سیاستمدار بریتانیایی:

بحران پناهندگان اروپا ماحصل سیاست‌های جنگ افروزی غرب است

کدخبر: 2006164

لیندزی جرمن: اروپا با راه انداختن پی در پی جنگ در خاورمیانه و جنوب آسیا باعث به وجود آمدن بحران پناهجویان شده است، مداخله گری های نظامی و اقتصادی قدرت‌های استعماری، میراث اروپاست.

گروه بین الملل « نسیم آنلاین »- "میدل ایست آی" در قلمی به یادداشت "لیندزی جریمن"، سیاستمدار بریتانیایی نوشت:

یک قایق دیگر هم اخیرا در آب های مدیترانه غرق شد و بیش از 40 مهاجر را که سعی داشتند به جزایر یونان برسند، در خود فرو برد.

هفته های گذشته، ثروتمند ترین بانکدارهای دنیا،‌سیاست مداران و تاجران، در شهر کوهستانی داوس در سوئیس برای یک اجتماع سالانه گرد هم آمدند و صحبت های آن ها نیز کلمه به کلمه توسط رسانه های وظیفه شناس منتشرشد و فرصتی بود تا سیاستمدران ناخرسندی خود را از بحران پناهجویان ابراز کنند. منظره زیبایی نبود.

مانوئل والس، نخست وزیر فرانسه، اظهار داشت که اگر به پناهجویان غرب و جنوب آسیا اجازه ورود به اروپا را بدهیم،‌اروپا در خطر "بی ثباتی کامل" قرار خواهد داشت.

ا ین در حالی است که قانون جدید دانمارک به آن ها اجازه می دهد که همچنان سیاست ظالمانه خود را مبنی بر مصادره اموال و دارایی های مهاجرین، حتی مصادره طلا و جواهرات شان را ادامه دهند، و تنها اجازه دارند که حلقه ازدواجشان را داشته باشند. یعنی همان رفتاری که در دهه 1930 نازی های آلمانی با مهاجرین یهودی داشتند.

پس از جنگ اروپا، قوانینی با امید خاتمه دادن به چنین وحشیگری هایی در حق انسان ها، وضع شد. اما اکنون سیاستمداران تمایل دارند که همه این قوانین را منحل کنند تا راحت تر بتوانند انکار کنند که در حال حاضر، درمانده ترین مردمان جهان، همین مهاجرین هستند.

بر اساس دیدگاه آن ها، پناهندگان بزرگترین مشکل اروپا هستند. در واقع، از چشم انداز دیگری هم می شود این مسئله را نگاه کرد: این اروپایی ها بودند که جنگ های پی در پی در خاورمیانه و جنوب آسیا به راه انداختند. این اروپایی ها بودند که تسلیحات روانه منطقه کردند و همین ها هم مداخله نظامی در منطقه داشتند. این کشور های اروپایی بود که فرهنگ نژاد پرستی را رواج داد و این تفکر را به وجود آورد که غیر اروپایی هایی که برای زندگی و کار به اروپا می آیند را به چشم شهروندان درجه دو ببینند و باعث شوند که فرصت های شغلی و سکونتی از آن ها گرفته شود.

این اروپا بود که باعث شد استعمارگری از قرن نوزدهم به این طرف، فراگیر شود و بخش اعظمی از آسیا و آفریقا تحت استعمار قرار بگیرد. و این میراث اروپا است که هنوز هم، قدرت های استعماری به خود اجازه می دهند در آن کشورها دخالت های نظامی و اقتصادی داشته باشند.

بنابرابن حقایق غیر قابل اجتنابی درباره بحران پناهندگی وجود دارد. یکی از آن ها این است که این بحران از جنگ ریشه گرفته است. جنگ هایی که بخش قابل توجهی از آن به دلیل جنگ طلبی های کشورهایی مانند بریتانیا و فرانسه است. مهاجران از از سوریه می آیند، جایی که تعدادی از قدرت ها با یکدیگر درگیر هستند. از افغانستان، عراق و لیبی می آیند، کشورهایی که در طول 15 سال،‌توسط قدرت های غربی بر سر مردمانش بمب ریخته شده، مورد هجوم قرار گرفته و یا اشغال شده است. بحران پناهندگی نتیجه جنگ است.

هرکسی باید حق داشته باشد که از جنگ فرار کند و آن هایی که در ثروتمندترین کشورها هستند لازم است که به آن ها کمک کنند. اما چنین الزاماتی توسط دولت هایی که تحت سایه اتحادیه اروپا هستند نادیده گرفته می شود. این کار وجود نابرابری را در دنیا را شفاف تر نشان می دهد. در هفته داوس، اکسفام (یکی از بزرگترین گروه‌های بین‌المللی امدادرسانی) اعلام کرد که ثروت 62 میلیاردر دنیا، برابر با نصف جمعیت دنیا است. چنین نابرابری ای هر دولت مدعی دموکراسی واقعی را به استهزاء می گیرد، چرا که به این معنی است که خود سیاستمدران،‌مانند ترامپ ها و مرداک ها غرق در چنین ثروت هایی نابرابرانه ای هستند و این درحال است که غالب جمعیت دنیا حتی دسترسی به ضروریات زندگی را نیز ندارند.

شاید خطرناک ترین جنبه بحران پناهجویان، پر رنگ تر شدند نژاد پرستی در همه سطوح جامعه است. و اینکه چطور از برخورد معقولانه با این قضیه توسط سیاستمداران و احزاب راست گرا و دولت ها با وضع قوانین ظالمانه، عاجز هستند.

کشوری مانند بریتانیا که درخواست قوانین سخت گیرانه تر کرده است. اسلونی و مجارستان هم که به وضوح سیاست های اسلام هراسانه را در قبال مهاجران اجرا کرده است و تنها به مهاجرین مسیحی اجازه ورود به کشور را می دهند. نخست وزیر بریتانیا،‌ دیوید کامرون، علناً اظهارات اسلام هراسانه داشته است مبنی بر اینکه بریتانیا یک کشور مسیحی است و مسلمانان و به ویژه زنان را ملزم کرد تا زبان انگلیسی یاد بگیرند.

کشورهایی که درگیر جنگ شدند خسارت های بی شمار و حسابی را متحمل شدند، با میلیون نفر کشته،‌زخمی و یا مهاجر، که قریب به اتفاق این مهاجران هم هرگز پایشان حتی به نزدیکی اروپا هم نرسید و تنها توانستند در کمپ های کشورهای همسایه اسکان پیدا کنند. رهبران اروپایی حتی اعتراف کردند که به کشورهایی مانند ترکیه و اردن بودجه خواهند داد تا مهاجرین را همان جا نگه دارند.

اما جنگ ها وجهه سیاست مداران اروپایی را نیز خدشه دار کرد: آن ها با افزایش موج تبعیض نژادی علیه مسلمانان همراهی کردند که بیشتر این احساسات اکنون بر روی پناهندگان متمرکز است.

همچنان که اقتصاد جهانی با روند کاهش مواجه است و شاید حتی در حال وخامت نیز است، فاکتورهای دیگر جنگ مانند ریاضت اقتصادی و تبعیض نژادی نیز به اتفاق یکدیگرجهانی می سازند که از دهه 1930 بی سابقه بوده است. این، مشکلی است که اروپا با آن مواجه است،‌ نه گرفتاری مهاجران که تنها جرم آن ها فرار از جنگ بود.

ارسال نظر: