اخبار آرشیوی

کدخبر: 228458

قاسم رحمانی، کارشناس مسایل بین‌الملل در یادداشتی تحلیلی با عنوان "بذر امیدی که در دل ملت‌ها کاشته شد" به بررسی تشابهات اعتراضات مردمی در اسپانیا و بیداری اسلامی خاورمیانه پرداخت

پایگاه تحلیلی - تبیینی "برهان" نوشت: «این‌جا پیروزی کوچک دیگری برای انقلاب جدید اسپانیاست چرا که اسپانیایی‏های خشمگین از تمام اقشار، سنین و عقاید در تمام این کشور به خیابان آمدند. هر کدام به دنبال خواسته‏ها و رؤیاهای خود هستند اما به نظر می‏رسد این حرکت اسپانیایی‌ها بیش‌تر شبیه انقلاب‏های عربی در شمال آفریقا باشد تا اروپا.» این روایت هفته‏نامه‌ی انگلیسی «آبزرور» از تحصن اعتراضی مردم اسپانیا، به ویژه شهر مادرید در خیابان‏هاست. در میدان «پوئرتو دو سل» مادرید که جوانان اسپانیایی آن را اکنون میدان انقلاب می‏نامند و یا روی برخی از پلاکاردهایشان می‏نویسند «این‌جا، میدان التحریر است»، از 15 می (25 اردیبهشت) هزاران نفر جمع شده‏اند تا برای تحقق دموکراسی، شغل، زندگی بهتر و از این قبیل به دولت فشار بیاورند اما خواسته‌ی جوانان بیش از حد یک اعتراض به سیاست‏های اقتصادی است. اکنون نرخ بیکاری در اسپانیا به 22 درصد نزدیک می‏شود که بالاترین نرخ بیکاری در اروپاست. در واقع اسپانیا یک سوم بیکارهای اروپا را در خود جای داده که به پنج میلیون نفر می‏رسد. با این حال نرخ بیکاری در جوانان 45 درصد است که کشور را به سوی یک فاجعه‌ی اجتماعی می‏کشاند. اسپانیا، طی سال‏های 1975 تا 1985 میلادی با مشکلات اقتصادی پیچیده‏ای درگیر بود و نرخ بیکاری در این کشور به 23درصد رسید که در نتیجه‌ی عضویت در اتحادیه‌ی اروپا (1986) وضعیت خوبی پیدا کرد به طوری‏که در سال 2006 تبدیل به نهمین اقتصاد دنیا و پنجمین اقتصاد اروپا شد اما افزایش کسری بودجه تا 15 میلیارد دلار و جهش بدهی‏های این کشور، بحران اقتصادی را گریبان‌گیر 45 میلیون اسپانیایی ساخت. رشد اقتصادی اکنون به دو دهم درصد (2/0 درصد) رسیده و صنعت توریسم که گاه تا 50 میلیون نفر را سالانه به اسپانیا می‌کشاند، با رکود مواجه شده است. در واقع رقابت با ثروتمندانی چون آلمان و فرانسه، این کشور را از نفس انداخت و بدهی‏هایش را جهش داد. اکنون فساد اقتصادی به جایی رسیده که اقتصاد زیرزمینی بزرگ‌تر از شکل رسمی آن شده و بر بیکاری روز افزون دامن می‏زند. دولت سوسیالیست اسپانیا می‏خواهد با اتخاذ سیاست‏های انقباضی که در عمل شروع شده، کسری بودجه‌ی کشور را تا پایان 2012 رفع کند یا کاهش دهد اما مردم خواهان اصلاحات در این سیاست هستند. به‌ویژه آن‌که سازمان‏های بین‏المللی، وضعیت آینده‌ی اقتصادی اسپانیا را وخیم‏تر پیش‏بینی می‏کنند و شاید به همین دلیل «زاپاته رو»؛ نخست وزیر در ماه مارس اعلام کرد در انتخابات آینده شرکت نخواهد کرد. «زاپاته رو» درست می‏گوید چرا که جوانان اسپانیایی، روی پلاکاردهایشان و در شعارهایشان، افراد مسؤول در ایجاد بحران اقتصادی را تهدید کرده‏اند. با این حال بخش اعظم بحران اقتصادی اسپانیا محصول بدهی‏هایی است که «خوزه ماریو ازنار» به وجود آورده است. نخست وزیری که در هم‌سویی با سیاست‏های آمریکا حرکت می‏کرد، به نام توسعه‌ی صنایع، بدهی‏های زیادی ایجاد کرد. اکنون مردم اسپانیا نگران آن هستند که کشورشان زیر سلطه‌ی آلمان قرار گیرد چرا که بیش‌ترین بدهی این کشور، به ژرمن‏هاست. ضمن این‌که هنوز کمک نازی‏ها به ملی‏گرایان که قصد براندازی حکومت جمهوری اسپانیا را داشتند از خاطر مردم پاک نشده و آنان از ژرمن‏ها بیزارند. بنابراین می‏گویند در خیابان‏ها می‏مانیم و حتی اگر پلیس بگوید، این‌جا را ترک نمی‏کنیم تا به خواسته‏هایمان برسیم. آن‌ها حتی مقررات انتخاباتی را هم زیر پا گذاشتند و در حالی‌که برگزاری تظاهرات، از یک روز قبل از انتخابات تا پایان آن ممنوع است به تجمع اعتراض آمیز خود ادامه دادند و این تظاهرات به دیگر شهرهای اسپانیا نیز کشیده شده است. نباید فراموش کرد که اسپانیا اولین استعمارگر دنیا است که در قرون 16 و 17 بر تمام جهان کشف شده‌ی تا آن روز (آسیا ، اروپا و آمریکا) سلطه داشت اما کم کم این قدرت را در قرون 19 و 20 از دست داد و اکنون به کشوری 540 هزار کیلومتری محدود شده، هرچند بیش از 500 میلیون نفر در جهان، امروزه به زبان اسپانیولی سخن می‏گویند و هنوز بخش‏هایی از کشور مغرب، در اختیار آن‌هاست. هم اکنون به دلیل بحران اقتصادی، خطر تحت سلطه‌ی آلمان قرار گرفتن آن‌ها را تهدید می‏کند و این می‏تواند تحقیر بزرگی برای مردم اسپانیا باشد. اسپانیا که بزرگ‌ترین تولید کننده‌ی روغن زینون جهان است و 15 درصد نیروی کار آن در کشاورزی مشغول‌اند و 20 درصد زمین‏هایش را مرتع تشکیل می‏دهد، اولین کشوری است که از انقلاب‏های خاورمیانه و شمال آفریقا الهام می‏گیرد و تظاهرات کنندگان این مسأله را به طور رسمی اعلام کرده‏اند و تصرف میدان «پوئرتو دو سل» را تصرف میدان التحریر قاهره می‏دانند. آن‌ها پا را از این هم فراتر نهاده و به دنبال تکرار انقلاب می 1968 فرانسه هستند که به چند کشور دیگری اروپا از جمله اسپانیا سرایت کرد البته اکثر تحلیل‏گران انتظار داشتند انقلاب‏های اروپایی از فرانسه آغاز شود به‌ویژه این‌که این کشور (طبق آمار رسمی) 10 میلیون مسلمان دارد که اکثراً اهل کشورهای شمال آفریقا هستند اما درست مانند شمال آفریقا، اتفاق دیگری افتاد. در آن‌جا همه منتظر حرکت ملت مصر بودند اما تونسی‌ها پیش دستی کردند و مصری‌ها از آنان الهام گرفتند. اکنون نیز اسپانیایی‏ها زودتر از فرانسوی‏ها شروع کردند اما سازمان‏های بین‏المللی اقتصادی رسیدن این موج به فنلاند، بلژیک، ایتالیا و بالاخره فرانسه را پیش بینی می‏کنند، به ویژه این‌که محبوبیت سارکوزی و برلوسکنی هم در پایین‏ترین حد خود قرار دارد. بنابراین در آینده‏ای نه چندان دور شاهد تحقق پیش بینی رهبر معظم انقلاب درباره‌ی رسیدن انقلاب‌های کشورهای عربی به قلب اروپا خواهیم بود. در همین حال اولین نشانه‏های تظاهرات اسپانیا، شکست حزب حاکم (سوسیالیست) در انتخابات شهرداری‏ها، فرمانداری‏ها و شوراهای محلی بود که در برابر حزب محافظه‏کار رقم خورد اما ممکن است این تظاهرات به برهم خوردن ساختار اساسی و حاکمیت حکومت پادشاهی اسپانیا نیز منجر شود به ویژه این‌که دو ایالت باسک و کاتالونیا نیز تمایلات تجزیه طلبانه‌ی شدیدی دارند و منتظر فرصتی هستند تا اعلام استقلال کنند. با این‌که اقتصاد اسپانیا در طول سال‏های 1986 تا 2006 رشد خوبی داشت اما مردم این کشور جزو فقیرترین مردمان اروپا هستد و در مقایسه با آلمانی‏ها، فرانسوی‏ها، انگلیسی‏ها و حتی ایتالیایی‏ها از سطح زندگی پایین‏تری برخوردار می‌باشند. این مسأله یک تحقیر مستمر را برای آنان به همراه داشته، بنابراین تنها دلایل اقتصادی را نباید انگیزه‌ی اسپانیایی‏ها در آمدن به خیابان‏ها دانست. صنایعی که امروز رو به ورشکستگی نهاده‏اند بیش‌تر آلمانی یا ژاپنی‏اند و همان هم حالا تعطیل شده است. آیا این مردم حق ندارند مثل مصری‏ها و یمنی‏ها در خیابان چادر بزنند و شب را همان‌جا بخوابند تا به خواسته‏هایشان برسند. رهبر معظم انقلاب دلیل اصلی انقلاب در کشورهای عربی را تحقیر ملت‏ها از سوی حاکمانشان بیان فرمودند. این تحقیر برای اسپانیایی‏ها از سوی نهادهای اروپایی و کشورهایی چون آلمان و فرانسه همواره وجود داشته و کار به آن‌جا رسیده که مردم اسپانیا معتقدند نهادهای اروپایی، حامی آلمان هستد و برای این کشور کار می‏کنند. تظاهرات اسپانیایی‏ها و مشکلات اقتصادی این کشور اکنون به جمهوری چک، پرتغال و گرجستان سرایت کرده است. یونان که اولین ورشکسته‌ی اروپایی است، 112 میلیارد یورو به آلمان بدهکار است و اگر رقم طلب‏های بدون بازگشت آلمان افزایش یابد، مشکلات اقتصادی گریبان ژرمن‏ها را خواهد گرفت و به سقوط حکومت «مرکل» منجر خواهد شد. آلمان نگران فروپاشی اتحادیه‌ی اروپا نیز هست چرا که در این صورت رقبای مثل چین و آمریکا، بر کشورهای اروپایی تسلط پیدا کرده و به لحاظ سیاسی، اروپا تحت تأثیر اسلام قرار خواهد گرفت. باید منتظر بود، چرا که فرانسوی‌ها هم به دنبال احیای انقلاب می 1968 هستند، مسأله‏ای که «اولیویه بزانسیو» از مسؤولان حزب ضد سرمایه داری فرانسه در ماه سپتامبر 2010 به آن اشاره کرد. اگرچه آن موقع هنوز انقلاب‏های عربی شروع نشده بود.* (*) قاسم رحمانی؛ کارشناس مسایل بین‌الملل
ارسال نظر: