"عبدالباری عطوان": نشست پاریس، سردرگمی کشورهای عضو ائتلاف ضد داعش را ثابت کرد

کدخبر: 1004802

سردبیر روزنامه "رای‌الیوم" نوشته که تصمیمات نشست موسوم به ائتلاف بین المللی ضد داعش در پاریس، نشان دهنده میزان سردرگمی و نبود هیچ راهبرد روشنی درباره چگونگی مقابله با داعش است

"عبد الباری عطوان" سردبیر روزنامه رای الیوم چاپ لندن درمقاله امروز خود نوشت: وضع تاسف بار حاکم بر نشست موسوم به ائتلاف بین المللی بر ضد «جهادیها» که در پاریس با حضور بیست و شش کشور برگزار شد، گویای بهترین تعبیر از علت های نفوذ تشکیلات داعش در عراق و سوریه و تسلط بر بخش های وسیعی از دو کشور پس از گذشت کمتر از یک سال از خطبه ابوبکر البغدادی رئیس این تشکیلات در مسجد النوری در موصل است.

عطوان افزود: این نشست دو تصمیم مهم اتخاذ کرد که نشان دهنده میزان سردرگمی ، ضعف و نبود هیچ راهبرد روشنی در میان کشورهای عضو آن درباره چگونگی مقابله با تشکیلات داعش است.

تصمیم نخست، حمایت از طرح نظامی و سیاسی دولت عراق برای بازپس گیری مناطق اشغال شده از سوی داعش با اولویت الرمادی است و این به معنای حمایت از طرح « لبیک یا حسین» است که پس از انتقادات زیاد بویژه از سوی مقتدی صدر، از نامگذاری آن که رنگ ولعاب قومیتی داشت، به «لبیک یا عراق» تغییر نام داد.

تصمیم دوم: ضرورت تسریع در آغاز روند سیاسی در سوریه تحت نظارت سازمان ملل به منظور دستیابی به راه حلی که از خونریزیها جلوگیری و تمامیت ارضی این کشور را حفظ کند.

در ادامه این مقاله آمده است: آقای حیدر العبادی نخست وزیرعراق، که در نشست پاریس شرکت کرده، ائتلاف بین المللی را به شکست در مقابله با نفوذ و پیشروی سریع داعش متهم کرده است اما اذعان نکرده که وی یا نیروهایش مقصر بودند؛ نیروهایی که آمریکا از ده سال پیش از آموزششان دست نکشیده و بیست و پنج میلیارد دلار برای مسلح کردن آنها هزینه کرده است.

بمباران هوایی آمریکا که در آستانه دومین سال خود است، نتوانسته کامیونهای بمب گذاری شده را متوقف کند؛ همچنین آموزش فشرده ارتش عراق از سوی پنج هزار کارشناس نظامی آمریکا، نتوانسته از فرار نیروهای این ارتش حتی قبل از آغاز درگیریهای نظامی، جلوگیری کند.

این مقاله مدعی شد: آقای حیدر العبادی خواهان آن است که آمریکا همه کار را برای دولتش انجام دهد از جمله اینکه به «آزاد سازی» شهرهایی مانند الرمادی، موصل و فلوجه اقدام کند که ارتش وی از آنها دفاع نکرده است ؛ چرا که نه، مگر همین آمریکا نبوده که عراق را اشغال و نظام صدام حسین را سرنگون و «عراق جدید» را بر روی ویرانه های حکومت قبلی بنا کرده است؟ و به عراقی ها وعده تشکیل کشوری دمکرات و نمونه داده که آسایش و ثبات بر آن حکمفرما باشد و کشورهای همسایه آرزوی کشوری مانند آن را داشته باشند؟

عطوان افزود: طرح نظامی وسیاسی آقای العبادی که مورد حمایت نشست پاریس قرار گرفت، مبتنی بر اصل کمک گرفتن از نیروهای بسیج مردمی متشکل از شبه نظامیان شیعه و برخی نیروهای عشایر سنی یعنی بقایای «نیروهای بیداری» است که ژنرال دیوید پترائوس در سالهای دو هزار و شش تا دو هزار و هشت زمانی که فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق بوده، اقدام به تاسیس آن کرده است.

مشکل این است که برخی از این شبه نظامیان زیر نظر دولت عراق فعالیت نمی کنند و تحت فرمان آن نیستند این در حالی است که اعتماد کردن به نیروهای سنی «بیداری» که هر لحظه ممکن است وفاداری آنها دستخوش تغییر شود، نیز دشوار است.

خود ژنرال پترائوس درباره سخنان دو روز گذشته خود در مصاحبه با یک شبکه تلویزیونی آمریکایی درباره موفقیت طرح مقابله با داعش، دچار شک و تردید شد و گفت: داعش دشمن قدرتمندی است که شکست دادن آن دشوار است و بسیاری با وی در این زمینه موافق هستند.

در ادامه این مقاله آمده است: بعید نیست که نیروهای عراقی پشتیبانی شده از سوی نیروهای بسیج مردمی، و نیروهای بیداری عشایر در بازپس گیری شهر الرمادی موفق شوند اما اگر در این ماموریت پیروز نشوند، چه اتفاقی می افتد؟ آیا نیروهای داعش در شهر کرد نشین عین العرب یا کوبانی در سوریه متحمل شکست سختی نشدند؟ پس از آن چه اقدامی کردند؟ آیا پس از گذشت کمتر از دو ماه از این شکست، شهرهای الرمادی و تدمر(به فتح تاء وضم میم) را به کنترل خود در نیاوردند؟ و گذرگاه «التنف» را در مرزهای عراق و سوریه تصرف نکردند؟ و اکنون به سمت شهر اعزاز در شمال غربی سوریه نزدیک به یکی از مهمترین گذرگاههای معابر سوریه با ترکیه در حال پیشروی هستند.

عطوان در ادامه با اشاره به تسلط داعش بر بخش های زیادی از مناطق مرزی در سوریه و عراق نوشت: حمایت عربستان، قطر و ترکیه از ارتش «فتح» که جبهه النصره، وگروه«احرار الشام» وابسته به تشکیلات القاعده، ستون اصلی آن را تشکیل می دهند، چه بسا داعش را وادار کند که به عملیات انتقامجویانه علیه این ارتش(فتح) و حتی علیه ترکیه که حامی این تشکیلات است، اقدام کند به طوری که برخی ارزیابی ها موید آن است که حدود سه هزار نیروی وابسته به داعش در عمق خاک ترکیه حضور دارند که به عنوان هسته های خفته ای محسوب می شوند که هر لحظه می توان آنها را فعال کرد؛ درست مانند هسته های مشابه(داعش) در منطقه شیعه نشین الشرقیه در عربستان سعودی، که اکنون فعال شده اند.

سردبیر رای الیوم سپس افزود: تشکیلات داعش فقط در عراق و سوریه پیشروی نمی کند بلکه در لیبی نیز اینگونه است به طوری که «سرت» زادگاه معمر قذافی را به امپراتوری خود اضافه کرد و اکنون به سمت «الجفره» و«سبها» در جنوب لیبی در حال پیشروی است.

آنچه در لیبی اتفاق افتاده است، تکرار سناریوی عراق است؛ چرا که طرفداران نظام سابق لیبی که از اقدام «انقلابیون» در منزوی کردن و به حاشیه راندن آنها رنج می بردند، به جرگه داعش پیوستند و با رئیس داعش بیعت کردند. و بسیاری از مردم لیبی که از هرج و مرج شبه نظامیان، اقدامات و فساد آنها رنج برده و می بردند، ترجیح می هند که از داعش حمایت کنند به این امید که از این محنت ها خلاص شوند؛ درست مانند افغانی ها که از شبه نظامیان طالبان استقبال کردند واهالی موصل یا اغلب آنها که در تلاش برای امنیت و ثبات و اعتقاد به این ضرب المثل که«داغ کردن، آخرین راه حل و داروست»، از داعش استقبال کردند.

عطوان گفت: نشست پاریس، نشست کشورهای ورشکسته از جمله برخی کشورهای عربی بود که راهبرد روشنی برای مقابله با داعش ندارند؛ کشورهایی که با اشغال عراق، زمینه را برای ورود این تشکیلات آماده کردند و یا مانند حمایت شان از تجزیه سوریه وهمه کشورهای عربی از آن حمایت کردند و اکنون ماموریت غلبه بر این«اژدهای افسانه ای» اگر نگوئیم غیر ممکن، بسیار دشوار شده است.

در این مقاله اضافه شده است: درخواست ها برای ضرورت تسریع در آغاز روند سیاسی در سوریه تحت نظارت سازمان ملل به منظور دستیابی به راه حل سیاسی بحران در این کشور، اذعان صریح به این شکست و ورشکستگی (در مقابله با داعش) است اما این راه حل بسیار بیش از آن چیزی که آنها (شرکت کنندگان در نشست پاریس) فکر می کنند، دور است برای اینکه بسیار دیر هنگام بوده است.

اکنون سوال درباره آن شهر جدیدی در عراق یا سوریه است که داعش به مناسبت آغاز ماه رمضان بر آن تسلط پیدا خواهد کرد آیا این شهر بغداد است؟ یا حلب یا ادلب، و یا کربلا؟ جواب را بر عهده روزهای آینده می گذاریم.

درپایان این مقاله آمده است: آیا در آینده نزدیک با مذاکرات میان آمریکا و تشکیلات داعش در مسقط یا هر پایتخت عربی دیگر که زمینه را برای به رسمیت شناختن متقابل آماده کند، غافلگیر خواهیم شد؟ چرا که نه، مگر آمریکا با حوثی ها که آنها را در لیست تروریسم قرار داده بود، در پایتخت عمان مذاکره نکرده و نمی کند؟ آیا با ایران که آن را خطرناکترین کشور برای منافع خود در منطقه می دانست وتحریم سی ساله ای بر آن اعمال کرده بود، مذاکره نکرد؟ آیا با طالبان مذاکره و سفارتش را در دوحه بازگشایی نکرد؟

درباره این پاراگراف، خوب و به آرامی فکر کنید و عقل را بر احساسات حاکم و تجربه های گذشته آمریکا را بار دیگر بررسی کنید تا عبرت بگیرید.

ارسال نظر: