اخبار آرشیوی
روزنامه آمریکایی "نیویورک تایمز" در تحلیلی تاکید کرد؛ کشورهای غربی در زمان مناسب نتوانستند برنامه هستهای ایران را متوقف کنند و اکنون دیگر وقت این کار گذشته است
ایران هسته ای- مکس بوت در مقاله ای برای روزنامه نیویورک تایمز که روز شنبه 12 آذر 1390 (3 دسامبر 2011) منتشر شده نوشت: «تهران به سبب تعلل غرب در برداشتن گام هایی که می توانست به فلج شدن پایگاه اقتصادی آن بینجامد و مانعی بر سر راه بلندپروازی های هسته ای این کشور باشد، نگران پیامدهای بین المللی سیاست هایش نیست». وی سپس به ناکارآمد بودن تحریم ها در متوقف کردن ایران پرداخت و نوشت: «کارتر، ریگان، جرج بوش پدر، بیل کلینتون، جرج دبلیو بوش، و باراک اوباما همگی تحریم هایی را از توقیف دارایی ها تا ممنوعیت های مسافرتی علیه رژیم ایران وضع کرده اند. اما نتیجه چه بوده است؟ ناکامی این سیاست را می توان در ادامه پیشرفت برنامه هسته ای ایران و نیز در تمایل تهران برای دست زدن به اقدامات دیگر، از جمله توطئه ترور سفیرعربستان در واشنگتن که ماه اکتبر فاش شد، و هجوم سه شنبه گذشته به سفارت انگلیس در تهران مشاهده کرد». این ادعا در حالی است که واشینگتن هرگز قادر به اثبات اتهام دست داشتن ایران در طراحی ترور عادل الجبیر سفیر سعودی در واشینگتن نبوده است. بوت ادامه می دهد: «روشن است که تهران نگران پیامدهای بین المللی رفتارش نیست و
حق هم دارد که نباشد. غرب برای برداشتن گام هایی که می توانست پایه های اقتصادی آن را فلج سازد، مانند تحریم کردن بانک مرکزی و صادرات نفتی این کشور، تعلل کرده است. حالا که دیر شده است، شاید همین اقدامات و تدابیر سختگیرانه نیز نتواند ایران را از دستیابی به سلاح هسته ای باز بدارد». نویسنده نیویرک تایمز سپس تاکید می کند که حتی تهدید نظامی هم دیگر «معتبر» نیست. بوت می نویسد: «تنها گزینه موثری که می تواند برنامه هسته ای ایران را به تاخیر بیندازد بمباران است. اما چه کسی باور می کند که باراک اوباما دست به کاری بزند که سلف وی از آن خودداری کرد، یعنی راه انداختن جنگ علیه حکومت ایران. توسل به گزینه نظامی، برغم لاف زنی واشنگتن در خصوص مطرح بودن همه گزینه ها، تهدید معتبری نیست و ایرانی ها نیز این را می دانند». مکس بوت در بخش نتیجه گیری مقاله خود نوشته است: «خلاصه، سیاستگذاران غرب امروز تلویحا گرفتار همان تصوری شده اند که سلف های آنها در دهه های 1930، 1940 و 1990 شده بودند: اینکه از یک جنگ بلادرنگ، حتی با شرایط مطلوب، باید بیش از چشم انداز فاجعه ای ترسید که احتمالا در مقطعی نامعین در اینده نه چندان دور رخ خواهد
داد».