اخبار آرشیوی

کدخبر: 227563

"عطا بهرامی"، سردبیر بخش پژوهش‏های ایرنا در یادداشتی با اشاره به خیزش مردمی در اسپانیا، ریشه این اعتراضات را در "بی‌عدالتی ریشه‌دار" حاکم بر جوامع غربی و نشات گرفته از انقلاب های اخیر کشورهای عربی - اسلامی دانست

برهان نوشت: تظاهرات جوانان در اسپانیا و تجمع آن‏ها در میدان اصلی شهر مادرید و سایر میدان‏های این کشور، در آستانه‌ی انتخابات محلی، و پس از گسترش تظاهرات‌های مردم خاورمیانه سوال‌های بسیاری را به ذهن متبادر می‌کند و جست‌وجوی ریشه‌های بحران باعث کشف واقعیت‏های زیادی می‌شود. در این نوشتار از دو زاویه، که به یک‌دیگر مرتبط هستند، اعتراض‌های وسیع مردمی اسپانیا تحلیل می‌شود؛ 1- بحران عمیق اقتصادی 2- بحران ریشه‌دار بی‌عدالتی و دمکراسی نمایشی در یک سمت ماجرا بحران شدید اقتصادی قرار دارد که زندگی را بر مردم این کشور دشوار کرده است. طبق آمارهای منتشر شده توسط بانک مرکزی اروپا، درحالی‌که کشورهای منطقه‌ی «یورو» دارای بی‏کاری 10 درصدی هستند، اسپانیا بی‏کاری 3/21 درصدی را تجربه می‌کند. هم‌چنین درحالی ‌که حداکثر کسری بودجه‏ی اتحادیه، 3درصد درنظر گرفته شده است، این رقم برای اسپانیا به بیش از 11 درصد می‌رسد که با طرح ریاضت اقتصادی «زاپاته‌رو» به 8/9 درصد کاهش یافته است. ثروت اسپانیا نیز مانند دیگر کشورهای اروپایی نسبت به 20 سال پیش افزایش چشم‌گیری یافته است و رشد تولید ناخالص داخلی برای تمام کشورهای اروپایی قابل مشاهده است، همان‌طور که برای کشورهای تونس، مصر، عربستان، بحرین و ... افزایش ثروت به صورت تولید ناخالص داخلی اتفاق افتاده است. پس چه چیزی مردمان این کشورها را برای تظاهرات و طغیان علیه نظام‌های موجود به خیابان‌ها می‌کشاند؟ چنان‌که شبکه‌ی تلویزیونی «یورو نیوز» گزارش داد؛ آغاز تظاهرات اسپانیا توسط دو سازمان اجتماعی «جوانان بدون آینده» و «دموکراسی واقعی» برپا شد. این دو نام‌گذاری به روشنی تقسیم‌‌بندی مربوط به ریشه‌های بحران را تأیید می‌کند. جوانان بدون آینده، قربانیان نظام ناعادلانه‌ی اقتصادی و دموکراسی واقعی، شواهد زنده‌ی نبود دموکراسی و در واقع وجود «دموکراسی نمایشی» هستند. دانشجویان، در شعارهای خود، از دولت سوسیالیست اسپانیا خواستند با اصلاح سیاست‌‌های اقتصادی، به رشد لجام گسیخته بی‏کاری در کشور پایان دهد. در این تظاهرات به شدت با نظام دو حزبی کنونی این کشور مخالفت شد و معترضان خواستار دموکراسی واقعی شدند که در آن، تصمیم‌گیری با وفاداری به نظر رأی دهندگان انجام شود، نه در پشت درهای لابی‌های ناپیدای سیاسی! طبق گزارش شبکه‏ی تلویزیونی «یورو نیوز»، هماهنگی برای تظاهرات با استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی نظیر «توییتر» و «فیس‌بوک» انجام می‌شود. جوانان تظاهرکننده با نشان دادن دست‌هایشان به پلیس، شعار «دست‌های ما سلاح ماست» را سر می‌دهند. اما تحلیل «یورو نیوز» اروپا از پیامدهای این نظاهرات بیان‏گر این است که عمق حوادث بر کارشناسان اروپایی نیز روشن نیست؛ چرا که این شبکه اعلام کرد: «تظاهرات اخیر می‌تواند به سنگین شدن کفه‌ی ترازو به نفع احزاب محافظه‏کار متمایل به راست این کشور، در برابر حزب سوسیالیست حاکم تمام شود.» نادیده گرفتن شعارها علیه نظام دوحزبی، که در اساس فرقی هم با یک‏دیگر ندارند، نشان می‌دهد که کارشناسان اروپایی، هم‌چنان، این خیزش‌ها را در قالب کلیشه‌های گذشته تحلیل می‌کنند. زمانی که «زبیگنیو برژینسکی»، مدام از استوار شدن پایه‌های دیپلماسی نوین آمریکا بر شبکه‌های اجتماعی فیس بوک و تویتر سخن می‌گفت، به شدت با سؤال‌های متنوع درباره‌ی استفاده از این شبکه‌ها علیه دوستان آمریکا مواجه شد، و با پاسخ‌هایش نتوانست پرسش‌کنندگان را قانع کند. رویدادهای اخیر که بسیاری از آن‌ها با شبکه‌های اجتماعی هماهنگ می‌شوند، نشان می‌دهد که سخنان برژینسکی واقعاً قانع‏کننده نبوده است. دولت‌های دست راستی لیبرال در اسپانیا این کشور را وارد جنگ عراق و مشکلات اقتصادی پس از آن مواجه کردند. دولت سوسیالیست «زاپاته رو» که فریاد اعتراض مردم به راست‌های لیبرال بود نیز با طرح ریاضت اقتصادی طبقه‏ی متوسط را هدف قرار داد. بنابراین مردم این کشورها مانند سایر کشورهای اروپایی از انگلستان و فرانسه گرفته تا ایالات متحده از خود می‌پرسند، فرق این احزاب که در همه‌ی کشورها مشابه یکدیگر با عناوین مختلف وجود دارند، چیست؟ اگر سیاست‌های اقتصادی ناعادلانه و به سود مرفهین است که از کیک رشد اقتصادی به صورت یک‌سویه بهره‌مند می‌شوند؛ پس اساساً رقابت احزاب چه ارتباطی با خواست‌های مردمی دارد؟ بی‌عدالتی ریشه‌دار منجر به به پا خواستن‌ مردمی شده است که دارای اصولی یکسان هستند. در آمریکا نیز بیش از صدهزار نفر در ایالت ویسکانسین به بی‌عدالتی موجود و رابطه‌ی یک طرفه «انتقال ثروت به طبقات بالا»، که تنها بر تعداد ثروتمندان می‏افزاید، تاخته و آن را محکوم کردند. «جنیفر لوونشتاین»، استاد دانشگاه ویسکانسین در شهر مدیسون در گفت‌وگو با بخش آمریکای شبکه «پرس تی وی» گفت: «به نظر من معترضان در خاورمیانه بیش از آن‌چه تصورش را بکنیم توانسته‌اند بر مردم آمریکا تأثیر بگذراند.» در حالی‌ که ارتباط خاصی بین مردم منطقه شرق میانه و آمریکا یا اروپا وجود ندارد این تأثیرگذاری از چه طریقی انجام شده است؟ اصولی که نظام سلطه کنونی علیه مردم به کار می‌برد، در همه‌ جای جهان یکسان است و بر استفاده از منافع اکثریت به سود اقلیت بنا شده است. این همان چیزی است که در سخنان مقام معظم رهبری که پیش‌تر از نفوذ اعتراض‌های مردمی به قلب اروپا خبر داده بودند، مورد تأکید قرار گرفت. اصرار صاحبان قدرت بر حفظ این رویه ناعادلانه، عملاً هرگونه راه حلی را برای حل مشکلات کنونی از پیش منتفی کرده است. راه حل‌های دولت‌های اروپایی، از سوسیالیست گرفته تا لیبرال، بر تحمیل مشکلات بر عامه مردم استوار شده است و این یعنی گسترش بحران به سایر کشورهای این قاره! * (*) عطا بهرامی؛ سردبیر بخش پژوهش‏های ایرانا
ارسال نظر: