اخبار آرشیوی

کدخبر: 378352

پایگاه برهان در گزارشی با عنوان "شورش علیه کودتاگر" نوشت: "حمد بن خلیفه آل‌ثانی"، امیر قطر با استقرار بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در چند کیلومتری قصر خود در صدد خنثی کردن حرکات مردمی، تحرکات احتمالی نخست‌وزیر و حتی فرماندهان نظامی ناراضی خود است

گروه بین‌الملل برهان/ مهدی بهرامی؛ «عبدالعزیزبن خلیفه آل‌ثانی» این همان نامی است که حتی شنیدنش هم تَنِ غول‌پیکر پادشاه 60 ساله‌ی قطر را به لرزه در می‌آورد و کابوس هر روز و شب او شده است. به جرئت می‌توان گفت آن‌قدر که «حَمَدبن خلیفه آل‌ثانی» از برادرش «عبدالعزیز» و حامیان پنهان او می‌ترسد، از دشمنان خارجی و قدیمی‌اش همچون عربستان سعودی که بر سر مرزهای جنوبی زمانی به جان هم افتاده بودند؛ واهمه ندارد. «حمدبن خلیفه آل‌ثانی» که خود زمانی دروس جنگی را در آکادمی‌های نظامی انگلستان می‌آموخت و همچون نوزادی در دامان روباه پیر برای قرار گرفتن در رأس امور کشورش تعلیم داده می‌شد، در زمان حکومت پدرش فرماندهی نیروهای نظامی قطر را برعهده گرفت و بالاخره به راحتی آب خوردن توانست با وجود مخالفت برادر و بخشی از خاندان آل‌ثانی، در سال 1995م. پدر را از اریکه‌ی سلطنت به زیر بکشد. مخالفت‌های گاه آشکار و پنهان سبب شد تا امیر قطر همواره در طی این 17 سال از بیم کودتاخواب راحت نداشته باشد. با شکل‌گیری قیام‌های منطقه و ایجاد موج بیداری اسلامی، مخالفت‌ها برضد حَمَد بن خلیفه از حالت عادی خود خارج شد و گسترش یافت که روابط حسنه با رژیم جعلی صهیونیستی، دخالت آشکار در امور برخی از کشورهای عربی، مخالفت‌های شخص امیر قطر با برخی از سیاست‌های منطقه‌ای و همچنین حمایت از شورشیان در سوریه؛ از جمله دلایل گسترش این مخالفت‌ها بود. البته همراهی این کشور با سیاست‌های دیکته شده‌ی آمریکا و انگلیس در منطقه و رهبری محور ارتجاع، بر این شرایط دامن زد. در حال حاضر، دشمنان خونین امیر قطر در کنار خود طیف‌های مختلف را می‌بینند که در هدفی مشترک هم‌قسم هستند و همگی آرزوی پایان کار پادشاه کشورشان را در سر می‌پرورانند. اگرچه در تمامی این سال‌ها امیر قطر کوشیده است با برخی از فعالیت‌های چشم‌گیر همچون ارتقای خطوط هوایی قطر (ایر ویز)، تلاش برای تأسیس اوپک گازی به همراه ایران و روسیه، به‌دست آوردن امتیاز برگزاری بازی‌های آسیایی و نیز جا‌م‌جهانی فوتبال سال 2022م.؛ این کشور را از یک کشور گمنام که بیشتر از 11 هزار کیلومتر مربع وسعت ندارد و تنها کمتر از یک‌سوم جمعیت‌شان بومی هستند، به سرزمین مشهور تبدیل سازد اما گویا حوادث رخ داده در دو سال اخیر مطابق میل او پیش نرفته است و با وجود تبلیغات رسانه‌ای غولی همچون «الجزیره» به دو زبان عربی و انگلیسی و برنامه‌های متنوع و رنگارنگ، باز هم از محبوبیت او کاسته شده است. ناراضی بودن عبدالعزیز و دیگر اعضای خاندان آل‌ثانی از کودتای حمد بن خلیفه برضد پدرش این شائبه را در اذهان تحلیل‌گران مسائل سیاسی ایجاد می‌کند که تشکیل گروه‌های معارض در قطر می‌تواند صرفاً دلایل خانوادگی داشته باشد که بر سر جنگ قدرت به‌وجود آمده است. اما وجود اختلاف‌های فاحش در موضع‌گیری این گروه‌ها در قبال حوادث پیش‌آمده در قطر که غالباً در محدوده‌ی نارضایتی از احتکار قدرت توسط پادشاه بروز می‌کند، نشان از عدم وجود ساختار حزبی و گروهی در بین معارضان داشته و این یک ضعف اساسی برای آنان و امتیازی مثبت برای قدرت حاکمه به‌شمار می‌رود. حمد بن خلیفه با قرار دادن بزرگ‌ترین پایگاه نظامی آمریکا در چند کیلومتری قصر خود قصد خنثی کردن حرکات مردمی، تحرکات احتمالی نخست‌وزیر و حتی شاید فرماندهان نظامی ناراضی را دارد تا حدی که ولیعهدش را نیز فعال کرده و بیش از 70 درصد از مسئولیت‌های خود را به او واگذار نموده تا خود فعالیت‌های دیگران را رصد کند. موضع‌گیری‌های گروه‌های معارض در خصوص آتش‌سوزی مرکز تجاری دوحه، نمونه‌ای از عدم انسجام این گروه‌هاست به‌طوری‌که یکی از این گروه‌ها این اقدام را به‌شدت محکوم و آن را از اقدام‌های نظام حاکم معرفی کرد و گروهی دیگر در کمال ناباوری مسئولیت آن را برعهده گرفت [1]! حال باید ببینیم که آیا اصولاً این‌گونه مواضع از یک مکان سرچشمه می‌گیرد به نحوی که هر دو بیانیه را یک گروه به رشته‌ی تحریر درآورده تا ابراز وجودی کرده باشد و نشان دهند که تعدادشان کم نیست یا به واقع چندین گروه در عرض هم مشغول به فعالیت می‌باشند. بر کسی پوشیده نیست حامیان عبدالعزیز مدت‌هاست در کشورهایی همچون کانادا و امارات متحده عربی پناهنده شده‌اند و از اموال و دارایی‌های فراوانی برخوردار بوده و توان نمایش قدرت بیشتری نسبت به دیگر گروه‌های مسلح و معارض دارند اما با این حال عمده فعالیت خود را معطوف به حوزه‌ی مجازی کرده‌اند که انتشار بیانیه با امضای 65 نفر برضد نظام آل‌ثانی [2] در فضای سایبر از جمله‌ی آن‌هاست. لازم به توضیح است که حضور فعالان سیاسی قطری در جمع معترضین سبب شده تا خواسته‌های حامیان عبدالعزیز نیز کمی رنگ و بوی مدنی‌تر به خود گیرد و به فکر برآورده کردن حقوق مردم کشور خود هم باشند. تبدیل شدن نظام حاکم به پادشاهی مشروطه، تدوین قانون اساسی جدید، توزیع ثروت ملی به‌طور مساوی در بین مردم، برگزاری انتخابات و تشکیل پارلمان را می‌توان از جمله‌ی این حقوق دانست. آن‌ها در این راه گاه دست به اقدام‌های جسورانه‌ای هم می‌زنند و با افشای برخی از سیاست‌های امیر و نخست‌وزیر وی، نوعی نظارت بر حکومت ایجاد کرده‌اند. پخش نوار صوتی از گفت‌وگوی محرمانه‌ی امیر قطر با پادشاه سابق و دیوانه‌ی لیبی یعنی «معمر قذافی» مبنی بر چگونگی ضربه‌زدن به عربستان، توسط معارضین باعث شد تا رژیم آل‌ثانی مجبور به انعطاف‌پذیری بیشتر در برابر آل‌سعود شود و در موضع‌گیری خود نسبت به عربستان تغییر رویکرد نشان دهد. ا گر بخواهیم در یک نگاه کلی برخی از نقاط قوت معارضین در قطر را برشمریم به این موارد می‌رسیم: 1. همراهی برخی از ژنرال‌های ناراضی ارتش قطر با گروه‌های مخالف که نقش موثری در افزایش انگیزه‌ی این گروه‌ها دارند و به عنوان یک پشتیبان جدّی برای آن‌ها محسوب می‌شوند و حتی می توانند در موارد احتمالی، از همراهان کودتا به شمار آیند؛ 2. تأکید مخالفان بر فساد مالی و اخلاقی خاندان حاکم که بی‌تأثیر از شعارهای مردمی در قیام‌های منطقه‌ای نیست؛ 3. افزایش مهاجران به قطر که گاهاً در دایره‌ی مخالفان نظام قرار می‌گیرند و بر تعداد آنان می‌افزایند؛ 4. توان مخالفان برای استفاده از پتانسیل و تحریک مردم و قشرهای مختلف جامعه‌ی قطر برای ایجاد موجی از اعتراض‌ها. در مقابل این گروه‌ها، حمد بن خلیفه با قرار دادن بزرگ‌ترین پایگاه نظامی آمریکا در چند کیلومتری قصر خود قصد خنثی کردن این حرکات مردمی و همچنین تحرکات احتمالی نخست‌وزیر خود و احتمالاً فرماندهان نظامی ناراضی را دارد تا حدی که ولیعهدش را نیز در عرصه‌های مختلف منطقه‌ای و بین‌المللی فعال کرده و بیش از 70 درصد از مسئولیت‌های خویش را به او واگذار نموده تا خود با خیالی آسوده‌تر فعالیت‌های دیگران را رصد کند. با توجه به توان بالای مخالفین نظام قطر نمی‌توان به همین راحتی از ظرفیت‌های این گروه‌ها غافل شد. جریان مخالف در قطر می‌تواند با استفاده از چالش‌های موجود نظام در عدم همراهی کامل عربستان در مواضع سیاسی و همچنین عدم توافق کامل با امارات متحده عربی در همکاری‌های اقتصادی با این کشور، به وسیله‌ی برقراری روابط با ریاض و ابوظبی به یک اهرم فشار برضد «حمد بن خلیفه» و «حمد بن جاسم» تبدیل شود. البته در این مسیر تنها راه پیشروی آن‌ها اتحاد، تشکیل ساختار حزبی منسجم، عدم توجه به مشکلات قبیله‌ای، جلب حمایت کشورهای منطقه‌ی ضد خاندان حاکم، برگزاری جلسات مشترک جهت هماهنگی در مواضع خود و حضور گسترده در رسانه‌های جمعی می‌باشد. تأثیر بر تصمیم‌گیرندگان سیاسی قطر در متقاعد ساختن آن‌ها برای تشکیل پارلمان منتخب از جمله نتایج هماهنگی گروه‌های معارض با هم بود که البته پادشاه این خواسته‌ی مخالفین را تا سال 2013م. به تعویق انداخت!(*) پی‌نوشت‌ها: [1] . http://yarmouknews.com/arabic/31546.html [2] . http://www.alqahera.net/haber_detay.asp?haberID=10839 *مهدی بهرامی؛ کارشناس مسائل بین‌الملل/ انتهای متن/
ارسال نظر: