"اینترسپت" پشت پرده نفوذ پولهای سیاسی در آمریکا را افشا کرد؛
چند میگیری بری کاخ سفید؟
پایگاه آمریکایی "اینترسپت" نوشت: برای باشگاه ۱۰۶ نفره ثروتمندان آمریکا انتخابات ریاستجمهوری یک بازی است؛ در انتخابات ۲۰۱۲، این افراد تنها ۳.۷ درصد از جمعیت رأی دهندگان بودند امّا ۸۰ درصد از هزینههای انتخاباتی را تأمین کردند که به خوبی ساختار جامعه آمریکایی را که در آن یک درصد از مردم صاحب بیش از نیمی از ثروت هستند را نشان میدهد.
گروه بین الملل « نسیم آنلاین »- پایگاه آمریکایی "اینترسپت" که افشاگر اسناد اسنودن علیه دولت آمریکا بود، در گزارشی به نقش پول در انتخابات آمریکا پرداخته و می نویسد ثروتمندان آمریکایی رسما می توانند انتخابات این کشور را بخرند!
هزینه برآورد شده انتخابات ریاست جمهوری امسال ایالات متحده آمریکا دو میلیارد دلار است که پول زیادی است، امّا؛ خیلی هم پول هنگفت و کلانی به شمار نمیرود. دو میلیارد دلار، یک دهم بودجه سالانه ناسا، یک بیستم از بودجه دانشگاه هاروارد و یک سیام از ثروت شخصی وارن بافت است. بافت، دومین فرد ثروتمندی است که نامش در لیست 106 نفره فوربس که در سال 2015 میلادی منتشر شد و شامل افرادی است که ثروت شخصی آنها بیشتر از 5 میلیارد دلار میباشد، به چشم میخورد.
به عبارت دیگر، این 106 نفر توانایی پرداخت هزینه مبارزات انتخاباتی دو نامزد مطرح ریاست جمهوری آمریکا (هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ) را دارند و این در شرایطی است که با پرداخت این هزینه 3 میلیارد دلار از ثروت آنها باقی میماند.
بخش زیادی از پولی که در کلوپ 106 نفره وجود دارد مربوط به ثروت خانوادگی برخی از خانوادههای ثروتمند آمریکا است. مثلاً در این کلوپ ثروت، دو خانواده از کوچ ( Kochs ) ، چهار خانواده از والتونز ( Waltons )، سه خانواده از مارسز ( Marses )، دو خانواده از نیوهوز ( Newhouses )و سه خانواده از زیف ( Ziffs )ها حضور دارند.
دونالد ترامپ در میان انبوهی از پول و ثروت زاده شده است، به طوریکه ثروت خالص خانواده وی 4.5 میلیارد دلار برآورد میشود. کلینتونها (هیلاری کلینتون و همسرش) در خانوادههایی با درآمد معمولی به دنیا آمدهاند، امّا؛ ثروت فعلی آنها حدود 110 میلیون دلار تخمین زده میشود.
هزینههایی که کلینتون صرف میکند، نشاندهنده وضعیت مالی بسیار خوب وی است، مثلاً؛ گزارش شده است که در برخی موارد کلینتون جتهای خصوصی از دوستانش قرض میگیرد و هزینه دو اقامتگاه را در شرق همپتون برای تابستان پرداخت کرده است و همچنین برای دختر و پسر خواندهاش یک کمک هزینه 10 میلیون دلاری برای خرید آپارتمان اختصاص داده است.
از سویی دیگر، شواهد موجود نشان میدهد که باراک اوباما نیز در حال ورود به جرگه میلیونرهای آمریکا با ثروتی 20 میلیون دلاری است.
حداقل چهار نفر از اعضای باشگاه ثروتمندان آمریکا از جمله بافت، بلومبرگ و دو نفر از خانوادههای کوچ، افکار خود را در این باره که آنها باید در آمریکا رئیس جمهور شوند، اعلام کردهاند.
همچنین 5 عضو از این باشگاه نیز شامل سوروس، سیمونز، کوهن، الیسون و بلومبرگ تا کنون به گروههای خارجی که دهها میلیون دلار به کمپینهای انتخاباتی در آمریکا کمک کردهاند، پول اعطا نمودهاند.
هفت نفر از اعضای باشگاه مورد بحث شامل بزوس، زوکربرگ، پیج، برین، مرداک، نیو هوسز و بلومبرگ صاحبان رسانههای بزرگ و شرکتهای اینترنتی از جمله آمازون، واشنگتن پست، فیس بوک، گوگل، فاکس نیوز، نیویورک پست، وال استریت ژورنال، کوند نست و بلومبرگ هستند.
این رسانهها و شرکتهای اینترنتی قدرت زیادی برای شکل دادن به افکار عمومی دارند و به این ترتیب، تأثیر این ثروتمندان در انتخابات آمریکا امری غیر قابل کتمان است.
برای باشگاه 106 نفره ثروتمندان آمریکا ، انتخابات یک بازی به شمار میرود و آنان، به راحتی میتوانند از عهده این بازی برآیند. در این زمینه به یک مثال دقت کنید، در انتخابات سال 2012، صد عضو برتر «کمیته مستقل مخارج انتخاباتی» موسوم به Super PAC ، تنها 3.7 درصد از جمعیت رأی دهندگان بودند، امّا؛ 80 درصد از هزینههای تبلیغاتی این انتخابات را تأمین میکردند و این موضوع به خوبی ساختار جامعه آمریکایی را که در آن یک درصد از مردم صاحب بیش از نیمی از ثروت هستند را نشان میدهد.
این وضعیت در انتخابات سال جاری ایالات متحده بدتر شده است، به این دلیل که بر اثر تصویب قوانین جدید در آمریکا، محدودیتی برای کمک به کمپینهای تبلیغاتی وجود ندارد و به این ترتیب، کمیته مستقل مخارج انتخاباتی به صورت نامحدود میتواند به کمپینهای تبلیغاتی پول اهدا کند.
* دونالد ترامپ: انتخابات در آمریکا یک تقلب بزرگ استدر این شرایط، دونالد ترامپ مانند دیگر رقبایش اظهار کرده است که انتخابات در ایالات متحده یک "تقلب" بزرگ است که به واسطه پول زیاد اداره میشود. از سویی دیگر، وی معتقد است که با توجه به میلیونر بودنش، تنها نامزدی است که لیاقت رئیس جمهور شدن را دارد و قابل خریدن به وسیله پول نیست. ترامپ در این باره اظهار کرده است که من خود پول هستم و کسی نمیتواند با پول زیاد مرا بخرد.
مغلوب کردن ترامپ در زمینه اظهاراتش درباره پول و ثروت، آسانتر از مغلوب کردن وی در زمینههای دیگر از جمله در زمینه تغییرات آب و هوایی و استراتژی وی درباره داعش است.
نکته مهم این است که اعضای 106 نفره باشگاه ثروتمندان آمریکا، علاقه و تمایل خاصی به مردم ندارند و از سویی دیگر، عقاید و نظرات آنان نیز با یکدیگر یکسان نیست.
نکته مهم این است که اگرچه باشگاه ثروتمندان آمریکا یکپارچه نیست، امّا؛ در دو مسئله بین تمامی آنها شباهت وجود دارد و آن ثروت و قدرت است. تمامی این اعضا، چه دموکرات و چه جمهوریخواه دارای ثروت و قدرت هستند. همچنان که تاریخ نیز نشان داده است آنها طی دورههای قبلی انتخابات در سال 1968 یا 2004 و... تنها بر اثر برخی اختلافات کوچک به نماینده جمهوریخواه یا دموکرات متمایل شدهاند و همین اتفاق در سال جاری نیز رخ خواهد داد و آنها بر اساس معیارهای ثروت و قدرت یکی از نمایندگان را انتخاب خواهند کرد.
* ترامپ تجسم عصبانیت مردم آمریکا از سیستم حاکم استبه نظر میرسد که دونالد ترامپ در میان تمامی نامزدها با اصول حزب خود بیشتر همخوانی دارد. همانگونه که گفته شد، وی مانند جمهوریخواهان در خانوادهای ثروتمند به دنیا آمده است و به سیاستهایی مانند اسلامستیزی، بیگانه ستیزی، مهاجر ستیزی، پیروی از اصول نظم و قانون در داخل کشور مبتنی بر ترس در داخل، نژادپرستی و سیاست گیجکننده خودستایی و انزوا پایبند است. به این ترتیب، روشی که دونالد ترامپ برای کسب آرا در پیش گرفته است، نسبت به دموکراتها متفاوت است.
آنچه دونالد ترامپ مطرح کرده است با آنچه در عمل اتفاق میافتد تفاوت دارد، مثلاً وی از اصلاحات مالی و منافع عمومی حمایت کرده است، در صورتیکه این موضوع با حمایت از ثروتمندان (که در عمل توسط وی رخ میدهد) در تضاد است. همچنین با وجود اینکه وی از منافع عمومی حمایت کرده است، امّا؛ در وب سایت کمپین او هیچ اشارهای به این موضوع نشده و تنها دو فایل 50 ثانیهای درباره این موضوع در سایت مورد بحث موجود است.
واقعیت این است که تعداد اندکی از آمریکاییها میتوانند با استفاده از ثروت و قدرت خود تأثیر شگرفی بر نتیجه انتخابات داشته باشند و تمامی نامزدها اگر بخواهند که موفق به کسب آرای لازم شوند، باید به منافع این اقلیت در آمریکا توجه ویژهای داشته باشند. این واقعیتها را مردم آمریکا میفهمند و به همین دلیل عصبانی هستند.
دونالد ترامپ، تجسم عصبانیت مردم آمریکا است. به ویژه بدتر از اینکه یک باشگاه 106 نفره نتیجه انتخابات آمریکا را مشخص میکند، این موضوع برای مردم آمریکا آزاردهنده است که فردی مانند ترامپ در این کشور به قدرت میرسد که خودش میلیونر است، امّا؛ اظهارات عوامفریبانه درباره منافع عمومی و مردم دارد.
در حال حاضر، میلیونها نفر از مردم آمریکا نسبت به سیاستهای هشت ساله دموکراتها در این کشور سرخورده هستند. همچنین، طی چندین دهه گذشته، دستمزد ساعتی در آمریکا ثابت باقی مانده است و با وجود افزایش سود خروجی و بهرهوری، همچنان رشد دستمزد برای کارگران در سطح پایینی است، به ویژه درآمد کارگران به نسبت افزایش هزینههای آموزش و پرورش، بهداشت و درمان و مسکن رشد نکرده است .
این شرایط، فضا را برای موفقیت دونالد ترامپ مهیا میکند. در همین ارتباط، وی طی بیاناتی عوامفریبانه اظهار کرده است که باید افراد شایستهتر برای حمایت از مردم روی کار بیایند تا ضمن حل و فصل مشکلات مردم، قدرت ثروتمندان کاهش یابد.
به نظر میرسد در عرصه سیاسی آمریکا، مدلی از بیزینس و تجارت که طی آن افراد ثروتمند، تشکیل جلسه میدهند و ضمن صرف غذا و نوشیدن نوشیدنیها و صحبت کردن، درباره منافع مشترک نیز بحث و تبادل نظر میکنند، متداول شده است. این مدل کسب و کار را بیل کلینتون بعد از بیرون رفتن از فضای سیاسی سعی کرد که در عرصه اقتصادی نیز پیادهسازی کند و نمود آن را میتوان در بنیاد بیل، هیلاری و چلسی کلینتون که یک سازمان غیر انتفاعی مستقر در هارلم است، مشاهده کرد .
* بنیاد کلینتون نمادی از نفوذ پول در سیاست آمریکا استبنیاد کلینتون، در سال 2001 بنا نهاده شد و تا سال 2009 هویت آن فاش نشد، امّا؛ در نهایت، تحت فشار دولت اوباما و پیش از تایید هیلاری کلینتون به عنوان وزیر امور خارجه آمریکا، مشخص شد که این بنیاد بیش از 2 میلیارد دلار از دولتهای خارجی کمک دیافت کرده است.
همچنین اخیراً مشخص شد که بنیاد کلینتون از هر کدام از کشورهای استرالیا، نروژ و عربستان سعودی بیش از 10 میلیون دلار دریافت کرده است. کشورهای کویت و هلند نیز بیش از 5 میلیون دلار به این بنیاد کمک کردهاند، مراکش و عمان نیز بیش از 1 میلیون دلار به این بنیاد اعطا کردهاند.
با وجود اینکه، تا کنون بنیاد کلینتون کارهایی که مربوط به خیر عمومی است را انجام داده است، امّا؛ کمتر کسی میتواند تصور کند که این بنیاد در واقع برای انجام کارهای عامالمنفعه با حمایت کشورهای خارجی تشکیل شده است.
آنچه به بحث حاضر مربوط میشود این است که بنیاد کلینتون با حمایت چه کشورهایی ایجاد شده است و این کشورها هر کدام چقدر به بنیاد مورد بحث کمک کردهاند. به ویژه، این موضوع، با توجه به اینکه یکی از وظایف کلینتون به عنوان نامزد ریاستجمهوری، پاسخگویی درباره پولهای بیحساب و کتابی است که در نظام سیاسی آمریکا هزینه میشود، اهمیت مییابد. گفتنی است؛ اعتبار بنیاد کلینتون وقتی بیشتر میشد که خودشان به صورت داوطلبانه منابع تأمین مالی خارجی را فاش میکردند و نه اینکه این موضوع بر اثر فشار سیاسی و به اجبار فاش شود.
با توجه به آنچه درباره بنیاد کلینتون گفته شد، مردم آمریکا باید در ماه نوامبر درباره اینکه میتوانند به وعده کلینتون برای خلاص کردن نظامی سیاسی آمریکا از شر پولهای بی حساب و کتاب، اعتماد کنند یا خیر، تصمیم بگیرند. مسائل مربوط به بنیاد کلینتون بر تصمیمگیری مردم درباره هیلاری کلینتون موثر خواهد بود، مگر اینکه، این بنیادف در سیاستهای خود تجدیدنظر نماید و به ویژه درباره دریافت کمکهای مالی از کانادا و شش کشور دیگر که همگی از متحدان آمریکا نیز به شمار میروند، تجدید نظر نماید.
ممکن است، کلینتون ادعا نماید که مبالغ دریافت شده از آلمان و استرالیا مربوط به هزینههای اسکان پناهجویان است و یا مبالغ دریافتی از نروژ نیز مربوط به منافع نفتی است. امّا؛ با وجود این اظهارات این سوال اساسی پیش میآید که اگر ایالات متحده در زمان دریافت کمکهای مالی مورد بحث، با یکی از این کشورها در حال مذاکره در موضوع خاصی بوده است، چگونه باید تضمین شود که این مبالغ تأثیری بر موضع آمریکا نداشته است. از سویی دیگر، با توجه به اینکه کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا است و روسای بیش از 15 سازمان به صورت مستقیم تحت نظارت وی میباشد و در حدود 2 میلیون زیردست وی در قوه مجریه هستند، چگونه میتوان دریافت این مبالغ را توجیه کرد.