت امام عمل میکند که اتهام بی معنایی بود که به سپاه زده میشد اما چون به هرحال برخی از جریانها گفتندو تکرارشد به طبع در لایههایی از جامعه ما این شائبه بوجود آمد که سپاه وارد کار سیاسی و حزبی شده است. اگر نگاهی بکنیم به اولینهایی که این اتهامات را به سپاه زدند میبینیم که همانهایی هستند که فتنه 88 را بوجود آوردند واگر بروید در سال های 76و 78و77رسانه هایی که در
اختیار سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و برخی از نیروهای تندرو بودند که بعضا اکنون برخی از این افراد در خارج از ایران هستند که این افراد به این شکل بر عملکرد سپاه علامت سوال میگذارند و میگویند که برخلاف قانون و برخلاف وصیت نامه امام ورود به فعالیت سیاسی پیدا کرده است در حالیکه خودشان برخلاف ادعاهایشان دچار فرجام بدی شدهاند. این عده خودشان می خواستند انقلاب را از مسیر خود خارج کنند اینجا سپاه وظیفه دفاع از انقلاب را دارد. سپاه طبق وظایف، ماموریتها و رسالتی که برعهده دارد صرفا یک مجموعه نظامی مانند ارتش نیست. ارتش صرفا یک مجموعه نظامی در برابر تهدیدات دشمن است. اگر جریانهایی به دنبال براندازی و توطئههایی باشند قطعا انقلاب فرهنگی، کودتای مخملی و براندازی خاموش یا حتی نوعی استحاله به وجود خواهد آمد که قطعا وظیفه سپاه بوده که در حمایت و دفاع از انقلاب باید ورود پیدا کند. سپاه براساس رسالتی که برعهده دارد باید زودتر از باقی متوجه خطرات شود که در غیر این صورت مشکلات سنگیتی بوجود خواهد آمد. وقتی سپاه متوجه شد که یک جریان سیاسی شکل گرفته که قصد دارند یک نظام سکولار و یا نظام غیردینی را در کشور ایجاد کنند
قاعدتا وظیفه و رسالت سپاه است که حاضرو متناسب با حیطه اختیاری خود به وظایفش عمل کند که در این شرایط شاهد بلند شدن سروصدای برخی از افراد خواهیم بود که در صدد مانع تراشی بر سر راه سپاه هستند و با تکیه بر فرمایشات امام ما را متهم میکنند به اینکه برخلاف قانون وصیت امام عمل میکنیم درحالیکه خودشان هستند که قصد دارند تا اندیشه امام را به تاریخ بسپارند. لذا باید این مساله را به خوبی بفهمیم که چرا این سوالات، ابهامات و شبهات مطرح شد وگرنه سپاه همان طوریکه شکل گرفته یک نهاد انقلابی بوده است در حال حاضر هم یک نهاد انقلابی است و یک نهاد انقلابی میماند نه در گذشته حزب سیاسی بوده و نه الان حزب سیاسی و نه در آینده حزب سیاسی خواهد بود. سپاه فرا جناحی است سپاه در درون ساخت قدرت جای دارد اما نهادیست که باید مراقبت کند. عده ای کلا عمل سپاه در حوزههای غیر نظامی را نفی میکنند. زمانیکه واقعه 2خرداد اتفاق افتاد برخی از چهرههای افراطی که بعضا امروز ایران نیستند و در فتنه 88 نیز افرادی که در ردیف فعالان فتنه بودند بعضا به زندانهای محکوم و الان در دوره محکومیت بر سر میبرند اینها میگفتند که سپاه بهتر است به پادگان ها
برگردد واگر زمانی لازم شد بروند و از مرزها حمایت کنند. این افراد یا جایگاه سپاه را طبق قانون نفهمیدند یا اینکه میدانند سپاه جایگاهش چیست اما چونکه میخواهد سپاه را خنثی کند و مانعی بر سرراه اهداف خودشان نداشته باشند سپاه را اینگونه توصیف میکنند ولی سپاه تحت تاثیر چنین سخنانی قرار نمیگیرد. در دوره اصلاحات بنده معاون سیاسی سپاه بودم و با توجه به آن شرایطی که نسبت به ارزشهای ما هجمههای سنگینی وارد میشد، نیاز بود که نیروهای انقلاب، نیروهای سپاه و نیروهای بسیج تحلیلی درست و همواره و به روز اطلاع رسانی شوند که در پی این امر تصمیم گرفتیم تا تغییری را ایجاد کنیم مثلا در نشریاتی که در معاونت سیاسی سپاه بود نشریات نو و جدیدی با سازوکارهای روز همانند هفته نامه صبح صادق را دایر کردیم که الان 10 سال از عمر این هفته نامه میگذرد این هفته نامه نقش بسیار موثری در آگاه سازی و روشن گری در سطح جامعه به خصوص نیروهای انقلاب بسیج و سپاه را داشت. طبق قانون باید نیروهای بسیجی را که اکنون دهها میلیون هستند نسبت به مسائل سیاسی جامعه توجیه و اطلاع رسانی کنیم؛ یکی از هجمههایی که به سپاه وارد شد از سوی مدعیان اصلاحات بود که
میگفتند سپاه کار سیاسی میکند. که در آن مقطع زمانی نقطه توجهشان به هفته نامه صبح صادق بود . اهمیت این موضوع تا چه اند ازه ای بود که چندین بار در صحن علنی مجلس.درکمیسون امنیت ملی و کمیسیون فرهنگی به خاطر هفته نامه صبح صادق وزیر دفاع آن موقع که اقای شمخانی بودند و بنده همراهشان بودم در کمیسیون حضور و پاسخ دادیم در آن زمان آقای محسن میردامادی رئیس کمیسون امنیت ملی مجلس بودند که بیان داشتند این هفته نامه مثل هفته نامه حزب بوده که نسبت به مسائل موضع گیری میکند. استدلالی که بنده طبق قانون برای میردامادی بیان کردم این بود که نشریه سیاسی نمیتواند یک نشریه خنثی باشد باید جهت دار و دارای تحلیل روشنگری باشد و زمانی بر ما ایراد واقع میشود که پس از بررسی ها مشخص شود که خط مشی ما خلاف تدابیر رهبری است. آن زمان که رهبری میفرمایند برخی از مطبوعات در داخل کشور تبدیل به پایگاه دشمن شدهاند، وظیفه سپاه و هفته نامه ما صبح صادق اینست که دشمن را به مردم معرفی کند. این عملکرد سپاه موجب ناراحتی برخی از افراد میشود و به طبع میگویند که سپاه وارد حزب و گروههایی شده است این گروه گرایی نیست بلکه ما در خلا نباید ذهنیتهایی را که
دیگران درجامعه پمپاژ میکنند در موردش قضاوت کنیم باید ببینیم منظورشان چیست؟ سپاه بازوی ولایت است و پیرو خط ولایت است در انتخابات هم به همین شکل بوده سپاه حزب سیاسی نیست که کاندید یا نامزد داشته باشد. طبیعی است که در شرایط جنگ نرم سپاه در انتخابات چند تا مطلب را دنبال کند یکی اینکه تحلیل صحنه و شرایط را زمانیکه دشمنان بدنبال این هستند که در مقولهای مثل انتخابات اخیر مشارکت را کاهش و با شبهه افکنی درصدد ایجاد یاس و نامیدی در جامعه برای عدم حضور مردم بر پای صندوق های رای بودند حال سپاه با مجموعهای از امکاناتی که در اختیار دارد در راستای دعوت مردم در صحنه انتخابات و برای دفاع از کشور و مبارزه با دشمنان وارد صحنه شده است. در انتخابات اخیر دیدیم که که ماهوارهها و شبکههای مختلف به شکلهای گوناگون بدنبال این بودند که با تبلیغات خود مانع حضور مردم به پای صندوقهای رای شوند. سپاه پاسداران که وظیفش دفاع از انقلاب است مسئولیتش در این عرصه چیست؟ سپاه بعنوان پاسدار انقلاب اگر بخواهد دشمنان را خنثی کند کار سپاه متناسب با رسالتش است. سپاه حق ندارد کاندید معرفی کند یا ستادی را برای خود راه اندازی کند و در رقابتها بعنوان
یک حزب عمل کند. در جاییکه دشمن میخواهد اصل انقلاب را با چالش روبرو کند سپاه باید در آن عرصه با دشمن مقابله کند. سپاه و بسیجیان باید دارای تحلیل های قوی باشند گاهی اوقات از این اقدامات سپاه گروه گرایی یاد میشود درحالیکه در حوزه سیاسی ممنوع بوده که سپاه بخواهد یک حزب داشته باشد یا افراد پاسدار وارد حزب شوند ولی اگر انقلاب در معرض تهدید قرار بگیرد دیگر جزو ممنوعیات نیست و جزو رسالت سپاه خواهد بود. چندین سال مقام معظم رهبری فرمودند اقدام سپاه یک اقدام نظامی نیست اقدام سپاه ماموریت سیاسی. اقتصادی.فرهنگی و امنیتی است منتها هرکدام تعریف خاص خود را دارد. *نسیم: نظر شما در مورد اینکه زمانی یک رسانه منتسب به سپاه در انتخابات اخبارش را طوری بیان میکند که درجامعه شائبهای شکل میگیرد که سپاه از فرد خاصی حمایت میکند، چیست؟ باید مورد بررسی قرار بگیرد که آیا از آن ملاک و معیارهایی که بیان میکند همچین موضوعی برداشت میشود یا خیر؟ بلکه معیارها مطرح میشود؛ مثلا در انتخابات افراد به کسی رای بدهند که مردمی و دارای روحیه ضد انقلابی باشد و مقام معظم رهبری در تمام انتخابات همین را میفرمودند که من یک رای دارم و آن رای را هیچ
کس نمیداند. حالا اگر یک نفر بگوید که چون رهبری این ملاک ها را فرمودند پس نظرشان به شخص خاصی است. در حالی که اینطور نیست رهبر انقلاب ملاکها را بیان میکند. رسانههای منتسب به سپاه اگر ملاکها را بیان میکند این رسانه ها در راستای سیاستهای کلان و وکلی نظام گام برمیدارند. نمی توان در زمان انتخابات به هرشخصی رای داد، ما از یک جامعه اسلامی سخن میگوئیم. تفاوت نظام دینی و اسلامی با نظامهای غیر اسلامی دیگر در یک جمله است و اینکه نظامهای غیر دینی و غیر اسلامی به معنای خاص موضع سیاست را قدرت میدانند قدرت برای اینکه یک اموری در جامعه حاصل میشود اما در نگاه نظام اسلامی مفهومش هدایت است یعنی شما در نظام دینی و سیاسی هدف انسان کمال است و خداوند میفرماید که ما خلق کردیم انسانها را بیازمائیم که چگونه عمل میکنند و در معرض آزمون هستند حالا مهم اینکه این آزمون را در محضر چه کسی ببینیم چه خوبه که انسان خود و رسانهاش را در محضر خدا ببیند. یک رسانه بهترین عملش آن عملی است که وقتی یک تیتر را میزند این تیتر هدایت گر و روشن گر باشد نه اینکه گمراهی و ضلالت در جامعه پمپاژ شود و سردرگمی ایجاد کند. رسانه ها باید در معرض
انتخابات معیار درست را انتخاب کنند. *نسیم: به نظر می رسد که در عرصه دفاعی در داخل کشور، در جنگ نرم و سخت قبل و بعد از وقایع 18 تیر سال 78 سپاه به یک برهه متفاوت را تجربه میکند که از لحاظ امنیتی به خصوص در شهر تهران ورود می کند، در خصوص وظایف سپاه در این طور واقعه توضیح دهید؟ مقام معظم رهبری در یکی از دیدارهایی که با فرماندهان سپاه داشتند فرمودند بعد نهادی بر بعد سازمان غلبه دارد به این معنا که سپاه فرزند انقلاب است و باید به نیازهای انقلاب در زمان خود پاسخ دهد. وقتیکه سپاه شکل گرفت وضعیت نا آرامی حاکم بود نظام طاغوت فروریخته بود، یکسری ناامنیهایی در کردستان، سیستان و بلوچستان سپاه شکل گرفته بود. عمدتا متناسب با 8 سال جنگ تحمیلی شاکله نظام شکل گرفت که در گذشته در قالب تیپ و قرارگاه چیز دیگری نبود. دوره ای را در کشور داریم که در آرامش کامل به سر میبرد اما وقتیکه دشمنان برای ضربه زدن به کشور از طریق اقدامات تجاوز خارجی، کودتا، ترور و بمب گذاری مایوس شدند به جنگ نرم متوسل شدند. اولین مقطع زمانیکه که تهاجم فرهنگی دشمن خود را نشان داد در حوزه سیاسی اجتماعی فتنه 78 بود که بنده آن را نمونه کوچکتر از فتنه 88میدانم
در ظاهر تحت عنوان یک اعتراض دانشجویی بود ولی رفتار ها و اقداماتی که صورت گرفت دقیقا نشان داد که یک حرکت برنامه ریزی شده وبه دنبال این بودند که با استفاده از کاریکاتور انقلاب با انقلاب مقابله کنند. مثلا یک پروژه شهید سازی در خیابانهای تهران و دانشگا هها را در نظر بگیرید که افرادی با لباس سیاه حاضر شوند در حالیکه کسی شهید نشده است و روز بعدش یک غیر دانشجویی طوری که گویا چندین نفر کشته شدهاند و تلاش برای اینکه مردم را به خیابانها بیاورند. این مسئله نشان میدهد که دشمنان ما با اقداماتی در حوزه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی موفق شدند افرادی را دچار استحاله کنند و درصد هستند تا انقلاب را از درون به چالش بکشانند یعنی از بیرون چالش و فروپاشی را از داخل نسبت به انقلاب به وجو بیاورند. در نتیجه طبیعی است که رویکردهای سپاه در مواجه با چنین اموری تغییر میکند؛این افراد کسانی بودند که در سال 78 با حرکتهای مردمی برخی از گروهها را مورد هجمه و در واقع یک حرکت مردمی را شکل دادند این همان چیزیست که به نوعی در سال88 تکرار شده بود و با توجه به اینکه مردم طرفدار مظلوم و به دنبال حقوق خودشان هستند این افراد طوری نمایش بازی
میکردند که مردم حقوقشان ضایع شده واین نظام حقوق مردم را نادیده میگیرد. درحالیکه این جریان با حقوق مردم مقابله میکند و سپاه پاسدارن به وظیفه خود به خوبی عمل کرد. ماهیت فتنه 78متهم کردن مجموعههایی از نظام به نادیده گرفتن حقوق مردم و وانمود کردن رویکرد سرکوبگرانه نظام و اینکه باید اصلاحات را در ایران انجام شود بود و اینکه در آن زمان تفکر طالبانی در ایران حاکم بود. اگر به عقبه برخی از این افراد که چنین شعارهایی را میدادند سابقه بدی را نداشته اند. در همان سال 78 یکی از مقامات اسرائیلی بیان کرد که ما در ایران شاهد تحولاتی هستیم که عده ای بعنوان دانشجو دم از حقوق مردم میزنند و در تل آویو، قاهره و نیویورک بعضا همان کسانیکه این اقدامات را می کردند 10 سال بعد بعضا فتنههای بزرگتر را بوجود آوردند و امروز در آمریکا هستند. * نسیم: نقش و نحوه برخورد سپاه در فتنه 88 بعنوان پاسدار از انقلاب به چه شکل بود نحوه برخورد چه طور بود؟ در خصوص سال 88 در ابتدا باید اطلاعاتی را در مورد سناریو و یا نقشه ای که قرار شده بود پیاده شودکسب کرد. شاید به این راحتی نشود به تمام ابعاد و زوایا دسترس پیدا کرد. یکی از رسالتهای رسانهای ما
هم همین بازخوانی اسناد و مدارک است. مقام معظم رهبری فرمودند که رسانهها وظیفه سختی را در شرایط کنونی دارند؛ در جمع دانشجویان فرمودند زمانی میرسد که ما نیستیم ولی شما هستید. در سال 88 فشارها نشان میداد که سالهای سال این فتنه برنامه ریزی شده بود و مجموعههایی پشت صحنه سرکار و فعال بودند تا این اتفاق رخ دهد. در فتنه 88 داستان، داستان براندازی است. براندازی توسط کسانی که زمانی در انقلاب سابقه خوبی دارند ولی دچار استحاله شدند و آن قدر بی بصیرت هستند که بازیگری که در نقشه ای که دشمن طراحی کرده بازیگری میکنند. مدل مدل انقلاب رنگی است و انتخابات بستر پیاده سازی این مدل است یعنی استفاده از مردم منتها با تحمیل این ادعا که میخواهم از مردم دفاع کنیم حال سپاه وقتیکه با چنین مسئله ای مواجه میشود که انقلاب با توطئهای از جنس فتنه مواجه است قطعا ورود پیدا خواهد کرد. فتنه یعنی یک وضعیت خاص اجتماعی که در آن حالت تشخیص مسائل سخت و برخی نمیفهمند که چه کسی درست میگوید. میرحسین موسوی ادعایی را میکند و برخی از مردم میپذیرند که حق با اوست. عدهای که میگویند حق با موسوی است به خاطر اینکه در آن شرایط هستند و برخی از
رسانهها به گونهای به این مساله پرداختهاند که هیچ اساس و پایه ای ندارد. شخصی به نام موسوی سخنانی را میزند که زمانی در انقلاب اسلامی، نخست وزیر و مورد حمایت نیروهای انقلابی بوده است و قاعدتا فتنه به دست کسانی به وجود می آید که سابقه خوبی را در عقبه خودشان دارند. در زمان امام علی کسانی مثل زبیر که سابقه خوبی را در اسلام داشتند فتنههایی را ایجاد کردند. حال سپاه با توجه به رسالتی که برعهده دارد این صحنه را رصد میکند یعنی این رصد هوشمندانه یکی از وظایف سپاه است و متناسب با رصدی که میکند هشدار لازم را هم میدهد. یعنی وقتی که شما یک نهادی را دارید که باید پیش بینی کند و برای پیشگیری هم باید هشدار دهد. اگر سیلی بیاید و منطقهای ویران شود آیا حق نیست که عدهای سوال کنند که چرا سازمان هواشناسی در وظیفه خود کوتاهی کرده است؟ قطعا رسانهها این امر را زیر سوال خواهند برد. سپاه در حوزه تهدیدات گوناگون وظیفه اش پیش بینی و رصد است و متناسب باید وظایف خود را انجام و هشدارهایی راداده و آگاه سازی کند. یکی از اقدامات سپاه در موضوع فتنه 88 بود. که در آن موقع بنده سمت معاونت سیاسی سپاه را داشتم هفته نامه صبح صادق در روز
دوشنبه 18خرداد سال 88 تیتری را با عنوان مردم ایران هرنوع انقلاب مخملی را با هوشیاری را در نطفه خفه خواهد کرد درج کرده بود که مصاحبه شخص بنده هم بود. وقتیکه سپاه صحنه را، شبکههای اجتماعی، نوع شعار و رنگ سبز را رصد میکرد خوب به طبع پیش بینی میکرد اتفاقاتی در حال رخ دادن است. میان کاندیداهایی که با یکدیگر هم رقابت میکنند کاندیدی به دلایلی از همه در نظر سنجیها جلوتراست و یک جریانی به شکلی هدفمند بیان میکند که کاندیدای ایکس پیشتاز و رای اول را دارد و اگر تقلب نشود رئیس جمهور خواهد شد و قصد داشتند همان مدل انتخابات رنگی که با کمک برخی از رسانههای غربی در قرقیزستان، اوکراین و شوروی سابق رخ داد در ایران هم پیاده کنند. کاملا طبیعی است که سپاه براساس وظیفه ای که برعهده دارد اطلاع رسانی وشفاف سازی کند که درمقابل با هجمههایی روبرو شدیم که گفتند سپاه براین مطلب واقف بود که این جریان میخواهد مردم را وارد صحنه کند. آن تعدادی که مظلوم نمایی کردند و کشتههایی را در دست نظام می گذاشتند و نظام را متهم به انواع فساد میکردند با یک حرکت مردمی قصد داشتند تا نظام و سپاه را در تنگنا قرار دهند. در این شرایط سپاه در خصوص
آگاه سازی و بصیرتافزایی اقدامات اساسی را انجام داد. اولین کاری که باید انجام میشد روشن گری بود تا تشخیصها آسان تر میشد که سپاه قبل از اینکه این اتفاقات رخ دهد توانست پیش بینیهایی را داشته باشد که نکته قابل توجه اینست که پیش بینیهای سپاه به حدی درست بود که برخی از غربیها گفتند که این فتنه توسط سپاه شکل گرفته است. در کدام یک از انتخابات رنگ سبز به این شکل نمایان بود و کشور شاهد همچین اردوکشیها بود؟ اقدام دیگر سپاه رصد و شناسایی فعالیتهای واسطهها و کانونهایی بوده که قصد داشتند این صحنه را هدایت کنند و باعوام فریبی مردم را در برابر نظام قراردهند. سپاه شبکهها را به خوبی شناسایی و با هماهنگی قوه قضائیه به موقع اقدامات لازم را انجام داد. اقدام دیگر سپاه جلوگیری از توسعه پیدا کردن و گسترش دامنه ی ناآرامی هایی بود. که در این میان مردم مظلومانه مورد آسیب هایی قرار گرفتند. در فتنه سال 88 شاهدیم که بسیجیان در حوزههای مختلف حضور پیدا کردند و حاضر بودند که خودشان لطمه ببینند. جریان فتنه به دنبال این بودند تا نیروهای حافظ امنیت را با مردم مواجه کنند در این شرایط یک هوشمندی را در نیروهای انتظامی، نیروهای سپاه
و بسیج میبینیم که درجاهایی سعی کردند خودشان آسیب ببیند ولی به مردم لطمهای وارد نشود. انقلاب ما مردمی است پس قرار نیست با مردم مقابله شود. اما اینکه قرار باشد با نیروهای مخل امنیت مقابله شود اینجاست که به هوشمندی و بصیرت سپاه نیاز است. جریانی که احساس میکرد و برآوردش این بود که حتما در این حرکت پیروز میدان خواهد بود بی محابا به جنگ با نظام وارزشها برمیخیزد در اولین گام در روز قدس شعار "نه غزه نه لبنان" را سر میدهند. حتی یک عده از کسانیکه فکر میکردند واقعا تقلب شده است اینجا با یک مسله جدیدی روبرو میشوند و برایشان این سوال مطرح میشود که اینها هیچ ارتباطی با انتخابات وادعای ما دارد؟ جلوتر در 13 آبان و شعارهای جدیدی مبنی بر مرگ بر روسیه مرگ بر چین سر داده شد و مرگ بر آمریکا فراموش میشود. میایم جلوتر روز 16آذر و شعارهای نه استقلال نه آزادی جمهوری اسلامی را سر میدهند. تا اینکه روز عاشورا این حرمت شکنیها به ساحت مقدس اباعبدالله صورت میگیرد که دیگر اینجا مردم کاملا هوشیار شدند و سعه صدرشون پایان و خودجوش 9دی را علیه فتنه بوجود آوردند و این جوشش مردمی این جریان فتنه را از جامعه عقب زد و امروز هم برخی از
همان آقایان که باید الان به خاطر خیانتهایی که کرده پاسخگو باشد مدعی میشود که طلبی داشتیم و از طلب خودمان بخاطر نظام گذشتیم. طلب ما از نظام یعنی چی؟ یعنی شما معتقدید واقعا تقلب شده بود؟ ترکان مشاور رییس جمهور با صراحت در برنامه زنده تلویزیونی شناسنامه گفت ما هیچ دلیلی و مدرکی مبنی بر تقلب در انتخابات سال 88 نداریم. بسیاری از کسانیکه میخواهند منصفانه صحبت کنند میگویند که هیچ تقلبی صورت نگرفته بود. تمام کسانیکه در دادگاهها حاضر شدند اعترافاتشان وجود دارد هیچ دلیل و مدرک و سندی نداشتند و بعد ها گفتند که بله ما نسبت به فرایند انتخابات اعتراض داشتیم. میرحسین موسوی جمعه شب در رسانه های داخلی و خارجی با صراحت نشان داد که آرای مردم برای من بوده است و بعد به هوادارها بشارت داد و گفت آماده باشید برای جشن بزرگ پیروزی. صندوق ها باز نشده بود و رای گیریها صورت نگرفته بود. صبح روز شنبه موسوی بیان کرد تقلب شده است یعنی 10یا 11میلیون رای مرا به جیب کس دیگهای ریخته اند. کشور را با یک دروغ بزرگ دچار بحران، ناآرامی و اغتشاشات بردند. نظام اسلامی رافتش آن قدر بالا است که امروز ما یک پررویی را در فتنه گران میبینیم که بدنبال
این هستند که کروبی آزاد شود. برخی از افراد در سال 88 شعارهایی را سر دادند که باید از ان افراد پرسید که شما در فتنه 88 چندسالتان بود؟ اصلا داستان 88 چه بود؟ برخی کسانیکه در فتنه 88 در خیابان ها دستگیر شدند اصلا سنش به سن رای دادن نرسیده بود و اگر هم رسیده بود اصلا رای نداده بودند. اینجاست که جوانان ما باید هوشیار باشند. در جنگ نرم دشمن مهندسی ادراکات و احساسات را مهندسی میکند. جوانان ایران باید بصیرو آگاه باشند و بازیچه دست دیگران قرارنگیرد. یعنی هرکسی شعاری داد نباید پیروی کنند چرا که همان افراد آمدند و شعار نه غزه نه لبنان را سر دادند به این معنا که باید کروی و موسوی آزاد شوند به هرحال یک انقلابی رخ داده و نظامی صورت گرفته است. ودر دهها سال مجاهدت خونهای زیادی ریخته شده است. باید روشنگریها یی که در دوران گذشته بوده استمرار داشته باشد وامروزه هم سپاه نیز این این نقش را مثل گذشته برعهده دارد و قطعا دنبال خواهد کرد. *نسیم: شخصی از درون این افراد میگوید که نظام طی دوران گذشته تخلیه استراتژیک شده و در زمان خاتمی تا پایان دولت اصلاحات ایران در اوج قدرت خود در منطقه بوده است و هیچ مساله ای در منطقه بدون حضور
ایران محقق نمی شده است و طی 10 سال گذشته خیلیها سعی کردند ایران را تخلیه استراتزیک کنند و از قدرت ایران در منطقه کاسته شود؟ نظر شما چیست؟ هرکسی که این حرف را زده قطعا فاقد فکر استراتژیک است. قطعا شناختی از مسایل سیاسی و منطقه ای ندارد. اگر ایران در دوران خاتمی در اوج قدرت بود و تاثیر گذار بود و همه حساب میبردند پس نامه 127 نماینده مجلس ششم گفتند که اگر آمریکا حمله کند ایران را اشغال و ما هیچ راهی جز تسلیم نداریم چیست؟ متاسفانه صحبتهای بهزاد نبوی که میگفت که ما میترسیم و اگر امریکا بیاید بایدکوتاه بیاییم چیست؟ اگر ایران دراوج قدرت بود پس چرا گفتند که ما چاره ای نداریم که پروتکل الحاقی را بپذیریم. چرا آقایان گفتند که اگر پرونده ما به شورای امنیت نرود تعلیق را بپذیریم و فعالیت های هسته ای را تعلیق کردند. اما وضعیت امروز در سال 88 با آن زمان از زمین تا آسمان متفاوت است. امروز ایران یک کشور هستهای است که وارد باشگاه هسته ای شده و دستاوردهایش زیاد شده است. به گونه ای که آمریکایی ها که در گذشته مطرح میکردند ایران نباید چرخه سوخت و غنی سازی داشته باشد و شرط مذاکره با ایران را توقف همه فعالیتها اعلام میکردند
امروزه به ناچار به رغم تحریم ها و تهدیدهایی که اعمال میکنند میگویند ما چاره ای جز مذاکرات نداریم . امروز جمهوری اسلامی بعنوان یک کشور قدرتمند و تاثیر گذار در منطقه شناخته شده است. جنگ 33 روزه 22 روزه 8 روزه در چه دورانی رخ داد؟ آیا این سه جنگ معادله قدرت را در منطقه به ضرر ما تغییر داده یا به نفع ما؟ دراین سالها بوده یا در زمان خاتمی؟ آمریکایی ها که در زمان خاتمی عراق را اشغال کردند در منطقه به دنبال تقویت موضع و نفوذ خودشان بودند وایران را محاصره کرده بودند به گونه ای که برخی ها در داخل از همین مشارکتی ها چاره را جز کوتاه آمدن نمیدیدند تنها به این دلیل که محاصره شدیم. درچه سال هایی کمر آمریکا در عراق شکست؟ بحرانی که در سوریه بوجود آوردند تا موقعیت ایران را تضعیف کنند. این بحران امروز به نفع ما در حال رقم خوردن است یا به ضرر ما؟ اتفاقا روز به روز در این سالها نفوذ استراتزیک ما در منطقه افزایش پیدا کرده نه تنها تخلیه استراتژیک نشدیم بلکه توانمندی هایمان در حوزه های مختلف روزافزون شده است. هم درمنطقه هم در توانمندی های داخلی. متاسفانه باز باید گفت صد بار جای تاسف وجود دارد که یک عده ای خود کم بین هستند و
کشور دستاوردش و موفقیتهایش را نمیخواهند ببیند همیشه غرب را در نظر خودشان بزرگ میبیند همیشه یک حس خود کم بینی نسبت به مملکت خودشان و دانشمندانشان دارند که این موضوع نقطه مقابل دیدگاه نیروی انقلاب و حضرت امام است.مثلا در دانشگاه های ما هستند که تعداد معدودی افراد و اساتیدی که غیر از سیاه نمایی کار دیگری را انجام نمیدهند و قبله آرزوهاشان آمریکاست و عناصری از دوران گذشته مثل رضاخان را تنها میبینند. آیا امروز چرخه سوخت در ایران یک عامل قدرت استراتژیک است یا نیست؟ الان اوباما افتخار میکند که با توافق ژنو ما توانستیم روند پیشرفت را کنترل کنیم و بعد میگه که در گذشته ایران کمتر از 250 سانتریفیز داشته در حالیکه الان 19000 سانتریفیوژ دارد ما ابزارهای قدرتمان ر روز به روز بیشتر شده است. یک جریان به هر دلیل نمیخواهد این عوامل قدرت را ببیند و چون نمیخواهد ببیند اینگونه تحلیل میکند که ایران تخلیه استراتژیک شده است. اگر روند سی و پنج ساله انقلاب را نگاه کنیم شاهد دو واقعیات خواهیم بود روند رو به جلو و توسعه قدرت جمهوری اسلامی و روند رو به افول قدرت نظام سلطه با محوریت آمریکا. در گذشته وقتی آمریکاییها ما را تهدید
میکردند 10 سال قبل ما را تهدید میکردند بعد از حمله به کردستان عراق همین مدعیان میگفتند که اگر آمریکا به ما حمله کند نمیتوانیم کاری کنیم و ایران اشغال میشود و مثل جنگ اول و دوم همه چی را از دست خواهیم داد و چه بهترکه رهبری جام زهر بنوشد که نامه اش موجود است. اصلاح طلبان مجلس ششم خیانت کردند که به رسانهها پیام دادند که ما ضعیف هستیم آیا این خیانت نیست که نمایندگانی به دشمن اعلام کنند که اگر شما آمدید و حمله کردید ما کاری از دستمان برنمی آید. اما امروز در این 10 ساله آمریکایی ها و اسرائیلیها ایران را تهدید کردند ولی نتوانستند عملیاتی کنند . با توجه به توانمندیهایمان غربیها اذعان دارند که حمله به ایران یک حماقت است. جالب اینکه اخیرا غربیها وآمریکایی ها در توجیه مذاکرات با ایران می گویند گزینه دیگری نداشتیم چه طوراست که تا قبل که میگفتند همه گزینه ها علیه ایران روی میز است. *نسیم: در خصوص نقش سپاه در مسئله سوریه توضیح بفرمائید؟ بارها مسئولین سپاه اعلام کردند که سپاه در مسائل سوریه یک نقش مستشاری و انتقال تجارب را برعهده دارد و این تجاربی که از انقلاب اسلامی به سوریه منتقل شد راه گشا بود به خصوص در حوزه
دفاع مردمی چونکه به هر حال ملت سوریه و نظام سیاسی گرفتار یک بحران منطقه ای و بین المللی شده اند . تجارب ایران به ملت سوریه بسیار کمک کرد. امام فرمودند ما حاضریم تجارب خود را در اختیار نهضتهای آزادی خواه قرار دهیم. نقش سپاه در مسائل سوریه نقش هدایت و کمک کردن با بهره گیری از تجاربی که اندوخته خودمان بوده میباشد. آموزش 10 هزار نیروی مردمی شاید مهمترین خدمتی بود که ملت ایران با تجارب خود به مردم سوریه کرد. حکومت دست نشانده استکباری به دنبال تجزیه و ساقط کردن سوریه بودند درحالیکه امروز میبینیم با حمایتهای که از سوی ملت خود برخوردار پابرجاست. ولی مهم اینست که این حمایت را مردم و دولت چه طور باید پشتیبانی کنند؟ که شاید این یکی از مهمترین مسئله های بود که از ناحیه انقلاب اسلامی به سوریه منتقل شد. * نسیم: در خصوص توافقنامه ژنو برخی گفتند که بهترین دستاوردی بوده که می توا نستیم داشته باشیم آیا شما موافقید؟ و چشم انداز مذاکرات به نظر شما به چه سمت و سویی کشیده خواهد شد؟ معتقد هستم نسبت به توافقنامه ژنو نباید نگاه سفید و سیاه داشت. به این معنا که نباید ذوق زده شویم و بگویم که توافقنامه ژنو سند افتخار ماست و فتح
الفتوحه کرده ایم واگر مسائل هستهای برطرف ، تحریم ها برداشته و غنی سازی ما به رسمیت شناخته شد بگوییم که کار تمام شده است .این نگاه را نباید داشته باشیم و از طرفی نباید یک نگاه کاملا سیاهی را به این توافق نامه داشته باشیم بدین معنا که همه چی از دست رفت و در ردیف قرارداد عهد قجر و ترکمانچای قراردهیم و اینکه برخی هم از آن به عنوان جام زهر یاد میکنند، این هم نگاه درستی نیست یعنی نه نگاه خوش بین نه ذوق زدگی و نه بدبینانه، به شکلی که همه چیز از دست رفت و یک سند ذلت است. به نظرم نگاه سومی را میتوان داشت که واقع بینانه تر است به هرحال ایران از ابتدای مسئله هستهای، منطقش منطق مذاکره و گفتگو بوده است اینکه بعد از 10 سال با حضور بر پای میز مذاکره آمریکایی ها بگویند که تحریمها بالاخره ایران را به پای میز مذاکره آورد این حرفی غلط و شیطنت است. ما از زمان آقای خاتمی در سال 82 در دوره های مختلف مذاکره داشتیم و خطوط ما خط مذاکره است برای احقاق حق و تثبیت حقوق ملت. در حال حاضر بنا به دلایلی غربیها انعطافی را نسبت به گذشته به خرج دادهاند که در متن توافقنامه نیز قید شده است آن ها حاضر نبودند ایران دارای چرخه سوخت در داخل
باشد و رهبری هم اعلام کردند نرمش قهرمانانه در حوزه ی دیپلماسی یعنی یک اقدام هنرمندانه برای رسیدن به پیروزی و از طرفی موضوع هسته ای را با یک نگاه برد برد باید به پایان ساند. ما مجموعه ای از اقدامات را در راستای اعتماد سازی انجام میدهیم تا طرف مقابل اطمینان خاطر برایش حاصل شود. ماهیت فعالیتهای هستهای ایران صلح آمیز و مشروط براینکه حقوق مارا هم به رسمیت بشناسد و تحریمهای را که با این بهانه در این سالها اعمال کرده اند حذف کنند. در مذاکرات ژنو طرف های مذاکره کننده به نقطه ای رسیدند که گام اول محسوب میشود .پس از آن گام نهایی را داریم که برای رسیدن به آن باید میان گام اول و گام نهایی گامهای دیگری نیز برداشته است. اگر گام اول را بررسی کنیم میبینیم که در آن یک امتیازاتی داد شده و یک امتیازاتی گرفته شده که ممکن است این امتیازات با یکدیگر برابری کند که اینجا بحث ملاک و سنجش ماست. آمریکاییها به هیچ وجه حاضر نبودند اصل غنی سازی را به رسمیت بشناسند در حالیکه دراین متن آمده که این امر میتواند محقق شود و این نکته قابل توجهی است و از ان طرف اقدامات اعتماد سازی ایران مشخص شده، منتها افرادی هستند که از یکسو خیلی
خوشحال و خوش بین بوده و فکر میکنند آن چیزی که این جا آمده با همین برداشتی که دارند تا آخر هم همین میماند و البته عده ای هم هستند که بدبین هستند و میگویند واژه ها دو پهلو است. اوباما اخیرا صحبت کرده که حق صنعت غنی سازی در ایران به رسمیت شناخته نشده، لاوروف بیان کردند که حق غنی سازی را درتوافق نامه به رسمیت شناختیم که این امر نشان میدهد که متن توافق نامه به گونهای است که میتوان برداشتهای دو پهلو از آن داشت. اینجا باید خطوط قرمزی که اقا فرمودند تا اخر رعایت شود و اگر طرف های مقابل خواستند از این خطوط عبور کنند ما باید از این توافقنامه خارج شویم. اقا فرمودند که به مذاکرات خوش بین نیستم ولی حالا اگر که نتیجه داد که چه خوب و اگر هم نتیجه نداد از ناحیه ی مذاکرات به کشور ضرری نخواهد رسید منتها مشروط به اینکه مردم بدانند چه اتفاقی دارد می افتد و تحت تاثیر بیگانگان قرار نگیرند. بنده برداشتم این است که با توجه به اینکه ما در گام اول نباید قضاوت نهایی را داشته باشیم که بگوییم این کار خوب بوده و سند افتخارماست یا بگوییم ترکمن چای بوده، باید تلاشمان این باشد که این توافق نامه در راستای تامین منافع ملی امنیت ملی و
تامین حقوق ملت هدایت شود. خطوط قرمزها و حق غنی سازی در ایران باید همان طوری که در معاهده ان پی تی درهمه کشورها به رسمیت شناخته از ناحیه غرب به خصوص آمریکا مورد اذعان قرار گیرد. فعالیتهای هستهای ما باید استمرار داشته باشد مواد هستهای باید در ایران باشد و هرگونه اقدام اعتماد سازی باید در راستای لغو تحریم ها و قطعنامه شورای امنیت باشد. در 16آذر شاهدیم که دانشجویان با توجه به حضور ر ئیس جمهور در دانشگاه شهید بهشتی شعار انرژی هسته ای حق مسلم ماست را سر دادند و آقای روحانی نیز براین اصل تاکید داشتند که غنی سازی، چرخه سوخت و فناوری آن از حقوق هسته ای ایران است. پس نباید قضاوت نهایی داشته باشیم ولی باید مراقبت کنیم چون طرف نهایی ما قابل اعتماد نیست و این رفتارهای روزهای گذشته در مذاکرات ژنو نشان داد که قابل اعتماد نیستند و اینکه میگویند گزینهها ی مختلف بر روی میز است خوب ملت ایران هم گزینه های خود را دارد. مقام معظم رهبری هم فذمودند اگر مذاکرات به نتیجه رسید که خوب اگر هم به نتیجه نرسید ظرفیت فکری ملت ایران میرود بالا. اینکه ظرفیت میرود بالا یعنی اینکه برخی در داخل خوش بین هستند و اعتماد میکنند به دشمن و
میگویند که مذاکره کنیم. زمانیکه ظرفیت این افراد افزایش یابد ماهیت و کینه توزی دشمن را بهتر میفهمند که دشمن خیر ما را نمیخواهد و میفهمند که به دشمن امیدی نیست که از طرف دشمن برما گشایشی شود و اینکه حل مشکلاتمان ما در گرو مذاکره و توافق است در حققیت باید در راستای کاهش تحریمها و فشارها قدم برداریم به هر حال این واقعیتی است که ما در مواجهه با نظام سلطه شاهد آن هستیم ، لذا نباید تصور کنیم میتوان به دشمن اعتماد کرد تا به دنبال آن فشار ها برداشته شود. باتوجه به فرمایشات رهبری زمانیکه ظرفیت فکری بالا می رود مسئولین متوجه میشوند که باید روی پای خود بایستند یعنی باید چشمها را از امید داشتن به گره گشایی از ناحیه خارجی به سمت ظرفیتهای داخلی ببریم واز طریق اقتصاد و جهاد مقاومتی تلاش کنیم. به حمدالله کشورما به لحاظ گستردگی اقتصادی، جمعیت و تنوع آب و هوایی، منابع، ذخایر و استعداد جوانان از ظرفیت بالایی برخوردار است. اگر نگاهی در داخل باشد که باید یک جهاد اقتصادی داشته باشیم مشکلات ما حل خواهد شد. بنده فکر میکنم شعارهای رهبری در سالهای اخیر در حوزه های مسائل اقتصادی در راستای اصلاح الگوی مصرف اقتصادی جدی گرفته
نشده که اگر چنانچه جدی گرفته شود میتوانیم بسیاری از مشکلات را حل کنیم. مثل زمان جنگ که اگر جدی در حوزه اقتصادی جهاد کنیم قطعا شاهد برکات این جهاد خواهیم بود برخی متاسفانه به دنبال این هستند که به جای روحیه و جهاد اقتصادی مبارزه اقتصادی را در جامعه به راه بیندازند و امید به دشمن را برای گره گشایی ترویج دهند. این مساله خیلی خطرناک و یک اشتباه راهبردی است و رسانه ها باید جلوی تقویت این نگاه را در جامعه بگیرند که ما چارهای نداریم این حرف غلط که ما چاره ای نداریم مثل اینکه خرمشهر را دشمن گرفته و مابگوییم چارهای نداریم . دشمن خرمشهر را با پشتوانه ای که داشت تبدیل به یک دژ ثاتیر ناپذیر کرد. امام فرمودند خرمشهر را خدا آزاد کرد وقتیکه مجاهدت صورت گرفت و خرمشهر آزاد شد خداوند هیچ راه سلطه کفاری را برمومنین قرار نداده پس اگر می گوییم راهی نیست اشتباهی که خودمان داریم مرتکب میشویم. حالا راه چیه؟ راه مجاهدت است مجاهدتی که اگر به معنای دقیق کلمه صورت بگیرد این روحیه را در جامعه تقویت خواهد کرد. *نسیم: دولت یازدهم 100 روزه کاری خود را رد کرده و رئیس جمهور براساس وعدهای که داده بودند گزارش کاری خود را ارائه دادند؟
برآورد شما از عملکرد دولت جدید در حوزه های مختلف چیست؟ برای قضاوت فعلا زود است چون برخی از موضوعاتی که میتوان از آنها بعنوان موفقیت یاد کرد نیاز به زمان دارد. اما معتقدم به اندازه کافی در رسانهها نسبت به گزارش 100روزه رئیس جمهور مطالب منتشر شد و مردم این انتظار را نداشتند که گزارش 100 روزه سبک و سیاق مناظره ای، انتقادی و تبلیغاتی را داشته باشد. چونکه گذشته هر چی بوده در جای دیگری باید بررسی شود امروز باید ببینیم چه کارهایی را ما انجام دادهایم و خیلی از کارشناسان در موردش اظهارنظر کردند. انصاف از شاخههای اعتدال بوده که در گزارشها انصاف کمرنگ است. وقتی در کشور اعلام شود که خزانهاش خالی است این با واقعیات موجود هم خوانی ندارد وبیشتر بعد سیاسی را به خود میگیرد وقتیکه از گذشته بیاناتی مطرح شود یک ذهن منفی در مردم بوجود میآید و عدم اشاره به موفقیتها دور از انصاف است. درکشورما اولویتها اینها نیستند و همه افراد باید از طرح مسائل برای برقراری انسجام و و حدت دوری کنند. وقتی که مطلبی بیان میشود طرف مقابل نیز احساس میکند که باید اقدامی را انجام دهد. همه گروهها و جریانها باید هوشمندانه عمل کنند و ببینند
که امروز شاخصهای منافع ملی و انسجام داخلی چیست؟ اگر از این موضوعات نخواهیم خارج شویم نمیتوانیم گره گشایی کنیم. * نسیم: تیم سیاست خارجی دولت یازدهم یک برداشت جدیدی را در دیپلماسی به نام دیپلماسی فیس بوکی با مخاطبان داخلی و خارجی در پیش گرفته است. به نظر شما آیا در دیپلماسی قبلی نقدی وجود داشته که این دولت به این نوع دیپلماسی متوسل شده است؟ برای ارزیابی نیاز به گذر زمان است در مورد مسئلهای نمیتوانیم قضاوتی داشته باشیم که آیا این روش مناسب است یاخیر؟ وقتیکه ما رسانهای داریم که میتوانیم با آن رسانهها گفتگو داشته باشیم و یا دارای خبرگزاریهای معتبردر داخل هستیم. اساسا ورود به عرصه فیس بوک آن هم در کشوری که قوانین و مقرراتش را ه خاصی دارد و این فضاها فضاهای هجمه بوده قابل تامل است. به دبنال این مسئله برخی به دنبال این هستند که فیلترینگ خود را بردارند و این جملهای که گفته شد بهترین فیلترینگ خود افراد هستند حتی در بحث نشر و کتاب محل تامل است. برخی از مسئولین باید از اوباما و همسرش این مطلب را درس بگیرند که گفتند ما به دخترمان تا به سن 18سالگی نرسند اجازه ورود به فیس بوک را نمیدهیم. نمیتوان تاثیرگذاری را در
دیپلماسی در حال حاضر بررسی و به شکل کامل ارزیابی کرد. چون مهم این است که بتواینم با روشهای مناسب دیپلماسی منافع و امنیت ملی را تامین کنیم این موضوع را در یک دوره ی زمانی مشخص میتوان ارزیابی کرد.