اخبار آرشیوی
سایت "برهان" در گزارشی از وضعیت قحطیزدگان سومالیایی نوشت: سازمانهای بینالمللی به دنبال حل ریشهای مشکل سومالی نیستند، بلکه از ادامه آن سود میبرند
بیش از 20 سال است که کشور سومالی در شاخ آفریقا درگیر جنگ داخلی است اما در ماههای اخیر آنچه نام سومالی را دوباره بر سر زبانها انداخته است خشونتهای این کشور نیست بلکه گسترش قحطی در آن و وضعیت بغرنج مردم مسلمان آن و از همه بدتر شیوع وبا در این کشور است. قحطی در شاخ آفریقا بیداد میکند و در این میان حکایت سومالی از دیگر نقاط وحشتناکتر است. براساس گزارشهای موجود، حدود یک سوم جمعیت سومالی با خطر مرگ ناشی از گرسنگی و قحطی روبهرو هستند اما امداد رسانی به این افراد به کندی صورت میگیرد. بعضی قحطی زدگان برای رسیدن به اردوگاههای آوارگان بیش از 400 کیلومتر راه را طی میکنند و در راه شاهد مرگ فرزندان خود هستند. 40 هزار آوارهی جدید در طی سه هفتهی گذشته به موگادیشو پایتخت سومالی رسیدند. آنها در دستههای کوچک هستند و پس از کیلومترها پیادهروی دیگر آذوقه و آبی برایشان باقی نمانده است. زنان و کودکان بخش قابل توجهی از این آورگان را تشکیل میدهند. طی 18 ماه گذشته، صدها هزار نفر به همین ترتیب در جستوجوی غذا راهی موگادیشو پایتخت سومالی شدهاند. در شمال آفریقا در صحنهای که تاکنون هیچ دوربین تلویزیونی آن را ضبط و پخش
نکرده، گرسنگی در حال گسترده شدن است. در این منطقه از جهان دهها هزار کودک مجبورند هفتهها راه بروند تا خود را به کمپهای پناهندگان که اکنون لبریز از پناه جویان هستند، برسانند. این کودکان به دلیل بدترین خشکسالی 60 سال اخیر و افزایش قیمت مواد خوراکی مجبور به ترک منازل خود شدهاند. این امر خانوادههای زیادی را در آفریقا تحت تأثیر قرار داده و اکنون 8 تا 10 میلیون انسان به دلیل قحطی در خطر مرگ قرار دارند. این کودکان گرسنه که از والدین خود جدا شدهاند به کمپهایی واقع در شمال کنیا میروند. هم اکنون این کمپها روزانه یک هزار و 200 کودک را پذیرش میکنند و در حالی که ظرفیت آنها 90 هزار نفر است، جمعیتی بالغ بر 370 هزار نفر در آن حضور دارند. اغلب این کودکان از اتیوپی و سومالی به اردوگاهها میآیند و در هنگام ورود افزون بر آنکه گرسنه هستند به دلیل پیمودن مسافتهای طولانی با پای پیاده به بیماریهای مختلفی نیز دچار شدهاند. این در حالی است که در سال گذشتهی میلادی و در پی گستردگی قحطی و گرسنگی در غرب آفریقا، سازمانهای امدادی فعال در این منطقه، بودجهای 10 میلیون دلاری برای مقابله با این فاجعه بشری خواستار شدند. در همین
رابطه «ممدو بیتیه»، مدیر مؤسسهی خیریهی «آکسفام» (سازمان بینالمللی امداد رسانی) در منطقهی غرب آفریقا اعلام کرد: «مردم در بخشهایی از چاد و نیجریه برای یافتن دانه و غلات، زمین را میکنند، برای سیر کردن شکم خود برگ گیاهان، درختان و حتی غذای دام میخورند، 900 هزار کودک به سوءِ تغذیه مبتلا شدهاند که احتمال ابتلای این کودکان به انواع بیماریها و همچنین مرگ آنها وجود دارد. این مقام آکسفام تأکید کرد: «اوضاع فعلی نشان دهندهی وخامت جدی وضع مردم منطقهی غرب آفریقاست و احتمالاً بدتر از پنج سال پیش خواهد شد اما این بار دست کم فرصت برای واکنش به موقع و جلوگیری از وقوع فاجعهی انسانی گسترده وجود دارد.»اما این پایان ماجرا نیست و رنج مردم شاخ آفریقا همچنان ادامه دارد. رییس کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد، خشکسالی و قحطی در سومالی را «بدترین فاجعهی انسانی» جهان توصیف کرد و خواستار کمک جامعهی جهانی به ساکنان مناطق بحران زده شد. کانون خشکسالیها در سه کشور سومالی، اتیوپی و کنیا قرار گرفته است؛ با این حال بخشهایی از اوگاندا و جیبوتی نیز با خشکسالی روبهرو شدهاند. برنامهی جهانی غذای سازمان ملل میگوید: «10
میلیون نفر در شاخ آفریقا نیاز به غذا دارند.» این نهاد که تاکنون برای 6 میلیون نفر در شرق آفریقا مواد خوراکی تهیه کرده، میگوید: «برای 4 میلیون نفر دیگر با کمبود بودجه روبهرو است و به 477 میلیون دلار نیاز دارد.» وجدان خفتهی اعراب با شدت گرفتن قحطی در شاخ آفریقا، «بان کی مون» دبیر کل سازمان ملل در تماس با «عبدالله» پادشاه عربستان، «شیخ صباح الاحمد الصباح» امیر کویت، «شیخ حمد بن جاسم آل ثانی» نخست وزیر قطر و «شیخ عبدالله بن زاید آل نهیان» وزیر امور خارجهی امارات متحدهی عربی از آنها خواسته که بودجههایی را برای منطقهی شاخ آفریقا اختصاص دهند. کشورهای عربی با بیمبالاتی و صرف ابراز همدردی و دعوت از دیگران برای کمک به سومالی را برای تعامل با این مصیبت در دستور کار خود قرار دادهاند و هیچ اقدام عملی در این زمینه صورت نگرفته است. آنها حتی در مورد دزدان دریایی سومالی نیز هیچ واکنشی نشان ندادند، این در حالی است که غربیها مهمترین دریای عربی را به اسم مبارزه با دزدان دریایی تحت تصرف خود قرار دادهاند. «بان کی مون» دبیر کل سازمان ملل از کشورهای عربی خواست به سومالی کمک کنند اما آنها با بیمبالاتی و صرف ابراز
همدردی و دعوت از دیگران برای کمک به سومالی را برای تعامل با این مصیبت در دستور کار خود قرار دادهاند و هیچ اقدام عملی در این زمینه صورت ندادند. سازمانهای داخلی عربی نیز تقریباً همین موضع را در قبال سومالی دارند و آن را در اولویتهای خود قرار ندادهاند، البته کمکهای بسیار اندکی در این زمینه شده است، اما این کمکها با نیازهای واقعی مردم سومالی قابل مقایسه نیست. برخی استدلال میکنند که دلیل این بیتوجهی مشغول شدن کشورهای عربی به انقلابهای مردمی منطقه است، اما واقعیت این است که این کشورها هرگز در عمر 20 سالهی بحران در سومالی نه در عرصهی سیاسی و نه فرهنگی به این کشور توجهی نکردهاند. افزون بر بیتوجهی اعراب به وضعیت سومالی مشکلات دیگری نیز در راه نجات مردم این کشور از وضعیت موجود وجود دارد که برخی از آنها عباتاند از: تنها بخش اندکی از میلیونها دلاری که به اسم کمک به مردم سومالی جمعآوری میشود، به قحطی زدگان میرسد و بیشتر آنها در هتلهای گران قمیت نایروبی هزینه میشود، میلیونها دلار از این اموال نیز در اختیار نیروهای آمیصوم (نیروهای اتحادیهی آفریقا که در سومالی مستقر هستند) قرار میگیرد که خود جزیی از
ایجاد بحران در این کشور هستند، این در حالی است که سرباز سومالیایی ماههاست که حقوقی دریافت نکرده و به همین علت غذایی برای خوردن ندارد. از سوی دیگر سازمانهای بینالملی همیشه به جای کمک به آوارگان داخلی به کمک پناهندگان خارجی در کشورهای دیگر میپردازند، این همان موضوعی است که مسؤولان سومالی از آن تحت عنوان تشویق به مهاجرت گروهی از کشور نام میبرند، این موضوع تا حدی است که اردوگاه آوارگان سومالیایی در کنیا به بزرگترین اردوگاه آوارگان در دنیا تبدیل شده است. قحطی سومالی منبع درآمد سازمانهای امداد رسان فساد در عملکرد این سازمانها از دیگر معضلاتی است که کمکهای بینالمللی را ناکارآمد کرده است. بسیاری از کالاهایی که باید به صورت رایگان به دست مردم برسد، در بازارها به فروش میرسد و تحقیقات در این زمینه نیز هرگز به نتیجهای ملموس نرسیده است، به همین علت است که بسیاری از این مؤسسهی خیریه در سومالی هیچ محبوبیتی ندارند. این مؤسهها افروز بر کنترل مقدرات کشور و ایجاد فساد در آن مواد غذایی تاریخ گذشته را به مردم سومالی میدهند و بار دیگری را بر مصیبتهای این مردم قحطی زده اضافه میکنند. سازمانهای بینالمللی به دنبال حل
ریشهای مشکل سومالی نیستند، بلکه از ادامهی آن سود میبرند و آن را منبع منافع مادی خود و روزی نظامیان محلی میدانند که در این کشورها جنگ داخلی به راه انداختهاند. درگیریهای سیاسی و بیتوجهی به مرگ و میر مردم گفته میشود مقامهای محلی مسؤول اصلی این مشکلات هستند، در حالی که کشور در بحران قحطی دست و پا میزند، «شریف شیخ احمد» رییسجمهور و «شریف شیخ حسن» رییس پارلمان از مدتها قبل در مورد انتخاب این وزیر و آن مسؤول وارد درگیری شدیدی شدهاند و هرگز توجهی به مصیبتهای بیش از نیمی از ساکنان کشور ندارند. جنبش جوانان مبارز نیز در این قحطی ضربهی شدیدی خورده است، چرا که قحطی در مناطقی است که آنها تحت کنترل خود قرار دادهاند، آنها برای مدتی مانع از ورود هیأتهای امداد رسانی به این منطقه شدند و سپس مجبور به عقبنشینی از تصمیم خود شدند. سیاستمداران سومالی به علت درگیریهای داخلی خود انتظار چنین بحرانی را نداشتند و خود را برای آن آماده نکرده بودند، این در حالی است که جامعهی مدنی سومالی نیز هیچ راهکاری برای حل این بحران ارایه نداده است، تقریباً هیچ آژانس امداد رسانی داخلی وجود ندارد که با کمکهای خود اندکی از مصیبتهای
مردم قحطی زده را بکاهد. سطرهای بالا نشان میدهد که در صورت حاکم بودن وضعیت فعلی در سومالی و دیگر مناطق شاخ آفریقا نمیتوان به بهبود اوضاع آن امیدوار شد چون افزون بر اینکه این کشور نیازمند دریافت کمکهای بین المللی است باید یک عزم داخلی و بین المللی نیز برای خارج کردن آن از بحران وجود داشته باشد موضوعی که در مورد سومالی تا کنون مشاهده نشده است. (*)