جدال غرب و شرق در شام

کدخبر: 1030681

در حالی که یک هفته از حضور جنگنده‌های روسی در سوریه می‌گذرد، «نسیم» در گزارشی اختلافات میان رقبای سنتی دوران جنگ سرد که رنگ‌ و روی تازه‌ای به خود گرفته است را بررسی می‌کند

گروه بین‌الملل «نسیم»- محسن صالحی خواه : بحران سوریه چیزی فراتر از یک معادله تک مجهولی است. بازیگران مختلفی در این زمین بازی و تلاش می‌کنند تا طرف مورد حمایت خود را به ایستگاه پیروزی برسانند. "ولادیمیر پوتین" در روز 30 سپتامبر 2015 میلادی فرمان آغاز عملیات بمب‌افکن‌های روسی علیه مواضع تروریست‌ها را صادر کرد و فصل جدیدی در معادلات منطقه رقم زد؛ تحولی که تا امروز موافقان و مخالفان زیادی را به دنبال خود کشیده است.

با فرمان کرملین، جنگنده‌های سوخوی روسی راهی کشور بحران زده سوریه شدند و با بمباران مواضع تروریست‌ها به جهان خبر دادند که پوتین با درخواست "بشار اسد" موافقت کرده است. این روند در طول هفته گذشته ادامه داشت و خبر عملیات خلبان‌های روسی مکرر مخابره می‌شد. واشنگتن، لندن سپس پاریس و آنکارا در برابر این سلسه عملیات موضع منفی گرفته و اعلام کردند که مسکو در کنار بشار اسد ایستاده و بدون توجه به ماهیت گروه‌های مسلح مواضع آنان را بمباران می‌کند. ناتو نیز وارد نبرد میکروفون‌ها شد و "ینتس استولنبرگ" دبیرکل این پیمان به روسیه هشدار داد که وارد حریم هوایی آتلانتیک شمالی نشود. در خلال یک هفته‌ای که از عملیات هوایی مسکو در سوریه می گذرد، آنکارا دو مرتبه اعلام کرد که جنگنده‌های روسی حریم هوایی این کشور را نقض کرده‌اند و از آنجایی که ترکیه نیز عضوی از پیمان آتلانتیم شمالی محسوب می‌شود، این تشکل غربی نیز در این میدان پا گذاشت. روابط مسکو - آنکارا رو به بهبود می‌رفت اما انگار جنگ سوریه که بسیاری از معادلات منطقه را به هم زد از رابطه میان ترک‌ها و روس‌ها نتوانست بگذرد.

بحران سوریه عبارت جدیدی را وارد ادبیات دیپلماتیک کشورهای غربی به خصوص ایالات متحده کرد؛ شورشیان میانه‌رو. آمریکا بخشی از گروه‌های مسلح فعال در سوریه مانند ارتش آزاد و آن دسته از افراد مسلحی که در خاک ترکیه آموزش داد را شورشیان میانه‌رو نامگذاری و بنابر ادعای خود، عملیات هوایی ائتلاف بین‌المللی را روی نابودی داعش متمرکز کرده است؛ در حالی که کارشناسان و صاحب‌نظران عرصه بین‌الملل به فعالیت این تشکَل دست‌ساز آمریکا نمره قبولی نمی‌دهند. حال مقامات سیاسی غربی در سخنرانی‌های خود این موضوع را اعلام می‌کنند که روسیه تنها برای حفظ قدرت اسد وارد این بازی شده و به دنبال نابودی داعش نیست و در جریان عملیات خود تمام گروه‌ها از جمله شورشیان مسلح مورد حمایت ایالات متحده را بمباران می‌کنند. رسانه‌های تحت فرمان غرب نیز با تحلیل‌های خود سعی می‌کنند این ادعا را در اذهان عمومی جا بیاندازند و نقش ائتلاف بین‌المللی به اصطلاح ضد داعش را پررنگ کنند.

مسکو در برابر واشنگتن

«باراک اوباما» در مراسم سالگرد حادثه 11 سپتامبر در برابر دوربین رسانه‌های جهان خبر از تشکیل یک ائتلاف بین‌المللی ضد داعش مشتکل از کشورهای مختلف داد که در خاورمیانه خواهد جنگید. کمی بیشتر از یکسال از سخنرانی رئیس‌جمهوری ایالات متحده و تشکیل این ائتلاف می‌گذرد و نه تنها خبری از متوقف کردن داعش به گوش نمی‌رسد بلکه هر چند وقت یکبار اخبارپیشروی‌های آنان و اشغال شهری دیگر در عراق یا سوریه منتشر می‌شود. شاید موصل به عنوان یکی از بزرگ‌ترین شهرهای عراق پیش از تشکیل این ائتلاف سقوط کرد اما از اشغال رمادی مرکز استان الانبار و پالمیرا قلب تاریخ سوریه بیش از چند ماه نمی‌گذرد.

عملیات هوایی روس‌ها می‌تواند عواقب سنگینی برای ائتلاف و در راس آن، واشنگتن داشته باشد. اولین نتیجه این سلسله عملیات برای ابرقدرت سابق غربی در دوران جنگ سرد، بی اعتبار شدن تبلیغات قبلی مبنی بر کارآیی ائتلاف و تاثیر آن بر مبارزه با تروریسم است . جنگنده‌های ائتلاف در خلال عملیات‌های خود در سوریه و عراق ادعا می‌کرده و می‌کنند که اهداف راهبردی و مواضع اصلی داعش را مورد اصابت بمب‌های خود قرار می‌دهند؛ در حالی که هیچ گزارش روشنی از عملکرد خود منتشر نمی‌کنند. در کنار تمام این معضلات، چندین مورد بارریزی تسلیحات در مناطق تحت اشغال داعش که سروصدای زیادی در رسانه‌ها ایجاد کرد نیز نشان می‌دهد که آمریکا و نیروهای ائتلاف تحت رهبری وی با مردم و حکومت عراق صادق نیستند. تا قبل از آغاز عملیات‌های هوایی روسیه، کمی از اندازه موج منفی علیه ائتلاف کاسته شده بود اما در مدتی که از آغاز این حملات می‌گذرد، شخصیت‌ها و رسانه‌های مختلف با مقایسه عملکرد دو طرف، ائتلاف را مردود اعلام کردند و از همین روست که عراق نیز خواستار بمباران مواضع داعش توسط بمب‌افکن‌های روسی شده است.

سوریه، محل برخورد منافع

مسکو و واشنگتن از ابتدای آغاز بحران تروریسم در سوریه که دامنه آن به عراق نیز کشیده شد، دو موضع کاملا متفاوت اتخاذ کرده و هر کدام تلاش کردند با استفاده از کارت‌هایی که در اختیار دارند صحنه گردانی این جنگ را به دست بگیرند. ایالات متحده به طور رسمی اعلام کرد که اسد باید برود و تمام تلاش خود را نیز به کار بست تا هدف خود را به دست بیاورد اما روسیه نیز می‌خواست که اسد در راس قدرت بماند و از ارتش و نیروهای دفاع وطنی حمایت کرد.

ورود نیروهای روس به جنگ سوریه، معادله این بحران را کمی پیچیده کرد؛ هر چند سیاستمداران آمریکایی از جمله "جان کری" اعلام کردند که مردم سوریه باید در خصوص سرنوشت خود تصمیم بگیرند و کارشناسان و تحلیل‌گران نیز بر این ادعا مهر تائید زدند اما آمریکایی‌ها در این کشور خلاف آنچه می‌گویند، عمل کردند. گروه‌های مسلح در اردن و ترکیه توسط افسران اطلاعاتی و نظامی آمریکا آموزش دیده و با پشتیبانی هوایی آن‌ها در خاک سوریه علیه نیروهای دولتی و داعش دست به عملیات می‌زنند. تقسیم بندی گروه‌های مسلح مخالف دولت به میانه رو و افراطی نمی تواند این ادعا را توجیه کند زیرا اگر آمریکایی‌ها به اختیار مردم سوریه در تعیین سرنوشت خود اعتقاد داشتند، گروه مسلح دیگری را وارد بحران شام نمی‌کردند.

ماموریت غیرممکن

ژنرال "ایگور کوناشنکوف" سخنگوی وزارت دفاع فدراسیون روسیه صبح امروز از پذیرش پیشنهاد پنتاگون مبنی بر ایجاد هماهنگی در عملیات علیه داعش توسط مسکو خبر داد. بر اساس این خبر، کارشناسان دو کشور در آینده‌ای نزدیک به بررسی جزئیات این پیشنهاد می‌پردازند.

در عنوان پیشنهاد پنتاگون از عبارت ISIL به معنای داعش استفاده کرده و هنوز مشخص نیست که تکلیف دیگر گروه‌های مسلحی که در سوریه می‌جنگند چیست؛ گروه‌هایی که توسط ایالات متحده، قطر، عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی پشتیبانی می‌شوند. روز گذشته، "سرگئی لاوروف" وزیر امور خارجه روسیه اعلام کرد که برای حل بحران سوریه آمادگی برقراری ارتباط با ارتش آزاد را نیز داریم در صورتی که این گروه واقعا روی زمین وجود و سلاح در دست باشد. وی همچنین بر این موضوع نیز تاکید کرد که خواستار دریافت اطلاعات از همتای آمریکایی خود در خصوص این گروه شده است اما واشنگتن هیچ اطلاعاتی در اختیار آن‌ها نمی‌گذارد. وزیر امور خارجه روسیه معتقد است که هیچ کشوری تا کنون به ما نگفته است که ارتش آزاد و دیگر گروه‌های مسلحی که به قول آمریکایی‌ها میانه‌رو هستند در چه مواضعی حضور دارند و چگونه فعالیت می کنند.

سوال اصلی این است که آیا سوریه تنها محل تاخت و تاز شورشیان مسلح و داعش است یا صدها گروه ریز و درشت دیگر نیز سلاح به دست گرفته و علیه دمشق می‌جنگند. آیا می‌توان احرار الشام و النصره را در زمره گروه‌های مسلح میانه‌رو قرار داد؟ النصره‌ای که شاخه رسمی القاعده در سوریه محسوب می‌شود؟ یکی از نقاطی که در نقشه‌های این گزارش توجه زیادی به آن شده است، عملیات‌ روسیه در شمال سوریه و نقطه‌ای که است که محل استقرار شورشیان مسلح است. شهر ادلب که مدتی پیش سقوط کرد نیز در همین نقطه قرار دارد؛ شهری که نیروهای النصره مهره اصلی اشغال بودند. الزبدانی نیز که در نیمه شهریور ماه امسال در عملیات مشترک رزمندگان حزب الله لبنان و ارتش سوریه آزاد شد نیز در منطقه‌ای واقع شده که رسانه‌های آمریکایی مدعی هستند در کنترل شورشیان مورد حمایت آنان است.

آنچه اشاره شد، بخشی از نقاط تاریک و تناقضاتی است که باید وضعیت آن روشن شود. همکاری مسکو و واشنگتن بدون تبادل صحیح اطلاعات نمی‌تواند دوام زیادی داشته باشد. روس‌ها عملیات خود را به حوزه اشغال شده توسط داعش محدود نکرده و تمام گروه‌های مسلح را هدف قرار می‌دهند اما آمریکایی‌ها به قول خودشان تنها خواستار نابودی داعش هستند. اگر قرار باشد مردم سوریه آینده خود را رقم بزنند، نباید سایه هیچ گروه مسلحی بر سر سرنوشت آن‌ها افتاده باشد.

تلاش رسانه‌ها برای تطهیر ائتلاف

روزنامه "نیویورک تایمز" در گزارشی تحلیلی و مقایسه بمباران‌های روسیه و ائتلاف بین‌المللی تلاش کرد تا ادعای کشورهای غربی را با ارائه آمار و ارقام اثبات کند. "اندرو ای. کارمر" و "آن برنارد" در این گزارش تلاش کردند با استفاده از آمارهایی غیر رسمی که از کانال مخالفان اسد به دست می‌آید بر ادعای آمریکا و دوستانش صحه بگذارند؛ آمار و ارقامی که توسط مرکز دیده‌بان حقوق بشر سوریه (مستقر در لندن) و بنیاد کارتر (متعلق به رئیس‌جمهوری اسبق آمریکا) ارائه شده است.

نقشه‌های درج شده در این گزارش با تقسیم بندی سوریه به پنج قسمت تحت کنترل دولت، تحت کنترل شورشیان میانه‌رو، کردها، داعش و مناطق کم جمعیت نشان می‌دهد که هواپیماهای روسی بیشتر تمرکز خود را از زمان آغاز عملیات هوایی در مناطقی گذاشته‌اند که تحت تصرف گروه‌های مسلح میانه‌رو است و توجه کمتری به داعش داشته‌اند؛ در حالی که نیروهای ائتلاف نقاط اشغال شده به دست داعش را مورد هدف قرار می‌دهند.

" البغدادی را زنده می‌خواهم "

به نظر می‌رسد پوتین کمر همت بسته تا اشتباهات رقیب خود پس از حادثه 11 سپتامبر را تکرار نکند، آمریکا بعد از انفجار برج های دوفلو غول جدیدی را به جهانیان معرفی کرد؛ القاعده. همان گروهی که ایجاد کرده بود تا راه نفوذ مجدد کمونیسم شوروی به افغانستان را ببندد. ایالات متحده به همراه متحدان خود به بهانه دستگیری خطرناک‌ترین تروریست‌ جهان به قلب شبه قاره هند لشگر کشیدند و افغانستان را به اشغال خود درآوردند. نیروهای بزرگ‌ترین ارتش جهان 10 سال به دنبال بن لادن بودند و در نهایت اعلام کردند که وی در خاک پاکستان طی عملیات نیروهای دلتا کشته و بدنش به دریا انداخته شده است و جهان نفهمید که داستان بن لادن چه بود؟ زیرا واشنگتنی‌ها اعلام کردند که او به ضرب گلوله از پا درآمده و مشخص نیست آن کسی که کشته شد همان رهبر القاعده بود یا نه.

همتای روسی اوباما دستور زنده دستگیر کردن ابوبکر البغدادی را صادر کرده است. شاید پوتین می‌خواهد این مرد مرموز که عکس‌هایش به تعداد انگشت‌های یک دست نمی‌رسد را زنده دستگیر کند تا دنیا از داستان پشت پرده داعش یا همان القاعده عراق باخبر شود.

ارسال نظر: