نیویورک‌تایمز:

در اروپا و آمریکا هم آزادی بیان مطلق نداریم

کدخبر: 2014922

این روزنامه آمریکایی نوشت: حتی در ایالات متحده آمریکا نیز قانون اساسی اعلام می‌کند که آزادی بیان در شرایطی که "خطر" محسوب شود، باید مهار گردد؛ در اروپا هم در شرایط خاصی محدودیت‌هایی برای اظهار نظر دارد.

گروه بین الملل « نسیم آنلاین »- روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز نوشت:

از بعد از حملات مرگبار به دفتر نشریه فرانسوی "شارلی ابدو" در ژانویه 2015 ، شعار "من شارلی هستم" تبدیل به شعاری رایج در خیابان های فرانسه و بسیاری از کشورهای اروپایی در حمایت از آزادی بیان، تبدیل شد و اینکه بسیاری از کشورهای اروپایی به بهانه مبارزه با تروریسم در واقع با همان آزادی ها مبارزه می کنند، پایان غمگین و افسرده کننده ای برای نمایش همبستگی را نشان می دهد.

بر اساس گزارش رافائل مایندر، خبرنگار نیویورک تایمز، از پاریس، در هفته گذشته، یک رشته طویلی از بازجویی ها در سرتاسر اروپا به وجود آمده که سند هشدار دهنده ای است از اجرای عجولانه قانون و بهانه حملات تروریستی، تبدیل به یک ابزار سوء استفاده برای خفه کردن اعتراضات مشروع شده است.

به عنوان نمونه وی به بازداشت دو عروسک گردان درمادرید که به بهانه اجرای نمایشی با عنوان "القاعده و اتا" که یک سازمان جدایی طلب باسک است، و همینطور بازداشت "دیودونه امبالا امبالا"، طنز پرداز و کمدین فرانسوی که به دلیل پستی در فیس بوک در ابراز همدردی با یکی از مردان مسلح واقعه شارلی ابدو؛ اشاره می کند.

در حالی که نزدیک به صد نفر از مردم تحت بازجویی های فرانسه تحت قانون جدید مبارزه با تروریسم هستند، در اسپانیا نیز زن 21 ساله به دلیل توییت کردن پستی و درخواست از یک گروه چپ گرای افراطی برای کشتن سیاستمداران، به اتهام تحریک تروریسم؛ بازداشت شد.

این ها تنها نمونه های برخورد با آزادی های بیان نیستند، اما مشکلی که آن ها بدان اشاره می کنند، تنها از قوانین گمراه کننده نشأت نمی گیرند. ظهور سازمان های تروریستی بین المللی و توانایی آن ها در جذب نیرو و تلقین اعتقادات از طریق اینترنت و شبکه های مجازی، یک تهدید غیر قابل انکاری را در جوامع دموکراتیک به وجود آورده است.

حتی در ایالات متحده آمریکا نیز قانون اساسی اعلام می کند که آزادی بیان در شرایطی که یک " خطر واضح و حاضر" محسوب شود، باید مهار گردد. در اروپا هم در شرایط خاصی محدودیت هایی برای اظهار و یا اقدام کردن وجود دارد، مانند قوانین که در اغلب کشورهای اروپایی اجرا می شود و آن " قانون منع انکار هولوکاست" است.

با این حال، این قوانینی که به شکل عجولانه ای بعد از وقایع تروریستی، در حال اجرا شدن است، باعث می گردد که این تمایلات به اشکال دیگری که پیش بینی شده هم نیست دوباره بروز کند و این وقایع خطرناک تر می شود اگر بخواهیم که به قوانین مورفی استناد کنیم. بر اساس قانون مورفی اگر به دولتی قدرت های ناخواسته و یا غیرضروری داده شود، از همین قدرت ها سواستفاده خواهد شد. سواستفاده آژانس امنیت ملی از قدرت های نظارتی خود، همانطور که ادوارد اسنودن افشا کرد، یک نمونه واضح و بدنام از سواستفاده کردن از قدرت هاست و درآینده نیز ممکن است که رهبران چنین اقداماتی انجام دهند، همانطور که دونالد ترامپ توصیه کرد که بخشی از خدمات اینترنتی را باید برای مبارزه با تروریسم؛ بست و این را به صحبت هایش ضمیمه کرد: " برخی حتما شعار خواهند داد: "آزادی بیان، آزادی بیان"، این ها مردمان احمقی هستند."

اما آنچه که احمقانه است، سو استفاده از ترس و بحران ها برای سرکوب آزادی است که از آن با نام دموکراسی یاد می کنند. درحال حاضر از شالی ابدو فقط شعار آن مانده و دستگیری عاملان این حمله به حاشیه راند شده است. جای هیچ تردیدی نیست که تروریسم نیازمند یک پاسخ قاطع است اما نمی توان با این عنوان قوانین ناعادلانه و دلبخواهی را توجیه کرد.
ارسال نظر: