اخبار آرشیوی
"مالی پورزیگ"، عضو موسسه "مقاومت انتقادی" آمریکا در گفتگو با پایگاه برهان: آمریکا با ۵/۲ میلیون نفر زندانی، گستردهترین و پیچیدهترین سیستم زندان جهان را دارد و هر چه این سیستم گسترش مییابد، شمار بیشتری از دوستان، خانوادهها و همسایگان ما ناپدید میشوند
برهان نوشت: گروه بین الملل برهان/ خبرها حاکی از اعتصاب غذای جمع کثیری از زندانیان در کالیفرنیاست؛ بر آن شدیم با «مالی پورزیگ»[1]، از اعضای انجمن «مقاومت انتقادی»[2] که این انجمن موئسسهای مردمی- ملی در «آمریکا» و به دنبال براندازی مجتمع زندانهای صنعتی است که از اعتصاب غذای زندانیان کالیفرنیا نیز حمایت میکند دربارهی اعتصابات اخیر در زندانهای آمریکا گفتوگو کنیم. آنچه میخوانید پاسخهای او به پرسشهای برهان در این باره است. 1. اعتصابات زندانیان در آمریکا دقیقاً از چه زمانی آغاز و برای چه خواستهای انجام شد؟ روز اول ژوئیهی سال 2011میلادی، زندانیان زندان «پلیکان بی استیت» در کالیفرنیا واقع در سواحل غربی آمریکا در اعتراض به شرایط بد حبس خود در «سلولهای امنیتی»[3] که سازمان ملل آن را «غیرانسانی و تحقیرآمیز» توصیف کرده بود، دست به اعتصاب غذا زدند. خواستهی این زندانیان که از نژادهای مختلف هستند عبارت است از: «ممنوعیت حبس انفرادی، اتخاذ تنبیههای افرادی و نه گروهی، لغو سیاست بازجویی، غذای بهتر، لباس کافی، کلاسهای هنری، برخورداری از تلفن و مراقبتهای بهداشتی لازم و نور خورشید.» درخواست کلی این زندانیان،
اتمام شکنجههای جسمی و روحی است که در سلولهای امنیتی تجربه میکنند. این اعتصاب غذا، اقدامی شجاعانه در میراث طولانی مقاومت زندانیان سراسر جهان از جمله زندانهای زنان و مردان آمریکا میباشد. همچنین بخشی از مبارزههای جهانی در حال انجام در برابر نابرابری و ناتوانی از سوی اجتماعهای مظلومی است که میخواهند خود زمام زندگی و آیندهشان را در دست گیرند. 2. آیا میدانید چه تعداد از زندانیان در این اعتصاب شرکت کردهاند و بیشتر در چه زندانهایی بودهاند؟ اقدام شجاعانهی زندانیان سلولهای امنیتی پلیکان بی، الهام بخش هزاران زندانی در سراسر ایالت کالیفرنیا بوده است. بر طبق گزارش وزارت اصلاح و توانبخشی کالیفرنیا، 6600 زندانی از حداقل 13 زندان در همبستگی با خواستههای زندانیان پلیکان بی در حالی که خودشان در شرایط ظالمانهی مشابهی به سر میبرند به این اعتصاب پیوستهاند. با توجه به اینکه این وزارتخانه معمولاً سعی دارد به سرعت و خیلی بی سر و صدا، سر و ته اعتصابها را هم آورد، در گزارشهای خود واقعیتها را کوچکتر از آن که هستند، نشان میدهد. بنابراین میتوان حدس زد که اعتراض به مراتب بزرگتر بوده و هزاران زندانی در آن شرکت
کردهاند. کالیفرنیا دارای 33 زندان ایالتی است و به نظر میرسد که این اعتصاب به یک سوم این زندانها کشیده شده باشد. مراکز اصلاح و توانبخشیاین وزارتخانه با کنترل و منتشر نساختن اطلاعات، تنها نهادی بود که کاملاً از گستردگی این اعتصاب باخبر است. این وزارتخانه فهرست دقیقی از زندانهایی که در آنها اعتصاب برقرار بوده، منتشر نکرده است با این حال حامیان از راه اعضای خانواده و دوستان زندانیان توانستهاند بفهمند که در زندانهای «پلیکان بی (هم در سلولهای امنیتی و هم در سلولهای عمومی)، سی سی آی تهاچاپی، کرکران، سنتیلا،آر جی دوناوان، زندان زنان ولی استیت، زندان ایالتی نورت کرن، سن کوانتین، زندن ایالتی فولسوم و کالیپاتریا» نیز این اعتصابها برقرار بوده است. اقدامهای زندانیان زندان پلیکانبی و حمایت زندانیان دیگر در کالیفرنیا بخشی از اعتصابهایی است که نسبت به انزوای بیش از حد، تعقیب سیاسی و مذهبی، جمعیت بیش از حد و شرایط بد بهداشتی زندانها در طول تاریخ سیستم زندانهای آمریکا صورت گرفته است. به تازگی دو اعتصاب نیز در زندانهای ایالتی «جورجیا» (دسامبر 2010) و «اوهایو» (2011) صورت گرفته است. 3.گزارشهایی وجود دارد که
بر اساس آنها پنتاگون از زندانیان به عنوان نیروی کار رایگان در کارخانههای اسلحهسازی استفاده میکند. آیا این صحت دارد؟ به راستی اوضاع واقعی زندانیان به چه صورت است؟ آمریکا با 5/2 میلیون نفر در بند، گستردهترین و پیچیدهترین سیستم زندان در جهان را در اختیار دارد. دومین سیستم زندانهای بزرگ جهان در ایالت کالیفرنیا قرار دارد که از بسیاری کشورهای دیگر، بزرگتر است. بیشتر کسانی که توسط پلیس دستگیر شده و روانهی زندان شدهاند رنگینپوست بوده و به اجتماعات فقیر تعلق داشتهاند. هر چه سیستم زندانهای آمریکا گسترش مییابد، شمار بیشتری از دوستان، خانوادهها و همسایگان ما ناپدید میشوند و شمار بیشتری از منابع اجتماعات که میبایست صرف ساخت اجتماعات پایدار شود، بلعیده میشوند. مقامهای آمریکا و قانونگذاران ایالتی و فدرال برای امنیت عمومی، نسبت به جرم رویکرد سختگیرانهای دارند. جرم و مجازات در آمریکا کار و کاسبی خوبی محسوب میشود. سیستمهای زندان و نیروهای پلیس در آمریکا نسبت به برنامههای اجتماعی که هدفشان رفاه شهروندان آمریکاست مانند برنامههای آموزشی، مراقبتهای بهداشتی، فرصتهای شغلی از اولویت مالی بیشتری
برخوردار هستند. فقرا که بیشتر آنها از رنگینپوستان هستند به زندان انداخته میشوند و وقتی از زندان درمیآیند دیگر هیچکس روی آنها حساب نمیکند و مجبور هستند مابقی عمر خود را با تبعیض در اشتغال، مسکن و خدمات عمومی دست و پنجه نرم کنند و برای همیشه شهروند درجهی دو به شمار آیند. وضعیت زندانهای آمریکا بسیار بیرحمانه است. بعضی از سیستمهای زندانهای ایالتی آمریکا مانند کالیفرنیا ادعا میکنند که سعی دارند مردمی که قانون شکنی میکنند را اصلاح کنند با این حال هدف واقعی حبس در آمریکا کنترل اجتماعی است. این مسأله را میتوان از شرایط حبس فهمید. در سراسر زندانهای کشور آمریکا، زندانیان از استانداردهای پایینی در مراقبتهای پزشکی، غذا و فرصتهای آموزشی و شغلی در دوران حبس و حتی قبل از آزادیشان برخوردارند. همچنین زندانیان در شرایط کاری تأسفباری به سر میبرند و از دستمزد بسیار کمی برخوردارند به نحوی که میتوان آنها را با بردگان مقایسه کرد. از این زندانیان برای تولید قطعات کامپیوتر، تلفن، سایر وسایل الکترونیکی، لوازم آرایشی، لباسهای زیر، کلاههای فارغالتحصیلی، عینک و سایر محصولات استفاده میشود. بعضی از شرکتهایی
که از این زندانیان استفاده میکنند عبارتاند از: «آی.بی.ام، موتورولا، کامپک، تکزاس اینسترومنتس، هانیول، مایکروسافت، بویینگ، رولون، پییر کاردین، ویکتوریا سیکرت، نورداسترام، لنزکرفترز و بسیاری دیگر». مخاطب این اعتصاب غذا که از زندان پلیکانبی آغاز شده است به طور خاص سلولهای امنیتی است که به «زندان اندر زندان» معروف هستند. شرایط این بخش در زندانهای آمریکا به گونهای بوده که همواره مورد اعتراض کمپینهای بینالمللی حقوق بشری قرار گرفته است. زندانیان این بخشها، سالها در سلولی 2 در 3 متری و بدون پنجره به مدت 22 تا 5/23 ساعت در روز محبوس میباشند. لامپهای فلورسنت سلولهای امنیتی زندان پلیکانبی در تمام مدت 24 ساعت شبانهروز روشن هستند که به کمبود و اختلال خواب زندانیان میانجامد. نگهبانان در غذای زندانیان ادرار میکنند و در آن سفید کننده یا سایر مواد شیمیایی سمی میریزند و به هر نحوی که شده غذای آنها را دست کاری میکنند. زندانیان درسلولهای امنیتی ممکن است در یک زمان دهها سال از ده بیست سال گرفته تا سی چهل سال و بیشتر در بند باشند. دادگاهها زندانیان را به حبس در سلولهای امنیتی محکوم نمیکنند بلکه این
مقامهای تأدیبی هستند که این نوع حبس را برای آنها در نظر میگیرند. این حبس میتواند برای یک مدت مشخص باشد. به دلیل نقض یک قانون در زندان یا برای یک مدت نامعلوم باشد. مثلاً به دلیل تشکیل باند در زندان. حبس در سلولهای امنیتی از دو راه میتواند روی حکم زندانی تأثیر گذارد. زندانیانی که در این واحدها میافتند از فرصت «کاهش دوران محکومیت به دلیل حسن رفتار» محروم میشوند. به همین دلیل این زندانیان دیرتر از موعد معمول آزاد میشوند. دوم، قانون نانوشتهای وجود دارد مبنی بر اینکه زندانیان محکوم به حبس ابدی که به سلولهای امنیتی افتادهاند برای همیشه از فرصت «عفو مشروط» محروم میشوند. زندانیانی که به مدت نامعلوم به سلولهای امنیتی افتادهاند از سه راه میتوانند از آن خارج شوند. «عفو مشروط، بازجویی یا مرگ» اما برای محکومان به حبس ابدی که به این واحدها افتادهاند تنها دو راه وجود دارد: «بازجویی یا مرگ» بنابراین حکم حبس ابد قاضی عملاً به حکم حبس ابد بدون هرگونه عفو تبدیل میشود. شمار نامتناسبی از زندانیان سیاسی و وکلای زندان در سلولهای امنیتی وجود دارند. سیاست «بازجویی»، بخش عمدهای از شکنجهی زندانیان را شکل میدهد که
اعتصاب کنندگان سعی در تغییر آن دارند. در بازجویی تلاش میشود دربارهی افراد، خصوصاً افراد منتسب به باندها اطلاعات کسب شود. بازجویی تنها راهی است که زندانیان سلولهای امنیتی که عضو باند شناخته شدهاند میتوانند از آن بیرون بیایند. بازجویی، سلامت زندانی و خانوادهاش را در معرض خطر قرار میدهد زیرا از سوی سایر اعضای گروه به عنوان «خائن» تلقی میشود. 4.واکنش دولت مرکزی نسبت به این اعتصابها چه بوده است؟ دولت مرکزی نسبت به این اعتصاب غذا آشکارا واکنش نشان نداده است. از آنجایی که اعتصاب غذا در زندانهای ایالتی رخ داده بنابراین این دولت ایالتی است که از راه وزارت توانبخشی و اصلاح کالیفرنیا صلاحیت رسیدگی سیاستها و روال کار سلولهای امنیتی را برعهده دارد. سیاستمداران، مسؤولان وزارت توانبخشی و اصلاح کالیفرنیا را مقصر میدانند. فرماندار که از سوی عموم مردم انتخاب میشود کار نظارت بر زندانهای ایالتی را بر عهده دارد. «جری براون»، فرماندار کالیفرنیا که از سوی حمایت کنندگان بینالمللی این اعتصاب تحت فشار قرار گرفته است هنوز هیچ اظهار نظر عمومی راجع به این اعتصاب، نکرده است. 5.چند وقت پیش چند زندانی در ایران دست به
اعتصاب غذا زدند که بعد از چند روز مشخص شد از اساس دروغ بوده است اما این موضوع مانند بمب در رسانههای غربی بهخصوص آمریکا بازتاب داشت. در حالی که بهنظر میرسد رسانههای شما توجه زیادی به این اعتصاب زندانیانتان نکردهاند. علت این رویکردهای متناقض رسانهای در کشور شما چیست؟ حقیقت این است که مهمترین حافظ آمریکا به عنوان یک قدرت جهانی، مجتمع زندانهای صنعتی این کشور است. منافع دولت و بخش صنعتی در این است که از نظارت، پاسبانی و حبس به عنوان راه حلی برای مسایلی استفاده میکنند که در واقع «مشکلات» سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هستند. این مجتمع زندانهای صنعتی، کاملاً منطبق بر باور غلط جنایت و مکافات شکل گرفته است و تحت تأثیر رسانههاست. در فیلمهای هالیوود، اخبار نیویورک تایمز، برنامههای رادیویی و تلویزیونی مثل «قانون و نظم»، جرم و جنایت مهمترین سوژهی رسانهای محسوب میشود. رسانهها در این امر که چه چیزی جرم و چه کسی مجرم و چه مکافاتی مناسب اقدامهای مجرمانه قلمداد شود نقش مهمی را ایفا میکنند، همینطور در تولید احساس ترس و ناامنی برای مخاطب. در حالی که اغلب رسانههای مهم این اعتصاب غذا را کاملاً پوشش ندادند،
رسانههای دیگری این اعتصاب را منعکس کردهاند، به حدی که طی 40 سال قبل در آمریکا هیچگاه اعتصاب غذای زندانیان تا این حد بازتاب رسانهای نداشته است. برای مثال، در دسامبر سال 2010 میلادی در ایالات جورجیا، زندانیان برای اعتراض برضد ازدحام بیش از حد در زندانها، شرایط نامناسب بهداشت، بردگی و بیگاری دست به اعتصاب همگانی زدند و دست از کار کشیدند که بزرگترین اعتصاب در تاریخ آمریکا به شمار میرود. اما این اعتصاب به هیچ وجه در رسانهها بازتاب نداشت و حتی اگر خبری منتشر شد بسیار کم و گذرا بود؛ خبر تنها در سطح جامعه و در برخی رسانههای بیرون از کشور منتشر شد. جریان رسانهای در آمریکا سعی در برجستهسازی ناآرامی در کشورهای دیگر دارد و همواره از بیعدالتی واقعی و ناآرامیهای داخلی غفلت کرده است؛ به طور قطع این بیشتر به سودشان است چرا که بدین وسیله میتوانند صرف هزینههای کلان برای نیروهای نظامی، پلیسی و بودجهی دفاعی در آمریکا را مشروعیت بخشند. 6. واکنش سازمانهای حقوق بشری مثل شورای حقوق بشر سازمان ملل و سایر نهادهای بینالمللی چه بود؟ پیش از آنکه سازمانهای بینالمللی شناخته شده مانند شورای حقوق بشر به این مسأله واکنش
جدی نشان دهد، وزارتخانهی توانبخشی و اصلاح کالیفرنیا هوشمندانه با رهبران معترضین در زندان پلیکانبی به موافقت رسیدند. اگر چه سازمان ملل متحد و سازمان عفو عمومی سلولهای امنیتی را به عنوان مجازاتی غیرمعمول و وحشیانه محکوم کردهاند اما هیچ یک از نهادهای یاد شده حمایت آشکار خود را از اعتصاب کنندگان اعلام نداشتند. حامیان اعتصابکنندگان با برگزاری راهپیمایی خواستار دخالت مقامهای سازمان ملل شدند و خواستند که حداقل با اعتصابکنندگان دیدار داشته باشند. بیش از 18 نهاد حقوق بشری، مانند «اتحادیهی آزادی مدنی آمریکا» از اعتصابکنندگان حمایت میکنند و با ارسال نامهای به دولت، خواستار تحقق خواستههای زندانیان میشوند. آنها هم چنین بر ضرورت اطمینان از عدم اجرای اقدامهای متقابل برضد اعتصابکنندگان، تأکید کردهاند. 7.دیدگاه مردم آمریکا چیست؟ آنها دربارهی این اعتراضها چه نظری دارند و آیا اصلاً برایشان اهمیت دارد؟ درست مانند سایر کشورها یک دیدگاه واحد نسبت به مسایل جاری، به ویژه نسبت به مسایل سرکوب سیاسی، وجود ندارد. مردم ساکن ایالات متحده از گروههای مختلفی هستند و روابط و دیدگاههای گوناگونی در خصوص جامعهی ایالات
متحده و سیستم زندان آن دارند. هر چند تعداد افرادی که در داخل آمریکا و یا در سایر نقاط جهان هستند و فهمیدهاند که این خشونت به خاطر اتکای جامعه به حبس و پاسبانی در واکنش به مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایجاد میشود، رو به افزایش است. این اعتصاب غذای زندانیان موجب گردید تا حمایت و فشار افکار عمومی بیشتر از همیشه خود را نشان دهد. اعتصاب و مقاومت در زندانهای آمریکا امری عادی است اما اغلب بدان برچسب «آشوب» و «اغتشاش» میزنند. موفقیت چنین اعتراضهایی، با میزان بالای مشارکت و اتحاد در داخل زندان و رابطه با حامیان خارجی که بیوقفه برای ارتباط با رسانههای ملی، بینالمللی و مقامهای تصمیم گیرنده، فعالیت میکنند؛ بالا میرود اما در آمریکا رسانهها اجازهی ارتباط با زندانیان اعتصاب کننده را ندارند چرا که اعتصاب به منزلهی «اخلال در روند معمول زندانها» محسوب میشود. به استثنای دوران اعتصاب، رسانهها همیشه به زندانیان دسترسی ندارند و اغلب تنها میتوانند با زندانیانی ارتباط برقرار کنند که وزارتخانهی توانبخشی و اصلاح کالیفرنیا آنها را انتخاب کرده است. بیش از 9 هزار نفر خارج از زندان، دادخواست آنلاین را امضا
کردهاند و بیش از 180 سازمان حقوق بشری حامی اعتصابکنندگان هستند. در آمریکا، زندانیان به شدت تحقیر میشوند. زندانیان را گنگسترهای شیطان، متجاوزین، قاتلان، تروریستها، هیولا و ... میخوانند تا سوءِ رفتار و شکنجهشان را توجیه کنند و افکار عمومی را از مردم و اجتماع خود بترسانند. تعدادی از چهرههای هالیوود و هنرمندان شناخته شدهی جهانی، موسیقیدانان و رهبران انجمنها، در اعتراض به وضعیت زندانیان و به حمایت از اعتصابکنندگان سخنرانی کردهاند که از این میان میتوان به «سوزان ساراندون»، «مارک رافالو»، «ناوال ال ساداوی»، «ساسکیا ساسن»، «سیندی شیهان»، «گلوریا استینم»، «آیلیت والدمن»، «بویس دی واتکینز»، «کورنل وست» و «سینتیا مک کنی» اشاره کرد. وزارتخانهی توانبخشی و اصلاح کالیفرنیا از مذاکره با اعتصابکنندگان همواره خودداری کرده است و تأکید میکند: «ما با زندانیان مذاکره نمیکنیم.» این جمله نشان میدهد که این دپارتمان، زندانیان را حتی آدم حساب نمیکند! البته بالاخره تحت فشارهای اعمال شده، امتیازاتی به زندانیان دادند و وعده کردند که در سیاستهای انگ باندزنی و بازجویی تغییراتی اعمال خواهند کرد. بنابراین با افزایش فشار
عمومی در حمایت از زندانیان، ما توانستیم تا وزارتخانه را وادار به مذاکره کنیم گرچه خودشان هنوز نمیپذیرند و میگویند که این موافقت دو جانبه، به منزلهی مذاکره با اعتصاب کنندگان نبوده است. با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار برهان قرار دادید. پینوشتها: [1] ـ Molly Porzig [2] ـ Critical Resistance [3] ـ Security Housing Unit /انتهای متن/