اخبار آرشیوی
قاسم رحمانی، کارشناس مسایل بینالملل در یادداشتی تحلیلی با عنوان "بذر امیدی که در دل ملتها کاشته شد" به بررسی تشابهات اعتراضات مردمی در اسپانیا و بیداری اسلامی خاورمیانه پرداخت
پایگاه تحلیلی - تبیینی "برهان" نوشت: «اینجا پیروزی کوچک دیگری برای انقلاب جدید اسپانیاست چرا که اسپانیاییهای خشمگین از تمام اقشار، سنین و عقاید در تمام این کشور به خیابان آمدند. هر کدام به دنبال خواستهها و رؤیاهای خود هستند اما به نظر میرسد این حرکت اسپانیاییها بیشتر شبیه انقلابهای عربی در شمال آفریقا باشد تا اروپا.» این روایت هفتهنامهی انگلیسی «آبزرور» از تحصن اعتراضی مردم اسپانیا، به ویژه شهر مادرید در خیابانهاست. در میدان «پوئرتو دو سل» مادرید که جوانان اسپانیایی آن را اکنون میدان انقلاب مینامند و یا روی برخی از پلاکاردهایشان مینویسند «اینجا، میدان التحریر است»، از 15 می (25 اردیبهشت) هزاران نفر جمع شدهاند تا برای تحقق دموکراسی، شغل، زندگی بهتر و از این قبیل به دولت فشار بیاورند اما خواستهی جوانان بیش از حد یک اعتراض به سیاستهای اقتصادی است. اکنون نرخ بیکاری در اسپانیا به 22 درصد نزدیک میشود که بالاترین نرخ بیکاری در اروپاست. در واقع اسپانیا یک سوم بیکارهای اروپا را در خود جای داده که به پنج میلیون نفر میرسد. با این حال نرخ بیکاری در جوانان 45 درصد است که کشور را به سوی یک فاجعهی
اجتماعی میکشاند. اسپانیا، طی سالهای 1975 تا 1985 میلادی با مشکلات اقتصادی پیچیدهای درگیر بود و نرخ بیکاری در این کشور به 23درصد رسید که در نتیجهی عضویت در اتحادیهی اروپا (1986) وضعیت خوبی پیدا کرد به طوریکه در سال 2006 تبدیل به نهمین اقتصاد دنیا و پنجمین اقتصاد اروپا شد اما افزایش کسری بودجه تا 15 میلیارد دلار و جهش بدهیهای این کشور، بحران اقتصادی را گریبانگیر 45 میلیون اسپانیایی ساخت. رشد اقتصادی اکنون به دو دهم درصد (2/0 درصد) رسیده و صنعت توریسم که گاه تا 50 میلیون نفر را سالانه به اسپانیا میکشاند، با رکود مواجه شده است. در واقع رقابت با ثروتمندانی چون آلمان و فرانسه، این کشور را از نفس انداخت و بدهیهایش را جهش داد. اکنون فساد اقتصادی به جایی رسیده که اقتصاد زیرزمینی بزرگتر از شکل رسمی آن شده و بر بیکاری روز افزون دامن میزند. دولت سوسیالیست اسپانیا میخواهد با اتخاذ سیاستهای انقباضی که در عمل شروع شده، کسری بودجهی کشور را تا پایان 2012 رفع کند یا کاهش دهد اما مردم خواهان اصلاحات در این سیاست هستند. بهویژه آنکه سازمانهای بینالمللی، وضعیت آیندهی اقتصادی اسپانیا را وخیمتر پیشبینی میکنند
و شاید به همین دلیل «زاپاته رو»؛ نخست وزیر در ماه مارس اعلام کرد در انتخابات آینده شرکت نخواهد کرد. «زاپاته رو» درست میگوید چرا که جوانان اسپانیایی، روی پلاکاردهایشان و در شعارهایشان، افراد مسؤول در ایجاد بحران اقتصادی را تهدید کردهاند. با این حال بخش اعظم بحران اقتصادی اسپانیا محصول بدهیهایی است که «خوزه ماریو ازنار» به وجود آورده است. نخست وزیری که در همسویی با سیاستهای آمریکا حرکت میکرد، به نام توسعهی صنایع، بدهیهای زیادی ایجاد کرد. اکنون مردم اسپانیا نگران آن هستند که کشورشان زیر سلطهی آلمان قرار گیرد چرا که بیشترین بدهی این کشور، به ژرمنهاست. ضمن اینکه هنوز کمک نازیها به ملیگرایان که قصد براندازی حکومت جمهوری اسپانیا را داشتند از خاطر مردم پاک نشده و آنان از ژرمنها بیزارند. بنابراین میگویند در خیابانها میمانیم و حتی اگر پلیس بگوید، اینجا را ترک نمیکنیم تا به خواستههایمان برسیم. آنها حتی مقررات انتخاباتی را هم زیر پا گذاشتند و در حالیکه برگزاری تظاهرات، از یک روز قبل از انتخابات تا پایان آن ممنوع است به تجمع اعتراض آمیز خود ادامه دادند و این تظاهرات به دیگر شهرهای اسپانیا نیز کشیده
شده است. نباید فراموش کرد که اسپانیا اولین استعمارگر دنیا است که در قرون 16 و 17 بر تمام جهان کشف شدهی تا آن روز (آسیا ، اروپا و آمریکا) سلطه داشت اما کم کم این قدرت را در قرون 19 و 20 از دست داد و اکنون به کشوری 540 هزار کیلومتری محدود شده، هرچند بیش از 500 میلیون نفر در جهان، امروزه به زبان اسپانیولی سخن میگویند و هنوز بخشهایی از کشور مغرب، در اختیار آنهاست. هم اکنون به دلیل بحران اقتصادی، خطر تحت سلطهی آلمان قرار گرفتن آنها را تهدید میکند و این میتواند تحقیر بزرگی برای مردم اسپانیا باشد. اسپانیا که بزرگترین تولید کنندهی روغن زینون جهان است و 15 درصد نیروی کار آن در کشاورزی مشغولاند و 20 درصد زمینهایش را مرتع تشکیل میدهد، اولین کشوری است که از انقلابهای خاورمیانه و شمال آفریقا الهام میگیرد و تظاهرات کنندگان این مسأله را به طور رسمی اعلام کردهاند و تصرف میدان «پوئرتو دو سل» را تصرف میدان التحریر قاهره میدانند. آنها پا را از این هم فراتر نهاده و به دنبال تکرار انقلاب می 1968 فرانسه هستند که به چند کشور دیگری اروپا از جمله اسپانیا سرایت کرد البته اکثر تحلیلگران انتظار داشتند انقلابهای
اروپایی از فرانسه آغاز شود بهویژه اینکه این کشور (طبق آمار رسمی) 10 میلیون مسلمان دارد که اکثراً اهل کشورهای شمال آفریقا هستند اما درست مانند شمال آفریقا، اتفاق دیگری افتاد. در آنجا همه منتظر حرکت ملت مصر بودند اما تونسیها پیش دستی کردند و مصریها از آنان الهام گرفتند. اکنون نیز اسپانیاییها زودتر از فرانسویها شروع کردند اما سازمانهای بینالمللی اقتصادی رسیدن این موج به فنلاند، بلژیک، ایتالیا و بالاخره فرانسه را پیش بینی میکنند، به ویژه اینکه محبوبیت سارکوزی و برلوسکنی هم در پایینترین حد خود قرار دارد. بنابراین در آیندهای نه چندان دور شاهد تحقق پیش بینی رهبر معظم انقلاب دربارهی رسیدن انقلابهای کشورهای عربی به قلب اروپا خواهیم بود. در همین حال اولین نشانههای تظاهرات اسپانیا، شکست حزب حاکم (سوسیالیست) در انتخابات شهرداریها، فرمانداریها و شوراهای محلی بود که در برابر حزب محافظهکار رقم خورد اما ممکن است این تظاهرات به برهم خوردن ساختار اساسی و حاکمیت حکومت پادشاهی اسپانیا نیز منجر شود به ویژه اینکه دو ایالت باسک و کاتالونیا نیز تمایلات تجزیه طلبانهی شدیدی دارند و منتظر فرصتی هستند تا اعلام
استقلال کنند. با اینکه اقتصاد اسپانیا در طول سالهای 1986 تا 2006 رشد خوبی داشت اما مردم این کشور جزو فقیرترین مردمان اروپا هستد و در مقایسه با آلمانیها، فرانسویها، انگلیسیها و حتی ایتالیاییها از سطح زندگی پایینتری برخوردار میباشند. این مسأله یک تحقیر مستمر را برای آنان به همراه داشته، بنابراین تنها دلایل اقتصادی را نباید انگیزهی اسپانیاییها در آمدن به خیابانها دانست. صنایعی که امروز رو به ورشکستگی نهادهاند بیشتر آلمانی یا ژاپنیاند و همان هم حالا تعطیل شده است. آیا این مردم حق ندارند مثل مصریها و یمنیها در خیابان چادر بزنند و شب را همانجا بخوابند تا به خواستههایشان برسند. رهبر معظم انقلاب دلیل اصلی انقلاب در کشورهای عربی را تحقیر ملتها از سوی حاکمانشان بیان فرمودند. این تحقیر برای اسپانیاییها از سوی نهادهای اروپایی و کشورهایی چون آلمان و فرانسه همواره وجود داشته و کار به آنجا رسیده که مردم اسپانیا معتقدند نهادهای اروپایی، حامی آلمان هستد و برای این کشور کار میکنند. تظاهرات اسپانیاییها و مشکلات اقتصادی این کشور اکنون به جمهوری چک، پرتغال و گرجستان سرایت کرده است. یونان که اولین ورشکستهی
اروپایی است، 112 میلیارد یورو به آلمان بدهکار است و اگر رقم طلبهای بدون بازگشت آلمان افزایش یابد، مشکلات اقتصادی گریبان ژرمنها را خواهد گرفت و به سقوط حکومت «مرکل» منجر خواهد شد. آلمان نگران فروپاشی اتحادیهی اروپا نیز هست چرا که در این صورت رقبای مثل چین و آمریکا، بر کشورهای اروپایی تسلط پیدا کرده و به لحاظ سیاسی، اروپا تحت تأثیر اسلام قرار خواهد گرفت. باید منتظر بود، چرا که فرانسویها هم به دنبال احیای انقلاب می 1968 هستند، مسألهای که «اولیویه بزانسیو» از مسؤولان حزب ضد سرمایه داری فرانسه در ماه سپتامبر 2010 به آن اشاره کرد. اگرچه آن موقع هنوز انقلابهای عربی شروع نشده بود.* (*) قاسم رحمانی؛ کارشناس مسایل بینالملل