اخبار آرشیوی
پایگاه تحلیلی – تبیینی "برهان" در یادداشتی با عنوان "تلآویو نگران قاهره است" به قلم محمد امینآبادی، کارشناس مسایل بینالملل به واکاوی سیاست خارجی مصر پس از پیروزی انقلاب این کشور پرداخت
برهان نوشت: محمد امین آبادی/ گزینههای سیاست خارجی مصر در دوران مبارک به دلیل همراهی محض با سیاستهای آمریکا و اسراییل به شدت محدود شده بود. این همراهی در بعد داخلی باعث تحقیر ملی، نفرت و انزجار افکار عمومی مردم مصر از رژیم حاکم شد و در بعد خارجی به ویژه منطقهای نیز موقعیت مصر را برای ایفای یک نقش فعال و سازنده از بین برده بود. با این فرض، احیای مصر جدید آیا باعث کاهش نقش و جایگاه ترکیه در منطقهی خاورمیانه خواهد شد و یا این دو کشور در کنار ایران با تشکیل یک محور، ظرفیتهای جدیدی را برای حل و فصل مسایل منطقهای و حتی جهانی ایجاد خواهند کرد. برقراری موازنه در روابط خارجی و منطقه گرایی برای ایفای نقش سنتی در جهان عرب از مؤلفههای اصلی تغییر در سیاست خارجی مصر جدید خواهد بود. در زمانی که مصر توسط دولت موقت نظامی اداره میشود و چند صباحی تا برگزاری انتخابات، زمان است، تغییرات در سیاست خارجی مصر آغاز شده است. شاید بتوان مهمترین شاخصهای تغییر را در سه مورد زیر خلاصه کرد. هر چند تغییرات سیاست خارجی مصر در دوران جدید به طور حتم به این سه مورد محدود نخواهد شد. 1- تجدید روابط با ایران؛ 2- میانجیگری بین گروههای
فلسطینی و پذیرش حماس به عنوان یک طرف و شریک مذاکره؛ 3- باز کردن گذرگاه رفح و شکستن محاصرهی نوار غزه. 1ـ تجدید روابط با ایران مصر نیاز دارد تعریف جدیدی از روابط خود با کشورهای منطقه، کشورهای فرا منطقهای و گروههای مقاومت ارایه دهد. ایران یکی از این کشورها و بازیگران منطقهای است. روابط رسمی دو کشور از سال 1979 و به دنبال عدم تحویل شاه مخلوع که به مصر رفته بود و نیز امضای معاهدهی «کمپ دیوید» به طور رسمی قطع شد. این معاهده مصر را از نیروهای ضد آمریکایی و ضد اسراییلی در منطقه دور کرد و در کنار پادشاهیهای محافظه کار خلیج فارس تبدیل به یک بلوک قابل اعتماد طرفدار غرب کرد. مبارک همراهی بسیار گستردهای با آمریکا در اعمال سیاستهای ضد ایرانی و به طور کلی ضد جریان مقاومت در منطقهی خاورمیانه نشان داد. تحولات در روابط بین ایران و مصر و در مدت زمان کوتاهی بعد از انقلاب مردم مصر، آشکار شد. شورای عالی نظامی موقت که مسؤولیت ادارهی کشور را تا زمان برگزاری انتخابات برعهده دارد در مدت زمانی بسیار کوتاه پس از سرنگونی مبارک اظهار امیدواری کرد که روابط دو کشور احیا شود و به دنبال آن به ناوهای ایرانی اجازه داده شد که از کانال
سوئز عبور کنند، ناظران منطقهای اولین نشانهی آب شدن یخهای بین روابط دو کشور را همین عبور ناوهای ایرانی از کانال سوئز عنوان کردند. به دنبال عبور ناوهای ایرانی از کانال سوئز اظهار نظرهای مقامهای بلند پایهی دو کشور نیز نشانههایی از بهبود روابط را نشان میداد. اوایل ماه میلادی آوریل، «نبیل العربی» وزیر خارجهی دولت موقت مصر، خواستار عادی سازی روابط مصر با ایران شد. او گفت: «کشورش آمادهی بازکردن صفحهی جدیدی در روابط خود با ایران است.» به دنبال آن، سخنگوی وزارت خارجهی مصر نیز در اظهار نظر مشابهی گفت: «ما به ایران به چشم یک همسایه در منطقه نگاه میکنیم و خواهان داشتن یک رابطهی عادی با آن هستیم، دیگر به ایران، مثل رژیم سابق حاکم بر مصر به عنوان یک دشمن نگریسته نخواهد شد.» معمولاً در عالم سیاست، عملکرد بهتر از اظهارنظرهای رسمی و دیپلماتیک بیانگر اهداف است، شاید هیچ اظهارنظری مثل دیدار وزرای خارجهی ایران و مصر نشانگر تمایل دو طرف برای گسترش روابط نبود. «علی اکبر صالحی» و «نبیل العربی» در حاشیهی شانزدهمین اجلاس وزرای خارجهی جنبش عدم تعهد «نم» در بالی اندونزی دیدار کردند و راههای بهبود روابط دو جانبه را
مورد بررسی قرار دادند. نگرانیها از تجدید روابط ایران و مصر تجدید روابط ایران با مصر به منزلهی این است که مصر میخواهد متحدین سنتی خود در منطقهی خاورمیانه را تغییر دهد. «حسین نفا»، استاد علوم سیاسی دانشگاه قاهره میگوید: «وابستگی دیپلماتیک دولت مصر به برخی از کشورهای خلیج فارس در صورت تجدید روابط با ایران از بین خواهد رفت.» کشورهای محافظه کار منطقهی خلیج فارس معتقدند نزدیکی روابط با ایران نباید به هزینهی کاهش امنیت این کشورها بیانجامد. گرم شدن روابط دو کشور، زنگ خطر را برای کشورهای آمریکا، عربستان و رژیم اسراییل به صدا در آورده است و از این منظر شاید بتوان گفت؛ بهبود روابط ایران و مصر کار آسانی نخواهد بود. کشوری که تا دیروز سپر حفاظتی برای اسراییل بود، اینک از این رژیم فاصله میگیرد و با دشمن شمارهی یک آن یعنی ایران، روابط خود را احیا میکند. پذیرش این مسأله برای اسراییل بسیار مشکل است. تغییر نوع نگاه به جریان مقاومت و گروههای مبارز از جمله «حماس» و «حزب الله» نیز ممکن است گامهای بعدی باشد که اسراییل را بیشتر نگران میکند. مصر، روابط نزدیکی با عربستان سعودی که دشمن منطقهای ایران محسوب میشود، نیز
دارد. نزدیکی روابط با ایران، دولت سعودی را نگران کرده است و شاید به همین علت است که آلسعود با اعطای وام و بخشودن بدهیهای قبلی دولت مصر به این کشور، سعی دارد مصر را در کنار خود حفظ کند و از نزدیک شدن آن به ایران جلوگیری نماید. عربستان رهبر کشورهای محافظه کار منطقهی خاورمیانه است و در کنار مصر دوران مبارک و اردن، رهبری کشورهای سازش کار را ایفا میکرد. این کشور نگران است که مصر در دوران جدید با تبدیل شدن به الگویی برای دموکراسی خواهی و نزدیکی به ایران در بعد منطقهای به تضعیف جریان سازش منجر شود و در بعد داخلی عربستان نیز ترکشهای انقلاب مردم مصر، نظام حاکم بر عربستان را نیز بگیرد، اخبار و گزارشهای فراوانی از بروز ناآرامیها به ویژه در مناطق شیعهنشین عربستان، حکایت دارد. آمریکا نیز دغدغههای خاص خودش را دارد. آمریکا خود را متعهد به حفظ امنیت اسراییل میداند؛ این کشور برای سه دهه و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دنبال اعمال سیاست «همه چیز بدون ایران» در منطقهی خاورمیانه بوده است. تلاش برای ایجاد یک اجماع جهانی برضد ایران و انزوای آن و توقف برنامههای هستهای جمهوری اسلامی ایران، از سیاستهای دیگر دولت
ایالات متحده است. آمریکا به نقش مصر دوران مبارک، به عنوان شریک نزدیک خود در تحت فشار قرار دادن ایران و همچنین پیش برد مذاکرات صلح بین فلسطین و اسراییل عادت کرده بود و ترک عادت موجب مرض است. در مورد موضع مصر در مورد پروندهی هستهای ایران نیز ذکر این نقل قول از زبان «عمر موسی» رییس سابق اتحادیهی عرب و نامزد آیندهی انتخابات ریاست جمهوری مصر، خالی از لطف نیست. «در خاورمیانه ابتدا باید به مسألهی هستهای اسراییل رسیدگی شود بعد هر کشور دیگری» در اجلاس اخیر گروه «جی هشت» در فرانسه، این گروه وعده داد برای حمایت از انقلابهای مردم مصر و تونس، 40 میلیارد دلار به این کشورها کمک کند. در سخنرانی اوباما نیز به مناسبت بهار انقلابهای عربی، وی از بخشودگی بخشی از بدهیهای مصر خبر داد که این خود به خوبی نشانگر این است که غرب میخواهد مصر جدید را نیز همانند دوران مبارک در کنار خود داشته باشد و وامدار خود کند. مصر به دلیل بروز انقلاب و فرار سرمایهگذاران غربی از این کشور با کسری بودجهی 12 میلیارد دلاری روبهرو است و کمکهای غرب میتواند به تعدیل مواضع مصر در قبال ایران، مسألهی فلسطین و اسراییل کمک کند. کسی به درستی
نمیداند که احیای روابط با ایران برای مصر جدید چهقدر اهمیت دارد و این مسأله در اولویت چندم دستگاه سیاست خارجی این کشور قرار دارد. شاید دولت جدید مصر بخواهد از کارت ایران برای گرفتن امتیاز از اسراییل، عربستان و آمریکا استفاده کند؛ از این منظر باید مسؤولان سیاست خارجی جمهوری اسلامی، هوشیار باشند و از شتابزدگی در تعامل با مصر خودداری کنند. چراغ راهنما در تنظیم روابط با دولت برآمده از دل انقلاب مردم مصر باید براساس منافع ملی ایران باشد و نه چیز دیگری. 2- میانجیگری بین گروههای فلسطینی و پذیرش حماس به عنوان یک طرف و شریک مذاکره میانجیگری بین گروههای فلسطینی و پذیرش حماس به عنوان یک طرف مذاکره با عادی سازی روابط با ایران در این میان همپوشانی دارد، با یک مسألهی حیاتی دیگر در سیاست خارجی مصر، سازش بین گروههای فلسطینی رقیب یعنی فتح و حماس است. دولت مبارک و به ویژه «عمر سلیمان» رییس ادارهی اطلاعات وی مدتها به عنوان میانجی بین گروههای فلسطینی رقیب عمل میکرد اما بدون کوچکترین نتایج ملموسی گرایشهای حمایت گرایانه، رژیم مبارک از گروه فتح و همراهی با سیاستهای اسراییل تا اندازهی زیادی موقعیت مصر را در این
مسأله تضیعف کرده بود و این کشور قادر نبود به عنوان یک میانجی بیطرف و یا لااقل دارای حسن ظن به همهی طرفین دعوا، به ایفای نقش بپردازد. دولت مبارک اصولاً به حماس به عنوان یک طرف مذاکره، ارزش چندانی قائل نبود. روابط نزدیک مبارک با تشکیلات خودگردان و گروه فتح بخشی از یک کشمکش طولانی منطقهای با همراهی عربستان، امارات متحدهی عربی و ایالات متحده بر ضد حماس، حزب الله، سوریه و ایران بود. «سعید اشرف»، استاد دانشگاه آمریکایی قاهره میگوید: «مصر باید سیاست همسویی خود را با منافع اسراییل و آمریکا که در دورهی رژیم مبارک دنبال میکرد، پایان دهد و به جای آن به ایفای یک نقش مستقل و مؤثر با هدف دستیابی به سازش در منطقه بپردازد» شریف ادامه میدهد: «من انتظار دارم مصر بر اساس منافع استراتژیک خود تصمیم بگیرد که شامل پایان بخشیدن اختلافات بین گروههای فلسطینی میشود و اگر ایران میخواهد در این قضیه مشارکت کند، چرا که نه؟» «مصطفی لباد»، مدیر مرکز مطالعات استراتژیک منطقهای «الشرق» نیز میگوید: «کوششهای دولت جدید مصر برای عادی سازی روابط با ایران میتواند از میل به دست آوردن منافعی از حمایت تهران از گروه حماس ناشی شود. اگر
این اتفاق بیفتد یک تغییر حقیقی در سیاست خارجی مصر روی خواهد داد که بر مبنای ایدهی بازی با کارت سیاسی برای رسیدن به یک هدف استراتژیک است.» عادی سازی روابط با ایران میتواند به برقراری صلح و جلوگیری از بروز تنش بین گروههای فلسطینی کمک کند و این چیزی است که رژیم سابق مصر از آن رنج میبرد یعنی فقدان راهحلهای جایگزین. برای اولین بار در طول این چند سال اخیر رهبران حماس به جای هتل یا سازمان امنیت به وزارت خارجهی مصر دعوت شدند تا با آنها در مورد جزییات یک سند آشتی ملی گفتوگو شود. این خود نشان دهندهی آن بود که مصر میخواهد با حماس به عنوان یک طرف دیپلماتیک روبهرو شود تا یک معضل امنیتی؛ بر طبق برخی گزارشها، رهبران حماس حتی با ژنرال «محمد تنتاوی»، رییس دولت موقت مصر نیز ملاقات کردند. مصر در 27 آوریل توافق سازش را بین فتح و حماس در قاهره برقرار کرد. در این سند آشتی ملی اظهار امیدواری شده است که به اختلافاتی که در طول چهار سال بین طرفین ایجاد شده، خاتمه داده شود. در این سند همچنین جنبشهای فتح و حماس بر تشکیل دولت فلسطین، انتخاب نخست وزیر و وزرا از راه توافق بین گروههای فلسطینی تأکید کردهاند. بستر سازی برای
برگزاری انتخابات ریاستی، پارلمانی و شورای ملی فلسطین نیز از دیگر زمینههای این سند آشتی ملی است. هزاران تظاهر کنندهی فلسطینی هم در ماه مارس با حمایت از خیزشهای مردمی در مصر، تونس و لیبی فریاد اتحاد سر داده بودند. برقراری این توافق سازش بین فتح و حماس بدون شرکت دادن طرف آمریکایی که همیشه پای ثابت اینگونه مذاکرات بوده است نگرانیهایی را برای ایالات متحده و اسراییل ایجاد کرده است. احیای پیوندهای بین مصر و حماس که توسط آمریکا و اتحادیهی اروپا به عنوان گروه تروریستی شناخته میشود، نیز مزید بر علت شده است. نشانههایی از نرمش در مورد حماس در طول خیزش مصریها در ماه فوریه آشکار شد، بسیاری از زندانیان حماس نیز از زندانهای مصر با چراغ سبز انقلابیون یا فرار کردند و یا آزاد شدند. کاهش تنشها بین مصر و گروههای مقاومت گامی مثبت در جهت افزایش فضای پیرامونی و کاهش فشارهای منطقهای برگروههایی مثل حماس تلقی میشود. 3-بازکردن گذرگاه رفح و شکستن محاصرهی نوار غزه شاید ملموسترین تغییر در سیاست خارجی مصر قبل و بعد انقلاب، بازکردن گذرگاه رفح و پایان بخشیدن به محاصرهی این باریکه باشد. رژیم مبارک با اسراییل برای تحمیل و
تکمیل محاصرهی نوار غزه همکاری کرد. اسراییل معتقد است این محاصره برای جلوگیری از واردات اسلحه توسط حماس و سایر گروههای اسلامی که احتمال دارد برضد دولت یهود استفاده شود، ضروری است. سیاست محاصرهی نوار غزه و جلوگیری از واردات غذا و دارو به این منطقه که توسط مبارک اجرا شد. به شدت توسط افکار عمومی مردم مصر مورد اعتراض قرار گرفت و یکی از اهداف جنبش اعتراضی مردم این کشور بود که تیر خلاص را بر دیکتاتور مصر زد و مبارک را مجبور کرد در ماه فوریه از قدرت کنارهگیری کند. اسراییل و مصر هزینههای بسیاری سنگینی را برای حفظ محاصرهی غزه متقبل شدند. سال گذشته رژیم اسراییل به دلیل حمله به یک کشتی غیر نظامی که افرادی از ملیّتهای مختلف را با خود داشت و برای شکستن محاصرهی نوار غزه عازم منطقه شده بود. مورد انتقاد شدید بینالمللی قرار گرفت. در این حمله نه نفر از شهروندان ترکیهای نیز کشته شدند که باعث تیرگی شدید روابط ترکیه با اسراییل شد. تل آویو هنوز به خاطر این جنایت از آنکارا عذرخواهی نکرده است. درست به دلیل مخالفت شدید افکار عمومی مردم مصر با تدوام محاصرهی نوار غزه بود که نبیل العربی وزیر خارجهی دولت موقت نظامی مصر در
اواخر آوریل اعلام کرد که گذرگاه رفح به صورت دایم بازخواهد شد. او گفت: «کشورش گامهای اساسی مهمی را برای کمک به رفح، محاصرهی نوار غزه برخواهد داشت.» نبیل العربی تصمیم قبلی قاهره برای بستن گذرگاه رفح در مرز بین فلسطین با مصر را کاری بیشرمانه توصیف کرده بود. سرانجام وعدههای دولت موقت مصر عملی شد و 28 می گذرگاه رفح به صورت کامل بازگشایی شد. باز شدن گذرگاه رفح را میتوان شکست کاملی برای اسراییل تلقی کرد. پس از پیروزی گروه حماس در انتخابات سال 2006 میلادی و تشکیل دولت در نوار غزه این منطقه زیر شدیدترین فشارها از سوی اسراییل و مصر بود. باز شدن گذرگاه رفح و تغییر رویکرد دولت مصر در قبال گروههای فلسطینی به احیای جنبش حماس کمک فراوانی خواهد کرد و از فشارها بر این گروه کم میشود و این درست در نقطهی مقابل امنیت اسراییل است. مدیر مطالعات امنیت ملی دانشگاه حیفا در اسراییل میگوید: «تهدیدات بسیار واقعیتری از گذشته متوجه امنیت اسراییل است.» تحلیلگران مصری معتقدند تکبر و خود بزرگبینی اسراییل باعث خیزش حماس در غزه، حزب الله در لبنان، نفوذ ایران در عراق و بیزاری ترکیه از اسراییل شده است. رژیم اسراییل بازندهی اصلی
انقلاب مردم مصر است زیرا شریک استراتژیک خود را از دست داده است. محاصرهی غزه شکسته شد و حماس در حال احیای خود است. اسراییل مورد دیگری نیز برای نگرانی دارد، افزایش گفتوگوها و مجادلات در مصر پیرامون ابطال معاهدهی صلح کمپ دیوید بین این رژیم و دولت مصر در سال 1979، سردمداران تلآویو را به شدت نگران کرده است. همزمان با حمله به سفارتخانهی این رژیم در قاهره، انقلابیون مصری در میدان التحریر خواستار پایان بخشیدن به معاهدهی کمپ دیوید شدند. این معاهده صرفهجوییهای عمدهای را در هزینهها و بودجهی نظامی ارتش اسراییل بهوجود آورده بود. معاهده صلح کمپ دیوید هزینههای نظامی اسراییل را از 30 درصد تولید ناخالص داخلی در دههی 70 به 90 درصد در حال حاضر کاهش داده بود. در صورت پیروزی اسلامگرایان در انتخابات آیندهی پارلمانی مصر بعید نیست که یکی از درخواستهای اصلی آنها لغو معاهدهی کمپ دیوید با رژیم اسراییل باشد.* (*)محمد امین آبادی؛ کارشناس مسایل بینالملل/انتهای متن/