اخبار آرشیوی
توماس پیکرینگ، سفیر اسبق آمریکا در رژیم صهیونیستی ضمن تاکید بر لزوم استفاده از دیپلماسی در برخورد با تواناییهای هستهای رو به افزایش ایران، ارتباط واشنگتن با تهران را یکی از دشوارترین چالشها برای سیاستهای خارجی آمریکا خواند
توماس پیکرینگ، سفیر پیشین آمریکا از لزوم استفاده از دیپلماسی در برخورد با تواناییهای هستهای رو به افزایش ایران سخن گفت. این سخنرانی که با عنوان "برنامه هستهای ایران: آیا دیپلماسی میتواند موثر باشد؟" ایراد شد، از سوی برنامه علم و امنیت جهانی مدرسه ویلسون برگزار شده بود. به گزارش اشراف ، توماس پیکرینگ، سفیر پیشین ایالات متحده چندی پیش در برابر سالن مملو از جمعیت روبرتسون، از لزوم استفاده از دیپلماسی در برخورد با تواناییهای هستهای رو به افزایش ایران سخن گفته بود. این سخنرانی که با عنوان "برنامه هستهای ایران: آیا دیپلماسی میتواند موثر باشد؟" ایراد شد، از سوی برنامه علم و امنیت جهانی مدرسه ویلسون برگزار شده بود. پیکرینگ معتقد است ارتباط ایالات متحده با ایران و به خصوص توسعه برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران، یکی از دشوارترین چالشها برای سیاستهای خارجی این کشور میباشد. نظر به اینکه زبان، فرهنگ و ارزشهای ملی ایران و ایالات متحده بسیار متفاوت هستند، پیکرینگ گفته است که این تفاوتها و روابط سرد بین دو کشور ایرانیها و آمریکاییها را به سمت احساس "شک، عدم اطمینان و بیاعتمادی" سوق داده است. این کشور که در
خاورمیانه واقع شده است، در تلاشش برای گسترش برنامه هستهای خود با مشکلات زیادی مواجه شده است. پیکرینگ افزود در طی این توسعه، موضع ایالات متحده این بوده است که "با توجه به اینکه روابط ما با ایران حسنه نیست، این کشور نباید توانایی هستهای خود را افزایش دهد." از دیدگاه ایالات متحده اجازه دادن به ایران برای گسترش برنامه هستهای، این کشور را به سلاح هستهای مسلح خواهد کرد که تهدیدی بزرگ علیه متحدان ایالات متحده در منطقه خواهد بود و جامعه جهانی را به مخاطره خواهد انداخت. ایران جهت احداث نیروگاه در خلیج فارس با روسیه قرارداد بسته و طی این سالها سانترفیوژی را برای غنیسازی اورانیوم ساخته است. با توجه به اینکه ایران بخشی از معاهده عدم اشاعه هستهای سال 1970 است، قدمهایی تکنولوژیکی به سوی انرژی هستهای برداشته است که نگرانی اروپاییها و آمریکاییها را برانگیخته است. پیکرینگ افزوده است: تلاشهایی نظیر اعمال تحریمها و کرم استاکسنت، جهت کاستن از سرعت توسعه هستهای و یا تخریب آن، موفقیتآمیز بوده است، اما "با وجود اینکه برنامه هستهای ایران را برای مدتی به تاخیر انداختهایم، این زمان تا ابد نیست." پیکرینگ تشریح کرده
است که محرمانه بودن بیش از حد این کشور، احداث تاسیسات زیرزمینی و طراحی نرمافزارهایی جهت استفاده در کلاهک هستهای نشان داده است که "اهداف ایرانیها به اندازه ادعاهایشان مسالمتآمیز نیست." دولتهای اروپایی و ایالات متحده با درک این موضوع که سیاست منع ایران از توسعه هستهای از سوی این کشور پذیرفته نخواهد شد، انجام مذاکراتی با این قدرت خاورمیانه را که در صدد کسب استقالال است، مدنظر قرار دادهاند. از آنجایی که سانترفیوژ ایران به "نماد موفقیت ملی بازگشتناپذیری" برای این کشور مبدل شده است، دولتهای اروپایی مجبورند که امیدشان را برای متوقف ساختن برنامه هستهای ایران فراموش کنند و به ازای اعمال محدودیتها و نظارت بینالمللی، اجازه این توسعه را به این کشور بدهد. پیکرینگ گفت با توجه به این توسعهها، سه گزینه برای ایالات متحده باقی میماند. گزینه نخست آن است که به ایران اجازه دهیم بدون هر گونه مزاحمتی به توسعه هستهای خود ادامه دهد، که البته پیکرینگ این گزینه را برای ایالات متحده سیاست عاقلانهای معرفی نمیکند. وی افزود: اگر ایران ساخت سلاح هستهای را آغاز کند، دیگر کشورهای عربی نیز به توسعه برنامههای هستهای کشور
خود خواهند پرداخت تا با تهدید نظامی وارد شده از سوی ایران مقابله کنند. گزینه دوم که انتخاب خطرناکی به نظر میرسد، اقدام نظامی است. یک مشکل این رویکرد این است که اطلاعات کمی از رخدادهای درونی و زیربنایی ایران وجود دارد و اگر هم عدم تمایل جامعه آمریکا به حمله زمینی را در نظر نگیریم، این اقدام اقدامی فوقالعاده خطرناک خواهد بود. توسعه دیپلماسی آخرین گزینه است که میتواند امید به پیشرفت را مجددا ایجاد کند. ایالات متحده بایستی آماده باشد تا تمامی گزینههای حساس را روی میز مذاکره قرار دهد. وی افزود: ایالات متحده همچنین میبایست حق ایران برای تولید اورانیوم را در سطوح متناسب با نیازهای مدنی را به رسمیت بشناسد و این حق را با شفافیت و توافق برای اجازه دادن به بازرسهای بینالمللی از تاسیسات هستهای این کشور، معاوضه کند. پیکرینگ گفت: محدودیت برای غنی سازی نظامی برای تمامی قدرتهای هستهای -از جمله ایالات متحده- میتواند توافق با ایران را تسهیل کند. شورای امنیت ملی ایالات متحده میتواند به عنوان مرجعی برای اعمال تغییرات قانونی در مسیر غنیسازی هستهای تمامی کشورها فعالیت کند. وی افزود: "تمهیدات اعتمادسازی" کوچک همچنین
میتواند از طریق تغییر دیدگاه رایج در بین ایرانیان مبنی بر تمایل ایالات متحده جهت تغییر رژیم ایران، روابط بینالمللی را توسعه دهد. خط ارتباطی بین تهران و واشنگتن و همچنین توافقات اساسی در زمینه مشارکت دریایی نیز میتواند سوتفاهمها و موقعیتهای بحرانی را به حداقل برساند. این اقدامات جزئی ممکن است به بهبود روابط بین دو کشور منجر شود، اما پیکرینگ هیچگونه پیشرفتی در کوتاه مدت را تضمین نمیکند." وی میگوید: "مهم این است که درها را باز کنیم. من محلی را برای ایفای نقش دیپلماسی مشاهده میکنم، اما میدانم که این کار دشوار است."