سیدحسن نصرالله: اگر جنگی به لبنان تحمیل شود میلیون‌ها اسرائیلی آواره خواهند شد

کدخبر: 1005033

دبیرکل حزب الله لبنان افزود: داعش همان القاعده است که خالقش آمریکا، عربستان و پاکستان هستند/ تجاوزگری بیشتر به یمن جز به شکست بیشتر و سقوط بیشتر جایگاه رژیم سعودی منجر نخواهد شد

سید حسن نصرالله امروز در ابتدای سخنرانی خود در سی امین سالگرد تاسیس جمعیت «پیشاهنگ های امام مهدی (ع)» ولادت امام زمان (عج) را به مسلمانان تبریک گفت و افزود : جمعیت «پیشاهنگ های امام مهدی (ع)» امروز در اوج جوانی و فعالیت خود است. معمولا این دیدار را از طریق رسانه ها منتقل نمی کردیم اما بعد از مراسم روز جانباز که این مراسم را در رسانه ها منتقل نکردیم (سخنان به طور گزینشی منتشر شد به همین علت تصمیم بر این شد که این مراسم از رسانه ها پخش شود). معمولا زمانی که سخنی به طور مستقیم در رسانه ها منتقل نمی شود برخی از سخنان گزینش می شود و سخن از چارچوب خود خارج می گردد و به طور نامناسب درک می شود به همین علت با توجه به شرایط حساس در این مرحله، سخنان از طریق رسانه ها پخش می شود تا مسائل واضح و روشن باشد زیرا حرفی نداریم که در داخل سالن بزنیم و حرف دیگری که برای مردم مطرح کنیم. ما در نهایت یک جنبش مردمی هستیم که در میان مردم زندگی می کنیم و از مردم نیرو می گیریم و باور مردم و افکار عمومی و اراده مردم از مهم ترین عناصر و عوامل قدرت ما و ادامه فعالیت ما به شمار می رود. به همین علت سخنرانی خود را به سه قسمت تقسیم کردم. قسمت اول سیاسی است. قسمت دوم فرهنگی و دینی و مسائل مربوط به این مناسبت و موضوع امام مهدی (ع) است. قسمت سوم ساختاری و اداری و داخلی است که به این جمعیت ارتباط دارد و برای آن مهم است.

سید حسن نصرالله اظهار داشت در بخش سیاسی سخنرانی، تعدادی عناوین وجود دارد که در این مناسبت درباره آن ها سخن می گویم. عنوان اول به دشمن اسرائیلی مربوط می شود. چند روز پیش در فلسطین اشغالی شاهد بودیم که دولت دشمن، مانوری در جبهه داخلی برگزار می کرد که نام آن «نقطه تحول هشت» بود. آن ها بعد از جنگ ژوئیه و بعد از اینکه ارزیابی کردند، در اسرائیل این اتفاق نظر وجود داشت (که آن ها در این جنگ شکست خورده اند) یعنی کسی در اسرائیل نگفت که آن ها در این جنگ پیروز شده اند اما در لبنان برخی گفتند که اسرائیل در این جنگ پیروز شده است. در اسرائیل کسی نگفت که آن ها در این جنگ پیروز شده اند بلکه گفتند که آن ها شکست خورده اند. آن ها کمیته ای تشکیل دادند و ارزیابی کردند و از آن زمان متوجه شده اند که در جنگ ژوئیه چیز جدیدی وارد معادله شد و آن هدف قرار دادن جبهه داخلی رژیم دشمن است. غالبا جبهه داخلی بدور از جنگ ها بود. جنگ های اسرائیل در سرزمین های ما بود. اما در جنگ ژوئیه و بعد از آن جنگ های غزه، جنگ در داخل زمین دشمن صورت گرفت یعنی سرزمین فلسطین که دشمن اشغال کرده است. از این رو آن ها مجبور شدند کاری انجام بدهند که نام آن مانور جبهه داخلی است. به طوری که موشک هایی به حیفا و تل آویو و مرکز و شمال و جنوب فرود می آید تا ببینند مردم چه کار می کنند و این (مانور) شامل بیمارستان ها و راهها و مدارس و بازارها و فرودگاهها و بنادر آن می شود و نام آن مانور جبهه داخلی است. این مانور هر سال برگزار می شود اما سال گذشته برگزار نشد و امسال برگزار شد. سال گذشته برگزار نشد چون برسر بودجه اختلاف داشتند. امسال برگزار شد. به مناسبت این مانور، شماری از مسئولان نظامی و سیاسی اسرائیلی تهدیداتی علیه لبنان با ویرانی و منفجر کردن و کوچاندن یک و نیم میلیون لبنانی به خارج از مناطق شان، مطرح کردند.

من در اینجا می خواهم درباره این سخنان اظهار نظر کنم. اولا این بخشی از جنگ روانی است که ما از زمان تشکیل این دشمن، به آن عادت کرده ایم. قبل از سال هزار و نهصد و چهل و هشت، جنگ روانی و تبلیغات، همیشه بخشی از سلاح دشمن برای شکست دادن ملت های عربی و ارتش های عربی و ملت های منطقه، بوده است. این چیز جدیدی نیست. ثانیا اینکه (رژیم صهیونیستی) آمده است و می گوید ویران می کنیم و منفجر می کنیم و با خاک یکسان می کنیم و صدها هزار یا یک و نیم میلیون نفر را آواره می کنیم، چیز جدید کجاست؟ (چیز جدیدی نیست). این رژیم از لحظه ای که تاسیس شده بر قتل و ویرانی و کوچاندن و منفجر کردن و کشتار استوار است.

این سخنان به لبنانی ها و ملت های منطقه یادآور می شود که ای مردم دشمنی به نام اسرائیل وجود دارد و ماهیت و خلق و خو همان ماهیت و خلق و خو است و تغییر نکرده است و تجاوزکاری و تروریسم ماهیت آن است و (رژیم صهیونیستی) با مطرح کردن این سخنان این را بیان می کند. ثالثا من به اسرائیلی ها می گویم شما می دانید که دنیا تغییر کرده است و اوضاع نسبت به دهه های گذشته فرق کرده است و دلیل آن همین مانوری است که دنبال می کنید. چرا شما بعد از جنگ ژوئیه مانور جبهه داخلی برگزار می کنید؟ زیرا متوجه شده اید که شما ارتشی هستید که شکست خورده است و ارتشی هستید که شکست می خورد و شما رژیمی هستید که هر زمانی تجاوز کنید در خانه خود و عمق مناطق خود با واکنش مواجه خواهید شد. به همین علت است که شما این مانور را برگزار می کنید. شما آمده اید ما را تهدید می کنید در حالی که مانور جبهه داخلی برگزار می کنید و این مانور اعتراف کامل به این موضوع است که مقاومت قدرتی دارد که می تواند همه این مکان ها را هدف قرار دهد که اکنون در آن ها در جبهه داخلی مانور برگزار می کنید. رابعا دوران گذشته به پایان رسیده است.

دوره قبل از دو هزار میلادی و به طور مشخص دو هزار و شش و همچنین جنگ های غزه دیگر به پایان رسیده است. دوره ای که اسرائیل خانه های ما را ویران می کرد و خانه های آن باقی می ماند و زیرساخت های ما را ویران می کرد و زیر ساخت های آن باقی می ماند و مردم ما را می کوچاند و شهرک نشینان آن در شهرک ها و شهرهای غصب شده باقی می ماندند، به پایان رسیده است. این دوره دیگر به پایان رسیده است. اما آنچه در آینده صورت می گیرد بزرگتر و بیشتر از سال دو هزار و شش در این زمینه و دیگر زمینه ها است. به صراحت به اسرائیلی ها می گویم اگر به کوچاندن یک و نیم میلیون لبنانی تهدید می کنید ، درعمل با توجه به وجود نیروی مقاومت اسلامی در لبنان شما میلیون ها اسرائیلی را تهدید به کوچاندن کرده اید ، میلیون ها اسرائیلی در جنگ آینده اگر به لبنان تحمیل شود، کوچانده خواهند شد(آواره خواهند شد). این مساله واضح و روشن و قطعی است و مقامات دشمن این را می دانند و ملت دشمن نیز آن را می داند. به همین علت این تهدیدات توخالی ، چیزی را به تاخیر نخواهد انداخت. شما می دانید که ما از جنگ شما نمی ترسیم چه برسد به تهدیدهایتان. اگر فکر می کنید که ما در سوریه و منطقه القلمون و عرسال و دیگر مکان ها سرگرم هستیم و این ممکن است تغییری در معادله درگیری با دشمن اسرائیلی ایجاد کند، ما بارها گفته ایم که این، چیزی را تغییر نخواهد داد. بلکه باید شما را بترساند و نگران تان کند. در هر حال من به لبنانی ها و ملت لبنان می گویم به این تهدیدات گوش نکنید. ما می دانیم که این ها بر عزم و اراده شما هیچ تاثیری نمی گذارد بلکه این، بخشی از صدای بلندی(تبلیغات) است که بیانگر نگرانی و ترس دشمن است و این بخشی از سلاح بازدارنده ای است که دشمن از آن در مقابله با مقاومت استفاده می کند زیرا از آن می ترسد و از آن بیم دارد و به خاطر اینکه بیشتر از برخی، به قدرت و توانایی آن اعتقاد دارد.

دبیرکل حزب الله لبنان بر پیروزی های نیروهای مقاومت در مناطق کوهستانی اطراف شهر عرسال در مرز این کشور با سوریه تاکید کرد.

سید حسن نصرالله در ادامه سخنرانی خود در مراسم پیشاهنگان امام مهدی (عج) در لبنان گفت: بخش دوم سخنرانی من درباره عرسال و القلمون است. در چند هفته گذشته پرونده ای به طور جدی در لبنان چه در رسانه ها، چه در دیدارهای سیاسی، چه در کابینه و چه در عرصه میدانی مطرح شده است که نام آن عرسال و مناطق کوهستانی اطراف آن و اشغال این منطقه از طرف گروه های تروریستی و شرایطی است که همه لبنانی ها به ویژه اهالی بعلبک و هرمل با آن روبرو هستند. موضع گیریهای مختلفی در این باره مطرح شد و ما و دیگر طرف ها موضع خود را اعلام کردیم که با واکنش ها و اظهارنظرهایی همراه بود. من بخشی از سخنرانی خود را با توجه به اهمیت و حساسیت مسئله عرسال به این مسئله اختصاص می دهد.

نصرالله افزود: ما در سخنرانی های قبلی به ویژه در سخنرانی سالگرد مقاومت و آزادسازی در النبطیه شهر عرسال و مناطق اطراف آن را از یکدیگر جدا کردم. من تاکید کردم که اهالی شهر عرسال برادر ما هستند. امروز می خواهم بار دیگر تاکید کنم که ما هرگز به فکر ورود به شهر عرسال نبوده ایم و هیچ کسی از حزب الله برای آن برنامه ریزی نکرده است. ما همواره تاکید کرده ایم که شهر عرسال در اشغال گروه های تکفیری است و مسئولیت آزادسازی و نجات این شهر و اهالی آن برعهده حکومت و ارتش لبنان است. ما اهل لبنان هستیم و از همه ویژگی های لبنان آگاهی داریم. درباره مناطق کوهستانی اطراف عرسال ما با صراحت سخن گفتیم. ما درباره عرسال شاهد نمونه ای از نفاق و فریبکاری سیاسی هستیم و عده ای می خواهند از این مسئله برای رسیدن به اهداف خبیث سیاسی خود استفاده کنند.

عده ای در تصورات خود نبردی را با نام نبرد عرسال اختراع کردند و درباره آن سخن می گویند و مدعی تلاش برای دفاع از اهالی عرسال و شهر عرسال هستند و می گویند شهر عرسال خط قرمز است و باعث بروز جنگ مذهبی خواهد شد و همه لبنان و منطقه را درگیر خواهد کرد. من به آنها می گویم که شما در توهمات خود و با ذهن شیطانی خود نبرد عرسال را اختراع کردید. لبنانی ها می دانند که چه کسی واقعا مخالف جنگ مذهبی و جنگ داخلی در لبنان است و به همین علت همه مسایل حساس و ویژگی ها را در نظر می گیرند. در مقابل عده ای توهمات و اکاذیبی را بیان می کنند تا خود را مطرح کنند و خود را فرمانده و رهبر جلوه دهند، هر چند که این کار باعث اختلافات طایفه ای و مذهبی شود. من ابتدا تاکید می کنم که ما تصمیمی برای ورود به عرسال نداریم و آزادسازی این شهر مسئولیت حکومت و ارتش لبنان است.

من از همه کسانی که از این ماجرا برای تحریک احساسات مذهبی یا طایفه ای یا نفاق سیاسی یا فریبکاری سیاسی استفاده می کنند دعوت می کنم تا این کار را متوقف کنند. دوم اینکه کابینه لبنان روز گذشته در مسئله شهر عرسال تصمیم روشنی اتخاذ کرد، مگر آنکه عده ای این مسئله روشن را به شیوه متفاوتی تفسیر کنند. شاید عده ای بگویند موضع کابینه در برابر مناطق اطراف عرسال قابل تفسیر و تاویل است، اما در مورد خود شهر عرسال تصمیم روز گذشته کابینه روشن است و به همین علت می گوید کابینه تصویب کرد ارتش لبنان باید کنترل اوضاع این شهر را در دست بگیرد و از آن دفاع کند و وارد آن شود. بنابراین مسئله شهر عرسال از بحث های سیاسی و تصمیم گیری های سیاسی خارج شد و به فرماندهی ارتش لبنان واگذار شد. لبنانی ها به ویژه اهالی این منطقه به ارتش و فرماندهی ارتش چشم دوخته اند تا به این مسئولیت بزرگ و مهم ملی عمل کند. فکر می کنم دومین مسئله هم روشن است و همه منتظر هستند تا ببینند این تصمیم چه زمانی اجرا خواهد شد. دولت باید اجرای این تصمیم از طرف ارتش را پیگیری کند و زمینه های موفقیت آن را فراهم کند.

وی خاطر نشان کرد: اکنون درباره مسئله مناطق کوهستانی اطراف عرسال سخن می گویم. از همان ابتدا که نبرد القلمون را آغاز کرده ایم عده ای می گفتند جنگی در این منطقه وجود ندارد و فقط جنگ روانی است و حزب الله نخواهد توانست یک گام هم در این منطقه به جلو بردارد و القمون به گورستان حزب الله تبدیل خواهد شد. ما شاهد تهدیدات، هشدارها و هراس افکنی هایی بودیم. آنچه که باعث جلو افتادن عملیات در القملون شد حمله افراد مسلح به پاسگاه های ارتش سوریه و مواضع مبارزان مقاومت بود. ما در واکنش به این حملات، عملیات القملون را سریعتر آغاز کردیم و به همین علت بسیاری از آغاز سریع نبرد القلمون غافلگیر شدند. شرایط مشابهی هم در نبرد مناطق اطراف عرسال رخ داد. عده ای می گفتند این مناطق خط قرمز است و حزب الله جرات نخواهد کرد وارد این منطقه شود و این مناطق به گورستان متجاوزان تبدیل خواهد شد. ما متجاوز نیستیم، بلکه طرفدار مقاومت و آزادی سازی هستیم و اینجا کشور ماست. شاهد آن بودید که همه حرف هایشان پوچ بود. من به برادران مجاهد و قهرمان در اطراف عرسال درود می فرستم و ما از آنان تقدیر می کنیم و به آنان احترام می گذاریم و محبت و افتخار خود را نسبت به آنان اعلام می کنیم و به شجاعت، ایمان، مسئولیت پذیر بودن و احساس مسئولیت کردن آنان اعتراف می کنیم. آنان شهدا و مجروحانی را تقدیم کردند و در عمق این مناطق در کوههای مرتفع و دره ها به جنگیدن ادامه می دهند. آنچه که عملیات در اطراف عرسال را جلو انداخت، حمله اخیر جبهه النصره شاخه القاعده در بلاد الشام به برادران شما در مناطق اطراف شهر یونین و النهله بود. ما درباره این مسئله هم از همان ابتدا توضیح دادیم. ما توافق کردیم اجازه بدهیم در نبردها همه چیز مشخص شود.

من به جزئیات اشاره نمی کنم و گزارش مفصلی در این باره ارائه نمی دهم و نبردهای میدانی همه چیز را مشخص خواهد کرد. برادران مقاومت اسلامی شجاعانه در چند روز اخیر دهها کیلومترمربع از زمین های اشغال شده لبنان را در مناطق اطراف عرسال آزاد کردند. پیشروی بزرگ و مهم در منطقه اطراف الفلیطه هم به دست آمد و کوههای الثلاجه و دیگر بخش ها آزاد شد که تکمیل نبرد جبل موسی بود. من می توانم تاکید کنم که نتایج نظامی و میدانی می گوید، پیروزی های چند روز اخیر باعث شد بدون هیچ بحث و تردیدی نیروهای مقاومت اسلامی و نیروهای ارتش سوریه در اطراف قلمون و عرسال دست بالا را داشته باشند.

در حاشیه این نبردها مسایلی وجود دارد که باید به آنها اشاره کنم. ما تاکید کردیم که اگر حکومت لبنان به مسئولیت خود عمل نکند، اهالی بعلبک هرمل مسئولیت خود را رها نخواهند کرد. در دیدارهایی که در چند روز گذشته در منطقه البقاع به ویژه شهرهای متعدد بعلبک هرمل بین شخصیت ها و خانواده ها و عشیره ها برگزار شد، با صداقت باورهای مردم منطقه بیان شد و ما هم آن را پیگیری کردیم. من از هوشیاری و درک دقیق و صحیح مردم این منطقه و مسئولیت پذیر بودن آنها و نیز آمادگی آنها برای ایستادگی و فداکاری تشکر می کنم. ما در مرحله کنونی به این همبستگی ها و حمایت های مردمی و معنوی نیاز داریم، ما اکنون به جنگجو نیاز نداریم. برادران شما در تشکیلات مقاومت تجهیزات، نیرو و قدرت مادی و بشری لازم برای موفقیت و رسیدن به اهداف تعیین شده را در اختیار دارند. ما در مرحله کنونی به این همبستگی ها و تاییدها نیاز داریم. اوضاع اکنون به گونه ای نیست که آنطور که عده ای می گویند نیازمند نیروهای داوطلب مردمی باشیم.

ما همچنین به بسیج مردمی و آماده باش عمومی مردمی نیاز نداریم. همانطور که گفتم برادران مقاومت خواهند توانست این عملیات را تکمیل کنند. ما در صدد تشکیل گردان یا نیروهای مردمی نیستیم. ما از هر کسی که از موضع ما حمایت کند تشکر می کنیم. برادران و قهرمانان مقاومت که در مناطق کوهستانی می جنگند و برادرانی که در جنوب لبنان حضور دارند، فرزندان این عشیره ها و خانواده و این شهرها و روستاهای(لبنان ) هستند. بدون شک نبردها در مناطق اطراف عرسال به طور گسترده بار مسئولیت از دوش ارتش لبنان را کاهش خواهد داد و مقدمه ای خواهد بود که تا حد زیادی گام هایی را که به طور رسمی و مردمی از ارتش لبنان خواسته شد، تسهیل خواهد کرد.

سید حسن نصرالله در ادامه سخنانش تاکید کرد: نبرد عرسال به طور چشم گیری کار ارتش لبنان را ساده خواهد کرد و برداشت گام های ارتش را، که به لحاظ رسمی و مردمی از آن درخواست شده است، تسهیل خواهد کرد. بنابراین، موضوع عرسال واضح است و نیازی به بحث زیادی ندارد. ما نمی خواهیم وارد این منطقه یا به آن نزدیک شویم بلکه [نبرد در آن] مسئولیت ارتش لبنان و دولت است و امیدواریم که به خواست خداوند به این مسئولیت عمل کنند. نبرد عرسال آغاز شد و تا تحقق اهداف ادامه خواهد یافت و ما در این باره به سقف زمانی مشخصی پایبند نیستیم و چارچوب هایی زمانی مانند ساعت، هفته و ماه مشخص نکرده ایم بلکه در این خصوص فرماندهان نظامی میدانی تصمیم گیرنده هستند، زیرا وظیفه ما تحقق هدف با کمترین هزینه است. از این رو، در این خصوص عجله نداریم و چارچوب زمانی نامحدودی در پیش داریم.

سومین موضوع در بخش سیاسی موضوع دولت است که در این خصوص دو جمله کوتاه می گویم. در این خصوص از مسئولان، وزیران و گروه های سیاسی موجود در دولت انتظار دارم که مسائل را واقعا جدی بگیرند. تصور می کنم که آنها حساسیت و اهمیت وضع را دریابند. کسانی که به تحولات منطقه یا عراق، یمن و سوریه دل خوش کرده اند در توهم سراب هستند و وقت تلف می کنند که به ضرر کشور است. در این خصوص، مسائل و مقتضیاتی وجود دارد که دولت لبنان باید در این خصوص به مسئولیت قانونی خود عمل کند و با اهتمام و توجه زیاد امور را دنبال کند و به هیچ سراب و توهمی دل خوش نکند.

چهارمین موضوع در خصوص داعش است. از بیش از یک سال پیش داعش در عراق ظاهر شد، زیرا منشا شکل گیری داعش عراق است و نام آن « (گروه ) دولت اسلامی عراق» بود. بعدا که وارد سوریه شد و «الرقه» و برخی از مناطق استان «دیرالزور»، «الحسکه» را گرفت اسم آن به « (گروه ) دولت اسلامی در عراق و شام» تغییر کرد و برخی از رسانه ها نام آن را به «داعش» اختصار کردند. بنابراین، داعش از عراق آغاز شد. از آن روز این بحث به وجود آمد که داعش ساخته دست چه کسی است. زمانی که اوضاع در سوریه ظاهر شد طرح این سخنان قوت گرفت. ما در زمان فضاسازی بسیار گسترده رسانه ای و سیاسی هستیم. زمانی که فردی انتحاری در شهرک «القدیح» (به ضم قاف) در منطقه «قطیف» در عربستان سعودی خود را در یکی از مساجد شیعیان منفجر کرد و پس از آن این اتفاق در ورودی یکی دیگر از مساجد [شیعیان] روی داد که جوانان شجاع و قهرمان مانع از ورود این فرد به مسجد شدند و در نتیجه بعضی از آنها شهید شدند. پس از آن در بسیاری از رسانه ها، چه در رسانه های عربستان و چه در رسانه های کشورهای عربی منطقه مانند لبنان برخی ها ایران را متهم کردند که در پشت داعش قرار دارد.

ببینید ما در چه زمانی هستیم! جمهوری اسلامی ایران که ظالمانه به ترویج تشیع متهم است و نیز ظالمانه متهم است که هیچ چیزی جز شیعه در جهان اسلام برای آن مهم نیست اکنون نیز متهم می شود که حامی داعش است و آن را به حرکت در می آورد و داعشی ها را به مساجد شیعیان در [شهرهای] القطیف یا الدمام برای منفجر کردن ارسال می کند تا شیعیان قطیف یا الدمان علیه حاکمیت [عربستان] و رژیم سعودی خشمگین شوند و تظاهرات برگزار کنند و در نتیجه فتنه در آن ایجاد شود! ما شاء الله به چنین تحلیل هایی! این سخنان نه تنها مبتنی بر هیچ دلیل و منطقی نیست بلکه بر خلاف عقل و هر چیزی است. همین موضوع درباره عراق و سوریه نیز مطرح شد. برخی از این «بزگواران» (کنایه تحقیری) همچنین درباره شکل گیری داعش مدعی شدند که رئیس جمهور بشار اسد آن را تاسیس کرده است و آن را به سوریه آورده است و «الرقه»، «دیرالزور» و بخشی از «الحسکه» و حومه شمالی حلب را به آن داده است، زیرا [به زعم آنها] رئیس جمهور بشار اسد از داعش برای شکست دادن مخالفان سوری که نظام آن را تهدید می کنند استفاده می کند! اگر چنین فیلمی ساخته شود، باورکردنی نیست! در عراق نیز چنین [داستانی] مطرح شد حتی من در برخی مقاله ها در خصوص اینکه داعش چگونه شکل گرفته است خواندم که مدعی شدند بود دیداری سه جانبه ایرانی، سوری و حزب الله تشکیل شده است و من در این دیدار حضور داشته ام و ایده تشکیل داعش را برای حمله به جبهه النصره و مخالفان سوری من مطرح کرده ام. حتی چنین فکری در خواب هم به ذهن من نمی رسد! چنین سخنانی سخنان سخیفی است. مقاله ها و کتاب هایی درباره چنین پندارهایی نوشته می شود و رسانه ها در خدمت [چنین افکاری] قرار می گیرد و طرح این استدلال ها مانند طرح این استدلال است که «چون آفتاب برآمده بود شما در خانه در خواب بودید.» طلوع آفتاب چه ارتباطی به خواب دارد. طرح چنین استدلال هایی [در بر ارتباط و سخیف بودن] مانند طرح چنین استدلالی است.

سید حسن نصرالله در ادامه افزود: برای توضیح باید بگویم که کاملا واضح و محرز است که داعش که به معنای «دولت اسلامی در عراق و شام» است اساسا شبکه القاعده عراق است که ابوفلان مهاجر، ابو عمر البغدادی، عمر مصعب الزرقاوی و ابوهایی که من نامشان را نمی دانم سرکردگی القاعده را در عراق برعهده داشتند. بنابراین، داعش تا یک سال و اندی پیش شاخه القاعده در عراق بود و با اسامه بن لادن و پس از او با ایمن الظواهری بیعت کرد. همه دنیا نیز از سرکرده های [آن]، روش، تاسیس، اصول و شاخه های آن، منبع حمایت مالی و روابط آن شناخت کافی دارند. بعدا زمانی که درخصوص سوریه دچار اختلاف شدند و اینکه سوریه باید امارات متعلق به ابوبکر البغدادی باشد یا امارات مستقل وابسته به ایمن الظواهری باشد اختلاف پیش آید که آنها [عناصر القاعده در عراق] از بیعت خود چشم پوشی کردند و خود را امیر و سپس خلیفه اعلام کرد. بنابراین، کاملا واضح است که داعش شاخه شبکه القاعده در عراق بود که از این گروه به علت اختلاف درباره خلافت در سوریه و بیعت دچار اختلاف شدند.

خوب، اگر داعش همان القاعده است، چه کسی در دنیا نمی داند که چه کسی القاعده را ایجاد کرد؛ آیا ایران یا رئیس جمهور بشار اسد یا حزب الله یا چه کسی آن را ایجاد کرد؟ همه دنیا می داند که کسی که القاعده را تشکیل داد سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، عربستان و پاکستان بود و این در همه کتاب ها، اسناد و مدارک در سراسر دنیا موجود است. القاعده در افغانستان برای جنگ با شوروی تاسیس شد و سپس علیه عاملان تاسیس خود وارد عمل شد. داعش این است و اینکه چه کسی آن را تاسیس کرده است. بنابراین، امروز نیازی نیست که ما مسائل بدیهی و واضح را به جهانیان متذکر شویم که اصل این گروه القاعده است و دچار اختلاف شدند و به جایی اینکه امیر آن ایمن الظواهری شود، ابوبکر البغدادی امیر آن شد. بنابراین، ایران و رئیس جمهور بشار اسد، حزب الله و دیگران کجای این مسئله قرار دارند! شاید پرسیده شود که چگونه این گروه الرقه و موصل را تصرف کرد؟ باید گفت که این جنگ نامحدود است و در هر نظامی ممکن است فرمانده نظامی یک منطقه یا مسئول امنیت یک منطقه دیگر خائن، ترسو باشد یا دچار اشتباه شود. در عراق و سوریه مناطقی در ابتدای درگیری ها سقوط کرد و آیا این به معنای این است که نظام یا ایران یا دولت عراق داعش را ایجاد کرده و مناطقی را تسلیم آن کرده و همه جهان را تهدید کند. تصور می کنم که حتی کودکان نیز چنین تحلیلی را نمی پذیرند. داعش منشا آمریکایی، سعودی و پاکستانی دارد و برخی از کشورهای عربی نیز امکانات گسترده ای در اختیار آن قرار دادند. پس آنکه داعش بر موسسان خود شورید از آن بهره برداری و حمایت مالی می شود و نفت آن خریداری می شود و نیروی انسانی در اختیار آن قرار داده می شود و از درگیری موجود در منطقه بهره برداری می شود.

همه جهان چه قبول کنند یا قبول نکنند، می دانند که داعش خطر جهانی است و کسی نمی گوید که داعش تهدیدی فقط برای عراق، سوریه، لبنان، مسیحی ها یا اقلیت هاست. اکنون در همه کنفرانس ها گفته می شود که داعش تهدیدی برای جهان است. در لبنان برخی ها می گویند داعش خطری برای لبنان نیست. اگر لبنان بخشی از این جهان نباشد، این سخن درست است، اما اگر لبنان بخشی از جهان است، مسئله متفاوت است. داعش اکنون در مرزهای لبنان و منطقه عرسال است. اکنون داعش در موصل و الرقه یا تدمر نیست بلکه در عرسال و در داخل اراضی لبنان و تهدیدی برای آن است.

وی گفت: کسی که واقعا با جدیت با داعش در حال جنگ است کسی است که متهم است که داعش را شکل داده است، یعنی جمهوری اسلامی ایران، برادرانمان در عراق و سوریه و ما و کسانی که با ما در لبنان هستند. اینها هستند که با داعش در حال جنگ اند، اما دیگران به داعش کمک رسانه ای و مالی می کنند و مرزهای خود را برای ملحق شدن عناصر مسلح از همه جهان باز می کنند.

وی درباره موضوع جنگ علیه یمن نیز گفت: امروز، هفتاد و دو روز از تجاوزگری سعودی- آمریکایی بر یمن سپری می شود. برخی ها آن را عجیب است و برخی ها هم آن را عادی می دانند. جهان در خصوص این تجاوزگری بین دو گروه حامی و سکوت کنندگان تقسیم شده است، چه کشورها، سازمان ها، دولت ها و ملت ها باشند. آنها هیچگونه موضع گیری در این خصوص نمی کنند در حالی که می دانند این یک تجاوزگری آشکار است و اگر رسانه ای، روزنامه ای و نشریه ای از این تجاوزگری انتقاد کند، محکوم کند، این رژیم سعودی که مدعی اند رژیم دمکراتیک است و انتقاد و دیدگاه دیگران را تحمل می کند، با تمام ابزارهای اطلاعاتی، رسانه های، مالی برای ساکت کردن انتقادها عمل می کند؛ به این معنا که رژیم سعودی در این جهان نمی خواهد هیچ کسی یک کلمه درباره این تجاوزگری سخن بگوید، زیرا حتی تحمل یک کلمه [انتقاد] را نیز ندارد و این بخشی از خوی و ماهیت رژیم حاکم در عربستان سعودی است. از این روست که شاهد بودیم شبکه های ماهواره ای را از ماهواره ها حذف کردند و برخی از شبکه ها را تهدید یا تحت پیگرد قرار دادند.

بنابراین، اگر تو [عربستان سعودی] قدرتمند و صاحب حق هستی چرا باید بهراسی، زیرا صدها شبکه ماهواره ای داری و هزاران قلم دارد، اما از یک یا دو قلم هراس داری! همه جهان با توست [عربستان] اما از یک یا دو کشور یا طرف می ترسی. بنابراین، این دلیل و گواه ضعف توست نه دلیل قدرت. موضع ما از روز اول درباره این جنگ واضح است و تغییر نخواهد کرد و هر روز درباره درستی موضع خود اطمینان حاصل می کنیم. ما در هر ساعت، هر روز و هر مناسبتی این تجاوزگری ددمنشانه وحشیانه سعودی - آمریکایی به ملت یمن و تمدن یمن و گذشته و حال آینده یمن را محکوم می کنیم و این موضع ما تا زمانی که این تجاوزگری وجود دارد، ذره ای در لحن و لهجه تغییر نخواهد کرد. به صرف نظر از ویرانگری های که در یمن ایجاد شده است که هر گروه تروریستی می تواند چنین ویرانگری را ایجاد کند، باید پرسید که از اهدافی که مشخص شده بود و اعلام شده است چه اهدافی تحقق یافت و هدف قرار داده شد.

گفته شده بود که عبد ربه مصور به عنوان بازیچه [سعودی ها] در مذاکرات شرکت نخواهد کرد مگر اینکه انقلابیون یمنی از مراکز دولتی خارج شوند و سلاح خود را تحویل دهند، اما اکنون شاهد هستیم که او [منصور] و حامیان او مجبور هستند که بدون پیش شرطی برای حضور در مذاکرات ژنو حاضر شوند زیرا ملت، ارتش و انقلابیون یمنی در سطح مسئولیت تاریخی خود و با شجاعت و استقامت و آمادگی برای فداکاری عمل و مقاومت کردند. در برابر ویرانگری ها و کشتار شنیع در برابر چشم جهانیان آنها هراسی به دل راه ندادند و تسلیم نشدند و امروز شاهد برگزاری تظاهرات در صنعاء و منطق، و عزم و اراده ملت یمن بودیم. بنابراین، این جنگ از روز اول هیچ چشم اندازی نداشت و عربستان و همراهان او باید برای حل و فصل سیاسی و متوقف کردن جنگ و پایان دادن به محاصره یمن تلاش کند، زیرا تجاوزگری بیشتر جز به شکست بیشتر و سقوط بیشتر جایگاه رژیم سعودی منجر نخواهد شد.

دبیرکل حزب الله لبنان بخش دوم از سخنانش را به میلاد امام مهدی ( عج ) اختصاص داد و گفت: این مناسبت بسیار بزرگ ، معطر و پاکی است. ما از لحاظ فکری ، عقیدتی ، فرهنگی ، معنوی و ایمانی ، عاطفی و روانی اهمیت زیادی برای آن قائل هستیم.

سید حسن نصر الله افزود : میلاد حضرت مهدی (عج) یکی از بزرگترین مناسبت هاست و قلب ما را به وعده الهی در آینده زنده نگه می دارد. من به طور مختصر به موضوع امام مهدی ( عج ) ، موضوع ظهور و نشانه های ظهور و حوادثی که اکنون رخ می دهد اشاره ای می کنم. من در این خصوص در مناسبت های گذشته نیز سخنانی ایراد کرده ام. نکته نخست ، اصل موضوع مهدی است و این که در آخر الزمان ظهور می کند و چنین و چنان ویژگی هایی دارد. این گونه عمل می کند و ظهور مهدی ( عج ) از نظر مسلمانان حتمی است. درباره ظهور روایات بسیاری وجود دارد. هزاران روایت درباره قطعی بودن ظهور سخن می گوید. حدیت متواتر نیز در این خصوص وجود دارد و همه تاکید دارند که امام مهدی در آخر الزمان ظهور می کند. کسی که به اسلام و پیامبر اسلام ایمان دارد در سایه این روایات زیادی که در کتاب های شیعه و سنی و کتاب های مسلمانان وجود دارد باید این حقیقت را قبول داشته باشد. در این چارچوب وقتی از اصل موضوع ( وجود امام مهدی و قطعیت ظهور آن ) بگذریم مناقشات و بحث هایی وجود دارد. برخی امور قطعی است و همه مسلمانان بر سر آن اتفاق نظر دارند. ولی این شخص یعنی امام مهدی (عج)که در آخر الزمان ظهور خواهد کرد از فرزندان و خانواده حضرت محمد ( ص ) است. حضرت مهدی از فرزندان حضرت فاطمه ( س ) سرور بانوان و زنان جهان است. حضرت مهدی سرشار از ویژگی ها و صفات نیکوی دینی ، ایمانی ، معنوی ، علمی ، معرفتی و رهبری است. همه این صفات در سطح بسیار عالی در ایشان وجود دارد.

حضرت مهدی ( ع ) با طاغوت های جهانی مقابله و زمین را هنگامی که از ظلم و بیداد پر شود ، سرشار از عدل و قسط خواهد کرد. عدل را در سراسر زمین می گستراند و چنین و چنان خواهد کرد. این ها مواردی است که مورد بحث و مناقشه نیست. مسلمانان از جمله سنی ها و شیعیان در این خصوص هیچ اختلافی ندارند. بحث و جدل اساسی در این است که حضرت مهدی ( عج ) متولد شده است یا متولد خواهد شد.؟ ما می گوییم که امام مهدی علیه السلام همان حجه بن الحسن عسگری ابن امام هادی ابن امام جواد ابن امام رضا ابن موسی کاظم ابن امام جعفر صادق ابن امام محمد باقر ابن زین العابدین این سید الشهدا ابن امام علی و از فاطمه زهرا ( س ) که درود و صلوات خداوند بر همه آنان باد هستند و همه این ها نیز از فرزندان رسول خدا ( ص ) هستند و ما می گوییم که حضرت مهدی ( عج ) سحر یا کمی قبل از سپیده دم شب پانزدهم شعبان سال 255 هجری متولد شد. این اعتقاد ماست. دیدگاه دیگری وجود دارد و بر اساس آن حضرت مهدی ( عج ) که روایات درباره آن سخن می گوید که زمین را پر از عدل و قسط خواهد کرد از فرزندان رسول خداست و .... در آخر الزمان متولد خواهد شد و زمانی که به سن 35 یا 40 سال برسد و شرایط فراهم باشد خروج خواهد کرد و همه اخباری را که پیامبر (ص) درباره آن سخن گفته است و مسلمانان آن را از زبان اهل بیت یا اصحاب پیامبر نوید می دهند محقق خواهد کرد. نکته دیگری وجود دارد. وقتی که کتاب مسلمانان را مطالعه می کنیم می بینیم که در آن ها روایت های زیادی درباره تحولات و حوادث آینده وجود دارد.

حضرت محمد ( ص ) زمانی در مسجد با اصحابش درباره حوادث آینده سخن می گفت. نه این که تنها درباره آینده آخر الزمان سخن بگوید بلکه درباره آینده نزدیک نیز سخن گفت. خطاب به اصحاب خود گفت که در آینده چنین می شود و بعد از آن این حادثه رخ می دهد و ...تا این که سررشته سخن به حوادث آخر الزمان و بعد از آن به قیام امام مهدی و محقق شدن اهدافش رسید. سخنان پیامبر(ص) درباره آینده از این هم فراتر رفت و به پس لرزه های قیامت و مقدمات قیامت رسید. این ها چیزی هایی که پیامبر دباره آن سخن گفت و اصحاب ایشان آن راشنیدند. این موضوع در کتاب های مسلمانان شامل شیعیان و سنی ها آمده است. روایت های زیادی نیز در این خصوص ذکر شده است. بخشی زیادی از این رویدادها که در کتاب های ما وجود دارد یعنی از بعثت نبی ( ص ) تا هجرت ، تا امروز در طول تاریخ محقق شده است. پیامبر اسلام (ص) درباره حکومت بنی امیه و سیطره آنان بر منبر ایشان و درباره طبیعت و چگونگی حکومت امویان سخن گفته بود. پیامبر (ص) در جمع اصحابش با توجه به روایات موجود درباره قیام خراسانی ها ، ابو مسلم خراسانی و بنی عباس پیش بینی هایی کرده بود. همچنین با توجه به روایات موجود پیامبر (ص) از مغول و جنگ مغول ها و موضوعات دیگر نیز سخن گفته بود. بسیاری از این سخنان پیامبر (ص) درباره آینده محقق شده است.

در این روایات تنها به تحولات سیاسی اشاره نشده است بلکه درباره حال و احوال مردم ، ویژگی ها و شرایط مردم نیز مطالب زیادی وجود دارد. اوضاع و احوال قضات ، فقها ، مردان و زنان ، اوضاع اجتماعی ، علوم ، قران و مسجد و موضوعات مهم شخصی در این روایت ها وجود دارد. این روایت ها در کتاب های مرجع و تخصصی وجود دارد. در بسیاری از روایت ها به اوضاع اجتماعی ، فرهنگی ، فردی ، طبقات مردم و طیف های مختلف مردمی پرداخته شده است. بخش زیادی از این حوادث و رویدادهایی که پیامبر(ص) پیش بینی کرده است و روایت های آن در کتاب های مسلمانان وجود دارد محقق شده است. بخشی دیگر از این رویدادها و حوادث آینده هنوز رخ نداده است و ما انتظار آن را می کشیم. وقتی به کتاب های شیعه و سنی و روایت های موجود در آن درباره اخبار آینده رجوع می کنیم روایاتی که از زبان رسول خدا (ص) نقل شده است در می یابیم که موارد زیادی از آن ها محقق شده است. این می تواند سندی بر معجزه پیامبر (ص) باشد و سندی باشد بر این که این شخصیت بزرگ ( پیامبر ) که در مکه در شبه جزیره عربی متولد شد این پیش بینی ها را کرده است. پیش بینی هایی که در طول صدها سال محقق شده و باقیمانده آن نیز در آینده محقق خواهد شد. این معجزه ای دال بر نبوت و رسالت ایشان است و این که اخبار وی برگرفته از وحی و جانب خداست و از وحی الهی استمداد می گیرد. اگر پیامبر (ص) با خدا ارتباط نداشت و به وی وحی نمی شد ممکن نبود این همه اخبار را درباره آینده بگوید. پیش بینی هایی رسول خدا که تاکنون محقق نشده است همه آن با ظهور مهدی (عج) ارتباط ندارد. برخی محقق می شود و چه بسا ما آن را می بینیم. ولی برخی دیگر از این اخبار آینده به ظهور امام مهدی ( عج ) ارتباط دارد. ولی زمان مشخصی برای آن تعیین نشده است.

پیامبر خدا نمی گوید ظهور مهدی ( عج ) شش ماه بعد از این حادثه رخ می دهد. یا نه ماه و یا یک سال یا دو سال بعد از وقوع این وقایع رخ می دهد. بلکه ایشان می فرمایند این ها نشانه هایی از ظهور مهدی (عج) است. بخش سوم از این اخبار آینده با جدول زمانی مشخصی پیوند خورده است. مانند آنچه که درباره قیام یمانی و خراسانی و خروج سفیانی گفته است. این که صدا و صیحه ای از آسمان بر می خیزد و خسف بیدا ( فرو رفتن لشگریان سیفانی در زمین ) رخ می دهد. این ها در کتاب های مسلمانان وجود دارد و در آن به جدول زمانی وقوع این حوادث اشاره می شود که مثلا این حادثه شش ماه بعد از وقوع فلان رویداد رخ می دهد و... بنابراین این بخش سومین مهم ترین بخش از پیش بینی ها و اخبار حضرت رسول (ص) درباره آینده است. بخش اول که باعث افزایش ایمان و اعتقاد ما به نبوت پیامبر(ص) شد. بخش دوم ما را به تلاش بیشتر ترغیب می کند ولی بخش سوم می گوید که باید آماده باشیم و در آماده باش به سر ببریم. این که آماده باشیم. این سه بخش از اخبار آینده وجود دارد که هنوز محقق نشده است. این موضوع بسیار مهم است این که ما چگونه باید تعامل و رفتار کنیم و این که چگونه به مردم بگوییم با آن تعامل کنند. این موضوع بسیار حساسی است. مردم در این خصوص بسیار کنجکاو هستند و حتی برخی از پیش گوها و طالع بینان نیز درباره آن سخن می گویند.

حتی کسانی که به حتمی بودن ظهور مهدی (عج) اعتقاد ندارند درباره آن بحث و تبادل نظر می کنند چون موضوع به خودی خود جذاب است. خب این موضوع باعث چه چیزی می شود.؟ باعث می شود برخی از آن بهره برداری کنند. مانند نعمت و ثروتی است که هم می توان از آن در راه خیر استفاده کرد و هم در راه شر و بدی. ممکن است با استفاده از آن از یک امت و ملت دفاع شود و ممکن است باعث تعرض و توهین به ملتی شود. ممکن کسی بیاید و روایت ها را جمع آوری کند ، کتاب هایی تالیف کند ، تحقیق کند و برای هدایت مردم تلاش کند و راه را برای آنان روشن کند و باعث زنده شدن امید در دل و وجود مردم شود و ممکن است افرادی پیدا شوند که از موضوع ظهور مهدی (عج) بهره برداری کنند ، آنان را غارت کنند و حق را نادیده بگیرند و از اخلاص و نیات خیرخواهانه و آرزوی های مردمی بهره برداری کنند. این حقیقت وجود دارد. ما درباره یک موضوع فرضی سخن نمی گوییم بلکه واقعیت دارد. حال باید چکار کرد.؟ نخست مایی که موضوع را پیگیری می کنیم ، تحقیق می کنیم و می نویسیم و سخنرانی می کنیم و برای مردم از نشانه های ظهور سخن می گوییم باید هوشیار باشیم امروز برخی از نشانه ها ّ، روایت ها و حوادثی سخن می گویند که در روایات اسلامی هیچ اساسی ندارند و اصلا در این روایات نیامده است. حتی روایت ضعیفی نیز درباره آن نیامده است.

حتی در روایتی که ما می دانیم کذب و بی اساس است وارد نشده است. اصلا وجود خارجی ندارد. نه پیامبر و نه اهل بیت و و اصحاب پیامبر هیچ اشاره ای به آن نکرده اند و در کتاب های مسلمانان وجود ندارد. برخی چندین ساعت درباره علایم و نشانه های ظهور سخن می گویند و سخنرانی می کنند در حالی که مطالب مطرح شده هیچ ارتباطی با ظهور ندارد و بی اساس است. پس در مرحله نخست باید هوشیار باشیم و بدانیم که اجتهادات و تفسیر های شخصی و پیش گویی های شخصی چیست.؟ این که کسی چیزی در خواب دیده یا از کسی شنیده است هیچ اساس و ارزشی ندارد. آن چه که ارزش و اساس دارد این است که این حادثه و نشانه ظهور مستند به روایتی باشد که به منبع وحی و معدن علم و غیب الهی متصل است. منظور من این است که منطبق با روایات شریف و درست به رسول خدا (ص) و اهل بیت باشد. نکته دوم این که بسیار محتاط و بر حذر باشیم. امروز در فضای مجازی و اینترنت فعال و کوشا باشیم. باید به این گونه موضوعات اهمیت بدهیم و خود را مصون کنیم. هر چیزی که به معدن علم و وحی الهی ارتباطی نداشته باشد بی اساس است و نباید به آن توجه کرد. یک چیزی گفته شده است ما باید تامل کنیم و دقت کنیم در می یابیم که بی اساس است. نکته بعدی این است که حتی آن چیزهایی که در روایات موجود در کتاب ها آمده است را نباید چشم و گوش بسته آن را بپذیریم بلکه باید به علما و محققان و متخصصان رجوع کنیم و آن ها به ما می گویند این روایت صحیح است یا خیر.

حوادث آینده و اخبار آینده و نشانه های ظهور و قیام حضرت مهدی و بعد از امام مهدی تا قیامت ، اصطلاحی است که علما آن را « الملاحم و الفتن » می نامند. ( از حوادثی یاد می کند که رسول خدا در زمان حیات خود از آن ها یاد کرده است و عنوانی است برای پیشگویی حوادث آینده ). علمای مسلمان شامل شیعه و سنی به خصوص کسانی که در علم حدیث و رجال دستی دارند می گویند بیشترین جعل حدیث در بخش ملاحم و فتن صورت گرفته است. احادیثی که هیچ اساسی ندارد و رسول خداوند آن را نگفته است. برخی برای اثبات حقانیت گروه و طایفه خود قلم به دست گرفته اند و به دروغ گفته اند قال رسول الله ( پیامبر چنین فرمودند: )این حقیقت وجود دارد. علمای شیعه و سنی آن را تایید می کنند. اکثر این جعل حدیث ها و نسبت دادن آن به رسول خدا با اهداف سیاسی صورت گرفته است. جنگ های جهانی نیز از جمله این موارد است. ما می دانیم که برخی از روایات موجود در کتاب های دروغ است و پیامبر(ص) هرگز آن ها را نگفته است. ما باید جانب احتیاط را رعایت کنیم باید محتاط باشیم. نباید با توجیه تسامح ( رواداری ) از کنار آن بگذریم. مانند آن چه که در خصوص مستحبات و آداب اخلاقی رفتار می کنیم. نه این موضوع بسیار مهم است و باید به آن اهمیت بدهیم. بسیاری از تهدیدها و فرصت ها ، امیدها و یاس ها ، جنگ ها و صلح ها به این موضوع بستگی دارد.

دبیرکل جنبش حزب الله لبنان در ادامه سخنرانی خود به مناسبت میلاد صاحب الزمان ( عج) تاکید کرد نکته سومی که من باید بار دیگر در این مناسبت مهم به آن اشاره کنم موضوع مربوط به مشکل مطابقت و نشانه های ظهور است. ما چند هفته قبل به این موضوع اشاره کردیم. ولی با توجه به اهمیتی که دارد بار دیگر به آن می پردازیم و علما و جوانان نیز باید توجه ویژه ای به آن داشته باشند. برخی با توجه به روایات درباره ظهور که در آن ها به جدول زمانی نیز اشاره شده است می گویند این خراسانی، این یمانی و این سفیانی است. این فلان حادثه است و این شخص فلانی است و این که شش ماه بعد یا نه ماه بعد چنین و چنان می شود. این بسیار خطرناک است. اولا مطابقت به این معنا از لحاظ شرعی جایز نیست. زیرا سخنی بدون علم و به تعبیر روشن تر دروغ است. یعنی بدون علم و آگاهی به مردم دروغ می گویم و دروغ حرام است. در چنین مواردی انحراف و هتک حرمت است.

علاوه بر این بعضا باعث ناامیدی، ضعف، سستی و ایجاد شک و تردید در اصل عقیده و تفکر مهدویت می شود. بنابراین نباید اجازه بدهیم که چنین مباحث خطرناکی در مجالس و کتاب ها، مساجدمان و میزگردهای فرهنگی مان مطرح شود. این موضوع اشتباه و از نظر من ویرانگر است. از نظر فکری و فرهنگی و معنوی ویرانگر است. زمینه را برای فساد فراهم می کند. اگر از باب احتمال سخن بگوییم که مثلا احتمال دارد چنین باشد و چنان شود، اشکالی ندارد. حتی در باب احتمال نیز انسان باید محتاط باشد و ممکن است، نتایج معکوسی داشته باشد. موضوع چهارم که بسیار خطرناک تر است و در مرحله کنونی به بصیرت و هوشیاری زیادی نیاز دارد، این است که زمینه فریبکاری فراهم شده است و در فضای مجازی و اینترنت می بینیم که برخی خود را نایب امام زمان می دانند و معرفی می کنند. باید چنین ادعایی تکذیب شود. واجب است تکذیب شود. نباید در قبال آن سکوت کرد و باید تکذیب کرد، زیرا مام زمان در زمان غیبت کبری نایب خاصی و نماینده خاصی ندارد. این که شخصی می گوید من سفیر امام زمان برای لبنانی ها یا عراقی ها هستم و ایشان می گویند چنین کاری را انجام بدهید یا ندهید، این کذب است. این حیله گری و حقه بازی است. باید تکذیب شود و باید نهی منکر شود. برخی در اقدامی وقیحانه تر ادعا می کنند که فرزند امام مهدی هستند. برخی دیگر ادعا می کنند، نسل سوم و چهارم و پنجم و شش از فرزندان امام زمان هستند. می گویند من نوه ایشان و نایب آن هستم. سفیر امام مهدی هستیم و امام بعد از وی هستم و ... این ادعاها وجود دارد. ما باید هوشیار باشیم. این ادعا ها در شبکه های ماهواره ای نیز وجود دارد و مطرح می شود. این ها ادعاهای پوشالی و بی اساس است و مستند نیست. بر اساس هیچ منطق و عقلی نیست. ولی با عواطف و احساسات و عقول مردم بازی می کنند و آن را به بازی می گیرند. چرا در این مناسبت این موضوع را مطرح کردم چون پیش بینی می شود این مدعیان افزایش یابند. این ادعاها با هدف چپاول مردم و به بازی گرفتن عواطف آنان صورت می گیرد.

ما عاقلیم! اهل منطقه و حکمتیم. ما اصول و مبانی داریم. ما علمای بزرگی داریم. مراجع بزرگ و محققان بزرگی نیز داریم. این اقدامات بچگانه را چیزی نمی دانند! بسیاری از کسانی که مدعی امامت و نایب بودن امام مهدی را دارند، هیچ سواد علمی ندارند. من سخنان یکی از این مدعیان را شنیده ام و دیدم که هیچ فکر جدیدی ندارد. این مدعیان علم ندارند. فقیه هم نیستند اصلا هیچ چیزی ندارند، تنها چیزی که دارند ادعاست. ما باید مراقب باشیم. اوضاع خوبی نیست و ما هرچه به آخر الزمان نزدیک تر می شویم فتنه ها نیز بیشتر می شود. فتنه تنها سیاسی و نظامی نیست. فتنه های عقایدی و فکری و فرهنگی بسیار خطرناک تر از فتنه های نظامی و سیاسی است. موضوع دیگری که باید به آن اشاره کنم موضوع زمان است. بر اساس روایاتی که وجود دارد، ظهور حضرت مهدی ( ع ) قطعی و حتمی است. هیچ تردیدی در آن وجود ندارد. هیچ کسی نمی تواند برای ظهور زمانی را مشخص کند و مثلا بگوید: ای مردم انشاء الله در عید فطر ماه رمضان آینده امام مهدی در فلان مکان ظهور می کند. ظهور می کند و جهان دستخوش تغییر و تحول می شود. خب از کجا این سخن را می گویند. این سخن حرام است و جایز نیست. دروغ است و تقلب است. به بازی گرفتن عواطف و عقل های مردم است. ما امروز در سالروز میلاد مهدی ( ع ) و در انتظار ظهور ایشان هستیم.

رویکرد صحیح این است که اولا مطمئن باشیم به این وعده الهی ایمان داریم. وعده ای که حتما محقق می شود، زیرا خداوند بزرگ خلف وعده نمی کند. وعده الهی قطعی است. دوم این که ما باید امید داشته و به این آینده خوش بین باشیم. سوم این که منتظر این روز باشیم و چهارم این که احساس مسئولیت کنیم. تلاش کنیم و منتظر وقوع حوادث نباشیم. ما حوادث و رویدادها را بسازیم و ایجاد کنیم و منتظر وقوع آن ها نمانیم. زمین را آماده کنیم. و از خداوند تعجیل در ظهور مهدی را بخواهیم. دعای فرج را در شب های قدر و نمازها ( قنوت ) و دیگر مناسبت ها بخوانیم و بگوییم که اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن.. برای تعجیل در ظهور آقا دعا کنیم. این انتظار صحیح و درست است. حال دعای چه کسانی سودمند است. دعای مجاهدان در راه خدا، صابرین در راه خدا و کسانی که احساس مسئولیت و جانفشانی می کنند، سودمند است. دعای کسانی که زمین را برای ظهور آماده می کنند. دعای کسانی که در مقابل طاغوتی ها می ایستند. خداوند به دعای خائنان و انسان های سست و ضعیف توجهی نمی کند. انشاء الله که ما از منتظران واقعی باشیم.

ارسال نظر: