اخبار آرشیوی
دانشگاه "براون" آمریکا در گزارشی نوشت؛ آمارهای خوشبینانه جنگ واشنگتن به بهانه مبارزه با تروریسم در افغانستان، عراق و سپس پاکستان، حکایت از هزینهی مالی ۴ تریلیون دلاری دولت آمریکا دارد که تاکنون ۲۲۵ هزار کشته، ۳۶۵ هزار مجروح و حدود ۸ میلیون آواره برجای گذاشته است
برهان نوشت: بالاخره مؤسسهی تحقیقاتی «ایزنهاور» و دانشگاه «براون»، برآورد تقریبی هزینههای جنگهایی که از یک دهه پیش، به بهانهی مبارزه با تروریسم آغاز شدند را منتشر کرد. هر چند تیم تحقیق کننده اعتراف کردهاند که، ارقام واقعی به طور قطع بیش از اینها خواهد بود. مقالهی پیش رو، خلاصهای از این گزارش است که با نام «هزینههای جنگ» و به همت پژوهشگران برجستهای چون «کاترین لوتز»،[1] «توماس جی واتسون»[2] و «نتا کرافورد»[3] انجام شده است. برای اولین بار در تاریخ ایالات متحده،آمریکا با جنگ میجنگد- در عراق، افغانستان و پاکستان ـ جنگهایی که توسط خوداین کشور به طور کامل تأمین مالی شده است. این حرفی است که کاترین لوتز - استادانسان شناسی و مطالعات بینالمللی در دانشگاه براون و صاحب مطالعات اخیر بر روی هزینهی 4 تریلیون دلاری مبارزه با ترور- میزند. افزون بر خرج و مخارج سنگین فدرال که شایدبزرگترین آنها بستهی مشوق اوباما - قریب به یک تریلیون دلار- باشد، قرضهای سنگینی که گرفته میشود را میتوان یکی از دلایل ایجاد شکاف بزرگ در بودجه و مشاجرههای کنگره - برسر بدهکاریهای کلان فدرال و اینکه آمریکا چگونه باید کسری
بودجههای سالانهی خود طی دههی آینده را از بین ببرد- معرفی کرد. بدون شک اگر خرج و مخارج نظامی این کشور از زمان حمله به مرکز تجارت جهانی در سال 2001 میلادی تا این حد هزینه روی دست آمریکا نمیگذاشت،کسری بودجهی دههی گذشته کمتر بود. ایالات متحده را میتوان به دلیل فرستادن صدها هزارنیروی نظامی برای مبارزه با تروریسم و در نتیجه تهدیدی که در حال حاضر متوجه برنامههای دولتی فدرال است ـ از جمله مراقبتهای پزشکی ـ مقصر دانست. هنگامی که «هزینههای جنگ از سال 2001میلادی؛ عراق، افغانستان و پاکستان» از مؤسسهی مطالعاتی ایزنهاور توسطدانشگاه براون منتشر شد، در سرتاسر کشور تیتر خبرها گردید. هزینهی این جنگها مبلغ 2/3 الی 4 تریلیون دلار تخمین زده شده که شگفت آور است و این رقم شامل پول تخصیص داده شده به پنتاگون برای جنگ با جنگ، پول مازاد داده شده به پنتاگون در نتیجهی جنگ، هزینههای پزشکی ومصدومیّتها برای سربازان و هزینههای امنیّت کشور است. در دوران صلح، مبلغ سالانهای برای پوشش هزینهها به عنوان بودجه به پنتاگون داده میشود. در دوران جنگ چیزی مازاد بر این بودجه به پنتاگون پرداخت میگردد. از 2/5 تریلیون دلار اختصاص داده
شده به پنتاگون بین سالهای 2001 تا 2011میلادی، 4/652 میلیارد دلار با عنوان نتیجهی جنگ تخصیص داده شد، رقمی که با دنبال کردن الگوهای رشد بودجهی وزارت دفاع قبل از حملهی یازده سپتامبر، محاسبه شده است. هزینههای جاری جنگ اصولاً توسط قرض کردن پول تأمین میشود. در نتیجه جنگ، بدهکاری دولت را افزایش میدهد. میزان بدهکاری دولت از سال 2007 .م دو برابر شده است و تقریباً به 70 درصد تولید ناخالص داخلی رسیده است. «رایان ادوارد» عضو هیأت علمی ادارهی ملی تحقیقات اقتصادی اذعان کرد که مجموع بدهکاری مرتبط با جنگ، برای هر آمریکایی معادل 4 هزار دلار است. «باراک اوباما»، خطاب به مردم آمریکا و جهان گفت با وجود خروج نظامیان از افغانستان و ادامهی روند خروج نظامیان از عراق، جنگ برای چند سال دیگر ادامه خواهد داشت. حرف و حدیثها پیرامون این موضوع که اصلاً چرا این دو جنگ آغاز شدهاند، ادامه دارد. چیزی که بدون بحث برای ما آشکار و مشخص شده این است که جنگهای یاد شده، ده سال پیش آغاز شده و برای میلیونها نفر ازمردم افغان، عراق، پاکستان و آمریکا به شدت دردناک بوده و هزینههای سنگینی رابر این کشورها تحمیل کرده است. با گذشت هر ماه و هر
سال هزینههای جنگ افزایش مییابد. تاکنون هزینههایی که آمریکا در جنگهای افغانستان، عراق و پاکستان کرده به طور جامع مورد حسابرسی واقع نشده است. هدف از پروژهی «هزینههای جنگ» ارایهی خلاصهای از هزینههای داخلی و بینالمللی و نتیجهی این جنگها است. برای تهیهی این پروژهی تحقیقاتی در دانشگاه براون تیمی از اقتصاد دانان، انسانشناسها،دانشمندان سیاسی، کارشناسان حقوقی و یک پزشک همکاری کردند. سؤالاتی که پیش روی تیم قرار داشت، عبارت بود از: هزینههای انسانی و اقتصادی این جنگها چه بودهاست؟ این جنگها چه تأثیری در تغییر چشم انداز سیاسی ـاجتماعی آمریکا و کشورهایی که متحمل این جنگها شدهاند، داشته است؟ میراث بلند مدت این درگیریها برای کهنه سربازان جنگ، چه چیزی خواهد بود؟ تأثیر اقتصادی این جنگها در طولانی مدت به چه صورت خواهد بود؟ آیا راههای کم هزینهتر و در عین حال کارآمدتری برای جلوگیری از حملات تروریستی در آینده وجود دارد و یا وجود خواهد داشت؟ بعضی از پاسخهای پروژه، عبارت است از: ما میدانیم تاکنون چه تعداد از سربازان آمریکایی کشته شدهاند (بالغ بر 6000) و این در حالی است که تعداد زخمیان و بیماران بازگشته از
جنگ هنوز برایمان مجهول است که خود رقمی نگران کننده، خواهد بود. ادارهی سربازان متوجه خیل عظیمی از ادعاهای جدید از کار افتادگی شده است که تعداد آنها تنها در پاییز سال گذشته معادل 550 هزار نفر بوده است. صدمات و تلفات بسیار در میان پیمانکاران آمریکایی هنوز مشخص نشده است. حداقل 137 هزار نفر از غیرنظامیان افغانی، عراقی و پاکستانی در این جنگها کشته شدهاند و بلاشک این آمار رو به رشد است. مبارزهی مسلحانه در پاکستان که در آن آمریکا با تأمین بودجه به نیروی نظامی پاکستان برای ادامهی مبارزه کمک میکند، جان بسیاری از انسانها را همانند کشور همسایهی خود افغانستان، گرفته است. اگر تعداد کشته شدگان نظامی و غیر نظامی را باهم جمع کنیم با رقمی معادل 225 هزار نفر روبهرو خواهیم شد. میلیونها انسان آواره و سرگردان، در شرایط بسیار تأسف برانگیز و نامناسبی زندگی میکنند. تعداد اخیر پناهندگان و آوارگان جنگ - 7میلیون و 800 هزار نفر- برابر است با تمام مردم ایالتهای «کنتیکات» و «کنتاکی» که از خانههای خود فرار کردهاند. جنگها با فرسایش در آزادیهای مدنی در خانه و نقض حقوق بشر در خارج همراه بوده است. هزینههای انسانی و اقتصادی
این جنگها دههها ادامه خواهد داشت، برخی از هزینهها تا اواسط قرن اخیر به اوج نمیرسد. بسیاری از هزینههای جنگ به چشم آمریکاییها نمیآید و در لابهلای انواع بودجهها گم میشود و لذا محاسبه نمیگردد. به عنوان مثال در حالی که مردم فکر میکنند تخصیص بودجهی جنگ پنتاگون با هزینههای بودجهای جنگ برابر است، اعداد و ارقام واقعی دو برابر تصور آنها و هزینههای اقتصادی خیلی بیشتر از حد تصور است. اعداد و ارقام دست کاری شده،2/3 تریلیون دلار است در حالی که رقم واقعی برآورد شده ـ بعضی به اجبار و بعضی با تمایل پرداخت گردیده ـ نزدیک به 4 تریلیون دلار است. هزینههای پرداختی برای مراقبت از سربازان بازماندهی جنگ در آینده به همراه جنگهای سابق آمریکا هزینهی هنگفتی را بر روی دست او میگذارد. تأثیر موجی این جنگها بر اقتصاد ایالات متحده نیز از اهمیّت بالایی برخوردار است. بیکاری، افزایش نرخ سود و تأثیرات روانی این جنگها دست کم گرفته شده است. در حالی که قول داده شده بود حملات آمریکا، دموکراسی را برای کشورهای افغانستان و عراق به ارمغان بیاورد، هر دو کشور در رده بندی جهانی آزادی سیاسی، سقوط کردند و این درحالی است که اربابان
جنگ با حمایت آمریکا به حفظ قدرت در افغانستان ادامه دادهاند و اجتماعات عراقی در نتیجهی جنگ امروز بیش از پیش به واسطهی جنسیّت و قومیّت، تفکیک شدهاند. گزینههای معقولتر، جدیتر و قانع کنندهتر جایگزین جنگ پس از یازده سپتامبر و یا بحث پیرامون جنگ برضد عراق به ندرت مورد توجه واقع شده است. بعضی از این جایگزینها همچنان برای آمریکا وجود دارند. بسیاری از این هزینهها برای ماقابل تعیین و ارزیابی نبود. با توجه به محدودیّت منابع تمرکز ما بیشتر بر روی هزینههای آمریکا، تلفات آمریکا و هم پیمانانش و تلفات انسانی در مناطق عمدهی جنگی افغانستان، عراق و پاکستان بوده است. ایالات متحده در طی حدوداً ده سال،دو جنگ خونین به راه انداخته است و از زمان بحران بزرگ (Great Depression) تاکنون بزرگترین باز سازماندهی را در دولت خود داشته است. هواپیماهای بدون سرنشین کنترل از راه دوربرای کشتار شبه نظامیان یمن و پاکستان فرستاده شدند. بیش از 2/2 میلیون آمریکایی به جنگ فرستاده شدند و بیش از یک میلیون بازگشتند. در میان بازگشتگان عدهای مورداحترام قرار گرفتند و عدهی کمی مرتکب جرایم جنگی شدند و عدهی زیادی نیز دست به خودکشی زدند.
آمریکاییها دربارهی هزینههای فقدان آزادیهای مدنی در خانه، افغانستان وگوانتانامو بحث میکنند. ژنرالهای آمریکایی بارها استراتژیهای خود را تغییر دادهاند و تازگیها تصمیم گرفتهاند بر روی «حفاظت از جمعیت» تأکید کنند زیرا طبق دستورالعمل استراتژی «ضد شورش»، در عملیاتی که به کشتار شورشیان میانجامد، در صورتی که صدمات وارده به افزایش تعداد شورشیان منجر شود، بازدهی معکوس خواهد داشت. سربازانی که در جنگ عراق وافغانستان دچار آسیبهای مغزی و اختلالات عصبی شدهاند خیلی بیش از سربازان جنگهای پیشین درخواست مزایای از کار افتادگی کردهاند. تعداد 650 هزار سرباز آمریکایی در نهادهای پزشکی وزارت امور سربازان بازنشسته تحت درمان هستند. تقریباً 20 درصد از نظامیان مرخص شده که در این جنگها حضور داشتهاند، دچار آسیبهای مغزی شدهاند. تعداد سربازانی که گرفتار اختلالات استرسی پس از سانحه شدهاند عددی معادل 177149 میباشد. بنابر اظهارنظر «لیندا بیلمس» این نوع بیماریها از رایجترینها در میان سربازان «جنگ جهانی علیه تروریسم»[4]است. وی همچنین گفت: «افراد مبتلا به اختلال استرس پساز سانحه، دارای بیماریهای دیگری نیز هستند.» ایالات
متحده 6/32 میلیارد دلار برای درمان و مزایای سربازان بازنشسته خرج کرده است. از سال 2001میلادی کنگره برای کمکهای بینالمللی پول دریافت کرده است که غالب آن صرف عراق، افغانستان و پاکستان شده است. «آنیتا دانکس» استاد اقتصاد در کالج غربی نیوانگلند در گزارش خود دربارهی جنگ باتروریسم گفت: «دو نوع کمک بین المللی وجود دارد: «امنیّتی» که بنا به توضیح او همکاری نظامی و «غیر امنیّتی» که کمک اقتصادی و بشر دوستانه معرفی میشود. تاکنون 74میلیارد دلار برای این نوع کمکها صرف شده است.» تلفات انسانی - مرگ و میر و آوارگی - دست کم گرفته شده است و در بعضی موارد رقم آن کمتر از میزان واقعی ثبت شده است. تعداد تلفات و زخمیها حدود 225 هزار کشته و حدود 365 هزار مجروح تاکنون به ثبت رسیده است. تاکنون 6 هزار سرباز آمریکایی و 2300 پیمانکار ایالات متحده، کشته شدهاند. کشته شدگان هم پیمانان ایالات متحده از جمله نیروهای امنیّتی عراق وافغانستان و دیگر گروههای ائتلافی به بیش از 20 هزار نفر رسیده است. پینوشتها: [1]ـ Catherine Lutz [2]ـ Thomas J. Watson [3]ـ Neta Crawford [4]ـ GWOT /انتهای متن/