نشنالاینترست: تلاشهای بیشمار واشنگتن برای نفوذ در ایران محتوم به شکست است
این نشریه آمریکایی نوشت: از زمان انقلاب تاکنون، رهبران آمریکا همیشه به دنبال راههایی برای نفوذ در دولت ایران بودهاند اما واشنگتن علیرغم تلاشهایش نمیتواند نفوذ قابل توجهی در داخل ایران داشه باشد.
گروه بین الملل « نسیم »- نشریه آمریکایی " نشنال اینترست" در توضیفی به همه تلاش های آمریکا برای دخالت در امور داخلی ایران اشاره کرده است و نتیجه می گیرد واشنگتن هرگز نمی تواند در داخل ایران نفوذ کند
رهبران کنگره از عملکرد ضعیف کاخ سفید در قبال آزمایش های موشکی بالستیک 11 اکتبر به شدت عصبانی هستند. سازمان ملل متحد به روشنی مشخص کرد که این اقدام، به معنی نقض قطعنامه شورای امنیت ملی و تنها چند روز بعد از پذیرش برجام توسط تهران و قدرت های جهانی است. باب کورکر، سناتور آمریکایی به دولت اوباما اتهام زد که آن ها تمایلی برای برخورد با ایران به بهانه تضعیف نشدن توافق هسته ای و یا قدرتمند نشدن منتقدان؛ قبل از برگزاری انتخابات مجلس ایران، درماه فوریه؛ ندارد. اما آیا ایالات متحده می تواند تاثیر قابل توجهی در سیاست های ایران داشه باشد؟
پاسخ کوتاه این است: نه. از زمان انقلاب اسلامی در سال 1979 تاکنون، رهبران ایالات متحده همیشه به دنبال این بودند تا راه هایی برای نفوذ در دولت ایران و هرچند اندک، پیدا کنند. ماجرای مک فارلین در دهه 1980 برای آزادی گروگان های آمریکایی در لبنان و باور دولت ریگان مبنی بر وجود تنی چند از سیاستمداران میانه رو در تهران برای ایجاد روابط حسنه با آمریکا، کمک های کلینتون به محمد خاتمی، رئیس جمهور اصلاح طلب در مقابل دولت ایران برای انتقاد از وی به خاطر پذیرش لوایح دوقلو در اواخر دهه 1990، نمونه هایی از آن بود.
شاید رئیس جمهور اوباما از این تجربیات درس گرفته بود که بیشتر بر روی تعامل مستقیم با رهبر ایران، آیت الله خامنه ای تمرکز داشت تا ارتباط با احمدی نژاد و یا جناح های رقیب و همین پاسخ ملایم کاخ سفید به جنبش سبز در سال 2009 را موجب شد. حمایت آمریکا از فتنه گران، موجب نارضایتی رهبران ایران شد و رویکرد اوباما در این باره نتیجه نداد.
با انتخاب حسن روحانی در سال 2013 و آغاز مذاکرات هسته ای، واشنگتن ترغیب شد به یاست های پیچیده داخلی ایران ورود کند و این کار در غرب تقریباً به یک رویه پذیرفته شده تبدیل شد که تا حدودی این امر توسط وزیر امور خارجه ایران، محمد جواد ظریف و نظرات او در رسانه، تقویت شد.
گرچه تعهد تهران برای رسیدن به یک توافق هسته ای همیشه به آن اندازه شکننده نبوده است. ( این فهم، تا حدودی روش تهران به عنوان تاکتیک مذاکره برای کاهش فشارهای آمریکا و اروپا و برای کسب امیتازات بیشتر بوده است.) رهبر ایران بارها تردید خود را درباره قابل اعتماد بودن طرف آمریکایی ابراز داشته است. اما وی در حمایت از تلاش های ظریف نیز ثابت قدم بوده است. بین روحانی و رهبر انقلاب نیز پیوندی قوی برقرار است.
از سوی دیگر، انتخابات فوریه به صورت بالقوه می تواند تاثیر عظیمی بر جهت گیری آینده ایران خواهد داشت. این رأی، نه تنها مجلس جدیدی را رقم خواهد زد (که قویاً می تواند میانه رو ها را قوی تر کند) بلکه اعضای مجلس خبرگان را نیز مشخص خواهد کرد، گروهی که جانشین رهبر ایران را تعیین خواهد کرد. جناح های زیادی از روابط پسا توافق ایران با غرب به عنوان فوتبال سیاسی، استفاده خواهند کرد. اما هر تاثیری از طرف ایالات متحده آمریکا در انتخابات ـ چه به روش آشتی جویانه و چه تنبیهی ـ توسط جناح های اصلی که گرداننده سیاست های ایران هستند، خنثی خواهد شد.
خط نهایی این است که واشنگتن برای تاثیرات احتمالی بر رقابت های جناحی اصلی و یا فرعی در تهران نه بترسد و نه ذوق زده شود. به جای آن ایالات متحده باید بفهمد که سیاست خارجی ایران منسجم و استوار است و گزارش گروه بین المللی بحران در ایران بعد از توافق هسته ای شاید بهرین نظر باشد:
" طرز حکومت ایران هرچه که باشد، رویه واحدی دارد. غرب باید با توجه به این واقعیت با ایران رفتار کند و از طرفداری کردن در مباحث داخلی که بازیگران خارجی بارها ثابت کردند که قادر به دستکاری موفق در این زمینه نیستند، بپرهیزد."