نخستین آزمون توافق مکه؛ آیا پاکستان وارد جنگ علیه انصارالله میشود؟
یک ماه پس از امضای توافق دفاع مشترک مکه و همزمان با تشدید تحرکات انصارالله یمن در دریای سرخ، این توافق وارد نخستین آزمون جدی خود شده است. با وجود آنکه اسلامآباد از «آمادگی برای ایفای تعهدات» سخن میگوید، تاکنون از هرگونه اقدام نظامی مستقیم خودداری کرده و بر مسیر دیپلماتیک تأکید دارد؛ خویشتنداریای که این پرسش را مطرح کرده است که آیا پیمان مکه واقعاً بازدارنده است یا صرفاً توافقی روی کاغذ خواهد بود.
نسیمآنلاین: میدل ایست مانیتور در گزارشی نوشت این پیمان در ۷ اوت ۲۰۲۶ در کاخ الصفا و با حضور نخستوزیر پاکستان، شهباز شریف، ولیعهد سعودی، محمد بن سلمان و رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، به امضا رسید. بند اصلی این توافق به صراحت اعلام میکند که حمله مسلحانه علیه یکی از اعضا، حمله علیه همه اعضا تلقی خواهد شد.
محاصره طولانی یمن از سوی عربستان و فشار بر انصارالله، روابط میان این گروه و ریاض را با تنش مواجه کرده است. در شرایطی که تنگه هرمز در جریان جنگ میان آمریکا و ایران بسته شده بود، تلاش عربستان برای یافتن مسیر جایگزین از بابالمندب با هدف تأمین انرژی جهان، توجهها را به این منطقه معطوف کرد.
در همین حال، انصارالله از عربستان و جامعه جهانی خواست به محاصره یمن پایان دهند؛ درخواستی که مورد توجه قرار نگرفت. در پی آن، حملات انصارالله به تأسیسات نفتی و زیرساختهای عربستان شدت گرفت و باعث کاهش و توقف تولید نفت شد.
پس از این حملات، خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، اعلام کرد اسلامآباد «آماده ایفای تعهداتش» در چارچوب این پیمان است و گفت: «توافق مکه درباره ما هم صدق میکند و ما وظیفه خود را انجام خواهیم داد.»
با این حال، هرچند توافق مکه یک تعهد امنیتی میان سه کشور ایجاد کرده است، از زمان امضای آن تاکنون، هیچیک از تهدیدها و تنشها علیه عربستان موجب نشده است که ترکیه یا پاکستان برای حمایت از ریاض وارد اقدام نظامی شوند.
اینجاست که شکاف میان عمل و گفتار به مسئله اصلی تبدیل میشود. با وجود اظهارات خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، تاکنون اقدامی برای فعالسازی نظامی این توافق انجام نشده است. در ۱۹ شهریور (۱۰ سپتامبر)، اسلامآباد بهروشنی اعلام کرد که به دنبال واکنش نظامی فوری نیست و رویکرد آن فعلاً عمدتاً دیپلماتیک خواهد بود.
ترکیه نیز بهانه خود را برای کندی در عمل دارد؛ احتمال دارد پارلمان این کشور توافق مکه را تا ماه اکتبر تصویب نکند و همین مسئله، توافق دفاعی را در وضعیت بلاتکلیفی قرار دهد.
هیچیک از این تأخیرها بدون هزینه نیست. به نظر میرسد عربستان سعودی با روی آوردن به شرکای دیگر در حال پوشش دادن خود است. گزارش شده که محمد بن سلمان دو بار با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تماس گرفته و درخواست حمله نظامی آمریکا به انصارالله یمن را مطرح کرده است. ترامپ این درخواست را نپذیرفته، اما پیشنهاد حمایت اطلاعاتی داده است. همچنین گفته میشود ریاض در حال رایزنی با رژیم صهیونیستی و انگلیس است؛ چراکه شرکای توافق مکه وارد میدان نشدهاند.
در این میان، تحلیلگرانی از جمله «استیون کوک» بهصراحت این پرسش را مطرح کردهاند که آیا اعتبار توافق مکه صرفاً به دلیل آنکه پس از مراسم امضا هیچ اقدام نظامیای رخ نداده، از هماکنون آسیب دیده است یا خیر. این موضوع هسته مرکزی مسئله است؛ آنچه از منظر اسلامآباد خویشتنداری معقول به نظر میرسد، از نگاه ریاض ممکن است به شکلی نگرانکننده شبیه نادیده گرفته شدن و رها شدن باشد.
از سوی دیگر، این تحلیل نیز مطرح است که هیچیک از تنشهای موجود، مسائلی نیستند که صرفاً با برنامهریزی نظامی حل شوند. اگرچه پاکستان روابط نظامی عمیقی با عربستان سعودی دارد، اما به دلیل همسایگی با ایران، سالها تلاش کرده است این رابطه را نیز حفظ کند و به هیچوجه علاقه ندارد شاهد تبدیل شدن یمن به جرقه یک رویارویی تمامعیار میان عربستان و ایران باشد.
موضع چین نیز در این میان قابل توجه است. در ژانویه ۲۰۲۴، مقامهای چینی از ایران خواستند مانع حملات انصارالله یمن به کشتیرانی در دریای سرخ شود. با توجه به حجم بالای تجارت چین که از هر دو گلوگاه عبور میکند، این پیشینه میتواند مسیری باشد که پکن بار دیگر به آن بازگردد.
آشتی سعودی ـ ایرانی در سال ۲۰۲۳ که با میانجیگری چین رقم خورد نیز پیشتر نشان داده بود که پکن با ایفای چنین نقش میانجیگرانهای در منطقه بیگانه نیست.
تصمیم دشوار برای اسلامآباد زمانی فرا خواهد رسید که ریاض رسماً از پاکستان بخواهد در اقدام نظامی مستقیم علیه انصارالله یمن مشارکت کند؛ اما تاکنون چنین درخواست صریحی مطرح نشده است.
از سوی دیگر، نقش نظامی پاکستان در یمن میتواند خطر تلافیجویی را به همراه داشته باشد، روابط این کشور با ایران و نقش آن در میانجیگری میان تهران و واشنگتن را پیچیده کند، تنشهای فرقهای را افزایش دهد و توافقی را که امروز یک اتحاد نظامی است، به مشارکت در جنگی بیپایان تبدیل کند؛ موضوعی که میتواند همان نقش پل دیپلماتیکی را که پاکستان اکنون ایفا میکند، از میان ببرد.
آزمون واقعی توافق مکه هرگز این نبوده که آیا سربازان پاکستانی سرانجام وارد خاک یمن خواهند شد یا نه. آزمون اصلی همین حالا در حال شکلگیری است؛ اینکه آیا این پیمان میتواند بازدارندگی معتبری ایجاد کند، بدون آنکه پاکستان را وارد جنگی کند که تمایلی به ورود مستقیم به آن ندارد.