اخبار آرشیوی
گزارش 'اندیشکده شورای آتلانتیک' پیرامون نقش منطقهای جمهوری اسلامی ایران (بخش سوم)
سلطه آمریکا در منطقه تضعیف و وجهه بین المللی ایران تقویت شده است
اندیشکده شورای آتلانتیک گزارشی با عنوان " ایران منزوی به لحاظ استراتژیک از فرصتها برای گسترش نفوذ خود در منطقه استفاده می کند" منتشر کرده است که اشراف در فرصتهای گذشته بخش اول این مطلب را منتشر کرد. بخش اول این گزارش را اینجا و بخش دوم را اینجا بخوانید) تذکر مهم : مطلب پیش رو ترجمه بخش سوم و پایانی مطلبی در باب گسترش نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه (به زعم نویسندگان) با استفاده از اتفاقات کنونی استاست . انعکاس و ترجمه عین عبارات نویسندگان ، به مفهوم تایید آن نیست. قصد وب سایت اشراف از انتشار این مطالب در جریان قراردادن نخبگان از آنچه در جهان پیرامون می گذرد و نیز افزودن بر اشراف اطلاعاتی کاربران محترم است. اینک بخش سوم و پایانی این گزارش را می خوانید: ایران و خلیج (فارس) قبل از انقلاب 1979، ایران عمدتا به عنوان پلیس خلیج فارس که از حمایت آمریکا برخوردار است، شناخته می شد. این در حالی بود که شیخ نشینان عرب منطقه گهگاه از هژمونی ایران ابراز انزجار می کردند. آن روزها دیگر به تاریخ پیوسته اند. اگر مجموعه اسناد دیپلماتیک آمریکا را در ویکی لیکس پیگیری کرده باشید به یک تصور شفاف از ذهیت بیشتر اعراب خلیج (فارس)
درباره ایران دست خواهد یافت ـ و متوجه می شوید که آنها علاقمندند آمریکا با ایران چه رفتاری در پیش بگیرد. عبدالله پادشاه عربستان سه سال قبل از مقام های آمریکایی خواست تا «سر این مار را قطع» کنند. حمدان، پادشاه بحرین در سال 2009 «با جدیت خواستار اقدام عملی برای پایان بخشیدن به برنامه اتمی ایران با هر ابزار لازم» شده بود.(32) این رژیم ها که بیشترین مجاورت را با تاسیسات اتمی ایران دارند از این فکر که ایران ممکن است به تسلیحات اتمی دست یابد، بشدت هراسان هستند ـ حتی آنها نگرانند که حمله آمریکا یا اسرائیل به ایران ممکن است باعث اقدامات تلافی جویانه ایران علیه حوزه ها یا پایانه های نفتی اعراب در خلیج فارس شود. اما با وجود این شباهت ها، اختلافاتی نیز بین شش کشور عضو شورای همکاری خلیج (فارس) درباره ایران وجود دارد. در حالی که عربستان سعودی و امارات عربی متحده خصمانه ترین موضع را در قبال ایران دارند، قطر و عمان مسامحه ترین رویکرد را در قبال ایران اتخاذ کرده اند و بحرین و کویت موضعی بین این دو قطب دارند. قطر که در سال 2007 از محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران برای شرکت در نشست سران کشورهای شورای همکاری خلیج (فارس) دعوت
کرد با ایران یک حوزه گازی زیردریایی عظیم مشترک دارد که دست کم 900 تریلیون متر مکعب ذخایر گازی را در خود جا داده است. قطر وابسته به درآمد ناشی از این حوزه گازی است و نمی خواهد این درآمد به خطر بیفتد. یک دیپلمات پیشین آمریکایی با پیشینه تجربی دیرینه در امور خلیج فارس که خواست نامش فاش نشود، گفت، قطر ایران را «یک گوریل 800 پوندی می بیند و می داند که باید هر از چندگاهی یک خوشه مز جلوی این گوریل بیندازد تا از کوره در نرود.» (33) قطر همچنین از امتیاز یک پیمان رسمی با ایران برخوردار است که در دوران محمد رضا شاه پهلوی امضاء شده بود و در آن مرز آبی بین دو کشور مشخص شده است. جمهوری اسلامی ایران به این پیمان احترام می گذارد. این مساله قطر را در موضعی متفاوت با امارات عربی متحده قرار می دهد که با ایران بر سر کنترل سه جزیره کوچک در خلیج فارس اختلاف نظر دارد ـ اختلافی که آغاز آن نیز به دوران شاه بازمی گردد. عمان نیز داری روابطی نسبتا دوستان با ایران است که عمدتا حاصل یک رابطه دیرینه و تمایل عمان برای داشتن یک حاشیه امنیتی در برابر عربستان سعودی است. شاه ایران اقدام به اعزام نیرو به عمان برای کمک به خاندان سلطنتی این کشور
جهت سرکوب قیام قبلیه زوفر در سال های میانی 1964 تا 1975 کرد. عمان نوع خاصی از اسلام را میزبانی می کند که عبادیسم نام دارد و در مقایسه با اسلام وهابی که دین رسمی عربستان سعودی است، بسیار میانه رو محسوب می شود. (34) مقام های عمان بخصوص «یوسف بن علاوی» وزیر امور خارجه قدیمی این کشور بارها به عنوان میانجی بین ایران و آمریکا عمل کرده اند. در سال 1999، علاوی حاوی نامه ای از بیل کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا به محمد خاتمی رئیس جمهور وقت ایران بود که در آن از ایران خواسته شده بود در حل مساله بمب گذاری 1996 در یک پایگاه هوایی آمریکایی در عربستان سعودی همکاری کند ـ در این حمله 19 نیروی هوایی آمریکا کشته شدند و گفته می شد در آن نقش داشت. (35) این اواخر نیز عمانی ها توانستند مراتب آزادی یکی از سه تبعه آمریکایی را که در سال 2009 نزدیک مرز ایران و عراق بدست نیروهای ایرانی بازداشت شدند، فراهم کنند. (36) هرچند روابط ایران با حکومت مرکزی امارات عربی متحده در ابوظبی تیره است اما ایران روابط اقتصادی و فرهنگی نزدیکی با دوبی دارد که میزبان جامعه بزرگی از ایرانیان است. در سال های اخیر، تلاش های آمریکا برای تحریم ایران ـ و ممانعت
از ارائه خدمات سیستم مالی بین المللی به ایرانی ها ـ باعث کاهش روابط تجاری بین ایران و دوبی شده است. با وجود این، دوبی همچنان یک منبع اصلی برای صادرات مجدد کالاهای مصرفی و کالاهای دیگر به ایران است. در سال 2009، ایران 9/8 میلیارد دلار کالا از امارات عربی متحده دریافت کرد که بزرگ ترین مورد واردات این کشور بود. (37) روابط ایران با اعضای شورای همکاری خلیج فارس تیره تر از امارات است. عربستان سعودی بخصوص در مورد ایران بدبین است و دلایل فراوانی برای این بدبینی دارد. آیت الله روح الله خمینی رهبر انقلاب ایران بارها خاندان سلطنتی آل سعود را مورد انتقاد قرار داده است و نیروهای امنیتی عربستان بیش از 400 زائر ایرانی را در مکه در سال 1987 بعد از آنکه آنها دست به برپایی تظاهرات ضددولتی در این کشور زده بودند، قتل عام کردند. بیشتر سعودی ها به عنوان میزبان مقدس ترین شهرهای اسلامی و کانون وهابیسم ، شیعیان را کافر می دانند و جمهوری اسلامی ایران را اصلاح ناپذیر محسوب می کنند. بعد از سرنگونی صدام، رسانه های سعودی بارها درباره اشغال تاریک «صفوی» عراق که باعث گسترش الحاد در سراسر منطقه از طریق ستون پنجمی های شیعه خواهد شد، هشدار می
دادند. فواصل زمانی تنش زدایی بین ایران و عربستان صعودی که از زمان مرگ خمینی در سال 1989 آغاز شد، بسیار کوتاه بودند. روابط آنها بخصوص از زمانی که احمدی نژاد در سال 2005 روی کار آمد و مواضع ملی گرایانه خصمانه ای اتخاذ کرد، تیره تر شده است. حاکمان خلیج فارس مدعی اند که ایران در ناآرامی های داخلی کشورهای آنها دست دارد و این مساله را نمی توان نادیده گرفت. اما این مساله می تواند همچنین تمهیدی برای انحراف افکار عمومی از نابرابری انونی ناشی از تبعیض سنی ها علیه شیعیان بومی باشد. این مساله بخصوص در بحرین مصداق دارد که در آن یک خاندان قبیله ای سنی بر جمعیتی حکم می راند که 70 درصد آن شیعه هستند و در هفته های اخیر شاهد تظاهرات گسترده و سرکوب های خونبار دولتی بوده است. هرچند بحرین زمانی بخشی از امپراتوری پارسی بود اما شاه در سال 1971 وقتی سازمان ملل به استقلال بحرین از انگلیس رای داد، تسلیم آن شد. نه شیعیان بحرین نه همکیشان آنها در استان شرقی عربستان سعودی خواستار رژیمی به سبک رژیم ایران نیستند. در عوض آنها دنبال حقوق نمایندگی بیشتر در حکومت ها و مراکز تجاری ، آزادی بیان و استانداردهای زندگی بالاتر هستند. تاکنون،
تظاهرکنندگان خواستار خروج نیروهای آمریکایی از پایگاه خود در بحرین که میزبان ناوگان پنجم آمریکا است، نشده اند. این ناوگان از اقتصاد محلی بحرین حمایت می کند. رژیم ایران یک تهدید واقعی برای منطقه است اما این به آمریکا این امکان را داده است تا روابط اطلاعاتی و دفاعی نزدیک تری با کشورهای خلیج (فارس) برقرار کند. آنها قراردادهایی برای خرید 120 میلیارد دلار تسلیحات و خدمات نظامی آمریکا در طول چند سال آینده امضاء کرده اند از جمله قرارداد 60 میلیارد دلاری برخی خرید هواپیما، هلیکوپتر و خدمات نظامی بین آمریکا و عربستان سعودی (38) هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا پیشنهاد کرده است که آمریکا چتر دفاعی خود را در خلیج فارس گسترده تر کند. (39) بنابراین در عمل آمریکا و هم پیمانانش در خلیج (فارس) سرگرم اجرای استراتژی مهار برای جلوگیری از تهدیدات اتمی احتمالی و متعارف ایران هستند. تهدید جدی تر علیه این رژیم ها ، داخلی است. بهبود شرایط حکومت و کاهش تبعیض علیه شیعیان بهترین اقدامات برای جلوگیری از تهاجمات ایران است. قیام های عربی و ایران با سقوط زین العابدین بن علی در تونس و حسنی مبارک در مصر بعد از اعتراضات عمومی بی سابقه ،
رهبران ایران در ابتدا از بحرانی که برای هم پیمانان آمریکا ایجاد شده بود، خوشحال شدند و ادعا کردند که تظاهرکنندگان عرب از انقلاب ایران در سال 1979 الگو گرفته اند. آنها مدعی شدند «خیمه مقاومت» برافراشته شده است و ایران، عراق، یمن، بحرین، لبنان، سرزمین های فلسطینی، مصر و فراتر از آن را در بر خواهد گرفت و در نهایت دشمنان ایران را در سراسر منطقه مرعوب خواهد کرد. یک بار دیگر رژیم ایران از حوادث بیرونی که در یک زمان مناسب برای ایران اتفاق می افتاد، به نفع خود بهره برداری کرد. درست لحظه ای که جامعه بین المللی داشت فشار خود را بر تهران برای متوقف ساختن برنامه اتمی اش متوقف می کرد، بحران مصر، بحرین و جاهای دیگر بروز کرد و ذهن سیاستمداران در آمریکا و کشورهای غربی را به خود مشغول داشت. احتمال حمله نظامی آمریکا یا اسرائیل به ایران اکنون بسیار محال و نزدیک به صفر به نظر می رسد زیرا اسرائیل اکنون در پی حفظ پیمان صلح خود با مصر در سال 1979 است که در واقع شالوده دیپلماسی اسرائیل و اعراب را تشکیل می دهد و نگران است که بی ثباتی در مصر به اردن و دیگر کشورهای حامی غرب منطقه سرایت کند. ایران صراحتا از این ناآرامی ها بهره برداری
کرد و برای اولین بار بعد از انقلاب ایران در سال 1979 یک کشتی جنگی و ناو نظامی قدیمی خود را از کانال سوئز عبور داد.(40) اما تشعشات قیام ها در جهان عرب بلافاصله به ایران رسید و بهانه ای شد برای رهبران مخالفان تا اعتراض خود را به انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ایران زنده کنند ـ آنها مدعی شدند که ایرانی ها فقط می خواهند با برادران عرب خود همدردی کنند. در 14 فوریه ـ 25 بهمن در تقویم ایران ـ هزاران نفر به خیابان های تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران ریختند و خواستار دمکراسی و آزادی شدند. بسیاری از شعارها مستقیما آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران را هدف قرار می دادند : بن علی، مبارک ، نوبت سید علی» (42) دولت ایران نیروهای امنیتی لباس شخصی خود را به خیابان ها کشاند و از گاز اشک آور و باتوم علیه تظاهرکنندگان استفاده کرد و تعدادی را نیز بازداشت کرد. در این میان دست کم دو نفر نیز در تهران کشته شدند . اعتراضات بیشتر در مراسم تشییع جنازه یکی از این قربان و بار دیگر در 20 فوریه و اول و هشتم مارس صورت گرفت. «چاس فریمن» سفیر پیشین آمریکا در عربستان سعودی و کارشناس منطقه گفت، اشتباه است اگر مصر و تونس را به دیده دو دومینوی عربی
نگاه کنیم که قیام مردمی در آنها سرآغاز سقوط دیگر دولت های حامی غرب و آمریکا و ظهور رژیم های اسلامی جدید خواهد بود. او خاطرنشان می کند که در طول سی و دو سال قبل، هیچ کشوری از سیستم روحانی سالاری ایران الگوبرداری نکرده و بعید است اساسا کشوری این کار را انجام بدهد. فریمن درباره موضع ایران در قبال این تحولات می گوید:« این یک نوع بهره برداری رایج از طریق ایجاد هرج و مرج در بین دشمنان و ابراز خرسندی از پیشامد نوعی مجازات برای آمریکا و بدبختی برای مردمان دیگر است.» (42) اما وقتی مشخص شد که ارتش مصر ـ و نه اخوان المسلیمن ـ بر روند انتقال قدرت در این کشور نظارت خواهد داشت و مصر قرار نیست پیمان صلح خود را با اسرائیل یا ائتلافش را با واشنگتن پایان بدهد، رسانه رسمی ایران لحن خود را در قبال این تحولات عوض کرد. حتی قبل از سقوط مبارک نیز یک روزنامه ایرانی ـ ارگان محافظه کار با نام رسالت ـ به صراحت نوشت: یکی از عواملی که می تواند باعث ناکامی انقلاب در مصر شود، منفعل بودن رهبران دینی در این کشور است. درست مثل گذشته، دانشگاه الازهر مصر (مرکز تعالیم اسلامی) باید ماموریت تاریخی خود را به سرانجام برساند. مردم چشم امید به رهبران
مذهبی خود دوخته اند زیرا آنها قیام خود را از مساجد و نمازهای جمعه آغاز کردند. اما هر انقلابی مسیر خاص خود را طی می کند. مصر نه ایران خواهد شد، نه ترکیه. مصر یک بار دیگر متولد می شود و نقش خود را به عنوان یکی از کشورهای متنفذ منطقه مجددا احیا خواهد کرد. (43) ناآرامی در جهان عرب باعث شده است که هم ایران و هم القاعده اعتبار خود را از دست بدهند و الگوی آنها مبنی بر انقلاب های خشن جای خود را به سنتز انقلاب گاندی در تویتر و فیس بوک بدهد. «اولیور روی» کارشناس خاورمیانه می گوید، منطقه در حال حاضر وارد یک مرحله پست ـ اسلامی شده است که در آن تجربه و شآن شخصی اهمیتی فراتر از هویت مذهبی یافته است. (44) این به آن معنی نیست که جنبش هاس اسلامی تلاش نمی کنند از فضای سیاسی جدید در مصر، تونس، لیبی، بحرین و جاهای دیگر به نفع خود بهره برداری کنند. اما آنها با رقیبانی از احزاب و افراد سکولاری مواجه اند که به درستی مدعی داشتن سهم بیشتری در سرنگونی حکام مستبد هستند. وجود یک مصر دمکراتیک تر، همانطور که روزنامه رسالت خاطرنشان می کند می تواند باعث شود مصر به یک بازیگر قدرتمندتر در منطقه تبدیل شود ، یعنی از مصر دوران مبارک در طول های
متمادی تاثیرگذارتر باشد. زمانی که این انتقال قدرت صورت می گیرد ، ترکیه به عنوان یکی از اعضای ثروتمند و دمکراتیک ناتو که روابط دیپلماتیک خوبی نیز با همه همسایگانش دارد و یک کشور امن برای اسلام است می تواند بیش از ایران به عنوان الگویی برای حکومت مد نظر قرار گیرد. آیا همکاری منطقه با ایران ممکن است؟ با توجه به همه ناآرامی های منطقه و ایران ، این احتمال وجود دارد که دولت ایران وقتی در آینده نزدیک با گزینه تعامل با آمریکا مواجه شود، از خطرجویی پرهیز کند. اما ایران با آمریکا دارای اهداف مشترکی است که می توان از طریق دیپلماسی خلاقانه جهت پیشبرد منافع آمریکا به آنها جامه عمل بپوشاند. برخی از این اهداف عبارتند از: 1- ایران نمی خواهد، طالبان بار دیگر کنترل افغانستان را بر عهده بگیرد و همچنین می خواهد از مزایای ترانزیت از آسیای مرکزی و افغانستان از طریق بنادر ایرانی بخصوص به هند بهره برداری کند. 2- ایران می خواهد جریان قاچاق تریاک و هروئین را از افغانستان متوقف کند زیرا این جریان باعث شده است که ایران به یکی از معتادترین کشورهای جهان تبدیل شود. 3- ایران می خواهد شبه نظامیان سنی در استان بلوچستان خود را در مرز
افغانستان و پاکستان مهار کند. 4- ایران می خواهد ارتش آمریکا از عراق و افغانستان عقب نشینی کنند اما با حضور اندک نظامیان آمریکا که باعث ثبات در این کشورها شود، مخالف نیست. دولت اوباما از همان ابتدا تمرکز عمده خود را در تلاش برای نزدیک به ایران بر مساله اتمی گذاشت و همین مساله باعث شده مشکلات منطقه ای تشدید شوند. در مورد افغانستان، آمریکا همه تخم مرغ های خود را در سبد «افغانستان/پاکستان» گذاشته است و باعث شده که سازمان ملل متحد از تلاش برای بازسازی دیپلماسی منطقه ای دلسرد شود. نمونه های موجود در این زمینه شامل مذاکرات «شش به علاوه دو» در اواخر دهه 1990 بود که دربردانده همسایگان افغانستان به علاوه روسیه و آمریکا بود و کنفرانس «بن» در سال 2001 که باعث تشکیل اولین دولت بعد از طالبان در افغانستان شد و زمینه ای را برای دیپلماسی دوجانبه آمریکا و ایران فراهم آورد. بعد از سرنگونی دولت طالبان در سال 2001 نمایندگان منطقه ای سابق بر این بصورت منظم در کابل با یکدیگر دیدار می کردند. «استفان ی میستورا» نماینده ارشد کنونی سازمان ملل در افغانستان تازه این اواخر اولین نشست نمایندگان منطقه ای را در کابل آن هم بعد از 5 سال
برگزار کرد. (45) نمایندگان آمریکا در کابل از سال 2005 تاکنون حتی یک بار هم با همتایان ایرانی خود دیدار نداشته اند. به گزارش اشراف به نقل از این گزارش، مرگ تراژیک «ریچارد هولبروک» که انرژی و ابتکار فراوانی را صرف حل چالش های افغانستان و پاکستان کرد و تعیین «یک نماینده ویژه جدید برای افغانستان و پاکستان» ـ دیپلمات بازنشسته، مارک گراسمن ـ فرصتی است برای تجدیدنظر در این ماموریت مهم. در دوران هولبروک، ایران در «گروه تماس» در امور افغانستان متشکل از 48 کشور حضور داشت اما این گروه بیش از حد بزرگ و گسترده است و بعید است بتوان از آن به عنوان زمینه ای برای گفتگوهای جدی استفاده کرد. آمریکا باید ایران را به یک گروه کوچک تر دعوت کند یا با آن وارد یک رایزنی دو طرفه شود. حداقل اینکه، آمریکا باید دست به برقراری تماس های دیپلماتیک بین دو کشور در کابل، بغداد و نیویورک بزند. در نشست اخیر «جریان دو» بین مقام های ایران و کارشناسان سیاست خارجی آمریکا در سوئد، ایرانی ها اعلام کردند که آنها مایلند سازمان ملل نقش بیشتری ایفا کند و یک گروه مرکزی متشکل از کشورها برای بحث درباره افغانستان شکل بگیرد. اما آمریکایی ها از ایرانی ها خواستند
تا حضور خود را در گروه تماس حفظ کند و همین طور کنفرانسی که قرار بود در پائیز بمناسبت دهمین سالگرد کنفرانس بن برگزار شود، شرکت کنند. (46) همه این اقدامات باید انجام شوند بدون اینکه هیچ تغییری در ائتلافی ایجاد شود که آمریکا برای تعیین یک جبهه مشترک علیه برنامه اتمی ایران و نقض مکرر قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل تشکیل داده است. در نهایت اینکه، آمریکا باید تصمیم بگیرد که آیا می خواهد به اعمال فشار اقتصادی به ایران جهت جلوگیری از برنامه اتمی ایران کشور ادامه بدهد یا خیر زیرا این اقدام مستلزم برداشتن گام هایی است که می تواند رفاه اقتصادی و ثبات افغانستان را از طریق تضعیف تعاملات انرژی و تجاری با ایران تهدید کند. کلینتون وزیر خارجه آرمیکا اخیرا نشان داد که اهمیت یک تمرکز بیشتر بر دیپلماسی منطقه ای را درک کرده است، دیپلماسی ای که ایران را نیز در بر می گیرد. او در مصاحبه ای با «جامعه آسیا» گفت: علاوه بر پاکستان، همه همسایگان افغانستان و همسایگان نزدیک پاکستان ـ هند و ایران ، روسیه و چین ، کشورهای آسیای مرکزی ـ از حل سیاسی مسئولانه مشکلات در افغانستان و همین طور نابودی پناهگاه های امن القاعده در مناطق مرزی و
جلوگیری از صادرات افراطی گری به کشورهای دیگر نفع می برند. این شرایط باعث کاهش تهدیدات تروریستی و قاچاق مواد مخدر به این کشورها می شود و فرصت های جدیدی را برای تجارت و تسهیل در جریان انرژی و منابع در سراسر منطقه ایجاد می کند. این مساله همچنین باعث حل مسالمت آمیز تنش های منطقه ای دیگر خواهد شد. (47) نتیجه گیری وقتی جنگ سرد به پایان رسید و غرب دیگر نگران هژمونی شوروی در خلیج فارس نبود، اهمیت استراتژیک جمهوری اسلامی ایران برای منافع آمریکا کمتر شد. اما ایران تا حدی اهمیت خود را زنده کرده است زیرا سلطه آمریکا در خاورمیانه با اشتباهاتی در عراق و جاهای دیگر تضعیف شده است. از طرفی، ایران نیز نتوانسته رفاه مردمی یا وجهه بین المللی مورد نظر خود را بدست بیاورد. ایران با وجود روابطش با بازیگران غیردولتی مثل حزب الله ـ و کشورهای حاشیه ای مثل ونزوئلا ـ همچنان به لحاظ استراتژیک یک کشور منزوی است و در هیچ ائتلاف دفاعی مهمی عضویت ندارد. این کشور حتی سال گذشته نتوانست عضویت در سازمان همکاری شانگهای شامل روسیه، چین، قزاقستان، قرقیزستان ، تاجیکستان و ازبکستان را بدست بیاورد. ایران فقط عضو ناظر این سازمان است زیرا شانگهای دارای
قوانین خاصی برای عضویت است که بر اساس آنها کشورهایی که مورد تحریم شورای امنیت هستند، نمی توانند به عضویت آن درآیند در حالی که ایران ایران بخاطر برنامه اتمی اش مشمول تحریم های سازمان ملل است. (48) دولت ایران صریحا یکی از الویت های خود را بقای رژیم قرار داده است و ممکن است بتواند تا چندین سال با وجود انزوا در سیستم بین المللی به بقای خود ادامه دهد ـ تا زمانی که قیمت نفت همچنان بالا است. اما رهبران کنونی با وجود داشتن اختلافات درونی ممکن است به این نتیجه برسند که کنار گذاشتن سه دهه سیاست توهین به آمریکا بسیار خطرناک است. در سال اول حضور دولت اوباما در قدرت که آمریکا تلاش می کرد درباره برنامه اتمی ایران وارد گفتگو شود، ایران دست این کشور را که برای گفتگو دراز شده بود، رد کرد. شاید ایران درباره مسائل منطقه ای نیز با هم این کار را انجام بدهد. اما این به نفع آمریکا است که این مساله را به محک آزمایش بزند و ببیند آیا تغییری ایجاد خواهد شد یا نه. این آزمایش می تواند با ارائه مجموعه ای مناسب از مشوق ها و مجازات ها به ایران صورت گیرد ـ شامل ادامه تحریم ها بخاطر برنامه اتمی این کشور ـ یا مشورت با ایران درباره مسائل منطقه
ای که بر منافع امنیت ملی هر دو کشور تاثیر می گذارد. این الگویی بود که در دوران جنگ سرد در مورد اتحاد شوروی استفاده شد. البته هر مواجهه ای بین ایران و آمریکا نباید یک بازی باخت باخت تلقی شود ـ حتی با دولت کنونی ایران. این به نفع بخصوص همسایگان ایران است که تلاش کنند زمینه را برای هماکری منطقه ای فراهم کنند. این می تواند عرصه ای باشد برای روابط بهتر مورد نظر که در نهایت باعث پایان دشمنی دیرینه بین ایران و آمریکا شود. اگر ایران یک بار دیگر پیشنهاد هرگونه همکاری را رد کند ـ این بار در مورد مسائل منطقه ای از جمله افغانستان ـ بیش از پیش انزوای خود را تشدید خواهد کرد. مارس 2011 درباره نویسنده: باربارا اسلاوین پژوهشگر میهمان از مرکز آسیای جنوبی در شورای آتلانتیک و یک روزنامه نگار و نویسنده است که در سال 2007 کتاب خود را با عنوان «دوستان خشن ، دشمنان صمیمی: ایران ، آمریکا و مسیر پیچیده رویارویی» منتشر کرد. او یکی از نوینسندگان فارن پالسی و AOLNews.com و برخی رسانه های دیگر است. او معاون پیشین دبیر اجرایی روزنامه واشنگتن پست ، گزارشگر دیپلماتیک ارشد یو اس ای تودی و گزارشگر نشریه اکونومیست در خاورمیانه بوده است. پانوشت
ها: 1) مصاحبه تلفنی با نویسنده 18 فوریه 2011 2- باربارا سلاوین ، ایران در سرنگونی طالبان همکاری داشت، روزنامه یو اس ای تودی 9 ژوئن 2005 3- همان 4- باربارا اسلاوین ، دوستان خشن ، دشمنان صمیمی ، صفحه 199 5- مصاحبه نویسنده با نمایندگان پیشین آمریکا در افغانستان، 14 فوریه 2011 6- دکستر فیلکینز ، ایران به کرزی کمک نقدی می کند ، نیویورک تایمز 23 اکتبر 2010 7- بیل روگیو ، ایساف نیروهای قدس را دستگیر کرد ، 10 ژانویه 2011 در نشریه The Long War Journal 8- شیرین هانتر ، سیاست خارجی ایران بعد از شوروی ، صفحه 154 9- کمک 280 میلیونی ایران به افغانستان ، شبکه دفاعی جهانی، 10 مارس 2010 10- مارک ساپنفیلد، شکوفایی تجاری افغانستان در مرز ایران ، کریستین ساینس مانیتور 10 آگوست 2007 11- ایمیل از یک مقام ایرانی، 20 فوریه 2011 12- هانتر صفحه 155 13- جاده ابریشم جدید، صفحه 176 14- پاملا کنستابل « جلوگیری از ارسال سوخت باعث تیرگی روابط شده است ، واشنگتن پست 17 ژانویه 2011 15- مصاحبه ایمیلی با نویسنده 18 ژانویه 2011 16- مصاحبه تلفنی با نویسنده 8 فوریه 2011 17- احمد شجاع، ناکامی دیپلماسی عمومی ایران در افغانستان، هافینگتن پست 3 فوریه
2011 18- مصاحبه تلفنی با نویسنده 31 ژانویه 2011 19- فردریک استار ، افغانستان ورای ملت سازی ، صفحه 11 20- مصاحبه با یک منبع عراقی 7 فوریه 2011 21- باربارا اسلاوین ، اینترپرس سرویس 9 فوریه 2011 22- سخنرانی کوبین در مرکز کارنگی در واشنگتن 25 ژانویه 2011 23- مصاحبه تلفنی با یک تحلیلگر خلیج (فارس) 11 فوریه 2011 24- گزارش نویسنده درباره ایران، 2006 25- گزارش کمیته روابط خارجی سنا، 31 ژآنویه 2011 26- صدر در 1978 در لیبی ناپدید شده و گمان می رود رژیم قذافی او را کشته باشد اما هنوز معلوم نیست این کار به خواست چه کسی صورت گرفته است. 27- باربارا اسلاوین ، ملاها، پول و شبه نظامیان ، موسسه صلح آمریکا ژانویه 2008 صفحه 13 28- همان ، صفحه 10 29- سخاوت ایرانی ها در قبال حزب الله و حماس در ایران با مخالفت های مواجه است، در طول تظاهرات بعد از انتخابات 2009، ایرانی های می گفتند، نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدام ایران 30- مصاحبه تلفنی با نویسنده 23 ژآنویه 2011 31- مصاحبه تلفنی با نویسنده 15 فوریه 2011 32- باربارا اسلاوین ، 29 نوامبر 2010 33- مصاحبه تلفنی با نویسنده ، 11 فورهی 2011 34- دیپلماسی عملی، وزارت خارجه 35- اسلاوین، دوستان
خشن، دشمنان صمیمی صفحه 189 36- توماس اردبرینک و جان پامفرت، واشنگتن پست 14 سپتامبر 2010 37- آمار صندوق بین المللی پول ، صفحه 12 38- رولا کالاف و جیمز دارموند ، فایننشال تامیز 21 سپتامبر 2010 39- مارک لاندلر و دیوید سانگر، نیویورک تایمز 22 جولای 2009 40- ارنستور لاندونو و توماس اردبریک ، واشنگتن پست 23 فوریه 2011 201141- برایان مورفی، آسوشیتدپرس 14 فوریه 42- مصاحبه تلفنی با نویسنده 30 ژانویه 2011 43- روزنامه رسالت 7 فوریه 2011 44- اولیور روی ، نیو استیتمن 15 فوریه 2011 45- مصاحبه با کارشناس افغانستان کلارک لاکهارت 19 ژانویه 2010 46- مصاحبه با یکی از اعضای «جریان دو» ، 22 فوریه 2011 47-اظهارات حاضرین در نشست جامعه آسیا زیر نظر ریچارد هولبروک 18 فوریه 2011 201148- کنت کاتزمن ، خدمات تحقیقات کنگره 19 ژانویه