اخبار آرشیوی
واکاوی ابعاد انتشار خبر مرگ بن لادن؛ آمریکا در«خبر بن لادن» به دنبال چه بود؟!
همه نگاهها به خاورمیانه بود، به این که در «درعا» و «منامه» چه میگذرد؛ این که قذافی این بار کدام شهر لیبی را بازپس میگیرد و واگذار میکند. اما ناگهان تیتر یک اغلب رسانههای جهان، چهرهی متلاشی شدهی مردی شد که میگفتند حملات یازدهم سپتامبر در ایالات متحده را رقم زده است...
گروه سیاسی برهان/ قاسم رحمانی؛ مرگ «اسامه بنلادن» رهبر القاعده بیش از آنکه یک اتفاق مهم باشد، به عنوان یک «خبر»، اهمیت دارد، به ویژه برای آمریکاییها که در مشکلات گوناگون اسیر شدهاند و راه نجاتی میجویند. خبر مرگ بنلادن اما تازگی ندارد چرا که تاکنون چند بار اعلام شده است. هرچند اینبار به نظر میرسد، سناریویی برای آن نوشته شده که به کمک رسانهها مو به مو در حال اجراست. «باراک اوباما» رییس جمهور آمریکا مانند یک قهرمان بر صحنه بر صفحه تلویزیون ظاهر میشود و خبر مرگ اسامه بنلادن را میدهد تا این بار همه به قطعیت برسند که متهم ردیف اول حادثه 11 سپتامبر، به دست نیروهای امنیتی آمریکا کشته شده و در این عملیات ارتش پاکستان نیز همکاری کرده. بلافاصله چهرهای گلوله خوردهای از بن لادن در رسانهها منتشر میشود که واکنش رسانههایی چون «دیلی تلگراف» و خبرگزاری فرانسه نسبت به جعلی بودن عکس را برمیانگیزد. آنان با تطبیق دادن عکس بنلادن گلوله خورده با عکسهای دیگر او، ضمن اثبات جعلی بودن تصویر، نسبت به صحت خبر تشکیک میکنند. بهویژه اینکه اعلام میشود جسد او پس از مرگ در شمال اسلام آباد به دریا انداخته شده (احتمالا دریای
عرب در جنوب پاکستان) و این عمل بر اساس موازین اسلامی انجام گرفته اما برخی از رسانه ها نوشتند که براساس دین اسلام، فردی که در خشکی میمیرد را در دریا دفن نمیکنند. اما اوباما گفته بود که جسد بنلادن در اختیار آمریکا و در افغانستان است و تلویزیون «جیو» پاکستان نیز اعلام کرد جسد وی در پایگاه بگرام افغانستان ( 30 کیلومتری کابل) قرار دارد. اما هدف از به راه انداختن این جنگ روانی چیست؟ آنهم در حالی که برخی رسانهها مرگ او را بر اثر بیماری دانستهاند و برخی زمان مرگ وی را از یکسال قبل تا یک هفته قبل اعلام کردهاند. آمریکاییها چند روز قبل اعلام کرده بودند که تحرکات بنلادن را زیر نظر دارند و اوباما در هنگام اعلام خبر کشته شدن وی گفت که :«بن لادن در یک عملیات کوچک آمریکا که هفتهی قبل دستورش صادر شده بود،کشته شده است.» این در حالی است که «زرداری»، رییس جمهور پاکستان، سال قبل گفته بود که بن لادن مرده است. اکنون سؤال اینجاست که اگر تحرکات او را زیر نظر داشتهاند چرا او را دستگیر و محاکمه نکردهاند تا داد قربانیان 11 سپتامبر و نظامیان کشته شده آمریکایی را از او بازستانند؟! حتی از سخنان اوباما درباره عملیات کشتن بنلادن
چنین برمیآید که آنها یکسال است محل اختفای بنلادن را در زمینهای هموار اطراف اسلام آباد و نه در کوهستانهای صعب العبور شناسایی کرده بودند اما نسبت به دستگیری او هیچ اقدامی نکردهاند. عملیات علیه بنلادن با استفاده از چهار بالگرد که یکی از آنها توسط ارتش پاکستان ساقط شده، در ساعت یک و 30 دقیقه بامداد دوشنبه آغاز شده و پس از 40 دقیقه درگیری اسامه بنلادن به همراه یک زن و سه فرزند او کشته میشوند. آیا این داستان، شبیه فیلمها و بازیهای رایانهای تولید هالیوود نیست؟! گفته شده که سازمان سیا به کمک سازمان امنیتی ارتش پاکستان (ISI) این عملیات را برعهده داشتهاند اما ژنرال «حمید گل» رییس سابق سازمان اطلاعات پاکستان چنین چیزی را با وجود روابط تیره و تار این دو سازمان بعید دانسته و گفته است عکسهایی که از جنازه بنلادن منتشر شده فربهتر از وضعیت فعلی اوست چرا که گفته میشد او به شدت مریض است و تحت درمان بسر میبرد. با این حال عربستان سعودی که خاستگاه بن لادن است و القاعده یمن، مرگ وی را تأیید کردهاند هرچند طالبان پاکستان این خبر را رد میکند. برای پاسخ به این سؤالات بهویژه اینکه فواید اعلام خبرمرگ بن لادن برای آمریکا
چیست باید از دو منظر کارکردهای داخلی و خارجی آن برای واشنگتن، به بررسی مسأله پرداخت. کارکرد داخلی برای اوباما عملکرد دموکراتها به دلیل وخامت اوضاع اقتصادی و افزایش نظامیان کشته شده آمریکایی در داخل آمریکا به شدت زیر سؤال رفته است. اوباما که با شعار تغییر روی کارآمده بود با راهبرد کذایی خود نتوانست، پیروز میدان افغانستان باشد بنابراین نیاز به پیروزی یا به عبارت بهتر نیاز به اعلام پیروزی، برای او و همحزبیهایش حیاتی بود و حتی برای حاکمیت آمریکا. این نیاز در ژانویه 2010 سرباز کرد و آمریکا به کمک نیروهای افغان و چند هزار نیروی متحدان اروپایی به استان هلمند در جنوب افغانستان حمله کرد و دو شهرک «مرچاه» و «نادعلی» را تسخیر نمود. با این حال رسانههای آمریکایی، اعلام کردند نظامیان ایالات متحده در نبردی سنگین، تروریستهای طالبان را شکست داده و بر مواضع آنها مسلط شدند. این در حالی است که فرماندهان ارشد طالبان به وسیله انگلیسیها از حمله آمریکا مطلع شده و در کوهها مخفی شده بودند و این عدهای پیاده نظام و شبه نظامی محلی بودند که در برابر ارتش تا به دندان مسلح آمریکایی قرار گرفته بودند. نتیجه این اعلام پیروزی، رقم خوردن
خونینترین سال نظامیان آمریکا در افغانستان از سال 2001 تا کنون بود چرا که با فرار رسیدن فصل گرما در افغانستان و بازگشت نیروهای اصلی طالبان، 530 نظامی آمریکا کشته شدند. وقتی راهبرد اوباما این چنین با شکست مواجه شده و از ابتدای سال 2011 انقلابهای کشورهای عربی آغاز شد، نیاز به یک پیروزی بزرگ خود را بیشتر نشان داد. سقوط مبارک و بن علی در دوره اوباما یادآور سقوط محمدرضا پهلوی در دوره کارتر بود و این هزینهای سنگین برای دموکرات محسوب میشد. به این دلیل بود که اوباما خبر یک پیروزی بزرگ را داد و عدهای در واشنگتن بیآنکه متوجه شود انتخاباتی رییس جمهورشان بشوند در مقابل کاخ سفید به پایکوبی پرداختند. به این ترتیب خبر کشته شدن اسامه بن لادن و شکسته شدن رکورد کمک تسلیحاتی آمریکا به اسراییل که هر دو در زمان اوباما رخ داده، به عنوان دوکارت مهم پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری 2012 به حساب میآید، بویژه آنکه خبر کشته شدن رهبر القاعده پس از قرار گرفتن دیوید پترائوس در رأس سازمان سیا انجام شد تا این پروژه تماما به نام دموکراتها ثبت شود و هیچ سهمی به جمهوریخواهان داده نشود. اوباما به این ترتیب تمام شکستهای اطلاعاتی سالهای
اخیر را به گردن جمهوریخواهان انداخت و گریخت. در بعد داخلی اوباما میتواند به آمریکاییها بگوید با کشته شدن بنلادن، آمریکا در جنگ علیه تروریسم پیروز شده و وقت بازگشت سربازان به خانه است. این خیلی بهتر از آن است که سربازان دست خالی برگردند. اکنون زمینه برای بازگشت ظفرمندانه دو سوم نیروهای آمریکا از افغانستان فرار رسیده، هرچند در بعد خارجی، اهداف دیگری در سر آمریکاییهاست. کارکرد خارجی برای آمریکا ساعاتی پس از اعلام خبر مرگ بنلادن، هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا صراحتا اعلام کرد امریکا قصد ترک افغانستان را ندارد. این سخن به معنای ماندن همه نظامیان آمریکا نیست بلکه منظور او، ایجاد پایگاههای دائمی آمریکا در افغانستان و گسترش عملیات امنیتی به جای فعالیتهای نظامی در این کشور و پاکستان است. این اولین کارکرد خارجی اعلام خبر کشته شدن بنلادن برای آمریکاییهاست. آنها که از مدتها قبل به دنبال دائمی کردن حضور خود در افغانستان بودند اکنون به گروههای مخالف خود پیغام میدهند که یا با آمریکا بر سر میز مذاکره نشسته و ایجاد پایگاههای آمریکا در مقابل دریافت حکومت خودمختار در هلمند و قندهار را بپذیرند یا اینکه کشته خواهند
شد. چند روز قبل یک مقام افغان فاش کرد آمریکا در مذاکره با سرکردگان طالبان به آنها پیشنهاد کرده در جنوب افغانستان یک حکومت خودمختار تشکیل دهند و در مقابل، با ایجاد پایگاههای دائمی آمریکا در نیمه شمالی افغانستان مخالفت نکنند. آمریکا برای نشان دادن حسن نیت خود، پایگاه «شمسی» در بلوچستان پاکستان که نزدیکی جنوب افغانستان بود را تخلیه کرد. این پیشنهاد را اولین بار انگلیسیها ارائه کردند و اکنون آمریکا نیز به آن تن داده است. بنابراین اعلام خبر کشته شدن بن لادن و ارائه پیشنهاد مذکور، بکارگیری سیاسی معروف «چماق و هویج» علیه شبهنظامیان طالبان و القاعده در افغانستان و پاکستان است به ویژه این که پترائوس برسرکوب گروه حقانی که همچنان با حضور آمریکا در منطقه مخالف است تاکید میکند. دومین کارکرد این خبر، بازشدن دست آمریکا برای حمله به شمال پاکستان است. آمریکاییها که تاکنون مناطق غربی و شمال غربی این کشور را هدف قرار میدادند اکنون به بهانه تعقیب بقایای القاعده، حملات خود در شمال پاکستان را گسترش خواهند داد. چرا که به گفته خودشان، بنلادن در شهرک «آمیت آباد» در 60 کیلومتری شمال اسلام آباد کشته شده است. به این ترتیب آمریکا به
خود اجازه خواهد داد نسبت به ایجاد پایگاههایی در نزدیکی مرزهای پاکستان با چین (تبت و سین کیانگ) و پاکستان با هند در ناحیه کشمیر اقدام کند. همچنین تلاش خواهد کرد به بهانه مبارزه با القاعده مستقر در منطقه «چتیرال» که به زعم روسها، شبه نظامیان چچنی و قفقازی را آموزش داده و تجهیز میکند، شمال غربی پاکستان و شمال شرقی افغانستان را بیش از پیش مورد تهاجم قرار دهد. در حالی که عبدالله گل رییس جمهور ترکیه، رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران و جنبش اخوان المسلمین مصر، انتشار خبر مرگ بنلادن را به منزله پایان حضور آمریکا در منطقه دانستهاند و از واشنگتن خواستهاند منطقه را ترک کند اما سارکوزی رییس جمهور فرانسه که تمایل دارد مدیریت نبردهای بینالمللی را برعهده بگیرد و از این نمد، کلاهی برای خود در انتخابات ریاست جمهوری 2012 دست و پاکندن صراحتا گفت مرگ بنلادن به معنای پایان کار القاعده نیست. همچنین وزیر خارجه انگلیس و وزیر دفاع ژاپن به پایگاههای نظامی و سفارتخانههای خود آماده باش دادند تا نسبت به واکنش گروه القاعده در امان باشند. وزارت امور خارجه آمریکا نیز به اتباع خود در همه جهان و حتی دخالت
ایالات متحده هشدار داده است. نخست وزیر استرالیا نیز سخن سارکوزی را تکرار کرده و افزود: «عملیات در افغانستان ادامه مییابد.» حامدکرزای رییس جمهور افغانستان نیز از همگان خواست توجه خود را به سوی پاکستان معطوف کنند. به این ترتیب همه چیز برای دست اندازی آمریکا در پاکستان و آغاز موج جدید اسلام هراسی فراهم است اگرچه وزارت خارجه این کشور نقش اسلام آباد در کشتن بن لادن را پذیرفته اما غربیها این مسأله را آغازی بر مداخلات خود در پاکستان قرار خواهند داد. چهارمین کارکرد خارجی خبرکشته شدن بن لادن، از بین رفتن فرماندهی واحد القاعده و سو استفاده امریکا از این وضعیت برای منافع خودش است. اگرچه بن لادن مدتهاست که نقش محوری خود را در القاعده از دست داده، اما اعلام مرگ وی علاوه بر بالا بردن روحیه نظامیان آمریکایی، میتواند القاعده را به گروههای متعدد تقسیم کند و برخی از آنها را بیشتر در خدمت آمریکا قرار دهد. آمریکا اکنون برای ادامه حضور در عراق و افغانستان و دستاندازی در لیبی، یمن، مصر و حتی کشورهای حاشیه خلیج فارسی به وجود یک «دشمن» نیاز دارد و چه گروهی بهتر از القاعده برای این کارها. دقیقا به همین دلیل است که «بها الاعرجی»
از رهبران جریان صدر نسبت به آغاز دور جدید حملات القاعده در عراق هشدار داده و گفته که هدف آن پایگاههای آمریکایی است. البته آمریکاییها هم بدشان نمیآید به بهانه وجود خطر القاعده در عراق، حضور خود در این کشور را تحمیل کنند. و بالاخره مهمترین دستاورد خبرکشته شدن بنلادن، انحراف افکار عمومی منطقه از خیزشهای مردمی در کشورهای عربی است. به ویژه آنکه آمریکا و هم پیمانش نقشههای شومی برای لیبی ، یمن و بحرین در سرمیپرورانند. همچنین رژیم صهیونیستی در سکوت رسانهای اقدام به برگزاری مانور نظامی کرده و درست در روز اعلام خبر بنلادن، نتانیاهو نماینده خود را به قاهره فرستاد تا در جریان اخبار آشتی فتح و حماس، روابط ایران و مصر، رفع محاصره غزه قرارگیرد و پیام خود را به مقامات قاهره برساند. همچنین روز چهارشنبه قرار است توافق نهایی بین حماس و فتح برای آشتی ملی فلسطینی صورت گیرد و روز 15 می (25 اردیبهشت) نیز فلسطینیهای ساکن اردن تصمیم گرفته اند به سوی سرزمینشان حرکت کنند و به این ترتیب اسراییل، با یک سونامی مواجه خواهد شد. رسانههای غربی و عربی که طی روزهای اخیر، جهانیان را با مراسم ازدواج ولیعهد انگلستان مشغول کرده بودند روز
دوشنبه نیز تماما به انعکاس اخبار مربوط به کشته شدن بنلادن پرداختند تا اذهان ملتها از حوادث خاورمیانه دور شود بنابراین کشته شدن بن لادن یک سوپر خبر برای آمریکاییها به ویژه دموکراتهاست. «اسامه بن محمد بن عواد بن لادن» کوچکترین پسر از جمع 17 فرزند مذکور محمد بن لادن است که در سال 1957 از پدری یمنی و مادری سوری متولد شد. او در سالهای ابتدایی دهه 1990 به دستگاه اطلاعاتی عربستان پیوست و در سال 1998 رسما القاعده را بنیان نهاد. بن لادن در سال 1982 با تجهیزاتی که دولت ریاض در اختیارش نهاده بود وارد افغانستان شد و با ساخت راه، تونل، سنگرد بیمارستان صحرایی خود را به عنوان یک عنصر جهادی علیه شوروری سابق نشان داد هرچند هیچگاه در جنگ علیه ارتش سرخ وارد نشد. او بعدها زمینه به راه انداختن یک گروه افراطی در افغانستان را ایجاد کرد اما در طی سالهای اخیر گروه او زیر نظر بندر بن سلطان اداره میشود و او نقشی نداشت. به این ترتیب خبر کشته شدن او، برای اوباما بسیار مهم است اما از فعالیت القاعده نخواهد کاست، به ویژه اینکه آمریکا به تحرکات این گروه در یمن و لیبی برای دست اندازی نظامی خود در این کشورها نیاز دارد! تاریخ مصرف بن
لادن تمام شد و این است سرنوشت یاران آمریکا.* (*) قاسم رحمانی؛ کارشناس مسائل بینالملل