اخبار آرشیوی
پایگاه تحلیلی – تبیینی "برهان" در یادداشتی با عنوان "سلطان قابوس و کابوس براندازی!" به قلم فریده شریفی کارشناس مسائل بینالملل، به بررسی اعتراضات مردمی اخیر در کشور عمان پرداخت
برهان نوشت: فریده شریفی/ تحولات کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا با پیچیدگیهای خاص خود همچنان در جریان است. این تحولات آن چنان پیچیده و شتابان است که تحلیلگران را نیز در تحلیلها و گمانهزنیهای خود دچار سردرگمی کرده و پیشبینی آیندهی عربی از حوزهی بررسی، تجزیه و تحلیلهای آنان خارج شده است. گرچه این انقلابها دارای اشتراکهای فراوانی است اما الگوی هیچ کشوری را نمیتوان برای دیگر کشورها به کار گرفت. دیکتاتور تونس با چند روز راهپیمایی و تظاهرات مردمی و تقریباً بدون هیچ مقاومتیگریخت، مبارک چند روز در مقابل متحصنین میدان التحریر مقاومت کرد و تلاش نمود با فریب، وعده و وعید آنان را راضی کند اما موفق نگردید و در نهایت فرار را بر قرار ترجیح داد. دیکتاتوری یمن نیز که 33 سال بر عرصهی قدرت چنگ انداخته حاضر نیست به راحتی قدرت را ترک کند و معترضان را با گلوله به خاک و خون میکشد و در نهایت پس از تخریب محل اقامتش به قصد مداوا کشور را ترک میکند. در بحرین نیز آلخلیفه ابتدا به مردم وعدهی پول، شغل و امکانات میدهد اما بعد به سرکوب روی میآورد و از کشورهای «سپر جزیره»، به ویژه عربستان سعودی برای سرکوب معترضان
استفاده میکند، در حالی که اساس استفاده از این نیروها برای زمانی است که یکی از کشورهای حوزهی خیلج فارس از سوی بیگانگان مورد حملهی نظامی و تجاوز قرار بگیرد نه برای اعمال زور برضد مردم این کشورها، اما مسألهی مهم این است که انقلابهایی که در کشورهای عربی صورت میگیرد نه به عنوان انقلاب در یک کشور بلکه به عنوان انقلابی در بخشی از سرزمین بزرگ عربی تلقی میشود. عمق اعتراضها، فراگیر بودن درخواستها برای اصلاحات در این کشورها تردید بر جای نمیگذارد که این خیزشهای مردمی جزو انقلابهای جهان به حساب میآیند. هر چند آمریکا و اروپا تلاش فراوانی داشتند که این انقلابها را کودتاهایی زودگذر و فصلی و یک اعتراض محدود برای تغییر دولت عنوان کنند اما نشانهی مشترک این انقلابها ثابت میکند که تحولات اخیر در کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا انقلابهایی اساسی هستند که نظام سلطه را چه در داخل و چه در خارج با چالش مواجه میسازد به عبارت دیگر مردم انقلابی این کشورها خواستار مبارزه با استبداد داخلی و استکبار خارجی هستند و در این راه از هیچ کوششی دریغ نمیکنند. در عمان نیز تظاهرات ضددولتی از 25 فوریه (6 اسفند ماه 89) آغاز شد و
تعدادی از جوانان انقلابی این کشور که بعدها خیزش انقلابی خود را «25 فوریه» نام گذاشتند از مردم خواستند برای بهبود شرایط زندگی خود به خیابانها بریزند و خواستههای خود را از حکومت «سلطان قابوس» مطالبه کنند. مردم عمان نیز هم صدا با دیگر کشورهای منطقه و با الگو گرفتن از حرکتهای مردمی در کشورهای عربی خاورمیانه بر ضد دیکتاتوریهای مورد حمایت آمریکا به خیابانها آمدند و خواستار اصلاحات دموکراتیک، مبارزه با فساد دولتی، کاهش بیکاری و افزایش دستمزدها شدند. این اعتراضها ابتدا در شهر بندری «صحار» آغاز شد و بعد به «صلاله»، «مسقط» (پایتخت عمان) و دیگر شهرها و روستاها کشیده شد. هدف نخست جوانان عمان از برگزاری تظاهرات انجام اصلاحات سیاسی و اقتصادی بود ولی به دلیل سرکوب شدید نیروهای امنیتی و به خشونت کشیده شدن تظاهرات مردمی از سوی پلیس عمان خواستهی تظاهر کنندگان تغییر کرد و خواستار سرنگونی نظام حاکم شدند. نیروهای امنیتی عمان در همان روزهای نخست دست کم شش معترض را کشته و دهها تن دیگر را زخمی کردند. این در حالی است که یگانهای ارتش عمان برای مهار ناآرامیها و کنترل اوضاع بلافاصله در شهرهای مختلف مستقر شدند و هرگونه تجمع و
تظاهراتی را به سرعت سرکوب کردند. سلطنتنشین عمان حدود 3 میلیون جمعیت دارد که بیشتر آنها مسلمان هستند و 70 درصد جمعیت کسانی هستند که به طور نسبی در فقر به سر میبرند و خواهان ایجاد فرصتهای شغلی و افزایش دستمزدهای خود هستند. سلطان قابوس پادشاه عمان نیز بیش از 40 سال است که بر تخت سلطنت نشسته و وقوع اعتراضهای مردمی وی را نیز همانند دیگر حکام عرب منطقه غافلگیر کرد. وی در اولین واکنش به تظاهرات مردمی یک شورای وزارتی را مسؤول بررسی اعطای صلاحیتهای بیشتر به مجلس شورا کرد و با اعلام آمادگی برای مذاکره، نمایندهای را برای گفتوگو با معترضان به منطقه اعزام کرد. سلطان قابوس همچنین به مردم وعده داد به سرعت در پی انجام اصلاحات سیاسی و اقتصادی برآید و تغییرات اساسی در کابینه ایجاد کند. پادشاه عمان برای نشان دادن حسن نیّت خود در انجام اصلاحات، 13 وزیر را که متهم به فساد مالی بودند از کابینه اخراج کرد و دستور داد به بیکاران این کشور ماهانه 388 دلار پرداخت شود. این وعدهها برای مدت کوتاهی مردم را آرام کرد و به پادشاه عمان فرصت داد تا شعارهای خود را به مرحلهی عمل نزدیکتر سازد اما خبری از محاکمهی وزرای برکنار شده
منتشر نشد و منابع دولتی اعلام کردند که وزرای اخراجی با دادستان و رییس پلیس عمان روابط نزدیکی دارند و این مقامها هرگز اجازهی محاکمهی وزرای فاسد را نخواهند داد. هم زمان با محقق نشدن وعدههای پادشاه برای انجام اصلاحات و تغییرات عمیق سیاسی و اقتصادی در کشور بر شدت خشونت نیروهای امنیتی نسبت به معترضان افزوده میشد و دامنهی بازداشتها نیز گسترش پیدا کرد. مردم عمان پس از مشاهدهی این خشونتها و سرکوبها اعلام کردند که فرصت سوزی کافی است و هر قدر که بر دامنهی خشونتها و فشارها برضد معترضان افزوده شود آنان نیز سقف مطالبات خود را افزایش خواهند داد و اعتراضها گسترش خواهد یافت. هر چند اعتراضها در عمان در مقایسه با اعتراضهای کشورهایی همچون مصر، لیبی، تونس در سطح کوچکتری انجام شده است اما با توجه به جمعیت این کشورها مسألهی کمیّت و حضور معترضان در فضای اعتراضی کشور بسیار اهمیت دارد. اعتراض یک گروه کوچک در کشوری مانند عمان، بحرین و قطر میتواند تأثیر یک اعتراض وسیع در کشورهای بزرگتر را داشته باشد و همان پیامدها را برای رژیم حاکم تداعی کند. به عبارت دیگر هراس و وحشتی که حکام کشورهای کوچک خلیج فارس از به خطر
افتادن منافع خود و حامیان فرا منطقهای خود ـ در این کشورها ـ احساس میکنند از سوی یک گروه معترض کوچک هم کافی است و پیام خود را میرساند. سلطاننشین کوچک عمان روزانه 800 هزار بشکه نفت خام تولید میکند و با توجه به موفقیت استراتژیکی که این کشور در منطقهی مهم و حساس خلیج فارس دارد میتواند منافعی بزرگ برای حامیانش در برداشته باشد و به همین دلیل از اهمیت زیادی برای کشورهای غربی به ویژه آمریکا و برخی کشورهای منطقه برخوردار است. از سوی دیگر اشراف به منطقه و کنترل ذخایر انرژی خلیج فارس برای آمریکا به حدی اهمیت دارد که این کشور در منطقه، پایگاههای نظامی کوچک و بزرگی ایجاد کرده که نمونهی آن استقرار ناوگان پنجم دریایی آمریکا در بحرین است. قرار گرفتن قطر، بحرین، عمان و دیگر کشورهای حاشیهی خلیج فارس در حوزهی امنیتی آمریکا به گونهای است که اگر خطری متوجه یکی از این پایگاههای نظامی شود، میتواند به راحتی آن را به کشور دیگر منتقل کند. مقامهای آمریکا به تازگی اعلام کرده بودند که به خاطر خیزش مردمی بحرین و در خطر قرار گرفتن پایگاه نظامی در بحرین، احتمال انتقال آن به عمان وجود دارد. به هر صورت ملت مسلمان عمان نیز
همانند دیگر مسلمانان منطقه بیدار شدهاند و به دنبال فرصتی برای محقق نمودن حقوق پایمال شدهی خود میگردند. واقعیت این است که ملتهای مسلمان منطقه سالها زیر سلطهی نظام فرسوده و سنتی کشورشان عزت و اقتدارشان لگدمال شده و هویّت واقعیشان از سوی کشورهای استکباری زیر سؤال رفته بود و جرقهای که در تونس اتفاق افتاد ملتها را بیدار و به عرصهی مبارزه کشاند. تحقیر ملتها، استبداد داخلی، وابستگی به بیگانگان، نبود آزادی و دموکراسی، فقر اقتصادی، فساد مالی حکومتها و بیلیاقتی حاکمان کشورها و موج بیداری اسلامی از عوامل اصلی انقلابهای مردمی در منطقه است. هرچند انقلابهای منطقه، هنوز به نتیجه نرسیده و در مرحلهی گذر قرار دارد و مطالبات مردم به طور کامل برآورده نشده است؛ لیکن علایم فراوانی در این انقلابها وجود دارد که نشان میدهد این انقلابها نظام سلطه را دگرگون خواهند کرد و نگاه کشورهای بزرگ به ساختار نظام بینالمللی و قواعد بینالمللی را تغییر خواهند داد. به ویژه اینکه در عرصهی جهانی، جایگاه و نقش مسلمانان در معادلات جهانی بر همگان روشن شد و مسلمانان ثابت کردند در ساختار جدید نظام بینالملل و نظم نوین جهانی کشورهای
مسلمان حرف نخست را خواهند زد.* (*)فریده شریفی؛ کارشناس مسایل بینالملل/انتهای متن/