شگفتیسازیهای یمن؛ چرا انصارالله توانسته معادلات این کشور را تغییر دهد؟
علیرضا عزیزگل در یادداشتی با بررسی ویژگیهای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی یمن، به چرایی شگفتیسازیهای این کشور پرداخته و معتقد است بخشی از ظرفیتهای امروز یمن، ریشه در ساختارهای سنتی، روحیه سلحشوری و استمرار فرهنگ عربی و اسلامی دارد.
نسیمآنلاین: علیرضا عزیزگل در این یادداشت با طرح این پرسش که «چرا یمنیها شگفتیسازی میکنند؟» تأکید میکند که در بررسی تحولات یمن باید میان انصارالله و همه مردم این کشور تفاوت قائل شد؛ چراکه انصارالله بخش عمدهای از جامعه یمن را نمایندگی میکند، اما همه یمنیها را شامل نمیشود.
در کنار تحولات سیاسی و نظامی، مسئله تغییرات فرهنگی و نرم در یمن نیز مورد توجه این یادداشت قرار گرفته است. بر اساس این دیدگاه، برنامهریزی برای ایجاد تغییرات فرهنگی در حوزههای مختلف یمن آغاز شده و نشانههایی از این تغییرات نیز مشاهده میشود. از همین منظر، تأکید میشود که یمنیها میتوانند با بهرهگیری از تجربه انقلاب اسلامی ایران، در عرصه فرهنگی نیز مقاومت کرده و حتی ابتکار عمل را در دست بگیرند.
عزیزگل با اشاره به پژوهشی که پیشتر درباره یمن انجام داده است، شباهتها و تفاوتهای این کشور با ایران را مورد بررسی قرار میدهد. به اعتقاد او، یمن نیز مانند ایران از تمدنی چند هزار ساله برخوردار است و تمدن سبا یکی از مهمترین جلوههای پیشینه تاریخی این کشور محسوب میشود. موقعیت جغرافیایی یمن نیز در طول تاریخ، این کشور را به سرزمینی چندفرهنگی و دارای تنوع نژادی تبدیل کرده است؛ موضوعی که از این جهت با ایران قابل مقایسه دانسته شده است.
روحیه سلحشوری و دلاوری نیز از دیگر ویژگیهایی است که در این یادداشت درباره جامعه یمن مورد تأکید قرار گرفته است.
در عین حال، میان ساختار اجتماعی و تاریخی دو کشور تفاوتهایی نیز وجود دارد. یمنیها از ترکیبی از جمعیت عرب و آفریقایی تشکیل شدهاند، در حالی که ترکیب تاریخی و فرهنگی ایران عمدتاً بر پایه گروههایی مانند فارس، ترک و عرب شکل گرفته است.
از دیگر تفاوتهای مورد اشاره، سابقه مقاومت زیدیهای یمن در برابر استعمار است. بر اساس این دیدگاه، زیدیها در برابر استعمار تسلیم نشدند و برای مقابله با آن به مناطق کوهستانی صعده رفتند؛ در حالی که ایران در دوره رضاخان به شکل غیرمستقیم در اردوگاه غرب قرار گرفت.
ساختار اقتصادی یمن نیز از دیگر موضوعات مورد اشاره در این یادداشت است. بر اساس این تحلیل، دلار و نظم اقتصادی استعماری و آمریکایی در بخشهای مهمی از یمن نفوذ گستردهای پیدا نکرده و این کشور به اندازه برخی جوامع دیگر تحت تأثیر اقتصاد سرمایهداری قرار نگرفته است.
در همین چارچوب، ذخایر نفتی یمن نیز مورد توجه قرار گرفته و عزیزگل معتقد است این ذخایر در صورت اکتشاف و استخراج گسترده میتواند یمن را به رقیبی برای عربستان سعودی تبدیل کند. بر اساس این دیدگاه، دستنخورده ماندن بخشی از این ذخایر، یکی از ریشههای اختلافات و مناقشات موجود در یمن محسوب میشود.
در حوزه اجتماعی نیز تفاوتهایی میان ایران و یمن مطرح شده است. از جمله اینکه زنان در امور سیاسی یمن حضور و نقش گستردهای ندارند، در حالی که در ایران نقش زنان در عرصههای سیاسی طی سالهای گذشته افزایش یافته است.
فرهنگ عربی و اسلامی نیز همچنان در بخشهای مختلف زندگی اجتماعی یمن حضور پررنگی دارد؛ از شعر و ادبیات گرفته تا موسیقی، سبک مصرف قهوه و جایگاه سنتی شیوخ و قبایل. بر اساس این نگاه، فرهنگ و زیست سنتی در یمن همچنان بخش قابل توجهی از ساختار اجتماعی این کشور را تشکیل میدهد؛ در حالی که در ایران، در دوره پهلوی اول و دوم، جریان غربگرا با کمک دولت وقت تلاش کرد با برجسته کردن ضعفها و مشکلات زندگی سنتی، این سبک زندگی را تضعیف کند.
همچنین تربیت دینی و سنتی نوجوانان در مساجد و با محوریت قرآن، از دیگر ویژگیهایی است که در یادداشت عزیزگل درباره جامعه یمن مورد اشاره قرار گرفته است؛ موضوعی که در مقایسه با وضعیت تبلیغ دینی در ایران، متفاوت ارزیابی شده است.
بر این اساس، عزیزگل شگفتیسازیهای یمن را صرفاً در تحولات نظامی و سیاسی این کشور خلاصه نمیکند و بخشی از ظرفیت جامعه یمن را ناشی از پیشینه تاریخی، ساختارهای اجتماعی، فرهنگ عربی و اسلامی و روحیه مقاومت و سلحشوری آن میداند؛ ظرفیتهایی که میتواند در تحولات آینده این کشور نیز نقشآفرین باشد.