بررسی اهداف طرح شاهزاده سعودی برای آتش بس؛

سکانس پایانی سناریوی آل‌سعود برای یمن

کدخبر: 2022281

سناریوی "محمد بن نایف" ولیعهد سعودی برای پایان جنگ عربستان علیه یمن و انجام مذاکرات بین انصارالله و سعودی‎ها در کویت که بی شباهت با سناریوی پایان جنگ ششم علیه صعده نیست، اختلافات داخلی بین خاندان حاکمه آل‌سعود را به دنبال دارد.

گروه بین الملل « نسیم آنلاین » - طبق یکی از اسناد منتشر شده ویکی لیکس درباره ارسال گزارش "جیمز بی اسمیت" سفیر آمریکا در ریاض به واشنگتن در خصوص "جنگ ششم" علیه صعده یمن(عملیات زمین سوخته)، این جنگ که از 11 آگوست 2009 آغاز شد، با "برنامه‌ریزی بدی صورت گرفت". در ادامه گزارش سفیر آمریکا در ریاض آمده است که "ملک عبدالله" پادشاه سابق عربستان در پی این جنگ و نتایج آن قصد برکناری امیر "خالد بن سلطان" معاون وزیر دفاع عربستان را داشت که با دخالت پدرش شاهزاده "سلطان بن عبدالعزیز" ولیعهد و وزیر دفاع وقت، از سمتش برکنار نشد.

"فواد ابراهیم" محقق و تحلیلگر سیاسی در مقاله‌ای که بر اساس سند فاش شده ویکی‌لیکس در تاریخ 30 دسامبر 2010 که در روزنامه لبنانی "الاخبار" منتشر شد، نوشت: این سند ویکی لیکس همچنین شامل گفتگوی بین عربستانی ها و جنبش "انصارالله" و تلاش های دیپلماتیک برای پایان این جنگ که در 30 ژانویه سال 2010 پایان یافت، می شود.

بر اساس این سند، "خالد بن سلطان" معاون وزیر دفاع وقت و پسر بزرگ "سلطان بن عبدالعزیز" ولیعهد و وزیر دفاع اسبق بر پایان عملیات نظامی در 23 دسامبر سال 2009 تاکید کرد و به دنبال آن نیز انصارالله در بیانیه ای پیشنهاد عقب نشینی از همه پایگاه های مرزی در ازای توقف حملات عربستان را مطرح کرده بود. نیروهای زمینی عربستان حملات نیروی زمینی خود را در نهایت متوقف کردند اما حملات توپخانه ای و هوایی آن ادامه داشت.

بر اساس گزارش ویکی لیکس، عربستان نیروهای دولتی یمن در زمان ریاست جمهوری علی عبدالله صالح را مسئول مدیریت جنگ علیه رزمندگان انصارالله خواند و نیروهای دولتی ارتش یمن را به جنگ داخلی با انصارالله تحریک کرد. در ادامه گزارش آمده است که نیروهای نظامی یمن در آن زمان حملات زیادی علیه پایگاه های حوثی ها و انصارالله در 28 دسامبر 2009 انجام دادند و این سناریو اکنون در حال تکرار شدن است.

از زمان اعلام آتش بس جزئی بین عربستان و انصارالله در 9 مارس گذشته، طرح و نقشه عربستان این است که گروه های داخلی یمن را مسئول حملات در استان های "تعز"، "الجوف" و حجه" معرفی کند. انصارالله نیز به نقض آتش بس عربستان در استان الربوعه در داخل استان مرزی عسیر پاسخ نظامی می دهد، اما پاسخ عربستان این است حملات صورت گرفته از سوی نیروهای داخلی یمن صورت می گیرد، ولی سوالی که در اینجا پیش می آید این است که اگر اینچنین باشد پس حمله هوایی علیه یمن را چه کسانی انجام می دهد؟

در جنگ ششم سال 2009 (عملیات زمین سوخته) نیز "خالد بن سلطان" معاون وزیر دفاع وقت عربستان خروج نیروهای انصارالله را از مناطقی که در داخل مرزهای عربستان بر آن سیطره دارند، خواستار شد، اما محمد عبداسلام سخنگوی انصارالله در آن زمان تاکید کرده بود که عقب نشینی نیروها از پایگاه‌های نظامی عربستان به توقف حملات نظامی این کشور بستگی دارد.

در هر صورت، بازیابی موقعیت نظامی تنها وجه مشترک بین جنگ ششم و جنگ کنونی علیه یمن نیست، بلکه پوشش رسانه ای عربستان طی روزهای اخیر تا اندازه زیادی کاهش پیدا کرده است. بنابراین "سونامی" رسانه ای عربستان در روزهای اولیه عملیات "طوفان قاطع" علیه یمن به مرور زمان تا به امروز کاهش یافت.

جایگاه "خالد بن سلطان" در داخل خاندان آل سعود به دلیل تناقض گویی در حرف و عمل درباره میدان جنگ در سال 2009 به شدت دچار تزلزل شد. معاون وزیر دفاع وقت که در پی بیماری پدرش وزیر دفاع و ولیعهد وقت عربستان، عملا سکان وزارت دفاع این کشور در دوره جنگ علیه صعده را برعهده گرفته بود، در اقدامی شتابزده عربستان را پیروز جنگ اعلام کرده بود، این در شرایطی بود که در داخل خاندان آل سعود بر سر عملکرد شاهزاده خالد به دلیل طولانی شدن جنگ و خسارت های مالی و جانی زیاد عربستان و ضعیف بودن عملکرد ارتش عربستان در قیاس با هزینه های میلیاردی، اختلافات زیادی وجود داشت و اگر بازگشت فوری پدر خالد سلطان به وزارت دفاع نبود، ملک عبدالله پادشاه سابق تصمیم به برکناری وی از سمت معاونت وزارت دفاع را داشت. بنابراین امیر خالد فرصت تصدی سمت وزارت دفاع به جای پدرش را از دست داد.

حال "محمد بن سلمان" وزیر دفاع کنونی عربستان که پسر عموی خالد بن سلطان است، در اوایل جنگ علیه یمن این امید واهی را داشت که نیروهای عربستانی به صنعاء نفوذ کنند، اما سناریوی جنگ ششم که همان طولانی شدن جنگ، مقاومت ملیت یمن، سقوط مراکز نظامی عربستان به دست نیروهای انصارالله است، تکرار می شود.

بر اساس گزارش سفیر آمریکا در ریاض، عربستان سعودی در سال 2009 از آمریکا درخواست مهمات و همکاری اطلاعاتی کرده بود و همین مساله در جنگ کنونی نیز تکرار شده است. در آن زمان خالد بن سلطان از ضعف اطلاعات آمریکا انتقاد کرد و گفت: آمریکا از عربستان زمانی که در جنگ ششم به آن شدیدا نیاز داشت، حمایت نکرد."

نقاط مشترک جنگ ششم و جنگ کنونی بسیار زیاد است، اما تفاوت زیادی نیز میان این دو جنگ وجود دارد:

اول اینکه، جنگ کنونی عربستان علیه یمن از شمال تا جنوب آن را به طو ر کامل شامل می شود و فقط شامل صعده نمی شود.

دوم ، طرف های درگیر در جنگ کنونی با جنگ ششم تفاوت دارند. انصارالله در جنگ ششم با ارتش یمن درگیری بود و زمینی و هوایی از سوی نیروهای سعودی حمایت می شد، اما امروز انصارالله در مبارزه با عربستان در کنار ارتش یمن و اکثریت مردم یمن قرار دارد.

سوم، اهداف دو جنگ با یکدیگر تفاوت دارند. در جنگ ششم هدف "منع نفوذ حوثی ها" بود و در جنگ کنونی هدف نابودی جنبش انصارالله قبل از اینکه به یک قدرت سازنده در معادلات سیاسی یمن تبدیل شود، است. اما اهداف این جنگ شکست اهداف جنگ ششم را نشان می دهد که در آن ریاض اعلام کرد هدف بازگشت مشروعیت عبدربه منصور هادی و بازگشت دولت خالد بحاح و خارج کردن موشک های بالستیک از دست نیروهای انصارالله است.

اما اهداف غیر علنی عربستان این است که القاعده قبل از آنکه به طور کلی در یمن نابود شود، نجات پیدا کند و و نقش اقلیمی عربستان در منطقه بازگردد. از دیگر اهداف غیر علنی که تاکنون محقق نشده است به "محمد بن سلمان" وزیر دفاع و فرزند پادشاه سعودی و تصمیم وی به پیروزی نظامی در جنگ کنونی علیه یمن مربوط می شود.

محمد بن سلمان قصد دارد با اعلام پیروزی نظامی در جنگ علیه یمن به وراثت عرش قدرت دست پیدا کند، اگرچه تلاش های وی همچنان ادامه دارد ولی تاکنون موفق نبوده است، زیرا جنگ عربستان علیه یمن به بن بست رسید و طرح محمد بن نایف دشمن صد در صد پسر عمویش برای کنار زدن محمد بن سلمان و نشان دادن شکست ضمنی وی در این جنگ است.

بر اساس اطلاعات به دست آمده، طرح محمد بن نایف ولیعهد کنونی عربستان با مشاروت آمریکایی ها مطرح نشده است و وزیر کشور عربستان تصمیم دارد این طرح را در دست بگیرد و منتظر موفقیت اجرای آن باشد، سپس آن را به کسی که مساله رسیدن به "عرش" برای وی مهم است، بفروشد. بنابراین محمد بن نایف برای یمنی ها این طرح را ارائه نمی کند، زیرا خود وی مسوول ترورها و انفجار در یمن است.

محمد بن سلمان که به آنچه که آروزی آن را در سر می پروراند، دست نیافت، به محمد بن نایف ولیعهد کنونی نیز هرگز اجازه نخواهد داد که با ایجاد آتش بس و برقراری صلح، شانس خود برای دستیابی به قدرت را افزایش دهد. از همین روی برخی از تحلیلگران معتقدند که مذاکرات یمن نه تنها به سرانجام نمی رسد، بلکه مجددا شعله ور خواهد شد. در عین حال، ریاض مجبور به بحث و بررسی بر سر خروج از جنگ بی فایده و بی نتیجه است، امری که تلاش دوچندانی را برای پایان جنگ می طلبد، اما آل سعود غرق در نگرانی‎های خود است.

ارسال نظر: