اخبار آرشیوی
تحلیل// نگاهی به نقش برجسته علمای دینی و احزاب سیاسی اسلامگرا در تحولات سیاسی کردستان عراق
در شرایط کنونی و اعتراضات مردم استان سلیمانیه حضور گسترده علمای دینی در تجمعات مردم و برگزاری نمازجمعه توسط معترضین و صدور بیانیه های علمای دینی اربیل درحمایت از اعتراضات مردم، نشانگر حضور علمای دینی در تحولات اخیر می باشد.
اسلام و آموزه های اسلامی در تاریخ تحولات سیاسی یکصد ساله اخیر کردستان عراق تأثیرات قابل توجه ( نه محوری و اساسی ) داشته است و رهبران جنبش های آزادی بخش کردی در این منطقه در مقاطع زمانی مختلف عمدتا" از افراد و رهبران دینی مورد اعتماد مردم بوده اند که با تمسک به حساسیت ها و ویژگیهای قومی کردی مردم منطقه را بر علیه اشغالگران خارجی، استعمارگران جهانی و مستبدین داخلی فراخوانده و رهبری انقلابات و خیزشهای مردم را رهبری نموده اند . اکثریت جمعیت ساکن در اقلیم کردستان عراق را پیروان دین اسلام تشکیل می دهند و در میان مسلمانان کرد، اکثریت آنان اهل تسنن می باشند و شیعیان کرد نیز اقلیت قابل توجهی از ساکنین منطقه را تشکیل می دهند. البته مسیحیان ( آشور ، کلدانی و ارمنی ) و همچنین پیروان آیین ایزدی نیز در این اقلیم حضور دارند . پیروان ادیان و مذاهب مختلف در اقلیم کردستان عراق سالیان درازی است که به صورت مسالمت آمیز زیسته اند و این موضوع یکی از افتخارات اجتماعی و دینی و فکری مردم کردستان عراق است . اسلام و آموزه های اسلامی در تاریخ تحولات سیاسی یکصد ساله اخیر کردستان عراق تأثیرات قابل توجه ( نه محوری و اساسی ) داشته است
و رهبران جنبش های آزادی بخش کردی در این منطقه در مقاطع زمانی مختلف عمدتا" از افراد و رهبران دینی مورد اعتماد مردم بوده اند که با تمسک به حساسیت ها و ویژگیهای قومی کردی مردم منطقه را بر علیه اشغالگران خارجی، استعمارگران جهانی و مستبدین داخلی فراخوانده و بسیاری از انقلابات و خیزشهای مردم را رهبری نموده اند؛ اما فقدان مبانی و آموزه های سیاسی اسلامی در خیزشهای مردم و رویکرد رهبران خیزشهای کردی حداقل تا اوایل دهه 80 میلادی گذشته کاملا" مشهود بوده است و تفکرات قوم گرایانه کردی و حداکثر اختلاط آن با تفکرات مارکسیستی و سوسیالیستی موجود در جوامع بشری در دهه های 50 تا 70 میلادی توسط برخی از جریانات کردی محور همه جنبشهای کردی در عراق بوده است. از اوایل دهه 80 میلادی جریانات سیاسی و بعضا" جهادی اسلام گرا در کردستان عراق شکل گرفت و فعالیت رسمی خود را بعنوان احزاب سیاسی شناسنامه دار آغاز نمودند و در دوران مبارزات سهمگین نظامی و سیاسی با رژیم بعث حضوری فعال و تأثیرگذار داشتند و در روند سیاسی پس از آزادی اقلیم از حاکمیت رژیم دیکتاتوری بعث در دهه 90 میلادی مشارکت کردند اما از اواسط دهه 90 میلادی فشارهای حاکمال اقلیم و برخی
اقدامات جناحهای اسلامی موجب بروز درگیریهای نظامی و خونین بین اسلام گرایان و دو حزب حاکم بویژه در منطقه عمومی حلبچه گردید . که در نهایت این درگیریها موجب مطرح شدن جناحهای تندرو در احزاب اسلامی شده که باتوجه به شرایط بین المللی در اواخر دهه 90 میلادی و رشد و گسترش اسلام گریان افراطی بین المللی در قالب گروه ((القاعده)) این جناحهای افراط گرای اسلامی در منطقه کردستان تقویت شدند بگونه ای که میتوان جریانات اسلام گرای منطقه کردستان در سالهای 1998 تا 2003 را بدین گونه تقسیم کرد : 1 - اسلام گرایان غیرسیاسی 2 - اسلام گرایان سیاسی غیرجهادی 3 - اسلام گرایان سیاسی جهادی معتدل 4 - اسلام گرایان سیاسی جهادی افراطی نکته قابل توجه در این سالها ( 20 ساله پس از آزادی کردستان عراق ) انفعال و سکوت بخش اعظم علمای دینی و خطیبان مساجد کردستان نسبت به تحولات سیاسی منطقه بوده است . بنابراین می توان گفت در این سالها، احزاب اسلام گرای منطقه کردستان در جریان خواستهای سیاسی خود از حمایت بخش اندکی از علمای دینی برخوردار بوده اند و میزان آرای 12 تا 18 درصدی احزاب در دو انتخابات اخیر منطقه کردستان عراق ( انتخابات پارلمان کردستان ژوئیه 2009 و
انتخابات مجلس نمایندگان عراق در کردستان مارس 2010 ) نمونه ای از آن است. اما در شرایط کنونی و اعتراضات مردم استان سلیمانیه حضور گسترده علمای دینی در تجمعات مردم و برگزاری نمازجمعه توسط معترضین و صدور بیانیه های علمای دینی اربیل درحمایت از اعتراضات مردم، نشانگر حضور علمای دینی در تحولات اخیر می باشد؛ و اگر فعالیتها و مواضع دو حزب اسلام گرای اتحاد اسلامی و جماعت اسلامی در کنار ((حزب تغییر)) بعنوان سه ضلع مثلث اصلی اپوزسیون سیاسی منطقه در حمایت از خواسته های معترضین را به حضور علمای دینی در صحنه تحولات سیاسی بیافزاییم میتوان گفت اسلام گرایان (علمای دینی و احزاب سیاسی) کردستان اکنون در جریان تحول سیاسی کردستان حضور فعال و گسترده ای دارند و شاید همکاری نزدیک آنان در این مسیر با جریانات سکولار تجددخواه ( حرکت تغیر و روشنفکران لیبرال ) بیش از هر موضوع دیگری قابل توجـــه می نمایاند . این در حالی است که در تاریخ منطقه کردستان عراق همواره حاکمان مستبد برای سرکوب مبارزان آزادی خواه و تجددگرا از نیروهای سنتی اسلام گرا بهره جسته اند و بارها تحت پوشش دفاع از (( دین )) هر نیروی مبارزی را به اتهام کمونیست ((ضددین)) و یا
لیبرال (( بی دین )) سرکوب کرده اند و همین حاکمان هر گاه جریانات دینی به دفاع از مظلومین برخاسته اند ، به کمک روشنفکران غرب گرا و یا شرق گرا آنان را به ((ارتجاع دینی)) و یا مخالف با (( تجدد و پیشرفت )) متهم ساخته اند . در سالهای اخیر نیز در مقاطع مختلف زمانی متجددین سکولار تلاشهای اسلام گرایان برای حضور و مشارکت در تحولات کردستان را به افراط گرایان اسلامی (( القاعده )) منتسب ساخته اند و اسلام گرایان نیز سکولارهای متجدد را اذناب امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم خواندند و شاید این اولین باری است که در کردستان عراق نوعی سازگاری و همکاری بین دو گرایش دمکراسی خواهی و اسلام گرایی مشاهده می شود و این دو جریان فکری قدرتمند اقلیم بدور از اختلافات فکری موجود و یا توطئه های تفرقه افکنانه دیگران، اصلاحات در ساختار قدرت اقلیم را مطالبه می کنند و هر دو جریان فکری در جلوگیری از شکل گیری انسداد فکری ، سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی اقلیم هم مسیر و هم قدم شده و مبارزه با خودمحوری و انحصارطلبی درد مشترک بین آنان است که این درد هرگز جدا جدا درمان نمی شود و هر حرکتی بسوی دور شدن از (( خودرایی )) و ((انحصارطلبی)) و گشوده شدن راهی بسوی
مذاکره و تفاهم و تحمل پذیری به سود دمکراسی و دین داری است . این تسامح دوطرفه یکی از نقاط اساسی تفاوت میان تجارب سیاسی گذشته جریانات کردی عراقی و تجربه اخیر آنان است . اسلام گرایان کردستان گویا متوجه شده اند که در شرایط کنونی بازشدن گره 20 ساله (( دور بسته چرخش قدرت )) و رها شدن از دو گیره آهنین تفکرات جزمی (( افراط گرایان مسلمان )) و (( اقتدارگرایان حاکم )) در گرو درک صحیح آنان از تحولات بین المللی و منطقه ای ، به رسمیت شناختن وجود و حقوق سایر نیروهای فکری جامعه و تفاهم و همکاری تعریف شده با آنان چه میزان تفکرات و شعارها و اقدامات افراط گرایانه انحصارطلبانه می باشد و از سوی دیگر تربیت شدگان مکاتب کمونیستی و سوسیالیستی شرقی و لیبرالیستی غربی اذعان دارند مردم مسلمان منطقه با اتکاء به باورهای دینی ( اسلامی ) و هویت قومی ( کردی ) خود در صحنه سیاسی حاضر شده و ضمن تمسک به شعائر دینی ( اقامه نماز جمعه ، قرائت قرآن و سردادن شعار الله اکبر ) مطالبات سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی خود را در چارچوبهای دمکراتیک و مسالمت آمیز امروزین مطرح می نمایند و هیچگونه نشانه ای از تمامیت خواهی در آنان دیده نمی شود و خبری از تکفیرها و
اقدامات افراط گرایانه گذشته نمی باشد. شرایط کنونی کردستان عراق آزمونی بزرگ برای دو جریان اسلام گرا و دمکراسی خوه است. اسلام گرایان ضمن پایبندی به اصول و احکام دینی باید تصویر صحیح و مناسبی از رابطه آموزه های دینی با مطالبات دمکراتیک امروزین و مدرن مردم ارائه دهند و از سوی دیگر دمکراسی خواهان سکولار نیز باید تصویر واقعی از دمکراسی بویژه تحمل آراء و حق انتخاب و پذیرش انتخاب مردم ( هرچند مخالف نظرشان باشد ) برای مردم مسلمان و جریانات اسلام گرای منطقه کردستان عراق ارائه نمایند . در هر حال حضور بخشهای مختلف وابسته به تفکرات اسلام گرا و تحولات اخیر و تفاهم و همکاری آنان با جریانات مختلف سکولار ، لیبرال ، دمکرات و قوم گرای کردستان عراق ( جدای از هر گونه نتیجه ای که تحولات اخیر کردستان عراق بر جای خواهد گذاشت) دستاورد بزرگی برای مردم کردستان عراق محسوب می شود؛ خاصه آنکه حضور احزاب اسلام گرا در کنار حرکت تغییر ( در رأس هرم سیاسی مطالبات معترضین کردستان عراق ) و صدور بیانیه 22 ماده ای اصلاح طلبانه این سه حزب اپوزسیون (حرکت تغییر ، اتحاد اسلامی ، جماعت اسلامی) نشانگر نقش تعدیل کننده جریانات اسلام گرا در خواسته های
حداکثری و ساختار شکنانه حرکت تغییر ( نسبت به خواسته های هفتگانه حرکت تغییر در بیانیه 29 ژانویه 2011 ) می باشد و حاکمان کنونی کردستان باید از این مواضع و رویکرد دمکراتیک و مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه جریانات اسلامی استقبال نموده و از توان و ظرفیت های این جریانات در راستای تحکیم و تثبیت وحدت فکری و اجتماعی اقلیم کردستان عراق بهره جویند .