اخبار آرشیوی
"استفان لندمن"، تحلیلگر آمریکایی در گفتگو با "برهان": برنامه هستهای ایران بهانهای برای مداخله آمریکا، کشورهای غربی و اسرائیل در امور این کشور است و اگر این موضوع وجود نداشت، مسأله دیگری را مطرح میکردند و آن را دستاویزی برای مداخله در امور ایران قرار میدادند
اشاره: «استفان لندمن» در مصاحبهی اختصاصی با «برهان» به پرسشهای ما دربارهی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و تأثیر لابی صهیونیسم و جنبش والاستریت بر آن پاسخ داده است. وی متولد 1943م. در بوستون، ماساچوست، آمریکاست. لندمن مدرک لیسانس خود را در سال 1956م. از دانشگاه «هاروارد»دریافت کرد. او پس از 2 سال خدمت در ارتش آمریکا با مدرک (MBA) از دانشکدهی «وارتون» دانشگاه پنسیلوانیا فارغالتحصیل شد. پس از 7 سال، به عنوان یک تحلیلگر تحقیقات بازاریابی در سال 1967م. به گروه تجارت خانوادگی «لندمن» پیوست و تا زمان بازنشستگی در سال 1999م. به فعالیت در این مجموعه اشتغال داشت. لندمن در سال 2005م. برای حمایت از علل ترقی سازمانها، طیف گستردهای از مطالب را نوشت. موضوعات مقالههای او به شکل منظم در مورد جنگ و صلح، تساوی حقوق اجتماعی و سیاسی و عدالت برای مردم دردکشیده در تمام جهان، به ویژه قربانیان جنگهای آمریکا، مردم فلسطین اشغالی و هائیتی است. در اوایل سال 2007م. او اجرای برنامهای رادیویی را آغاز کرد. او هماکنون مجری یک برنامهی رادیویی در رابطه با موضوعات حیاتی جهان است که هفتهای 3 بار پخش میشود. وی در پایان مصاحبه خطاب
به «برهان» گفت: «بسیار مایلم که کمکتان کنم. در سالهای آخر عمرم، رسالتم را کمک به دیگران قرار دادهام. از صدماتی که کشورم به بسیاری از دولتها و ملتها وارد کرده است، چه در داخل و چه در خارج، بسیار وحشتزدهام. هر روز با آنها میجنگم. خودم میدانم که در مورد من کاملاً آگاهاند و بر فعالیتهای من نظارت دارند. شاید یک روز بخواهند مرا از دایرهی روزگار محو کنند. من همچنان به زنده ماندن خود پافشاری میکنم، چرا که باید بمانم و رسالتم را به انجام برسانم.» گروه بینالملل برهان؛ لابی صهیونیسم چه تأثیر بر انتخابات ریاست جمهوری 2012 آمریکا خواهد گذاشت؟ لابی صهیونیسم یا اسرائیل از منظر سیاسی دارای قدرتی خارقالعاده و همهجانبه در آمریکاست و به نظر من، این یکی از 3 نیروی قدرتمند و مخرب دولت ایالات متحده است. 2 مورد دیگر نیز یکی قدرت پول است که تحت کنترل والاستریت و دیگر غولهای مالی است و دیگری رسانههای مربوط به شرکتهای بزرگ در آمریکاست. از نظر من، این رسانهها حقهباز و پست هستند و دلایل خوبی هم برای این حرف خود دارم. روی هم رفته، میتوان گفت که آنها شیاطینی کاملاً مخرب میباشند. جایگاه اسرائیل در سیاست خارجی
آمریکا چیست؟ کارها برعکس شده است. در بسیاری از موارد این اسرائیل است که آمریکا را تحت سلطهی خود گرفته و مانند زیردستی است که به اربابش امر و نهی میکند. این مسئله که واشنگتن در اغلب موارد بر اساس سیاستها و خطمشیهای تجویزشدهی اسرائیل عمل میکند بسیار تکاندهنده و شرمآور است و منافع آمریکا را آسیبپذیر میکند. این مسئله در سیاستهای امپریالیستی آمریکا منعکس شده است. بسیار اتفاق میافتد که اسرائیل از آمریکا برای انجام برخی از کارهای کثیف خود استفاده کند و این اعتباری برای قدرت لابی صهیونیسم به شمار میآید. این مسئله با توجه به اقدامات گستردهی بیش از 50 مورد از تشکیلات و سازمانهای مردمی در سراسر کشور، با هدف حمایت از اسرائیل، نشان داده شده است. آیپک و سایر لابیهای صهیونیستی به چه صورت در عرصهی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تأثیرگذر هستند؟ این سازمان صهیونیستی در آمریکا بیش از یک قرن قدمت دارد. مورد دیگر اتحادیهی «ضدافترا» است که سازمانی با هدف مقابله با یهودستیزی به شمار میرود و قدمتی تقریباً 100 ساله دارد. این سازمانها به تنهایی یا به صورت گروهی تأثیراتی عظیم اعمال میکنند. به ندرت ممکن است
رسانههای اختصاصی کنگره یا رسانههای جمعی آمریکا جرئت مبارزه با آنها را داشته باشند. هر گونه اقدام اعتراضی به اعمال این سازمانها باعث میشود فرد از کار بیکار شود و امکان تجدید نظر در این خصوص وجود نخواهد داشت. لابی صهیونیسم در انتخابات 2012 به کدام کاندیدای انتخابات تمایل خواهد داشت؟ والاستریت تعیین میکند رئیسجمهور بعدی آمریکا چه کسی باشد. فکر میکنم اوباما گزینهی انتخابی آنها باشد. شاید حدسم اشتباه باشد، اما به هر حال بهترین حدس من است، چرا که من آیندهی رامنی را نیز مانند بوش منفور میبینم. تأثیر لابی صهیونیسم بر نتایج انتخابات فعلی آمریکا چگونه ارزیابی میشود؟ اقدامات اوباما خیلی بدتر از بوش بود، ولینیمی از کشور از او حمایت میکنند. او مردی چیرهدست است. محبوبیت بوش تا 20 درصد کاهش یافتو طرفداران وفادارش او را ترک کردند. رامنی رفیق شفیق بوش است و این خطر بزرگی برای آمریکاست. اوباما و نتانیاهو از هم خوششان نمیآید. این مسئله اهمیت چندانی ندارد. اوباما کاملاً به اسرائیل متعهد است. گول این لفاظیها و خطابهها را نخورید، به سیاستها توجه کنید. اختلاف نظری که هماکنون در مورد مسئلهی جنگ علیه ایران وجود
دارد مربوط به زمان این جنگ است، نه سیاستهای پشت آن. به اعتقاد من، صهیونیستها با رامنی خیلی راحتترند. البته با اوباما هم مشکلی ندارند. لابی صهیونیسم حرفهای زیادی برای گفتن در مورد انتخابات ما دارد. تأثیر مطالبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جنبش والاستریت بر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا چیست؟ والاستریت چیزهای زیادی تحت مالکیت خود دارد که پول قدرتمندترین آنهاست. نوشتههای زیادی در این خصوص دارم و کتابی در مورد این موضوع نوشتهام و مطالب دیگری نیز در دست انتشار دارم. از نظر من، هیچ تغییری در سیاست خارجی ایالات متحده رخ نمیدهد، مگر اینکه اقدامات فعالانهی سازمانهای مردمی در جوامع سراسر کشور طنینانداز شود. جنبش اشغال والاستریت میتواند تأثیر شگرفی داشته باشد. این جنبش، جنبشی نوپاست و خیلی زود است که بگوییم میتواند به اعتراضات مشابه کارگران و مبارزات حقوق مدنی در چند دههی پیش و همچنین به جنبش ضدجنگ ویتنام تبدیل شود یا خیر. در صورتی که حامیان جنبش والاستریت میان یکی از احزاب دمکرات یا جمهوریخواه ناگزیر به انتخاب باشند، کدام یک را انتخاب را خواهند کرد؟ نظام حزبی کشور ما یک سیستم تکحزبی با 2 جناح میباشد.
ذرهای اختلاف بین دمکرات ها و جمهوریخواهان در مورد مسائلمهمی چون جنگ و صلح، توانمندسازی شرکتهای بزرگ و تسلط بر جهان وجود ندارد. چین و روسیه آخرین پیشگامان به چالش کشیدن سلطهی ایالات متحده به شمار میآیند و من میتوانم مراحل نهایی رویارویی نیروها را در این خصوص پیشبینی کنم و از اتفاقاتی که قرار است رخ دهد هراسناکم. با این وصف، میان سیاستهای 2 حزب جمهوریخواه و دمکرات در عرصهی سیاست خارجی هم تفاوتی قائل نیستید؟ سیاست خارجی ایالات متحده را میتوان به سادگی بیان کرد: آمریکا خواهان تسلط جهانی بلامنازع است و برای دستیابی به آن، سیاست جنگ تام را در پیش گرفته است. همهی دولتهای مستقل مانند ایران، سوریه، لیبی (در دوران قذافی) و عراق (در دورهی صدام) از اهداف ایالات متحده برای تغییر رژیم به شمار میآیند. موضوع هستهای ایران دستاویزی است به منظور انحراف اذهان از موضوعات مهمتر. هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد ایران به دنبال دستیابی به تسلیحات هستهای است و رهبران واشنگتن، اسرائیل و غرب کاملاً به این مسئله واقفاند. در حقیقت برنامهی هستهای ایران بهانهای برای مداخله در امور این کشور است و اگر موضوع هستهای شدن
ایران وجود نداشت، چیز دیگری را مطرح مینمودند و آن را دستاویزی برای مداخله در امور این کشور قرار میدادند؛ همان طور که در عراق سلاحهای کشتارجمعی وجود نداشت، ولی بهانهی دیگری را برای مداخله در امور این کشور انتخاب نمودند. فکر میکنم دولت اسرائیل تا کنون تحت حاکمیت هر رهبری که قرار داشته، همواره به دنبال یک مسیرِ خودمخرب بوده است. رسانههای جایگزین در این خصوص انتقادات شدید و بیامانی دارند. من بیش از هر موضوع دیگری در مورد اسرائیل و فلسطین مطلب نوشتهام. من یهودی هستم و مطمئنم که رهبران اسرائیل مرا میشناسند و هرگز اجازهی ورود به کشورشان را به من نخواهند داد. آنها و دیگران مرا یک یهودی از خود متنفر مینامند؛ واژهای که بسیار مزخرف و ضدونقیض است. من نسبت به صلح، برابری، عدالت و آزادی برای همهی مردم مظلوم احساس تعهد میکنم. فلسطینیها در صدر لیست من قرار دارند. مردم هائیتی و بسیاری از مظلومان دیگر نیز از این امر مستثنا نیستند. تغییری که قرار است، پس از انتخابات، در سال 2013 رخ دهد بسیار بدتر از شرایط حال حاضر است و این پیشبینی ترسناک، اما کاملاً واقعبینانه است. با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار
«برهان» قرار دادید/ انتهای متن/