"جنگ نیابتی"؛ نسخه کاپیتالیسم در قرن ۲۱
اگر نگاهی به نقشه منطقه بیاندازیم این نکته بدیهی به چشم میآید که محور مقاومت درگیر جنگ با تروریستهای اجارهای است/ محور مقاومت برای آزادسازی قدس و نابودی رژیم صهیونیستی تاسیس شد یا جنگ با گروههای مسلح افراطی؟
گروه بینالملل - نسیم: پایان جنگ جهانی دوم، نقطه آغاز رقابت میان ابرقدرتهای آن زمان بود که ما آن را به عنوان دوران «جنگ سرد» میشناسیم. شوروی و ایالات متحده به عنوان ابرقدرتهای شرق و غرب که دنیا را میان خودشان تقسیم کرده بودند، در این دوره به جنگهای نیابتی روی آورده و از رویارویی مستقیم با یکدیگر خودداری میکردند؛ برای نمونه نیز میتوان به جنگهای کره، ویتنام و جنگ شوروی در افغانستان اشاره کرد.
ابرقدرتهای قرن 21 تمام تلاش خود را به کار میبستند تا از نفوذ سیاسی، نظامی و اقتصادی حریف جلوگیری کرده و در عوض، نفوذ خود را گسترش دهند. رقابت رهبران شرق و غرب جهان را تا مرز به راه افتادن جنگ اتمی و نابودی بشر پیش برد اما هر بار، با عقد قراردادی دو یا چندجانبه شرایط به قبل بر میگشت اما این قصه تا فروپاشی شوروی ادامه داشت و هیچ وقت گردونه رقابت از حرکت نایستاد. نتیجه رقابتهای دو بلوک، گسترش تسلیحات هستهای و تلاش برای کنترل وضعیت بود که به انعقاد قراردادهای «تحدید سلاحهای راهبردی» موسوم به «سالت 1 و 2» منجر شد؛ قراردادهایی که رنگ اجرا به خود ندید زیرا دو ابرقدرت در افغانستان، جنگ نیابتی یا Proxy war را آغاز کردند.
چریکهای مسلح به جای ارتشهای منظم
تاریخچه کوتاهی که در بالا آمد، از قدیمی بودن این سناریو و استفاده ابرقدرتهای جنگ سرد از آن خبر میدهد. سالهای بعد از فروپاشی شوروی نیز چریکهای اجارهای آمریکا و عربستان در افغانستان و پاکستان جولان میدادند تا همچنان برای روزهای آینده آماده باشند.
24 سال از پایان جنگ سرد و رقابتهای جهان دو قطبی میگذرد و منطقه خاورمیانه تبدیل به صفحه شطرنج کشورها شده و هر کدام از به اصطلاح قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای با مهرههای خود در حال بازی هستند. گستره این زمین بازی از سوریه تا عراق و از مصر تا یمن گسترده است. چریکهای پیری که روزی برای القاعده و طالبان در افغانستان میجنگیدند و در دوران اشغال عراق توسط ائتلاف بینالمللی ضد تروریسم به عراق آمدند، امروز پرچم «خلافت اسلامی»، «جبهه النصره» و دهها گروه کوچک و برزگ را برافراشتهاند و در خاورمیانه آتش افروزی میکنند.
سوال اصلی این است که چرا جنگ نیابتی بار دیگر در جهان به راه افتاده است. جنگ نیابتی از رویارویی مستقیم کشورها با یکدیگر جلوگیری میکند و راه را برای فرار از مسئولیت باز نگه میدارد. امروز افکار عمومی جهان از دستهای پشت پرده عربستان سعودی،قطر و رژیم صهیونیستی در حمایت از تروریسم فعال در خاورمیانه با خبر است؛ اما این گروهها پرچم هیچ رژیم یا کشوری را به دست نمیگیرند و راه را برای فرار رو به جلوی آنها باز میگذارند. در نتیجه همین تاکتیک شاهد هستیم که کشورهای حامی تروریستهای تکفیری در ائتلاف بینالمللی به اصطلاح ضد داعش به رهبری آمریکا حضور دارند و میخواهند به جهان ثابت کنند که ما در حال مبارزه برای نابودی تروریسم هستیم. در صورتی که اگر این کشورها جریان تزریق پول و نیروی انسانی به این گروهها را قطع کنند، خود به خود باعث نابودی آنها میشوند.
دلیل بعدی برای استفاده از گروههای چریک به جای ارتشهای منظم، پایین آمدن هزینههای نظامی کشورهایی مانند ایالات متحده است. عربستان سعودی به عنوان ثروتمندترین کشور عربی به همراه اعضای شورای همکاری خلیج فارس، نقش بانک تروریستها را ایفا میکند و ایالات متحده وظیفه آموزش تروریستها و پشتیبانی اطلاعاتی را بر عهده دارد. به روایتی دیگر، نیروهای غربی از خاورمیانه بیرون رفتند تا هزینه چند میلیارد دلاری دولتهارا کاهش دهند و در عوض آن، قراردادهای سنگین تسلیحاتی میان آنها و دولتهای عربی خاورمیانه و رژیم صهیونیستی برقرار شد تا جبران مافات کند. وقایع اخیر خاورمیانه به گونهای دیگر نیز میتواند مورد بهرهبرداری دنیای غرب به سرکردگی آمریکا قرار گیرد. نیروهای آمریکایی و ناتو از خاورمیانه خارج شدند و این منطقه راهبردی تبدیل به میدان جنگ تروریستها و دولتهای قانونی شد و در نتیجه آن، برخی کارشناسان و رسانهها اینگونه نتیجه میگیرند که تامین امنیت خاورمیانه در گرو حضور نیروهای خارجی است و خوراک تبلیغاتی برای کدخدا کردن ایالات متحده فراهم میشود.
کمربند امنیتی سرزمینهای اشغالی
اگر نگاهی به نقشه منطقه بیاندازیم این نکته بدیهی به چشم میآید که محور مقاومت درگیر جنگ با تروریستهای اجارهای است. محور مقاومت به چه دلیل تاسیس شد؟ آزادسازی قدس و نابودی رژیم صهیونیستی یا جنگ با گروههای مسلح افراطی؟
پس از منحرف شدن جریان بیداری اسلامی از مسیر اصلی و شعله ور شدن آتش جنگ در خاورمیانه، گروههایی که پیش از این زیر پرچم القاعده بودند ناگهان سر بلند کرده و بیشتر از گذشته فعال شدند. گروههایی که مدعی برافراشتن پرچم اسلام هستند با دلارهای نفتی سعودی، هدایت رژیم صهیونیستی و پشتیانی آموزشی و اطلاعاتی آمریکا در مسیر قدیمی اسلام هراسی قدم گذاشتند تا اهداف دستهای پشت پرده را محقق کنند.
این گروههای به اصطلاح اسلامی، کمربندی امنیتی حول سرزمینهای اشغالی کشیده و مسیر گروههای مقاومت را به سمت خود منحرف کردهاند. امروز شاهد آن هستیم که نیروهای حزب الله لبنان در القلمون و بلندیهای جولان کنار نیروهای سوری مشغول جنگ با النصره و داعش هستند و از طرف دیگر، نیرویهای عراقی در مسیر یک جنگ فرسایشی با پیروان البغدادی افتادهاند. در این معرکه نه تنها یک گلوله نیز از اسلحه تکفیریهای مدعی اسلام به سمت اسرائیل شلیک نمیشود، بلکه گروههای مقاومت فلسطینی مورد تهدید قرار میگیرند، انتحاریها به غزه میروند و تکفیریها در رویای آن هستند که پرچم خود را بر فراز بیتالمقدس نصب کنند؛ پرچمی که فرقی با پرچم اسرائیل ندارد.
محسن صالحی خواه - گروه بینالملل «نسیم»